طاقتم طاق شده است.
ديگر صبر و تحمل ندارم، آرام و قرارم را از دست داده ام.
طبل تو خالي است.
آدمي پر سر و صدا ولي بي خاصيت است نمي تواند هيچ کار مفيدي را انجام دهد.
طرفه او را گرفته.
از او حمايت و پشتيباني مي کند.
طلا که پاکه، چه منتش به خاکه.
کسي که به خودش ايمان و اعتماد کامل دارد و گناهي نکرده هرگز از کسي ترس و واهمه نخواهد داشت و در هر شرايطي سرافراز و سربلند خواهد بود.
طمعش از کرم مرتضي علي بيشتر است.
بيش از حد حرص و طمع دارد، آدمي طمعکار و حريص است.
طوطيش ياد هندوستان کرده(فيلش).
خاطرات شيرين گذشته به يادش آمده و هوس کرده که دوباره آن را تجربه کند.

طوطي وار ياد گرفته است.
مطالب درسي را بدون آنکه معني و مفهوم آن را بفهمد حفظ کرده است.
طوطي وار حرف مي زند.
بدون توجه به معني و مفهوم کلمات و بدون تفکر و تعقل حرف مي زند.
طوق لعنت به گردنش افتاد.
گرفتار همسري بداخلاق و ناسازگار شده است.