متنى كه هنگام زيارت مرقد پاك امام حسين عليه السّلام و هريك از امامان معصوم و ذرّيه پاك پيامبر و شهداى اهل بيت خوانده مى شود، دعايى كه به عنوان تشرّف باطنى براى ائمّه وامامزادگان مى خوانند و حاوى سلام و درود زائر نسبت به مدفون در آن مرقدهاست .
از آنجا كه ((زائر)) را ادب و معرفت شرط است ، پس سخنى كه هنگام زيارت بر زبان مى آورد، بايد والا و عارفانه و مؤ دّبانه باشد. هر زائر مى تواند از پيش خود و به زبان خود، جملاتى و نيايش و دعايى را به عنوان زيارتنامه بخواند، ولى در منابع ما، متونى به نام ((زيارتنامه )) نقل شده كه سند آنها به ائمّه مى رسد و به عنوان ((زيارتهاى ماءثوره )) شناخته مى شود. علماى دين ، كتبب متعدّدى بصورت مجموعه هاى زيارات ، تدوين كرده اند، كه آميخته اى است از زيارتهاى مستند و منقول از معصومين و زياراتى كه انشاى علماى بزرگ است . در اين ميان ، آنچه از ائمّه نقل شده ، بسيار است ، همچون زيارتهاى : امين اللّه ، جامعه كبيره ، وارث ، عاشورا و زيارت اربعين . كتابهاى دعا و زيارات نيز بسيار است ، همچون : مصباح المتهجّد، مفاتيح الجنان ، مزار، بحارالا نوار (جلد زيارات ).
دقت در مضامين و محتواهاى زيارتنامه ها بسيار مفيد است . مفاهيم كلّى كه در زيارات ديده مى شود، بسيار است ، از جمله : محبّت ، مودّت ، موالات ، اطاعت ، صلوات ، سلام ، عهد، شفاعت ، توسّل ، وفا، جهاد، دعوت ، نصرت ، تسليم ، تصديق ، صبر، تولّى و تبرّى ، مواسات ، نماز، زكات ، زيارت ، تبليغ ، وراثت ، مساعدت ، معاونت ، سعادت ، رضا، خونخواهى ، جنگ و صلح ، امر به معروف و نهى از منكر، تقرّب به خدا، برائت از دشمنان ، ولايت ، فوز، نصيحت ، فدا شدن و... دهها عناوين و مفاهيم كلّى كه از مطالعه فقرات زياتنامه ها بر مى آيد. اوصافى كه در زيارتنامه ها آمده ، برخى كلّى و قابل انطباق بر همه ائمّه و معصومين است ، و برخى هم به تناسب وضعيت زندگى و شهادت امام خاصّ يا امامزاده و شهيد بخصوصى به كار رفته است . محورهاى كلّى مفاهيمى كه در زيارتنامه ها آمده است ، مى تواند اينگونه فهرست شود:
- مسائل اعتقادى ، توحيد، نبّوت ، صفات خدا ...
- شناخت ائمّه ، اوصاف ، فضايل و مقاماتشان .
- تاريخ زندگى و عملكرد اولياء دين و مظلوميّتهايشان .
- پيوندهاى ((ولايى )) بين زائر و پيشوا وهمسويى در فكر وموضع و عمل و اقدام .
- افشاگرى بر ضدّ ستمگران حاكم و جنايتهايشان نسبت به طرفداران ((حقّ)) و طالبان ((عدل )).
- تولّى و تبرّى ، شفاعت ، توسّل ، دعا و ... معارفى از اين قبيل .
- طرح آرمانهاى والا و خواسته هاى متعالى و نيازهاى برتر.
- و برخى موضوعات ديگر. در واقع ، يك سرى معارف دينى و ارزشهاى مكتبى و فضايل رفتارى در قالب فقرات زيارتنامه ، از طريق ائمّه به شيعيان و زائران آموخته شده است . زيارتنامه ها، نوعى اعلام مواضع اعتقادى ، اخلاقى و سياسى است كه توّسط زائر، در مقدّسترين مكانها، با زبانى رسا ابراز مى شود. ((سلام ))ها و ((لعن ))ها، محور عمده ديگرى در زيارتنامه هاست ، بخصوص آنچه به شهداى عاشورا مربوط مى شود. سلام به امام و پيامبر و شهيد مورد زيارت ، و لعنت به دشمنان ، ظالمان ، غاصبان ، شريكان جور، همدستان ظالم ، راضيان به ستم ، زمينه سازان ظلم .
((حبّ و بغض ))، جلوه ديگرى از اصل مهمّ ((تولّى )) و ((تبرّى )) است كه با عبارات مختلف در زيارتنامه ها آمده است ، از ساده ترين شكل آن كه حالت قلبى است ، تا شديدترين صورت برونى آن كه باعنوان ((حرب )) و ((سلم )) مطرح شده است . ((بيعت ))، عنصر ديگرى در زيارتنامه هاست . پيمان و مثياق زائر با امام و شهدا. ((جهاد))، محتواى زنده ديگرى در راستاى عملكرد اولياء خدا. مثلا در مورد پيامبر خدا، اميرالمؤ منين ، حمزه سيدالشهدا، امام حسن ، امام حسين ، شهداى اُحد، شهداى كربلا و... تعبير ((جهاد)) به كار رفته است ، با خطابهايى چون : ((جاهَدتَ فى سَبيلِ اللّهِ، جاهَدتَ فِى اللّهِ حَقَّ جِهادِهِ، جاهَدتَ المُلحِدين ...)) و ((شهادت ))، از جلوه هاى بسيار روشن فرهنگ عاشوراست كه در زيارتنامه ها ديده مى شود.
فرهنگ شهادت و نيز شهادت طلبى ، در جا به جاى زيارتهاى ماءثوره ديده مى شود. كشته شدن در راه خدا و بر منهاج رسول اللّه و دين حق و سعادتمند شدن در سايه شهادت ، و طرح جدّى اين مسائل ، معارضه با تبليغات دشمنانى است كه شهداى كربلا و سيدالشهدا را ياغى بر خليفه و خارجى معرّفى مى كردند. در زيارتى كه امام هادى عليه السّلام آموزش داده است ، مى خوانيم : ((اَشهَدُ اَنَّكَ وَ مَنْ قُتِلَ مَعَك شُهَداءٌ احياءٌ)). در زيارتنامه هاى متعدد و نيز ادعيه گوناگون ، از خواسته هاى زائر، توفيق قيام و خونخواهى در ركاب ((قائم )) عليه السّلام است . اين القاء فرهنگ شهادت طلبى در جان و انديشه شيعه است :
((وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكُم مَعَ إ مامٍ هُدىً ظاهِرٍ...))
(زيارت عاشورا)
و در زيارت جامعه ، اعلام مودّت و حمايت و نصرت نسبت به امام زمان ((عج )) است : ((نُصرَتى مُعَدَّةٌ لَكُم وَ مَوَدَّتى خالِصَةٌ لَكُم )).
در زيارت شهداى كربلا، تعبيراتى از اين قبيل ديده مى شود: اصفياء، اولياء، اودّاء، انصار، و نشان دهنده ارزشگذارى به صفاتى چون برگزيدگى ، ولايت ، مودّت و نصرت در قاموس كربلاست . همچنين ، تقرب به خدا و رسول و ائمّه ، با برائت از دشمنان خدا حاصل مى شود. اين نيز جهتگيرى خاص اجتماعى مكتبى زائر را مى رساند.(572)
زيارت وارث
يكى از زيارتهاى سيدالشهدا عليه السّلام كه آن حضرت را بعنوان وارث آدم ، نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ، محمّد، على ، فاطمه زهرا، خديجه كبرى خطاب مى كند. زيارت وارث از امام صادق عليه السّلام روايت شده است .(573) و همراه آداب خاصّى است و فضيلت بسيار دارد. ((زيارت وارث به زائر مى آموزد كه اسلام امامت ، رسالت تاريخى اديان توحيدى را بر دوش دارد و به همين دليل ، خاتم الاديان و پيامبرش خاتم الانبياء است و در اينجاست كه معناى امامت را مى يابد. زائر در اين زيارت ، رسالت همه پيامبران بزرگ تاريخ را بر دوش امام حسين عليه السّلام مى يابد و چنين مى فهمد كه گويى عاشورا نقطه اوج نبرد همه توحيد تاريخى با همه شرك تاريخى است ))(574) .
زيارت وداع
در زيارت سيدالشهدا عليه السّلام ، مستحب است پس از تمام شدن آن ، زاير بالاى سر قبر سيدالشهدا عليه السّلام رفته زيارت وداع بخواند. متن آن و آدابش در كتب دعا و روايات آمده است (575) و متون مختلف و متنوعى دارد و از جمله محتويات آن خداحافظى با قبر امام و دعا براى توفيق زيارت مجدّد است و اينكه آخرين بار و ديدار نباشد: ((اءللّهُمَّ لاتَجْعَلهُ آخِرَ العَهدِ مِنّا وَمِنهُ ...))، ((اءللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِمُحَمَّدٍ وَ لا تَجْعَلهُ آخِرَالعَهدِ مِن زِيارَتى ابنَ رَسُولِكَ وَارزُقنى زِيارَتَهُ اَبَدا ما اَبْقَيْتَنى ...))
زيد بن اَرقم
از صحابه پيامبرخدا صلّى اللّه عليه و آله كه در زمان آن حضرت نوجوان بود و در تعدادى از جنگها در ركاب پيامبر حضور داشت .(576) وى در سنّ پيرى پس از حادثه عاشورا، وقتى اسيران اهل بيت را به كوفه آوردند و وارد قصر ابن زياد كردند، در آنجا حضور داشت . وقتى سر مطهّر سيدالشهدا را مقابل ابن زياد قرار دادند و او با چوب به دندانهاى آن سر بريده مى زد، زيد بن ارقم اعتراض كرد كه : چوب خود را از اين لبها بردار، به خداى يگانه قسم ، من بارها ديدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله با لبهاى مباركش اين لبها را مى بوسيد، سپس بعنوان اعتراض ، مجلس را ترك كرد.(577) هم او نقل كرده كه وقتى سر امام حسين عليه السّلام را در كوچه ها مى گرداندند، من در غرفه خود بودم . جلوى من كه رسيد، شنيدم آيه ((اَمْ حَسِبْتَ اَنَّ اَصحابَ الكَهفِ وَ الرَّقيمِ ...)) را مى خواند.(578) وى در سال 68 هجرى در كوفه در گذشت .(579)
زيدبن مَعقِل
از شهداى كربلاست . نامش در زيارت ناحيه مقدّسه آمده است . بدربن معقل هم گفته اند.(580)
زيدبن وَرقاء
عنصر خبيثى كه روز عاشورا، همراه حكيم بن طفيل ، در نخلستانى اطراف فرات كمين كردند و بر عباس عليه السّلام هنگام آب آوردن به خيمه ها حمله كردند. دست راست عباس در اين كمين از كار افتاد و شمشير را به دست چپ گرفت و اين رجز را مى خواند: ((وَاللّهِ اِنْ قَطَعْتُمُوا يَمينى ...))(581)
زين العابدين عليه السّلام
پيشواى چهارم شيعه ، حضرت سجاد، امام على بن الحسين ، زين العابدين عليه السّلام ، فرزند سيدالشهدا عليه السّلام كه در حادثه كربلا حضور داشت و بعلّت بيمارى در خيمه بسترى بود و همراه با اهل بيت ، پس از شهادت امام حسين عليه السّلام به اسيرى رفت و با حالتى دشوار و غمبار، كه غل و زنجير به دست و گردن آن حضرت بسته بودند، به كوفه و از آنجا به شام برده شد. در كاخ يزيد هم خطبه بسيار مهمى ايراد كرد كه چهره يزيد افشا شد و مردم شام نسبت به ماهيّت حادثه كربلا آگاه شدند. امام سجاد عليه السّلام در سال 38 هجرى در مدينه به دنيا آمد. در حادثه كربلا حدود 24 سال داشت ، پس از شهادت پدر نيز مدّت 35 سال امامت كرد. مادرش شهربانو دختر يزدگرد بود. در حادثه كربلا آن حضرت ازدواج كرده و داراى فرزند بود و فرزند خردسالش امام باقر عليه السّلام هم در كربلا بود.(582)
نقش عمده آن حضرت در نهضت عاشورا، پيام رسانى خون شهيدان كربلا و حفظ دستاوردهاى آن انقلاب خونين و اهداف پدر، از تباه شدن و تحريف گشتن بود. اين رسالت ، در قالب ايراد خطبه ها توسّط آن حضرت و عمّه اش زينب عليها السّلام انجام گرفت . سخنان امام سجاد در بارگاه يزيد، چنان او را به خشم آورد كه دستور كشتنش را داد، امّا حضرت زينب ، جان خود را سپر بلا قرار داد و نگذاشت . در دفن اجساد شهداى اهل بيت در كربلا، به يارى طايفه بنى اسد آمد و پس از خاكسپارى پيكر سيدالشهدا عليه السّلام روى قبر آن حضرت نوشت : ((هذا قَبرُ الحُسَينِبنِ عَلِىِبنِ اَبى طالبٍ، اَلَّذى قَتَلُوهُ عَطشانا غَريبا))(583) . اين قبر حسين بن على است . كسى كه او را تشنه و غريب شهيد كردند.
پس از عاشورا، حضرت سجاد عليه السّلام دوران بسيار سخت و خفقان بارى را با خلفاى اموى سپرى كرد. وليدبن عبدالملك و هشام بن عبدالملك ، از خلفاى معاصر او بودند. داستان زيارت آن حضرت و بوسيدنش حجرالا سود را و شعرهاى بلند فرزدق در ستايش او (هذا الَّذى تَعرِفُ البَطحاءُ وَطْاءَتَهُ...) معروف است . ((صحيفه سجّاديه )) مجموعه اى از دعاهاى آن حضرت است كه اينك در دست ما بعنوان گنجينه اى از معارف دينى موجود است . آن حضرت در سال 95 هجرى با دسيسه وليدبن عبدالملك به شهادت رسيد و در بقيع ، مدفون شد. براى آشنايى با زندگى ، شخصيّت و فضايل بيشمارش بايد به كتابهاى مستقلّ و مفصّلتر مراجعه كرد.(584)
زينب عليها السّلام
زينب كبرى سلام اللّه عليها، پيامبر خون شهداى كربلا و همراه حسين عليه السّلام در نهضت خونين عاشورا. حضرت زينب ، دختر اميرالمؤ منين و فاطمه زهرا عليها السّلام در سال پنجم هجرى ، روز 5 جمادى الا ولى در مدينه ، پس از امام حسين عليه السّلام به دنيا آمد. از القاب اوست : عقيله بنى هاشم ، عقيله طالبيّين ، موّثقه ، عارفه ، عالِمه ، محدَّثه ، فاضله ، كامله ، عابده آل على . زينب را مخفّف ((زين اب )) دانسته اند، يعنى زينتِ پدر.
امام حسين عليه السّلام هنگام ديدار، به احترامش از جا برمى خاست . زينب كبرى ، از جدّش رسول خدا و پدرش اميرالمؤ منين و مادرش فاطمه زهرا عليها السّلام حديث روايت كرده است .(585) اين بانوى بزرگ ، داراى قوّت قلب ، فصاحت زبان ، شجاعت ، زهد و ورع ، عفاف و شهامت فوق العاده بود.(586) شوهرش ، عبداللّه بن جعفر (پسرعموى خودش ) بود. از اين ازدواج ، دو پسر حضرت زينب به نامهاى محمّد وعون ، در كربلا به شهادت رسيدند.
وقتى امام حسين عليه السّلام پس از امتناع از بيعت با يزيد، از مدينه به قصد مكّه خارج شد، زينب نيز با اين دو فرزند، همراه برادر گشت . در طول نهضت عاشورا، نقش فداكاريهاى عظيم زينب ، بسيار بود. سرپرست كاروان اسيران اهل بيت و مراقبت كننده از امام زين العابدين عليه السّلام و افشاگر ستمگرى هاى حكام اموى با خطبه هاى آتشين بود. زينب ، هم دختر شهيد بود، هم خواهر شهيد، هم مادر شهيد، هم عمّه شهيد. پس از عاشورا و در سفر اسارت ، در كوفه و دمشق ، خطابه هاى آتشينى ايراد كرد و رمز بقاى حماسه كربلا و بيدارى مردم گشت . پس از بازگشت به مدينه نيز، در مجالس ذكرى كه براى شهداى كربلا داشت ، به سخنورى و افشاگرى مى پرداخت . وى به ((قهرمان صبر)) شهرت يافت .
در سال 63 و به نقلى 65 هجرى در گذشت . قبرش در زينبيّه (در سوريّه كنونى ) است . برخى نيز معتقدند مدفن او در مصر است . در كتاب ((خيرات الحسان )) آمده است : در مدينه قحطى پيش آمد. زينب همراه شوهرش عبداللّه بن جعفر به شام كوچ كردندو قطعه زمينى داشتند. زينب در همانجا در سال 65 هجرى در گذشت و در همان مكان دفن شد.(587)
صبح ازل طليعه ايّام زينب است
پاينده تا به شام ابد نام زينب است
در راه دين لباس شهامت چو دوختند
زيبنده آن لباس براندام زينب است
بارزترين بعد زندگى حضرت زينب ، همان پاسدارى از فرهنگ عاشورا بود كه با خطابه هايش ، پيام خون حسين عليه السّلام را به جهانيان رساند. در اين زمينه ، نوشته ها و سروده هاى بسيارى است ، از جمله اين شعر:
سِرّنى در نينوا مى ماند اگر زينب نبود
كربلا در كربلا مى ماند اگر زينب نبود
چهره سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنگ
پشت ابرى از ريا مى ماند اگر زينب نبود
چشمه فرياد مظلوميّت لب تشنگان
در كوير تفته جا مى ماند اگر زينب نبود
زخمه زخمى ترين فرياد، در چنگ سكوت
از طراز نغمه وا مى ماند اگر زينب نبود
در طلوع داغ اصغر، استخوان اشگ سرخ
در گلوى چشمها مى ماند اگر زينب نبود
ذوالجناح داد خواهى ، بى سوار و بى لگام
در بيابانها رها مى ماند اگر زينب نبود
در عبور از بستر تاريخ ، سيل انقلاب
پشت كوه فتنه ها مى ماند اگر زينب نبود(588)
خود زينب نيز از فصاحت و ادب برخوردار بود. در هنگام ديدن سر بريده برادر، خطاب به او چنين سرود: ((يا هِلالا لَمَا اسْتَتَمَّ كَمالا...)) بعدها هم در سوگ حسين عليه السّلام اشعارى سرود، با اين مطلع : ((عَلَى الطّفِ السَّلامُ وَ ساكِنيه ...)) : سلام بر كربلا و بر آرميدگان آن دشت ، كه روح خدا در آن قبّه ها و بارگاههاست . جانهاى افلاكى و پاكى كه در زمين خاكى ، مقدّس و متعالى شدند، آرامگاه جوانمردانى كه خدا را پرستيدند و در آن دشتها و هامونها خفتند. سرانجام ، گورهاى خاموششان را قبّه هايى افراشته در برخواهد گرفت ، و بارگاهى خواهد شد، داراى صحنهاى گسترده و باز...
زينبَيْن
دو زينب . اصطلاحا به حضرت زينب و حضرت ام كلثوم ، دختران اميرالمؤ منين عليه السّلام گفته مى شود كه در كربلا حضور داشتند. اين كلمه از باب تغليب يك اسم برديگرى است ، آنگونه كه به امام حسن و امام حسين هم ((حسنين )) گفته مى شود.
زينبيّه
جايى كه به حضرت زينب عليها السّلام منسوب باشد. آنگونه كه به جاى منسوب به امام حسين عليه السّلام ، ((حسينيّه )) گفته مى شود. مكانهايى كه با اين عنوان و به ياد حضرت زينب در شهرهاى مختلف مى سازند و براى برپايى محفلهاى عزادارى يا مجالس دينى براى بانوان ، و گاهى هم به عنوان دار الا يتام مورد استفاده قرار مى گيرد، از آن جهت كه آن بانوى قهرمان ، پس از عاشورا يتيمان ابا عبداللّه الحسين عليه السّلام را در سفر اسارت سرپرستى و نگهدارى مى كرد. مرقد زينب كبرى عليها السّلام نيز كه در شام قرار دارد به همين نام ((زينبيّه )) شهرت دارد كه تا دمشق مقدارى فاصله دارد و زيارتگاه عاشقان عترت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است . البته در مورد مدفن حضرت زينب ، اقوال ديگرى نيز وجود دارد.
تعبيرى است كه بيشتر درباره ذوالجناح ، اسب امام حسين عليه السّلام به كار مى رود كه پس از شهادت امام ، با زين واژگون و يال پر خون و پريشانحال به طرف خيمه ها آمد. برگرفته از جمله اى در زيارت ناحيه مقدسه است كه آمده است : ((...فَنَظَرَ النِّساءُ اِلَى الجَوادِ مُخزِيا وَالسّرجُ عَلَيهِ مَلوِيّا))(589) .