• عضویت
(0 votes, میانگین 0 از 5)
شنبه ، 2 خرداد 1388 ، 04:01
1 (65)
 

در سینه ام داغی نشسته روی داغی

دارم به دل از لاله های داغ باغی

با رفتنت شادی هم از دلهای ما رفت

بعد از فراقت از غم دل کو فراغی؟

خورشید نیزه ! ماه این ویرانسرایی

در شام جز رویت نمی بینم چراغی

ای لاله من نیلوفرم عمه بنفشه

دنیا ندیده مثل این ویرانه باغی

خاکستری که بر سرو رویت نشسته

داغی نشانده بر دلم آن هم چه داغی

بابا شما چیزی نپرس از گوشواره

من هم از انگشتر نمی گیرم سراغی
 

افزودن نظر


تاریخ امروز

امروز : سه شنبه
18. بهمن 1390
14. ربيع‌الاول 1433
7. فوریه 2012

پربینندترین های بخش

بازدیدها1435
بازدیدها1416
بازدیدها1342
بازدیدها1091

اوقات شرعی



آمار

اعضا : 403
مطالب و محتوا : 13499
لینك وب ها : 123
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 5176043

آخرین نظرات