• عضویت
(1 رای, میانگین 3.00 از 5)
سه شنبه ، 13 دی 1390 ، 05:30

گاو بندي مي کند.
زد و بند و تباني مي کند، در کاري بين دو يا چند نفر توافق قبلي شده است.

gav.jpg


گاو بي شاخ و دم است.
آدمي غول پيکر و قوي ولي بي نهايت احمق و نادان است.


گاو پيشاني سفيد است.
همه مردم او را به خوبي مي شناسند خيلي معروف و مشهور است.


گاوش زاييده است.
برايش بد شانسي بوجود آمده است، ضرر و زياني بزرگ متوجه او شده است.


گاو نه من شير ده است.
آدمي است که همه خوبيهاي گذشته اش را با يک عمل ناشايست ضايع مي کند.


گدا را جان به جانش کني گداست.
کسي که مدتي گدايي کرده و دست جلوي اين و آن دراز کرده است به سختي مي توانند اين عادت ناپسند را ترک کند.


گدا را که رو بدهي صاحبخانه مي شود.
اگر به افراد طمعکار محبت بيش از حد شود از آن سوءاستفاده خواهند کرد.


گذر پوست به دباغ خانه مي افتد.
بالاخره روزي مابه هم خواهيم رسيد. کوه به کوه نمي رسه ولي آدم به آدم مي رسه.


گذشت آنچه گشت.
هرگز نبايد افسوس گذشته ها را خورد ، بايد در فکر فرصت هاي آينده بود.

tom-and-jerry.jpg


گربه براي رضاي خدا موش نمي گيرد.
معمولاً هر کسي کاري براي ديگري انجام مي دهد قصد دريافت اجرت و دستمزد را دارد. کسي براي کسي مجاني کار نمي کند.


گربه دستش به گوشت نمي رسيد مي گفت پيف پيف بو مي ده.
آدمي که نمي تواند به خواسته هايش دست پيدا کند براي فريب دادن خودش و ديگران از آن عيب و ايراد بيجا مي گيرد.


گربه را بايد دم حجله کشت.
در هر کاري بايد از همان ابتدا جدي و سخت برخورد نمود تا در آينده مشکلي بوجود نيايد.


گربه رقصاني مي کند.
اشکال تراشي درکار مي کند، امروز و فردا مي کند، بازي درمي آورد.

گربه هفت جان است.
آدمي است سخت جان و بسيار مقاوم که در برابر صدمات و جراحات فراوان تاب مي آورد و به اين راحتي نمي ميرد.


گر تو بهتر مي زني بستان بزن.
اگر تو راست مي گويي و اين کار را بهتر انجام مي دهي پس اين کار را انجام بده.


گردن من از مو باريک  تر است.
اوامر شما را اجرا مي کنم. در اختيار شما هستم .روي حرف شما حرف نمي زنم.


گرسنگي نکشيدي که عاشقي يادت برود.
هنوز با مشکلات زندگي آشنا نشدي تا بداني که زندگي کردن به اين راحتي نيست.


گر صبر کني ز غوره حلوا سازی.
اگر صبر و حوصله وطاقت تحمل رنج و سختي ها را داشته باشي در اين صورت به نتايج مطلوب و دلخواه خود خواهي رسيد.

goeg.jpg


گرگ باران ديده است.
آدمي با تجربه ، پخته و سرد گرم چشيده روزگار است.


گر گدا کاهل بود تقصير صاحبخانه چيست.
اگر تو که نيازمند چيزي هستي و براي بدست آوردن آن از خود جهد و کوشش نشان نمي دهي ديگران رامقصر ندان، خودت تقصير داري.


گرگ در لباس ميش است.
در ظاهر فردي آراسته و نيک و کار به نظر مي رسد ولي در باطن پليد و زشت کار است.


گره از کار کسي گشودن.
حل کردن مشکلات کسي، برطرف کردن ناراحتي ها و گرفتاري هاي کسي.


گرهي که با دست باز مي شود نبايد با دندان باز کرد.
اگر بتوان کاري را با خوبي و خوشي درست کرد احمقانه است که همان کار را با نزاع و خشونت و گردن کلفتي انجام داد.


گريز به صحرا يک ربلا زدن.
در حين گفتگو يک  نکته خاص را با منظور خاص به ميان کشيدن و مسير گفتگو را به مسير مورد نظر کشاندن.


گز نکرده پاره مي کند.
بدون مطالعه و نسنجيده کاري را انجام مي دهد.


گل از گلش شکفت.
با ديدن کسي بسيار شاد و خوشحال و سرحال شد.


گل بود به سبزه نيز آراسته شد.
خيلي بهتر از گذشته شد، نور علي نور شد.


گل بي عيب خداست.
همه داراي عيوب و نواقصي هستند فقط خداوند متعال است که پاک و مبرا از هر عيب و نقصي است.


گل پشت رو ندارد.
هر گاه در مجلسي کسي پشت به ديگران بنشيند اين مثل را به کار مي برند. گل از همه طرف زيبا است.


گل سرسبد است.
بهترين فرد در ميان جمع است.از تمامي جهات نمونه و شاخص است.

garsigh.jpg

گلويش پيش کسي گير کرده است.
عاشق و دلباخته کسي شده است.


گليم خود را از آب بيرون کشيد.
از پس همه کارها و مشکلات زندگي خود درآمد.


گمان مي کند علي آباد هم شهري است.
او تصورات غلطي از واقععيت اين موضوع دارد فکر اشتباهي دارد.


گندش را درآورده است.
با اين کارهاي نا عاقلانه و نسنجيده اش. شورش را در آورده و باعث ناراحتي همه و رسوايي خودش شده است.


گور به گور شده.
نوعي نفرين است که در پشت سر بعضي افراد بد سابقه مي گويند.


گور خود را گم کرد.
از جايي براي هميشه رفت و ديگران را از شر خود خلاص کرد


گورم کجا بود که کفنم باشد.
هيچ چيز از مال و منال دنيا ندارم ، از بي کفني زنده ام.


گوش ايستادن.
نوعي استراق سمع کردن، مخفيانه به سخنان ديگران گوش کردن.


گوش به فرمان است.
آماده و مطيع اوامر و دستورات است، فرمان بردار است.


گوش به زنگ است.
منتظر خبري است، در انتظار آمدن کسي و يا شنيدن خبري بودن.


گوشت رانم را مي خورم، منت قصاب را نمي کشم.
زير بار منت کسي نمي روم، خودم احتياجاتم را بر طرف مي کنم.


گوشش به اين حرفها بدهکار نيست.
هيچ توجهي به حرف کسي نمي کند، غرق در کار خودش است.


گوشش پر است.
از اين حرفها و تهديدها زياد شنيده است از آنها هيچ ترسي و واهمه اي ندارد، با اين حرفها از ميدان بدر نمي رود.


گوش شيطان کر.
به هيچ وجه دلم نمي خواهد اين را که مي گويم خداي نا کرده روزي اتفاق بيافتد.


گوشهايت را تيز کن.
بسيار دقت کن. مراقب همه چيز باش، با دقت به حرفها گوش کن.


گوشمالي داد.
تنبيه و ادب کردن کسي، سزاي عمل بد کسي را داد کسي را تنبيه و ادب کرد.

asiab-2big.jpg


گيسش را توي آسياب سفيد نکرده.
آدمي با تجربه، پخته ، فهميده و سرد و گرم چشيده روزگار است.

 

افزودن نظر


تاریخ امروز

امروز : چهارشنبه
19. بهمن 1390
16. ربيع‌الاول 1433
9. فوریه 2012

پربینندترین های بخش

اوقات شرعی



آمار

اعضا : 409
مطالب و محتوا : 13506
لینك وب ها : 123
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 5187155

آخرین نظرات