• عضویت
(3 votes, میانگین 4.67 از 5)
سه شنبه ، 13 دی 1390 ، 05:30

داخل آدم نيست.
آدمي پست وحقير است، لياقت و شايستگي انجام هيچ کاري را ندارد.


دارندگي است و برازندگي.
کسي که  داراي مال و ثروت و مقام است معمولاً داراي ظاهري آراسته، شکيل و فريبنده مي باشد.


دار و ندار خود را از دست داده است.
ورشکست شده است، کل سرمايه و دارايي اش از بين رفته است.

داشتم داشتم حساب نيست، دارم دارم حساب است.
از گذشته  هاي شيرين خودت حرف نزن حال بگو چي داري و چکاره اي.


داغ دلش تازه شده است.
با شنيدن حرفي به ياد خاطرات غم انگيز و ناراحت کننده گذشته افتاده است.


دامن همت بر کمر زده است.
با عزمي راسخ مصمم شده است که کاري را به انجام برساند.


دانه را ديدي دام را نديدي.
تو با اين کارت فقط در فکر منفعت و کسب لذت بودي اما هرگز به عواقب ناخوشايند آن فکر نکردي.


دايه دلسوز تر از مادراست.
کاسه داغتر از آش است.

نسبت به کسي محبت و دلسوزي بي جا دارد.


دبه در آورده است.
براي به هم زدن معامله و يا ارزان تر خريدن جنس، ايراد و بهانه جويي مي کند.


دخلش را درآورد.
به حسابش رسيد، او را مجازات و تنبيه نمود ، از او انتقام گرفت.


دردري شده است.
هرزه و ولگرد و بي بند و بار شده است ، فاسد شده است.


در باغ سبز نشان مي دهد.
با وعده و وعيد هاي پوچ و بي اساس ، قصد فريب و گول زدن کسي را دارد.

f1xetu.jpg

در بيابان لنگه کفش نعمت خداست.
در محلي که هيچ وسيله ارزشمند و مفيد فايده اي يافت نمي شود چيزهاي کم ارزش ، داراي اهميت و ارزش فراوان مي شوند.

مانند:کاچي به از هيچي.

در پس هر گريه آخر خنده ايست.
مانند: پايان شب سيه سپيد است، به يقين پس از تحمل سختي ها و مشقات، راحتي و آسايش خواهد بود.


در پوست خود نمي گنجيد.
بسيار خوشحال و مسرور بود، سر از پا نمي شناسد.


در خانه اگر کس است يک حرف بس است.
اگر متوجه حرفهاي من هستي همين کلام کوتاه براي ارشاد و راهنمايي تو کافي است، نيز به تکرار و توضيح مطلب ندارد.


در خانه کسي را نزن تا در خانه ات را نزنند.
به ديگران اذيت و آزار نرسان تا ديگران با تو چنين نکنند.


درخت هر چه بارش بيشتر است سرش پايين تر است.
هر چه آدمي داناتر و فهميده تر باشد بايد فروتني و افتادگي بيشتري داشته باشد.


در دروازه را مي توان بست ولي دهن مردم را نمي توان بست.
به حرفها و شايعات بي اساس و بي ربط بعضي از مردم نبايد توجه کرد اين حرفها تمامي ندارد و نمي توان جلوي آنها را گرفت.


در دنيا يک خوبي مي ماند يک بدي.
تنها چيزي که آدمي پس از مرگ باقي مي ماند نتيجه اعمال خوب يا بد اوست.

dizi.jpg

در ديزي بازه ، حياي گربه کجا رفته.
درست است که او به شما لطف و محبت زيادي دارد و همه نوع امکانات را براي شما فراهم کرده است اما نبايد از آن سوءاستفاده کني.


درس معلم ار بود زمزمه محبتي
جمعه به مکتب آورد طفل گريز پای را.
اگر آموزگار با زباني نرم و رفتاري محبت آميز تدريس کند به يقين ميزان علاقه و پيشرفت دانش آموز بيشتر خواهد شد.


در عفو لذتيست که در انتقام نيست.
بخشش و گذشت لغزش هاي ديگران به مراتب خيلي شيرين تر و دلنشين تر از انتقام جويي و مجازات آنها مي باشد.

در قوطي هيچ عطاري يافت نمي شود.
مطالبي راکه مي گويي تاکنون مانند آن را هيچ کس نزده و هيچ کس هم نشنيده است.

در کار خير حاجت هيچ استخاره نيست.
هنگامي که مي خواهي کار خوب و نيکي را انجام دهي هرگز ترديد نکن.


در کوزه بگذار آبش را بخور.
اين چيزي را که نشان مي دهي براي من بي ارزش وبي اعتبار است، من آن را نمي خواهم ارزاني خودت.

kooze.jpg

در مثل مناقشه نيست.
اگر در ميان صحبت براي اثبات مطلبي، مثالي زده شود که قدري زننده و توهين آميز جلوه کند نبايد معترض و گله مند بود. چرا که قصد و نيت بدي در کار نمي باشد.


در ميان دعوا نرخ تعيين مي کند.
در ميان بحث و گفتگو به زور قصد تحميل عقايد و نظرات خود را دارد.


دروغگو کم حافظه است.
کسي که دروغ مي گويد چون حرفهايش پايه و اساس درستي ندارد هنگام بازگويي مطلب، دچار تناقض گويي مي شود.


در نوميدي بسي اميد است
پايان شب سيه سپيد است.
به يقين با صبر و تحمل ، دستيابي به آرزوها ممکن خواهد شد، هميشه بايد اميدوار بود.


درهفت آسمان يک ستاره ندارد.
آدمي آس و پاس است. هيچ چيز ندارد، وضعش خوب نيست.


در هميشه به يک پاشنه نمي گردد.
اوضاع و احوال هميشه ثابت نمي ماند، زندگي داراي فراز و نشيب زيادي است.


دزد ناشي به کاهدان مي زند.
آدمي ناشي و نا وارد به علت عدم تجربه و ندانم کاري، هميشه ناشيانه عمل مي کند و هرگز به نتيجه مطلوب و دلخواه خود نمي رسد.

دزد نگرفته پادشاه است.
تا مجرم گرفتار و دستگير نشود آدمي بي گناه و سر بلند جلوه مي کند.


دست از پا خطا نکرده ام.
هيچ خلافي نکرده ام، طبق قولي که داده ام عمل کردم کار نادرستي نکردم.

دست از پا درازتر آمد.
کاملاً دست خالي و بي نتيجه و مايوس از آنجا آمد.

دست از سرم بردار.
مرا رها کن و کاري به کارم نداشته باش ، مرا به حال خودم واگذار.


دست بالاي دست بسيار است.
هميشه بالاتر از هر فرد قدرتمندي، قدرتمندتري وجود دارد،هيچ کس برتر و کاملتر از ديگران نيست بنابراين نبايد به خود مغرور شد.


دست به دست مي کند.
کار معطل مي کند، اين پا آن پا مي کند ، وقت گذراني مي کند.

دست روي دست گذاشته است.
بيکار نشسته است، قصد ادامه کار رادارد.


دست به سياه وسفيد نمي زند.
هيچ کاري انجام نمي دهد، نسبت به وظايفش بي تفاوت شده است.

asa.jpg

دست به عصا راه مي رود.
با احتياط و وسواس کامل عمل مي کند، بسيار محتاط و مواظب جوانب کار است.


دست به يک يک رده اند.
با هم متحد و هماهنگ شده اند ، براي انجام کاري اتفاق نظر دارند.


دست پيش را گرفته که پس نيفتد.
براي اينکه او را محکوم و بدهکار نکنند طلبکار هم شده است، زرنگي مي کند.


دست چپ و راست خودش را نمي شناسد.
هنوز قادر به تشخيص خوب و بد و خير و صلاح خود نمي باشد.


دستش به دهنش مي رسد.
وضع ماليش خوب است مي تواند زندگي خود و خانواده اش را به خوبي بچرخاند، محتاج کسي نيست.

دستش کج است.
دزد است، به دزدي عادت کرده است.

دستش نمک ندارد.
هر وقت به کسي محبت کرده است به جاي خوبي متقابل، بدي و ظلم ديده است.

دست شيطان را از پشت مي بندد.
آدمي حيله گر ، مکار و بدجنس است هيچکس حريف او نمي شود.


دستش را توي پوست گردو گذاشت.
برايش ناراحتي و درد سر ايجاد کرد، مانع در کارش بوجود آورد.


دست به چوب که ببري گربه دزده حساب کار خودش را مي کند.
زماني که آدمي متخلف و خائن هوا را کمي پس ببيند فوراًعکس العمل نشان مي دهد.

nakhl.jpg

دست ما کوتاه و خرما بر نخيل.
افسوس که امکان دسترسي به آن چيزمطلوب وموردنظرمامقدورنيست.

دست ننه ات درد نکنه.
به قدري بي تربيت بار آمده که به درد هيچ کاري نمي خورد.


دست و بالش بسته است.
به علت مشکلات سر راهش، توانايي و قدرت انجام کاري راندارد، قادر به همکاري وکمک کردن به ما نيست.


دست و دل باز است.
آدمي بسيار سخاوتمند ، بخشنده ، مهربان ونظر بلند است.

دست و دل پاک است.
آدمي بسيار درستکار ، پرهيزگار و مومن به خدا و قابل اعتماد است.


دسته گل به آب داده است.
کاري نادرست و غير منطقي انجام داده که باعث فتنه و فساد شده است، آبرو ريزي کرده است.


دستي ازدور بر آتش دارد.
به درستي از حقيقت امر اطلاع ندارد، نمي داند واقعيت قضيه چيست.


دعوا سر لحاف ملا نصرالدين است.
اين قضيه يک صحنه سازي بود تا آنها کار اصلي خود را انجام دهند.


دق دلي خود راخالي کرد.
همه ناراحتي ها و عصبانيتش را سر ديگري خالي کرد.


دکانش را تخته کرد.
با انجام عملي مانع از کسب و کار او شد، جلوي کار او را گرفت.


دل به دل راه دارد.
دو دوست صميمي و يک دل هميشه يک ديگر را به خوبي درک مي کنند.


دل تو دلش نبود.
بسيار نگران بود  که آيا اين کار انجام مي شود يا خير ، دلواپس کسي بود.

jigar.jpg

دل داده قلوه گرفته.
به شدت سرگرم گفتگو بوده و با علاقه تمام به حرفهاي يک ديگر گوش مي دهند.


دل سفره نيست که آدم پيش همه کس باز کند.
آدمي هرگز نبايد اسرار خود و خانواده اش را به هر کس و نا کسي بگويد، همه کس محرم آدمي نيستند.


دلش طاقچه ندارد.
نمي تواند حرف را در دلش نگه دارد، هرچه در درون دارد به زبان مي آورد.

دلش آرام و قرار ندارد.
پريشان و نگران است، طاقت تحمل ناراحتي ها را ندارد نمي تواند يک جا بند شود.


دلش مثل سير و سرکه مي جوشد.
اصلاً آرام و قرار ندارد، پريشان و آشفته حال است، بسيار نگران است.


دل و دماغ ندارد.
آدمي افسرده حال و کسل است، حوصله هيچ کاري را ندارد.


دمش را روي کولش گذاشت و رفت.
دست از پا دراز تر رفت، بدون اينکه از اين کار نتيجه اي حاصل کند رفت.


دنبال نخود سياه فرستادن.
کسي را دست به سر کردن، کسي را به دنبال کار بيهوده اي فرستادن.


دندان اسب پيشکشي را نمي شمارند.
نبايد از کم و زيادي و يا خوب و بدي چيزي که هديه داده شده است ايراد گرفت.


دندان روي جگر گذاشته است.
در نهايت صبر و حمل و شکيبايي ، درد و رنج فراواني را تحمل مي کند.


دندان طمع تيز کرده است.
براي تصاحب چيزي سخت به طمع افتاده در فکر است که آن را به دست آورد.


دل نازک است.
بسيار زود رنج وحساس است ، از کوچکترين موضوعي ناراحت مي شود.

khoroos.jpg

دم خروس و قسم حضرت عباس.
خلاف اظهاراتش به خوبي مشهود است، دروغش به خوبي آشکار است.


دماغشو بگيري جونش در مي آيد.
آنقدر ضعيف و ناتوان است که نمي توان به او دست زد.


دندان گرد است.
آدمي طمعکار است دنبال منفعت و سود هر چه بيشتر است.


دنداني را که درد مي کند بايد کشيد.
بايد خود را از شر چيزي که آزار دهنده بوده و قابل درمان و اصلاح هم نيست خلاص و راحت نمود.

دنيا دار مکافات است.
آدمي نتيجه اعمال خوب وبدش رادر همين دنيا خواهد ديد  .


دنيا را آب ببرد او را خواب مي برد.
آدمي است بي تفاوت و بي مسئوليت و تن پرور ، کاري به کار ديگران ندارد.


دنيا محل گذر است.
اين دنيا هرگز به کسي وفا نکرده است پس بهتر است که در اين مدت کوتاه عمر به جز خوبي و نيکي در حق ديگران،کار ديگري نکنيم.

دنيا وفا ندارد.
اين جهان فاني به هيچ کس وفا نکرده است هر روز دنيا به کام کسي بوده و روز بعد به کام ديگري، پس به آن اعتماد و تکيه نکن.


دو پا داشت دو پاي ديگر هم قرض کرد.
به سرعت ازمحل فرار کرد، با تمام قدرت از مهلکه متواري شد.


دو پا را در يک کفش کرده است.
اصرار و سماجت بيش از حدي در به کرسي نشاندن حرفش نشان مي دهد.


دود از کله اش بلند شد.
با ديدن چيزي يا شنيدن حرفي عجيب، به شدت تعجب کرده و مات و مبهوت شد.


دود از کنده بلند مي شه.
هميشه افراد با تجربه و کار کشته بهتر و بيشتر از ديگران مي توانند کارهاي سخت و پيچيده را انجام دهند.


دودش به چشم خودش مي رود.
عاقبت خودش نتيجه اعمال زشت و نادرستش را خواهد ديد.

dood.jpg

دود شد و به هوا رفت.
همه مال و ثروتش را در راه باطل ، حيف و ميل و نابود کرد.


دو دوزه بازي مي کند.
آدم دغل باز و حيله گري است، کارهايش را با دغل بازي و نامردي انجام مي دهد.


دوست آن باشد که گيرد دست دوست.
در پريشان حالي ودرماندگي.
کسي دوست واقعي است که در هر حال حتي در بدترين وضع ياور آدمي مي باشد.


دوستي خاله خرسه است.
رفاقت و دوستي زيان آوري است که نتيجه و عاقبت خوشايندي ندارد.


دو صد گفته چو نيم کردار نيست.
تنها نصيحت و حرف زدن فايده ندارد بايد به گفته ها عمل کرد.


دوغ و دوشاب يکي است.
براي او زشتي و زيبايي و خوب وبد هيچ فرقي نمي کند هر دو برايش يکسان است.


دو قورت و نيمش باقي است.
هنوز هم طلبکار است، با اينکه به او بسيار محبت شده است باز هم راضي نيست.


ده انگشت با هم برابر نيستند.
هرگز انسانها از جهات مختلف و اخلاق و رفتار با هم يکسان نيستند.


ده مرده حلاج است.
آدمي زبده، فعال و کارآمد است، مي تواند کار چند نفر را به تنهايي انجام دهد.


دهن بين است.
حرف هر کسي را زود باور مي کند، به حرف هر کسي گوش مي کند.


دهنش بوي شير مي دهد.
هنوز بچه است، هنوز عاقل و بالغ نشده است، آدمي کم تجربه و خام است.


ديگي که براي من نجوشد سر سگ توش بجوشد.
اگر کاري در حال انجام است براي من مفيد فايده نيست براي من اهميت ندارد که چه مي شود بگذار هرطوري که مي خواهد بشود.


دير آمده زود مي خواهد برود.
مي خواهد زرنگي کند و زودتر از ديگران کارش را انجام دهد نوبت ديگران را رعايت نمي کند.

آدم عجولي است.

dig.gif

ديگ به ديگ مي گه روت سياه.
خودش داراي عيوب زيادي است ولي عيب ديگران را گوشزد مي کند، عيوب خود را نمي بيند اما از ديگران خرده گيري و عيب جويي مي کند.


ديوار حاشا بلند است.
منکر کاري شدن، بسيار ساده است ، کاري کرده است ولي مسئوليت آن را به گردن نمي گيرد.


ديوار موش داره موش هم گوش داره.
آگاه باش که هميشه و در همه جا گوش هاي تيزي مي باشد که سخنان محرمانه تو را بشنوند ، مواظب باش ، آهسته صحبت کن ديگران صداي تو را مي شنوند.

ديواري از ديوار ما کوتاه تر نديده است.
فقط زورش به ما مي رسد، از ما ضعيف تر و بدبخت تر پيدا نکرده است.


ديوانه چو ديوانه ببيند خوشش آيد.
هميشه ديدن آدمي مانند خود خوشايند است، هر کسي آدمي مانند خود راببيند احساس لذت مي کند.

 

افزودن نظر


تاریخ امروز

امروز : چهارشنبه
19. بهمن 1390
16. ربيع‌الاول 1433
9. فوریه 2012

پربینندترین های بخش

اوقات شرعی



آمار

اعضا : 409
مطالب و محتوا : 13506
لینك وب ها : 123
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 5187049

آخرین نظرات