• عضویت
( 0 Votes ) 

 

در آن سیاهی شب که مهتاب نردبان آسمان را پایین می آمد تا سحر را به ضجه های علی پیوند دهد، علی بود و یک مدینه غربت ، علی بود و غروب امیدهایش ، علی بود و آغاز شب های تنهایی اش و ندایی غمبار که نجوا می کرد: دردا و حسرتا که نگین خاتم پیغمبران شکست، فاطمه رفت، فاطمه رفت.

کیست فاطمه؟ سلاله ای از تبار روشنی ها، سکاندار اندیشه ها، شمیم خوش عطر غزل بر اقلیم روح.
امشب بغض دریا شکسته است و تا سحر دریا در فراق اقیانوس مویه می کند و چشم های علی که چشمه های جوشان اشک هستند به نگاه ملتمسانه زینب و ام کلثوم گره می خورد و شبنم ها بر گلبوته های چهره حسنین یخ می زنند.

کیست فاطمه؟ آئینه مهرورزی، پرده پاکی و حجب و حیا، هدیه ای از سوی خدا.

امشب  آیت خدا ، جان مصطفی، آن در گرانبها در صدف بقیع در خاکی گمنام و پرافتخار آرام گرفته است ... .
ای فاطمه تو تمام قرآنی، هنگام تلاوتت وضو باید داشت...

 

معصومه محمدی

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

سه شنبه, 02 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16333
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11780785

اوقات شرعی



آخرین نظرات