• عضویت
( 0 Votes ) 

پامنبرى

از اصطلاحات مرثيه خوانى و عزادارى . دهخدا مى نويسد: شاگرد روضه خوان كه پيش ‍ از استاد، به پاى منبر ابياتى در مصائب اهل بيت خوانَد یا روضه خوانی كه پاى منبر ايستد و اشعار مصيبت را بخواند. آنكه در فاصله فرود آمدن آخوندى از منبر و بر شدنِ آخوند ديگر، پاى منبر ايستاده يا نشسته نوحه و اشعار مرثيه به آواز خواند. به جوان يا نوجوانى كه شبكلاهى بر سر نهاده ، در پاى منبر مى نشست و گاهگاهى صدا در صداى واعظ انداخته ، يا سخنان او را زمزمه مى كرد، " پا منبرى " گفته مى شد. اينان غالبا افرادی بودند كه جهت آمادگى فن سخنرانى و مداحی به مجلس آورده مى شدند.








پايين پا

 

قسمتى از قبر يا حرم كه سمت پاى مدفون قرار دارد، مكانى در حرم سيدالشهدا عليه السّلام و نيز قسمتى از ضريح مطهّر كه پاى امام حسين عليه السّلام رو به آن طرف است .(197) قبر على اكبر پايين پاى امام حسين است و به همين جهت ضريح امام حسين عليه السّلام شش گوشه دارد. پايين پا، زيارت مخصوصى دارد. هنگام زيارت ، مستحب است پايين پا ايستادن و زيارت على بن الحسين را خواندن . متن زيارت در كتب دعا موجود است .(198)








پرچم

عَلم و بيرقى كه به رنگهاى مختلف ، به ويژه رنگ سياه ، نشان گروه و هيئت خاصّى است .
پرچم در گذشته اغلب در ميدان هاى جنگ و لشكرها و گروههاى نظامى كاربرد داشته است ، سپس هر جمعيتى به عنوان نشان خاص خود، عَلَمى مخصوص ‍ مى افراشتند.
در عزادارى حضرت اباعبداللّه عليه السّلام نقش پرچم سياه ، بسیار مهمّ است چنان چه در ايّام عزا و عاشورا، بر سر در خانه ها، مغازه ها و در معابر مى زنند تا نشانه ايّام سوگوارى باشد و تأثير عاطفى خاصّى دارد. که با نيم متر چوب و نيم متر پارچه سياه ، مى توان موجى از احساسات بى دريغ درباره بزرگسالار شهيدان مشاهده كرد كه در هيچ جا نمونه اى از آن ديده نمى شود؛ در حالى كه براى تشكيل اجتماع حتّى كوچكى بايد متحمّل زحمات زيادى گرديد.
شكلهاى خاص علمات و كُتَل در دسته هاى عزادارى ، تحوّل يافته همان پرچم است كه سنّتهاى خاصّى را همراه دارد.









پرده خوانى

نوحه خوانى براساس پرده اى كه به ديوار نصب مى كنند و روى آن تصاويرى از چهره هاى خوب و بد در تاريخ اسلام ، بويژه حوادث مربوط به عاشوراست و نوحه خوان ، طبق صحنه هاى تصوير، اشعار و مراثى را مى خواند و مردم كه اغلب پاى ديوارها در كوچه ها و ميادين يا تكيه ها پاى صحبت و نوحه اش مى نشينند، دور او جمع مى شوند و مى گريند و به پرده خوان ، طبق نذر و نياز خويش ، كمك مالى مى كنند. پرده خوانى ، يكى از هنرهاى نمايشى و شرح حال و سيره اولياءِ دين است كه براساس ‍ تصاوير منقوش بر پرده هاى بزرگ ، اجرا مى گردد. پرده خوان دهانى گرم و صوتى دلنشين دارد و همراه با خواندن ، اشاربه تصاوير مى كند.
شمايل نگارى و صورتگرى مذهبى ، خود را در پرده ها نشان مى دهد. نوعى از نقاشى مذهبى در اين پرده ها تجلّى مى يابد. ((بر مبناى حوادث تاريخ اسلام ، بويژه وقايع كربلا، نقاشيهاى در هم و بر همى روى پرده كشيده مى شود كه عنوان ((پرده نگارى )) دارد. نگارگران پرده هاى مذهبى ، عموما با الهام از مقتلها، به تصوير صحنه ها مى پرداختند. نقّالانى هم با نصب آنها بر روى ديوار و در حضور مردم ، با دهانى گرم به تعزيه خوانى و پرده خوانى براساس حوادث به تصوير كشيده شده مى پرداختند. محتواى اين پرده ها اعمّ از دنيا و آخرت و بهشت و جهنّم و صالحان و شروران و حسينيان و يزيديان بود. در اين پرده ها، شمايل حضرت عباس با دستانى از بدن جدا، طفلان مسلم ، خيمه هاى سوزان ، قيام مختار، مجلس جنّ وانس ، معراج پيامبر به همراه بُراق ، كوثر، ضامن آهو و... كشيده مى شد و نقّالان پرده خوان با نثر و شعر، حوادث مربوط به آنها را با صدا بازگو مى كردند و از حاضران اشك مى گرفتند.))(200)







پناهندگى به مكّه

حرم خدا مكانى امن و مقدّس است و هر كه بدانجا التجا و پناه آورد و پناه و حمايت جويد، ايمن است . يكى از علل سفر امام حسين عليه السّلام به مكّه آن بود كه از امنيّت حرم استفاده كند. وقتى حاكم مكّه (عمروبن سعيد اشدق ) از امام پرسيد: چه چيز سبب شد به مكّه آيى ؟ فرمود: تا پناهنده به خدا و اين خانه شوم : ((عائِذَا بِاللّهِ وَ بِهذَا الْبَيْتِ))(201) زمانى هم كه فهميد همان عمروبن سعيد، همراه با جمعى به قصد كشتن او وارد مكّه شده اند، براى حفظ قداست مكّه و حرام الهى از مكّه خارج شد و فرمود: ((لَئِنْ اُقْتَلْ خارِجَا مِنْها بِشِبْرٍ اَحَبُّ اِلَىَّ))،(202) اگر يك وجب هم بيرون از مكّه كشته شوم ، برايم محبوبتر است . با اين شيوه ، به همه فهماند كه سلطه اموى حتى براى خانه خدا هم هيچ حرمتى قائل نيست .











پيراهن كهنه

از قساوتهاى دشمنان در كربلا، عريان نهادن جسم حسين عليه السّلام بر روى خاك بود. امام ، براى پيشگيرى از اين ظلم ، روزعاشورا قبل از عزيمت به ميدان شهادت ، كنار خيمه ها آمد و از خواهرش حضرت زينب سلام الله علیها، جامه و شلوارى كهنه طلبيد و آنها را با دست پاره پاره كرد و بر تن پوشيد تا كسى پس از شهادتش به آن جامه ها رغبت نكند و به طمع آن لباس ، او را عريان نسازد، سپس فرمود: اِئْتُونى ثَوبَا لايَرْغَبُ فيهِ اَحَدٌ اَجْعَلُهُ تَحْتَ ثيابى لِئَلاّ اُجَرَّدَ مِنهُ بَعْدَ قَتْلى ... امّا " ابجر بن كعب جنايت كرده آن را پس از شهادت امام از تن وی در آورد و حسين علیه السلام را عريان در كربلا نهاد. از آن پس دستهايش خشك شد، مثل دو تكّه چوب. و به نقلى دیگر در نتيجه از دو پا فلج و زمين گير شد.
در برخى نقلهای تاریخی نیز تعبير " عتيق " آمده ، يا "ثوبِ خَلِق "، كه منظور همان " لباس كهنه " است.
لباس كهنه بپوشيد زير پيرهنش
كه تا برون نكند خصم بدمنش زتنش

لباس كهنه چه حاجت كه زير سمّ ستور
تنى نماند كه پوشند جامه يا كفنش










پيش خوانى

 

((نوحه خوانى و همسرايى شبيه خوانان يك تعزيه و آن بدين ترتيب بوده است كه پيش خوانى اندكى پس از آغاز تعزيه ، با گامهاى كُند و باضر باهنگِ دم گيرى يا همسرايى خود وارد صحنه مى شدند و از پيش روى تماشاگران مى گذشتند. آنها پس از چندبار دور زدن برگرد سكوى نمايش و آماده كردن تماشاگران از صحنه بيرون مى رفتند. بلافاصله پس از پايان پيش خوانى ، نمايش تعزيه آغاز مى شد. پيش خوانى گاه بصورت پرسش و پاسخ انجام مى گرفت . ((نوحه اوّل تعزيه ))، ((نوحه پيش درآمد))، ((نوحه گرفتن )) از نامهاى ديگر پيش خوانى است .))(207)








پيشگويى شهادت حسين عليه السّلام

اين كه آيا امام حسين عليه السّلام مى دانست در كربلا شهيد خواهد شد، يا آنكه غافلگير شد و در محاصره قرار گرفت ، ميان نويسندگان بحث است . امّا آنچه از روايات و اصول اعتقادى شيعه بر مى آيد، آن حضرت خبر داشت و آگاهانه شهادت را برگزيده بود. نه تنها در آغاز حركت از مدينه و شب وداع با حرم پيامبر، يا آغاز حركت از مكّه به سوى سرزمين عراق ، بلكه از سالها پيش خبرداشت و شهادت ، عهدى از سوى خدا و رسول با او بود. از بدو تولّد آن حضرت ، موضوع شهادتش در عاشورا مطرح بوده است ، حتّى در زمان انبياى پيشين نيز روشن بوده كه حسين ، فرزند پيامبر خاتم در كربلا شهيد خواهد شد. در اين باره احاديث فراوان است و خبردادن به پيامبرانى چون آدم ، نوح ، ابراهيم ، زكريا، اسماعيل ، موسى ، عيسى و... در منابع حديثى مفصّل آمده است كه در اين مختصر نمى گنجد.(208) على عليه السّلام همراه تنى چند از سرزمين كربلا عبور مى كرد كه چشمانش پر از اشك شد و فرمود: ((هذا مُناخُ رِكابِهِم وَ هذا مُلقى رِح الِهِمْ وَ ههُنا تُهراقُ دِمائُهُم ...))(209) اينجا محل فرود آمدن مركب آنان است و اينجا خونشان ريخته مى شود. جبرئيل هم به پيامبر خبر داده بود كه ((اِنَّ اُمَّتَكَ تَقتُلُ الحُسَينَ مِن بَعدِكَ...))(210) امّت تو پس از تو حسين را مى كشد.

با حديثى كه ملائك ز ازل آوردند

سخن از قصّه عشق تو زلولاك گذشت

حتّى در كتب آسمانى پيشين نيز اشاراتى آمده و بصورت خارق العاده در كنيسه ها و معابد يهود و نصارى اشعارى پيرامون اين حادثه با دستِغيبى نگاشته شده است . از جمله بر ديوار كليساى نصارى كه سر مطهّر امام حسين عليه السّلام را به آنجا برده بودند، نوشته بود:

اَتَرجُو اُمَّةٌ قَتَلَتْ حُسَينا

شَفاعَةَ جَدِّهِ يَومَ الحِسابِ(211)

آيا امّتى كه حسين را كشته است ، در روز قيامت اميد شفاعت جدّش را دارد؟

 

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

چهارشنبه, 03 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16569
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11807763

اوقات شرعی



آخرین نظرات