
او فرزند زن نخست میرزا حسین علی، موسوم به نوابه است. عباس افندی بعدها القاب سرکار آقا و ابن البها گرفت. بهاء الله از زن دیگرش، مهد علیا، سه فرزند داشت که محمد علی افندی یکی از آنها بود.
بنا بر لوح عهدی [= وصیت نامه ی بهاء الله] قرار بود بعد از درگذشت بهاء ابتدا عباس و بعد محمد علی زمامدار اهل بهاء شوند؛ اما بعد از مرگ پدر، میان فرزندان جدایی افتاد و بر یکدیگر شوریدند و همان ماجرایی که میان یحیی صبح ازل و بهاء الله رخ داده بود، میان فرزندان اتفاق افتاد به گونه ای که عباس افندی برادر و پیروان او را « ناقض اکبر » [= پیمان شکن بزرگ ] نامید و خویشتن و پیروانش را « ثابتین » [= استواران بر امر مبارک ] پنداشت. از آن سو هم محمد علی، عباس افندی را به القابی چون: « رئیس المشرکین » و « ابلیس » مفتخر ساخت. [1]
در پی این توهینات و تعارفات خانوادگی، عباس افندی برادر و مريدانش را با القاب پشه و سوسك و كرم خاكي و خفاش و جغد و كلاغ و روباه و گرگ و! . . . باقي درندگان مفتخر ساخت و خويشتن را بلبل و طاووس ناميد. [2]
ميرزا محمد علي هم کم نیاورد و جناب ابن البهاء را گوساله و الاغ دوپا! خوانده، خود را غضنفرالله ( شير خدا ) لقب داد[3] و سرانجام اين سخنان زشت و ناپسند بدانجا انجامید كه عباس افندي اعلام داشت كه ناقضين بسياري از الواح و آثار بهاء را سرقت! کرده و در آنها دست برده اند و از همه بدتر آن كه صورت نماز نُه ركعتي بهائيت را به همراه احكام متمم كتاب اقدس دزديده و آئين نازنين را ناقص كرده اند[4] و هنوز اين عبادت عظمي مفقود مي باشد[5] و اين جاست كه انسان از پيش بيني نادرست و فرجام انديشي بر خلاف جناب بهاء به شگفت مي آيد؛ به ويژه اگر اين كلام گهربار را نيز از سركار آقا ديده باشد كه:
( انصاف بايد داشت از نفسي كه در تربيت اولاد و عيال و آل عاجز مانده، چگونه اميد تربيت اهل آفاق نماييم و آيا در اين قضيه ذره اي شبهه و ترديد است؟ لا والله! )[6]
بیگانه پرست:
عباس افندی از پدر زیرک تر بود و خود را عبدالبهاء[= بنده ی بهاء] و رقیق البهاء[= بهاء الله رقیق شده!] خواند تا از وی برهانی نخواهند. وی برخلاف پدر، پای بند یک ولی نعمت و حکومت نبود و متناسب با موقعیت، در آستان هر دولتی ابراز چاکری می کرد:
او نخست به پیروی از پدر، در پرتو عنایات امپراطور روسیه اهداف دیانت بهایی را دنبال می کرد و نزد مقامات روس و امپراطور، از چنان منزلتی برخوردار بود که پیروانش توانستند در عشق آباد روسیه به تشویق و مساعدت و مدد آن دولت علیّه، نخستین معبد بهائیان [= مشرق الأذکار » را بنا کنند[7] این چاکری و خاکساری در برابر امپراطور روسیه تا بدانجاست که ابوالفضل گلپايگاني پنجمين شخصيت بهائيت از جانب وي به بهائيان چنين دستور مي دهد:
( جميع دوستان به دعاي دوام عمر و دولت و ازدياد حشمت و شوكت اعليحضرت امپراتور اعظم الكساندر سوم و اولياي دولت قوي شوكتش اشتغال ورزند زيرا كه در الواح منيعه كه در اين اوقات از ارض مقدس عنايت و ارسال رفته، مي فرمايند آن چه را كه ترجمه و خلاصه ی آن اين است: ... بايد اين طايفه ی مظلومه ابداً [= پیوسته] اين حمايت و عدالت دولت بهيه روسيه را از نظر محو ننمايند و پيوسته تأييد و تسديد حضرت امپراتور اعظم و جنرال اكرم را از خداوند جل جلاله مسئلت نمايند. )[8]
در همان حال، برای ردّ گم کردن و جلب توجه دولت عثمانی، با دل سوخته ای آن دولت را مورد دعای خویش قرار می دهد. [9]
وقتی عثمانی ها دریافتند که وی به نفع دولت انگلیس جاسوسی می کند، قصد اعدامش را کردند، لکن دولت انگلیس از وی حمایت کرد[10] و حتی پس از تصرف فلسطین توسط انگلیس، از جانب آن دولت به دریافت نشان عالی knighthood و لقب sir مفتخر گردید[11] و در پی دریافت این افتخارات، در باره ی پادشاه انگلستان چنین دعا کرد:
بار الها سراپرده ی عدالت در اين سرزمين برپا شده است و من تو را شكر و سپاس مي گويم ... پروردگارا امپراتور بزرگ ژرژ پنجم پادشاه انگلستان را به توفيقات رحمانيت مويد بدار و سايه ی بلند پایه ی او را بر اين اقليم جليل ( فلسطين ) پايدار ساز. [12]
همچنین دولت استعمار گر فرانسه هم که به اهمیت بهائیت در ایجاد تفرقه و حفظ سیادت بیگانگان، پی برده بود، از عباس آقا خواست تا نظر عنایتی به مستعمرات آن کشور نظیر الجزایر اندازد. [13]
وی در آخر عمر به خرج مریدانش سفرهایی به اروپا و آمریکا کرد و در آنجا بسیاری مطالب تازه آموخت و با الهام از افکار نوی که در اروپا و امریکا پدید آمده بود، تعالیم دوازده گانه بهائیت را عرضه کرد.
عباس افندی در سال 1340 ه.ق درگذشت و در حیفا کنار قبر باب دفن گردید. گفتنی است که در تشییع جنازه اش، نمایندگان دولت انگلیس حضور یافتند. [14]
او فرزند پسر نداشت و با نوشتن « الواح وصایا » برای رهبری بهائیان، سلسله ی« ولایت امرالله» را تاسیس کرد.
طبق مضامین الواح وصایا ولی امرها یکی بعد دیگری خواهند آمد و هریک باید جانشین خود را تعیین کنند و ایشان رئیس دائمی مجلس بیت العدل[15] می باشند. بر اساس این نوشته، اولین ولی امر، نوه ی دختری عبدالبهاء، «شوقی افندی» است و بعد او فرزندان ذکور او، « بکراً بعد بکرٍ» یعنی نخستین فرزند ذکور در پی نخستین فرزند، ولی امر بهائیان خواهند بود. [16]
[1] توقیعات مبارکه ی شوقی افندی ( معروف به لوح قرن ) جلد یکم صفحه 103 و رحیق مختوم صفحه 87
[2] مکاتیب جلد یکم صفحه 442 و 443 و نیز مکاتیب جلد دوم صفحه 234 و الواح وصایا چاپ مصر صفحه 9 و توقیعات مبارکه جلد یکم صفحه 132
[3] مکاتیب جلد یکم ص 271 و رحیق مختوم صفحه 581
[4] رحیق مختوم ص 25 تا 28 و ص 174 و 175 و گنجینه ی حدود و احکام ص 32
[5] معلوم می شود که میرزا حسین علی در تمام عمر حتی یک بار هم این نماز را نخوانده بود تا عباس و دیگر مریدان فراگیرند و محتاج ورق پاره های محمدعلی نشوند.
[6] مکاتیب جلد دوم ص 182
[7] بنا به نوشته ی الکواکب الدریة جلد دوم ص 95 این معبدها توسط کمونیست ها به موزه تبدیل شد. ص 125 قرن بدیع جلد سوم.
[8] مصابیح هدایت نوشته عزیز الله سلیمانی جلد دوم ص 282 چاپ لجنه نشر آثار امری
[9] مکاتیب جلد دوم ص 312
[10] قرن بدیع جلد سوم ص 297
[11] قرن بدیع جلد سوم ص 299
[12] مکاتیب جلد سوم ص 347
[13] مائده ی آسمانی جزء نهم ص 47 و 48
[14] قرن بدیع جلد سوم ص 321 تا 323
[15] مجلسی با شرکت 9 نفر که به انتخاب سه درجه برگزیده می شوند و مسؤلیت قانون گذاری در بهائیت به عهده ی آن هاست.
[16] الواح وصایا چاپ مصر ص 11 تا 16 و نیز: نظر اجمالی به دیانت بهایی ص 66 تا 68
نظرات
من که خیلی از جزییات قضیه اطلاعی ندارم ولی ظاهرا مستنداتی که نویسنده آورده از خود کتاب های بهاییت هست دیگه.
اگه غیر از اینه بگید لطفا
از اینکه مطالب ما مورد توجه شما قرار گرفته خوشحالیم،ما سعی داریم با بحث علمی و مستدل مردم را با آموزه ها !و دستاوردهای!! بهائیت آشنا کنیم و هیچ مطلبی را بدون سند دقیق و مورد تایید بیت العدل اعظم ! نمی آوریم و تماماً کتب مورد استفاده مورد تائید ایشان است،شما هم اگه علاقه مندید می تونید کتابها رو تهیه کنید و مطالعه نمائید،اگر هم نیاز باشه ما عکس مطالب رو از کتابها قرار می دیم،در نظرتان نوشته اید "اکاذیب"منظور شما از "این اکاذیب" کتابهای مورد تایید خودتون است!!؟اگر مطالب نوشته شده از نظر شما درست نیست دلیل با سند بفرمائید تا پاسخ مقتضی ارائه گردد.منتظر حضور دوباره شما هستیم
فید RSS نظرات این پست