هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید مشک سوراخ شد و کیست برم می آید؟ چشم پرخون شده را طاقت دیدن نبود خون به همراهی اشک از بصرم می اید علقمه پر شده از شیون یک بانویی کیست او ذکر لبش \" وا پسرم \" می آید ؟ سخت باشد بدهم صورت او را تشخیص چون کبودی رخش در نظرم می آید فاطمه آمد و دستی که ندارم خیزم اشک خجلت فقط از چشم ترم می آید هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید ناله ی العطش اهل حرم می آید ..!!
نظرات
مشک سوراخ شد و کیست برم می آید؟
چشم پرخون شده را طاقت دیدن نبود
خون به همراهی اشک از بصرم می اید
علقمه پر شده از شیون یک بانویی
کیست او ذکر لبش \" وا پسرم \" می آید ؟
سخت باشد بدهم صورت او را تشخیص
چون کبودی رخش در نظرم می آید
فاطمه آمد و دستی که ندارم خیزم
اشک خجلت فقط از چشم ترم می آید
هر چه ترسیدم از آن آن به سرم می آید
ناله ی العطش اهل حرم می آید ..!!
شعر : وحید مصلحی
فید RSS نظرات این پست