|
با مطالعه قرآن کریم در می یابیم که نام پیامبر اسلام در کتب پیشینیان وجود داشته است، قرآن با صراحت و با قاطعیت از وجود نام و توصیفات پیامبر خاتم خبر می دهد. برخی از این آیات عبارتند از : از آنجا که به اعتقاد مسلمانان کتاب های مقدس موجود در دست یهودیان و مسیحیان تحریف شده است، برخی معتقدند بشارت های ذکر شده در قرآن کریم ناظر بر تورات و انجیل واقعی است، اما به عقیده ما بشارت های مذکور در همین تورات و انجیل کنونی موجود است و ما در این تحقیق به ذکر آیاتی که در کتاب مقدس به صراحت و یا با اشاره به پیامبر آخر الزمان می پردازد خواهیم پرداخت. بشارت اول : نبی ای می آید در انجیل یوحنا به روشنی بیان شده است که علمای یهود در انتظار ظهور پیامبری به غیر از مسیح بودند (یوحنا 19:1- 25) : «و این است شهادت یحیی در وقتی که یهودیان از اورشلیم کاهنان و لاویان را فرستادند تا از او سؤال کنند که تو کیستی که معترف شد و انکار ننمود بلکه اقرار کرد که من مسیح نیستم آنگاه از او سؤال کردند پس چه آیا تو الیاس هستی گفت نیستم آیا تو نبیّ هستی جواب داد که نی آنگاه بدو گفتند پس کیستی تا به آن کسانی که ما را فرستادند جواب بریم درباره خود چه می گوئی گفت من صدای ندا کننده در بیابانم که راه خداوند را راست کنید چنانکه اشعیاء نبیّ گفت و فرستادگان از فریسیان بودند پس از او سؤال کرده گفتند اگر تو مسیح و الیاس و آن نبیّ نیستی پس برای چه تعمید می دهی» «و نیز وقتی مسیح در جلیلی ندا کرد به مردم که ایمان بیاورید مردم اختلاف کردند که او کیست اختلاف کردند یوحنا» (7/40). «گفت درباره روح که هر که به او ایمان آرد او را خواهد یافت زیرا که روحالقدس هنوز عطا نشده بود چون که عیسی تا به حال جلال نیافته بود» (یوحنّا 7 : 39). «آنگاه بسیاری از آن گروه چون این کلام را شنیدند گفتند در حقیقت این شخص همان نبیّ است» (یوحنّا 7 : 40). «و بعضی گفتند او مسیح است ... » (یوحنّا 7 : 41). یکی از بشارت های کتاب مقدس به پیامبر اسلام آیه ای است که در سِفر تثنیه تورات آمده است : «یهوه خدایت نبی ای را از میان تو از برادرانت مثل من برای تو مبعوث خواهد گردانید او را بشنوید.....و خداوند به من گفت آنچه گفتند نیکو گفتند نبی ای را برای ایشان از میان برادران ایشان مثل تو مبعوث خواهم کرد و کلام خود را به دهانش خواهم گذاشت و هر آنچه به او امر فرمایم به ایشان خواهد گفت .«و هر کس از کلامش اطاعت نکند من از وی انتقام خواهم گرفت» ( تثنیه 15:18- 18). 1- و کسی که کلام او را نپذیرد من از او انتقام خواهم گرفت. بدون شک مراد خداوند از این انتقام، عذاب اخروی برای این پیامبر نیست و در مورد تمام پیامبران وجود دارد و حال آنکه از ظاهر عبارت بر می آید که این ویژگی به عنوان خصوصیتی بارز برای این پیامبر است. در نتیجه مراد از انتقام، همین انتقام دنیوی است و اشاره به این نکته دارد که پیامبر مذکور، مأمور به جهاد خواهد بود و خداوند او را یاری خواهد نمود و از مخالفین وی انتقام می گیرد. 2- در این آیه عبارت مثل تو نیز از خصوصیات این پیامبر ذکر شده است و به همین دلیل می گوئیم این بشارت قابل تطبیق بر یوشع آنچنان که یهودیان می گویند و قابل تطبیق بر عیسی نیز چنانکه مسیحیان معتقدند نمی باشد، زیرا حضرت یوشع صاحب شریعت نبود و حال آنکه از خصوصیات برجستة حضرت موسی داشتن شریعت بود. و به علاوه خصوصیات و عظمتی که برای پیامبر مذکور مطرح شده را بر حضرت یوشع نمی توان تطبیق داد. اما تفاوت های حضرت عیسی و حضرت موسی بیش از آن است که احصاء شود و در کمتر موردی این دو پیامبر دارای وجه مشترک هستند، بر خلاف پیامبر اسلام که شباهت کامل به حضرت موسی داشته است. در جدول زیر شباهت ها و تفاوت های این پیامبران را بر می شمریم : اولاً در عبارت حضرت موسی که کلام خداوند را تکرار می کند کلمة از میان شما وجود ندارد و اضافاتی نیز بر جملة اول دارد که بدون شک نمی توان آنها را ساختة حضرت موسی دانست و این از شأن آن جناب به دور است. این آیه در کلام پطرس نیز نقل شده و در آنجا نیز فقط کلمة از برادران شما آمده است. حال باید دید که برادران بنی اسرائیل چه کسانی هستند؟ می دانیم که اسرائیل لقب یعقوب است و یعقوب فرزند اسحاق است و اسحاق و اسماعیل نیز برادر یکدیگرند پس بدون شک مراد از برادران بنی اسرائیل همان فرزندان اسماعیل هستند. البته این مطلب تازگی ندارد چرا که در سِفر تکوین آمده است و نصیب او (اسماعیل) در مقابل همة برادران افتاد. که مراد از برادران اسماعیل همان بنی اسرائیل هستند. نکته : ممکن است به نظر برسد مراد از برادران بنی اسرائیل فرزندان عیسو باشند اما این مطلب صحیح نیست زیرا عیسو از برکت محروم شد پس مراد فرزندان اسماعیل خواهند بود که خداوند او را هم مشمول برکت خود قرار داده بود و البته استعمال برادران در این موارد تازگی ندارد مثل بنو عیسو که برادران اسماعیل دانسته شده اند و صرف نظر از این مطلب می دانیم که در میان تمام برادران بنی اسرائیل کسی جز محمد برنخواسته است. ثانیاً حتی اگر بپذیریم که عبارت از میان شما صحیح باشد، باز هم مشکلی پیش نمی آید زیرا استقرار و شوکت و در حقیقت آغاز شیوع اسلام در مدینه بود و اطراف مدینه هم بلاد بنی اسرائیل بود مثل خیبر و بنی قنیقاع و بنی نظیر و پیامبر از میان ایشان برخواست و از بنی اخوة ایشان بود. نکتة دیگر آنکه می دانیم که مخاطب حضرت موسی اسباط دوازده گانه بودند و اگر واقعاً پیامبر مذکور از میان خود ایشان باید برخیزد، دیگر قید از میان برادرانشان معنی ندارد و باید فقط می فرمود از میان شما و حال آنکه می بینیم قید از میان برادرانتان ذکر می کند و حتی در مرتبة دوم به همین قید از میان برادرانتان اکتفا می کند. بشارت سوم : پراکلیتوس (ستوده و حمد شده) می آید از مهم ترین بشارت های مطرح شده در انجیل به پیامبر اسلام سخنانی است که حضرت عیسی در آخرین روزهای خود خطاب به حواریون فرمود. دقت کنید : «اگر مرا دوست دارید احکام مرا نگاه دارید و من از پدر سؤال می کنم و تسلی دهنده دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما بماند یعنی روح راستی که جهان نمی تواند او را قبول کند چون او را نمی بیند و نمی شناسد اما شما او را می بینید و می شناسید زیرا که با شما می ماند و در شما خواهد بود» ( یوحنا 15:14- 15). در چند مورد همین بشارت به ظهور تسلی دهنده در کلام حضرت عیسی (ع) تکرار شده است. مفسرین مسیحی این بشارت را همان تجلی روح القدس بر حواریون در روز پنطیکاست دانسته اند اما این مطلب نیاز به بررسی بیشتری دارد. قبل از توضیح و تفصیل این مطلب لازم است به نکته ای اشاره کنیم : می دانیم که حضرت عیسی به زبان عبری صحبت می کرده است و انجیل یوحنا هم به زبان یونانی نوشته شده است پس بدون شک آنچه را که امروز در انجیل یوحنا می بینیم ترجمه کلمات آن حضرت از زبان عبری به زبان یونانی است و ما دقیقاً نمی دانیم آن حضرت چه کلمه ای را به زبان آورده است. با توجه به این مطلب می گوییم کلمه موجود در انجیل یوحنا کلمه پاراقلیط paraclete است که عموم مفسرین آن را به تسلی دهنده ترجمه کرده اند. مسلمانان نیز در مقابل معتقدند که کلمه پاراقلیط یا پاراقلیطوس در اصل پریقلیطوس بوده که پریقلیطوس به معنی احمد و محمد در زبان عربی است. قرآن نیز به این مطلب پافشاری می کند که حضرت عیسی به ظهور پیامبری با نام احمد بشارت داده است که البته این خود نکته ای قابل توجه و شایان تأمل است که چگونه پیامبری که خواندن و نوشتن عربی را نیاموخته بود چگونه از وجود نام احمد در انجیل یونانی زبان خبر می دهد. آیا این اطلاع جز ریشه وحیانی می تواند داشته باشد؟ حتی اگر کلمه واقعی را پاراقلیوس فرض کنیم آیا خبر دادن از وجود کلمه ای که شباهت زیادی به پریقلیطیوس دارد و ممکن است آن را تحریف شده دانست، خود دلیل بر متصل بودن به منبع وحی نیست؟ این احتمال زمانی قوت می یابد که ما با مراجعه به نسخه های زبان آرامی می بینیم که ازکلمات مَحمِدَه و حَمیدَه استفاده شده که عیناً معادل احمد و محمد در زبان عربی و واژه پریقلیط در زبان یونانی است. صرف نظر از آنچه گفته شد، تطبیق پاراقلیطوس بر روح القدس صحیح نیست و فقراتی از همین انجیل و آیات مربوطه به فارقلیط با روح القدس هم خوانی ندارد :
4) در این آیات آمدن فارقلیط را مشروط به رفتن مسیح نموده و حال آنکه روح القدس همواره همراه حضرت عیسی (ع) بوده و آمدن او متوقف بر رفتن حضرت مسیح نبوده. البته برخی گفته اند منظور تجلی خاص روح القدس بر حواریون است که این تجلی متوقف بر حضرت مسیح بوده است اما این مطلب هم با کلام حضرت عیسی سازگاری ندارد. آن حضرت می فرماید : تا من نروم او نمی آید و حال آنکه باید می فرمود تا من نروم او بر شما متجلی نخواهد شد در مورد کلمه فارقلیط آمده است که او آنچه را شما از یاد برده اید به خاطرتان خواهد آورد و کسی نمی تواند ادعا کند که حواریون در طی این چند روز تعالیم حضرت عیسی را فراموش کرده باشند، در هیچ یک از کتب عهد جدید هم ذکر نشده است که ما مطلبی را فراموش کردیم و روح القدس آن را یاد آوری کرد. 5) حضرت عیسی می فرماید : من همه چیز را از پیش به شما گفتم تا وقتی واقع می شود به آن ایمان بیاورید آیا نزول روح القدس در روز پنطیکاست مسئله ای بود که امکان انکار آن می رفت و حضرت مسیح حواریون را از آن نهی کرده است؟
وجود کسانی که ادعا کرده اند فارقلیط موعود هستند همچون منتس و .... و تبعیت برخی از مسیحیان از این مدعیان، خود بهترین شاهد بر این نکته است که مسیحیان منتظر ظهور فارقلیط بوده اند. برخی از مسیحیان اشکالاتی را وارد کرده و گفته اند این بشارت با پیامبر اسلام سازگاری ندارد ما به طور مختصر برخی از این اشکالات را مطرح و پاسخ آن را به صورت مجمل می آوریم، که علاقه مندان می توانند جهت مطالعه بیشتر در این زمینه به کتب مربوطه مراجعه کنند. اشکال اول : در این آیه خطاب به حواریون گفته شده است شما فارقلیط را می بینید و حال آنکه حواریون هرگز پیامبر اسلام را ندیدند. اشکال دوم : در متن آیه آمده که جهان نمی تواند او را قبول کند زیرا که او را نمی بیند و نمی شناسد، اما شما او را می شناسید. جواب : این مسئله در مورد روح القدس به مراتب مشکل تر است زیرا روح القدس به اعتقاد مسیحیان خدا است و بدون شک شناخت مردم از خداوند به مراتب بیشتر از شناخت آنها نسبت به پیامبر اسلام است. مراد از ندیدن و نشناختن آنست که ایشان نمی توانند که عظمت و حقیقت او را درک کنند. البته این مسئله تازگی ندارد و در مورد حضرت عیسی نیز آمده است که کسی پسر انسان را نمی شناسد (یوحنا 19:8 و متی 47:11 )، در (متی 13 : 13) آمده است : نگرانند و نمی بینند و شنوا هستند و نمی شنوند . بشارت چهارم : از جبل فاران می آید و این است برکتی که موسی مرد خدا قبل از وفاتش به بنی اسرائیل برکت داده گفت یهوه از سینا آمد و از سعیر بر ایشان طلوع نمود و از جبل فاران درخشان گردید و با کرورهای مقدسین آمد و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد (تثنیه 1:23 3). از آنجا که ترجمه های کنونی کتاب مقدس در موارد زیادی متفاوت است و بسیاری از این ترجمه ها به صورت سلیقه ای انجام می پذیرد، لازم دانستیم تا ترجمة دقیق این آیات را از کتاب پروفسور عبد الاحد داود که خود مسلط بر زبان عبری است نقل کنیم : یهوه از سینا آمد و از سعیر بر ایشان طلوع نمود و از جبل فاران درخشان گردید و با ده هزار از مقدسین و مؤ منین آمد و از دست راست او برای ایشان شریعت آتشین پدید آمد. در این آیات خداوند به خورشید تشبیه شده است حضرت موسی در این جملات به ظهور سه پیامبر بزرگ الهی اشاره می کند. سینا محل بعثت حضرت موسی است سعیر مکانی است که حضرت عیسی به نبوت رسید و در پاران بود که حضرت محمد به پیامبری برانگیخته شد. به اعتقاد اهل کتاب فاران نمی تواند در مکه باشد و در کتاب مقدس این نام بر مکان های دیگری اطلاق شده است. لازم می دانیم که با مراجعه به کتاب مقدس به تحقیق در این باره بپردازیم : در سفر تکوین 13:25 - 18 آمده است این است نام های پسران اسماعیل، موافق اسم های ایشان بحسب پیدایش ایشان نخست زادة اسماعیل نبایوت و قیدار و ادبیل و مبسام و مشاع و دومه و مسا و حدار و تیما و یطور و نافیش و قدمه .... وایشان از حویله تا شور که مقابل مصر به سمت آشور واقع است ساکن بودند .... از این آیات مشخص می شود که شور منطقه ای بین مصر و عراق (آشور) و در شمال جزیره العرب قرار دارد. حال با تعیین منطقة حویله و محل آن می توان محل سکونت حضرت اسماعیل و فرزندان او را تعیین کرد. نام حویله در کتاب مقدس پیدایش 29:10 آمده است، او از فرزندان یقطان بوده است و با برادرانش همگی در میشا که کوهی از کوه های شرقی است زندگی می کردند. حویله کیست و قوم و قبیلة او در کجا بوده اند : در پیدایش 26:10 -30 آمده است : و یقطان الموداد و شالف و حضرموت و یارح رآوردو هدورام و اوزال و دقله راو عوبال و ابیمائیل و شبا راو اوفیرو حویله و یوباب را این همه پسران یقطان بودند و مسکن ایشان از میشا بود به سمت سفاره که کوهی از کوه های شرقی است. بدون شک سبا حضرموت و آزال(نام قدیمی شهر صنعاء) و دقله همگی در جنوب جزیره العرب و در کشور یمن قرار دارند در نتیجه حویله نیز که از برادران ایشان شمرده شده نیز در همین منطقه سکونت داشته است. در معجم کتاب مقدس ویکلیف dictionary ycliffe bible w نیز به همین مطلب اشاره شده و آمده است که اکثر محققین معتقدند منطقة حویله در شمال یمن قرار دارد، دلیل ایشان نیز ارتباط این منطقه با حضرموت و سبا می باشد. آنچه گفتیم فقط به خاطر روشن تر نمودن این مسئله است اما صرف نظر از تمام این استدلال ها منطقة حویله در همین زمان کنونی نیز در منطقة حیمه و در یمن قرار دارد. از آنچه گفتیم روشن می شود که حضرت اسماعیل و فرزندان ایشان بین شور در جنوب اردن و حویله در یمن اقامت داشته اند که این منطقه همان حجاز می باشد و مشهور ترین شهر و مرکز آن نیز مکه است از طرفی نیز می دانیم که حضرت اسماعیل در فاران اقامت داشته است، پیدایش( 21:12). پس فاران در همین منطقه واقع شده است. بشارت پنجم : ماد ماد و دوازده پیشوا از نسل وی و اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم دوازده رئیس از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم (پیدایش20:17). متن عبری: ולישמעאל שמעתיך از آنجا که ترجمه های کتاب مقدس معمولاً از دقت کافی بر خوردار نیست لازم است به متن اصلی آن که به زبان عبری است مراجعه کنیم در متن عبری نامی ذکر شده که مترجمین آن را ذکر نکرده اند و آن بمادماد است. بنابراین ترجمة دقیق تر عبارت چنین است : و اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور و بزرگ می گردانم بماد ماد و دوازده رئیس (پیشوا) که از نسل او خواهد بود. در این بشارت به روشنی از برکت خداوند به اسماعیل و ظهور ماد ماد (یا بماد ماد) و دوازده پیشوا از نسل خبر داده شده است، حال باید دید که مادماد و دوازده پیشوا چه کسانی هستند. برخی آنها را بر فرزندان دوازده گانة اسماعیل تطبیق داده اند اما با کمی تأمل در می یابیم که تطبیق این بشارت بر فرزندان اسماعیل صحیح نیست. برای روشن شدن این مطلب لازم است داستان مذکور و این بشارت را دوباره مورد بررسی قرار دهیم : و عهد خویش را در میان خود و تو و ذریت بعد از تو استوار گردانم که نسلاً بعد نسل عهد جاودانی باشد .... اما زوجة تو سارای نام او را سارای مخوان بلکه نام او ساره باشد و او را برکت خواهم داد و پسری نیز از وی به دنیا خواهد آمد و ملوک امت ها از وی پدید خواهند شد .. و ابراهیم به خدا گفت کاش اسماعیل در حضور تو زیست کند .... و اما در خصوص اسماعیل تو را اجابت فرمودم اینک او را برکت داده بارور گردانم و او را بسیار کثیر گردانم بماد ماد و دوازده رئیس که از وی پدید آیند و امتی عظیم از وی بوجود آورم لکن عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت ...... . در این داستان ابراهیم به خداوند می گوید : کاش اسماعیل در حضور تو زیست کند و خداوند به او جواب می دهد که در مورد اسماعیل خواستة تو را اجابت نمودم. آیا می توان قبول نمود که خواستة ابراهیم و حاجت وی از خداوند فرزند دار شدن اسماعیل باشد؟ روشن است که ابراهیم پس از شنیدن اینکه خداوند عهد ابدی خویش را با ابراهیم و نسل او اعلام می کند درخواست می کند که خداوند این برکت را شامل حال اسماعیل هم بفرماید و خداوند هم درخواست ابراهیم را اجابت می کند و می فرماید درخواست تو را شنیدم و اجابت نمودم اما خداوند اعلام می کند که عهد دائمی خود را با اسحاق بستم که در نسل او همیشه انبیاء وجود داشته باشند. و عهد خویش را در میان خود و تو و ذریت بعد از تو استوار گردانم که نسلاً بعد نسل عهد جاودانی باشد(و او را اسحاق نام بنه و عهد خود را با وی استوار خواهم داشت تا با ذریت او بعد از او عهد ابدی باشد). اما این بدان معنی نیست که نبوت اسماعیل و همچنین وجود نبوت در نسل او منتفی باشد بلکه خداوند می فرماید او را برکت دادم و از نسل او ماد ماد و دوازده پیشوا خواهند آمد. از آنچه گفتیم روشن شد که درخواست ابراهیم از خداوند در مورد اسماعیل درخواستی معنوی و فراتر از فرزند دار شدن اسماعیل بوده درخواستی که هم پایه و یا لااقل در رتبة پس از عهد ابدی خداوند بوده است. نکتة دیگر آنکه در این عبارت از ماد ماد سخن به میان آمده است و تطبیق آن بر پیامبر اکرم با کمی دقت و بیان چند نکته روشن می شود : 1) در زبان عبری و به طور کلی در میان یهودیان یکی مهمترین شیوه ها و راهکارهای پیشگوئی ها استفاده از علم اعداد بوده است و ایشان استدلال های خود را بیشتر بر پایة این علم قرار داده بودند. 2) به طور کلی دو احتمال در تلفظ صحیح این نام وجود دارد و در هر دو صورت به روشنی با پیامبر اسلام مطابقت دارد : الف- «ماد ماد» که صرف نظر از شباهت ظاهری کلمة ماد ماد و محمد می گوییم بدون شک در فرزندان اسماعیل هیچ گاه شخصیتی همچون پیامبر اکرم بر نخواسته است و جالب آنکه از نسل پیامبر و به تصریح خود آن بزرگوار دوازده امام و پیشوا برخواسته است که این دقیقاً همان وعدة خداوند به ابراهیم است. ب- «بماد ماد» به این شکل که بگوییم چون در زبان عبری هرگاه دو باء در یک کلمه جمع شود، باء اول را حذف می کنند. در اینجا نیز اصل عبارت چنین بوده : ببماد ماد و باء اول را طبق قواعد زبان عربی حذف کرده اند که در این صورت نیز میگوییم جایگاه علم اعداد بر کسی که مختصری با یهود و زبان و فرهنگ ایشان آشنا باشد پوشیده نیست بگونه ای که از قدیم الایام دانشمندان یهود همیشه با تکیه بر علم اعداد پیشگویی می نمودند. در کلمة بماد ماد نیز وقتی به زبان عبری مراجعه می کنیم می بینیم کلمة بماد ماد دقیقاً مطابق با کلمة محمد است و هر دو مطابق با عدد 92 می باشند : 0بماد ماد : ب=2، م= 40 ، ا=1 ، د= 4 ، م=40 ، ا=1 ، د=40 ، جمع= 92 نکته : در سِفر پیدایش خداوند می گوید : «چون پسر یگانة خود را از من دریغ نداشتی ...... » می دانیم که این اسماعیل است که فرزند اول حضرت ابراهیم است و این عبارت تنها در مورد او صدق می کند اما تمایلات و اغراض نژاد پرستانة یهودیان آنان را به این وا داشت که اسم اسماعیل را به اسحاق تبدیل کنند و بعدها در توجیه اینکه چگونه اسحاق را می توان فرزند یگانه ابراهیم دانست بگویند که اسماعیل فرزند کنیز است و فرزند اصیل و حقیقی ابراهیم همان اسحاق است. اما این توجیه نیز صحیح نیست زیرا دان و نفتالی، جاد و اشیر چهار فرزند حضرت یعقوب هستند که همگی از کنیز زائیده شدند و جزء اسباط دوازده گانه نیز بشمار می آیند. به علاوه جناب شمشون که از مشهور ترین شخصیت های تاریخ بنی اسرائیل است و هنگام تولدش توسط روح القدس مسح شد و از پیامبران بنی اسرائیل بوده نیز از نسل دان است. بشارت ششم : نام محمد در کتاب مقدس دهان او بسیار شیرین و تمام او مرغوب ترین است این است محبوب من و این است یار من ای دختران اورشلیم(غزل غزلهای سلیمان 16:5). گرچه این بشارت به روشنی به پیامبر اکرم اشاره دارد و شیرینی دهان کنایه از فصاحت و بلاغت است و مرغوب بودن به گونه ترجمة محمد اما بهتر است متن عبری کتاب مقدس را هم ذکر کنیم تا جای هیچ گونه شک و تردیدی باقی نماند : متن عبری : חכו ממתקים וכלו |