• عضویت
( 0 Votes ) 

كلمات ميرزا يحيي صبح ازل

alt

ميرزا يحيي نيز مانند باب كلماتي را به سبك كلمات عرفاني و معنوي ايراد نموده كه با دقت نظر مي توان دريافت كه در اول امر بهائيت هنوز بويي از عقايد اسلامي از اين كلمات استشمام مي شود، و اصطلاحاتي در آنهاست كه حاكي از يك سبك مشترك گفتاري و نوشتاري در بين سران اين فرقه است كه سعي مي كرده اند كلمات را به هم پيچيده و مغلق ادا كرده و در قالب مخصوصي آن را بيان كنند. حال به قسمتي از كلمات يحيي صبح ازل نظر مي كنيم:

«هو الحق الممتنع السلطان، سپاس بي قياس و حمد معري از شائبه ريب و رفتار، مرذات باري تعالي را سزاست كه لم يزل محسوس به حس و حركت و فنا و زوال و عدم وجود و ظهور و بطون و عرفان و وجدان نبوده و لا يزال مجسم شناخته نخواهد شد.

نظر نموده در شؤونات انبياء عليهم الصلاة و السلام كه هيچ يك دعوي شناختن ذات خداوندي را ننموده، كذلك حضرت محمدي گفتار ما عرفناك حق معرفتك جاري فرموده، دعواي ادراك ذات الهي نفرموده، چنان كه نص آيات كريمه و احاديث شريفه بوده، نظر به سوره ي توحيد نموده كه چگونه جاري شده و نص بوده بر شناختن ذات الهي، چه اگر كسي شريك با خداوند بوده (قل هو الله احد) گفته نمي شد و اگر شؤونات بشري مي بود (الله الصمد) ذكر نمي گرديد و اگر توليد مي شد و از ذات مقدس او چيزي حادث مي گشت (لم يلد و لم يولد) اطلاق نمي شد و اگر با خداوند كس مقترن و معادل مي گشت (و لم يكن له كفوا احد) در كلام خداوندي نازل نمي گشت...»

تا وقتي كه به كلمات حظاير قدس «حظيرة القدس» مي رسد و مي گويد:

«هو الحق المستعان، هنگام روح و ريحان و عز و امتنان در مواقع جليان تجلي الهي است، افئده ي خويش را مستشرق به شوارق قدس الهي نموده، ارواح و انفس و اجساد روح خود را بدين مياه احديت زنده نماييد و از حظاير قدس رباني ريان شده، به مياه سبحاني شاداب شوند زيرا كه جليان حقيقت از افق لن تراني طالع و ساطع گرديد و تجليات عظمت از مطالع لن يعرف و لن يوصف، لائح و لامع گشت. هر ذره، روحي پديد آورد و هر شيئي ريحاني از مواقع تجليات آشكار گردانيد. قوله: لما النور تجلي و الامر قددني و رجع الي اله كل واحد و استرجع اليه ما خلق و من اله الا الله و له الملك بيده الامر يفعل ما يشاء و هو الحكيم الخبير.

اي دوستان دايره ي فضل و محبان مطالع عدل! در اين ايام كه شاهين در پرواز و عنقاي نفس در سوز و گداز است، سمندروار بر گرد آتش عدل گرديده، خود را در سبيل محبت و مودت از غير محبوب محترق سازند، چه اگر بدين نار حقيقي مضطرم نشده هر آينه از لقاي حقيقت محبوب محجوب خواهند شد. اقوال مضريه سبب احتجاب نباشد و اشارات كاذبه مؤتفكه باعث بر ابتعاد نگردد، چه شيطان رجيم از تلبيس خود از حق محجوب گشت و خودبيني و غرور جاهليت از آدم روحاني محتجب گرديد، و هر آن كه خود بيني در عوالم خود نموده، محتجب از مواقع تجليات الهي گرديد». «هو المرهوب المستعان، آفتاب حقيقت معنوي در افق اوج ازليت در استطاع و اشراق است و كواكب عز و عظمت حقيقي الهي در فوق سماء رفعت و احديت در شعاع و التياق. از وساوس شيطاني گذشته و از دسائس ظلماني رهيده، و چون ظلمتيان در وادي ظلمت و حيرت، نيست نگرديد. ذلكم ما يوصيكم به يومئذ ان انتم في ايامه تتفكرون.

الحمد كه حضرت باري تقدس و تعالي چون شما مستجيران را در ارض وجود موجود فرموده، زشت و زيبا را درك نموده، نور و ظلمت را مشاهده مي نمايد، ايقظوا من مثلكم عن رقدة لعلكم بآيات الله يوم العدل لترزقون.

هر نفس به متاع ذاتي خود مغرور گشت و از لقاي حق محتجب گرديد و دور از لحظات قرب ماند، چون در ذات او خودبيني و غرور بود، از اين سبب جليان الهي در نفس فناي او هويدا نگشت و فؤاد ذات او رخشان نگرديد و ظلمت با او معروف گرديد و در حجاب افكيه خود محتجب گشت و در ظلام مؤتفكات خود در ابتعاد ماند و تجليات رباني در نفس و فؤاد او ظاهر نگشت و نفحات سبحاني در دوات و روح او باهر نگرديد، لذلك خداوند عادل دوستان خود را بيدار فرمود و محبان خويش را از ضلالت رهايي بخشود».

نظرات   

 
0 #1 پرهام 1390-06-29 14:17
از شما دوست عزیز جهت بازدید و تبادل لینک دعوت می کنم
لطفا مرا با نام «مهدویت، نقد شیخیه و بهائیت» لینک کنید و خبر دهید تا با افتخار شما را لینک کنم
با تشکر
پرهام
نقل قول
 

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

سه شنبه, 02 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16333
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11781015

اوقات شرعی



آخرین نظرات