• عضویت
( 0 Votes ) 

زندگینامه حسینعلی بها

alt

بنا به گفته آيتي در «كشف الحيل» تولد او در روز دوم محرم سال 1233 ه.ق.، مطابق با 21 اكتبر 1817 م. بوده، كه اين قول بهاييان است. ولي او مي گويد:

«بنا به تحقيق من، در ذيحجه 1223 ه.ق. بوده است. در دوره ي حيات باب، مريد او بوده و پس از قتلش مريد يحيي صبح ازل، برادر خود، گرديد، سپس سرباز زده و ادعاي من يظهر اللهي كرد و سپس ادعاي رجعت مسيح و بعدا ربوبيت و الوهيت و در سال 1309 ه.ق. در عكا پس از 22 روز ابتلا به مرض زحير درگذشت».

زنان و فرزندان حسينعلي بهاء

او چهار زن دايمي داشته است: 1- گوهر خانم كاشي؛ 2- بانو نوابه (بي بي)؛ 3- بي بي جان؛ 4- جماليه (كه كلفت او بوده و بالاخره در سن 16 سالگي همسر او مي شود، در حالي كه در اين وقت 70 سال داشته است).

و پسرانش پنج نفر بوده اند: 1- عباس افندي؛ 2- مهدي؛3- محمد علي؛ 4- ضياء الله؛ 5- بديع الله.

و دخترانش سه نفر بوده اند: 1 - سلطان (كه بعدها به بهائيه خانم و بهائيه و ورقه عليا ملقب گشت)؛ 2- خانمي؛ 3- فروغيه.

او به سه فرزند خود لقب مخصوص داده بود: 1- عباس افندي: غصن اعظم؛ 2- مهدي: غصن اطهر؛ 3- محمد علي: غصن اكبر. ولي به ضياء الله و بديع الله لقب نداده بود و از جماليه فرزندي نداشت.

وصيتنامه ي حسينعلي بهاء

حسينعلي بهاء كه پا را به سن هفتاد و شش سالگي گذاشته بود مي بايست كه يكي از فرزندانش را به عنوان جانشين انتخاب كند و در اين وصيت نامه كه در كتاب «جمال ابهي» آمده است، صريحا عباس افندي را به عنوان جانشين خود معرفي مي كند و پس از عباس، محمد علي را معين مي گرداند اگر چه پس از او اين گونه نشد و پس از آن كه عباس افندي از دنيا رفت به اين وصيت نامه عمل نشد كه بعدا ذكر خواهد گرديد.

حسينعلي مي نويسد:

«قد قدر الله مقام الغصن الاكبر بعد مقامه انه هو الامر الحكيم قد اصطفينا الاكبر بعد الاعظم امرا من لدن عليم خبير»؛ يعني خداوند مقام غصن اكبر (محمد علي) را پس از غصن اعظم (عباس) قرار داده، اوست فرمان دهنده و حكيم، ما برگزيديم اكبر (محمد علي) را پس از اعظم (عباس) اين كاري است از ناحيه دانا و آگاه.

قبر حسينعلي قبله و زيارتگاه بهائيان

عاقبت در سال 1309 ه.ق در 76 سالگي پس از مدت 22 روز ابتلا به بيماري زحير حسينعلي از دنيا رفت و در شهر عكا مدفون گرديد، در كتاب «دروس الديانة» تأليف محمد علي قائيني چنين آمده است:

«قبله ما اهل بهاء روضه ي مباركه، كه در مدينه (شهر) عكا است، كه در وقت نماز خواندن بايد رو به آن بايستيم و قلبا متوجه به جمال قدم جل جلاله (ميرزا حسينعلي) و ملكوت ابهي باشيم.»

و نيز خود حسينعلي در كتاب «اقدس قبله» را اين گونه مشخص مي كند:

«و اذا أردتم الصلوة ولوا وجوهكم شطري الأقدس المقام الذي جعله الله مطاف الملأ الأعلي و مقبل اهل مدائن البهاء و مصدر الأمر لمن في الأرضين و السماوات.»

در كتاب «هشت بهشت» نيز اين گونه آمده است:

«قبله در اوقات پنجگانه ي نماز، نقطه ي مطلع آفتاب حقيقت است كه شيراز باشد و اگر در عين ظهور بخواهد به آيه ي شهد الله اكتفا كند، قبله، جرم شمس است و در ظهور من يظهره الله قبله، نفس آن حضرت مي شود و با آن دور مي زند، چنان كه سايه با آفتاب دور مي زند.»

فضل الله مهتدي معروف به صبحي در كتاب «پيام پدر» قضيه رفتن خود و يارانش به عكا و زيارت قبر بهاء را چنين توضيح مي دهد:

«... پيش از نيمروز به عكا رسيديم و يكسره به سرايي كه بهاء در آن جا زندگي مي كرد رفتيم و خانه ي ويژه او را ديديم كه از آن همه، نيمكتي بود كه بهاء بر روي آن لم مي داد و صندلي كه بر روي آن مي نشست و چيزهاي ديگر...

در جلوي «كاخ بهجي» سه دستگاه ساختمان است كه يكجور ساخته شده، آن كه در كنار افتاده از آن فروغيه خانم (دختر بهاء و زن حاجي سيد علي افنان) بود و چون بهاء درگذشت در همان اتاق او را به خاك سپردند و نام «روضه مباركه» به آن دادند...

از باغچه بيرون ساختمان آهسته گذشتيم تا به كفش كن رسيديم كه در پايين سراي پوشيده بود، آن جا كفش ها را از پا درآورديم و به درگاه رسيديم و آستانه را كه از سنگ مرمر بود بوسيديم و دست بر سينه بدون اين كه سخني بگوييم، آهسته آهسته گام برداشتيم تا برابر اتاق آرامگاه بهاء رسيديم و بي آن كه به درون اتاق رويم به خاك افتاديم و آستانه در را بوسيديم، آن گاه پس پس برگشتيم تا به پايين سر پوشيده رسيديم و ايستاده زيارت نامه خوانديم، سپس نشستيم و يك نفر به خواندن رازگويي دمساز شد، و ديگران گوش مي دادند، پس از او نوبت به من رسيد من هم چيزي خواندم، آن گاه چنان كه درون شديم بيرون رفتيم».

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

سه شنبه, 02 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16333
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11781029

اوقات شرعی



آخرین نظرات