لات و لوت و آسمان جل است.
آدمي آس و پاس ، ولگرد و فاقد جا و مکان درست و حسابي است.
لا سيبيلي در کرد.
حرف او را شنيد ولي به روي خود نياورد، نشنيده گرفت.
لالايي مي داني چرا خوابت نمي برد.
چرا پند و اندرزي را که به ديگران مي دهي در مورد خودت به کار نمي بندي.
لام تا کام صحبت نکرد.
به هيچ عنوان و تحت هيچ شرايطي حرف نزد، لب از لب نگشود.
لايق ريش پدرش است.
آنقدر فرزند بي ادب و بي نزاکتي است که فقط بدرد پدرش مي خورد.
لب از لب برداشت.
سکوت راشکست و شروع به حرف زدن نمود.

لباس پس از عيد، براي گل منار خوب است.
مانند: نوشداروي پس از مرگ سهراب است.
لت و پارش کرد.
جراحت و صدمه زيادي به او رساند ، درب و داغونش کرد.
لجن مالش کرد.
آبرو و حيثيت او را با فحاشي، توهين و تهمت از بين برد.
لرزه بر اندامش افتاد.
به شدت ترسيد، از کسي يا چيزي بشدت وحشت کرد.
لعنت بر دکان داري که مشتري خودش را نشناسد.
بيشتر مغازه دارها مشتريهاي خود را شناخته و با سليقه هاي متفاوت آنان آشنا هستند.
لغز مي خواند.
پشت سر اين و آن عيب جويي و بدگويي مي کند، غيبت مي کند.
لفت لعابش مي دهد.
طول و تفصيل مي دهد، آب و تاب دادن در تعريف از چيزي يا کسي.
لقمه به اندازه دهانت بردار.
کاري راکه در توان توست انجام بده.

لقمه بزرگ توي گلويت گير مي کند.
اگر اقدام به کار بزرگي ميکني که در حد اندازه و توانايي تو نيست باعث درد سر و ناراحتي تو خواهد شد.
لقمه را از پشت سر به دهان مي گذارد.
کار ساده اي را به صورت وارونه و غير عادي و با سختي و مشقت بسيار انجام مي دهد.
لنگه کفش در بيابان نعمت خداست.
هر چيز به ظاهر بي ارزش ، زماني داراي ارزش فراوان مي شود.
لم کار را ياد گرفته است.
به فوت و فن کار آشنا و مسلط شده است، ريزه کاريهاي آن را مي داند.
لگد به بخت خود مي زند.
کاري بر خلاف منافع خود نيکند ، از شانس خوبي که به سراغش آمده استقبال نمي کند.
لوطي خور شد.
مال و اموال کسي توسط کساني حيف و ميل شد، چيزي را ضايع کردن.
لوطي گري کرد.
جوانمردي کرد، به کسي کمک شاياني کرد.

لولوي سر خرمن است.
نمي تواند هيچ کاري را انجام دهد، فقط وسيله اي براي ترسانيدن ديگران است.
له و لورده کرده است.
چيزي را خورد و خمير کرده است، درب و داغون کرده است.
لفت و ليس مي کند.
از حاصل زحمت و دسترنج ديگران سوء استفاده و دزدي مي کند.
ليچار مي گويد.
حرفهاي پوچ و بي اساس و نا مربوط مي زند.
لي لي به لالاي او مي گذارد.
بيش از اندازه به او احترام مي گذارد، او را خيلي تحويل مي گيرد، تعريف و تمجيد بي جا از او مي کند.