صَبر
ايستادگى ، مقاومت و پايدارى . مقابله با عواملى كه انسان را از تلاش در راه هدف باز مى دارد، تحمّل سختيها و ناگواريها به خاطر پيروز شدن و انجام وظيفه .
در حادثه كربلا، زيباترين جلوه هاى صبر و پايدارى در راه عقيده و تحمّل مشكلات مبارزه ترسيم شده و سبب ماندگارى و جاودانگى آن حماسه و پيروزى ابدى آن گروه اندك بر دشمنان انبوه شده است ؛ همانگونه كه قرآن كريم مى فرمايد: ((كَم مِن فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبتْ فِئَةً كَثيرَةً بِإ ذنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصّابِرينَ))(756) واميرمؤ منان عليه السّلام فرمود: ((الصَّبرُ يُهَوِّنُ الفَجيعَة ))(757) مقاومت ، فاجعه و حادثه سخت را آسان مى كند. از سوى ديگر، براى مؤ منان ، بر عامل غلبه بر سختيهاست و هرچه ميزان تحمّل بيشتر باشد، سختى مصيبت كاسته مى شود و پروردگار نيز موهبت صبر را به مؤ منان عطا مى كند و به فرموده امام صادق عليه السّلام ، خداوند صبر را به اندازه مصيبت بر دلها وارد مى كند: ((اِنَّ اللّهَ يُنَزِّلُ الصَّبرَ عَلى قَدرِ المُصيبَةِ)).(758)
در حماسه عاشورا، ((صبر)) هم در گفتارها و شعارها و هم در عملها و رفتارها مشهود است ، هم در شخص سيدالشهدا عليه السّلام ، هم در عترت و ياران صبور و وفادارش . امام حسين عليه السّلام آنگاه كه مى خواست از مكّه به قصد عراق خارج شود، خطبه اى خواند كه در ضمن آن آمده است : ((رِضَى اللّه رِضانا اهلَالبَيت ، نَصبِرُ عَلى بَلائِهِ وَ يُوَفّين ا اَجْرَ الصّابِرينَ)).(759) رضايت و پسند ما خانواده ، همان رضاى الهى است ، بر بلا و آزمون او صبر مى كنيم ، او نيز پاداش صابران را به ما عطا مى كند. در يكى از منازل ميان راه نيز، با توجّه دادن همراهان به سختى مسير و استقبال از نيزه ها و شمشيرها و نياز ميدان عاشورا به دلير مردانى مقاوم و شكيبا بر زخم و مرگ و شهادت ، فرمود: ((اَيُّهَا النّاس ! فَمَنْ كانَ مِنكُم يَصبِرُ عَلى حَدِّ السَّيفِ وَ طَعنِ الا سِّنَةِ فَلْيَقُم مَعن ا وَالاّ فَلْيَنْصَرِفْ عَنّا)).(760) اى مردم ! هر كدام از شما كه تحمّل تيزى شمشير و ضربت نيزه ها را دارد با ما بماند، وگرنه برگردد! ياران آن حضرت نيز همانگونه بودند كه او مى خواست . در ميدان ((صبر))، پايدار ماندند و بر تشنگى ، محاصره ، هجوم دشمن ، كمى ياران و شهادت همرزمان مقاومت مى كردند و از خوشحالى در پوست خود نمى گنجيدند. حتّى بعضى شان روز عاشورا خوشحالى و شوخى مى كردند و مى گفتند: ميان ما و بهشت ، جز ساعتى جنگ و تحمّل ضربت تيغها و نيزه ها و تيرها نيست و پس از آن ، بهشت جاودان الهى است . ابا عبداللّه عليه السّلام نيز آنان را چنان بارآورده و تعليم داده بود كه پايدارى را پل عبور به بهشت بدانند. روز عاشورا به آنان چنين خطاب كرد: ((صَبْرا بَنِى الكِرامِ! فَمَا المَوتُ إ لاّ قَنطَرَةٌ تَعبِرُ بِكُم عَنِ البُؤ سِ وَالضَّرّ اءِ اِلَى الجِنانِ الواسِعَةِ وَالنَّعيمِ الدّائِمَةِ ...))،(761) مقاومت ! اى بزرگ زادگان ، كه مرگ ، پلى است كه شما را از رنج و سختى به سوى بهشتهاى گسترده و نعمتهاى ابدى عبور مى دهد. درس صبر را، حتّى به اهل بيت خويش مى داد و آنان را در مقابل شهادت خويش ، دعوت به شكيبايى و تحمّل مى كرد و اين كه گريبان چاك نزنند و صورت نخراشند: ((اُنظُرُوا إ ذا اءنَا قُتِلتُ فَلا تُشَقِّقَنَّ عَلَىَّ جَيبا وَ لاتَخْمِشنَ وَجها)).(762) خود امام بر كشته شدن و داغ فرزندان و ياران صبر كرد، خواهر صبورش زينب ، صبورانه بار اين حماسه خونين را به دوش كشيد و لحظه لحظه حوادث كربلا، جلوه هاى مقاومت و پايدارى بود. حتّى آخرين كلمات سيدالشهدا عليه السّلام نيز در قتلگاه كه بر زمين افتاده و با پروردگارش مناجات مى كرد، حاكى از همين روحيه صبر بر قضاى الهى بود: ((صَبرا عَلى قَضائِكَ)).(763)
نام يكى از منزلگاههاى شمال راه مكّه به طرف كربلا، بين حنين و علامتهاى حرم . صفاح به معناى كناره كوه است . در همين محل ، امام حسين عليه السّلام با فرزدق برخورد كرد كه از عراق مى آمد و اوضاع مردم را از او پرسيد. او جواب داد: دلهاى مردم با تو، ولى شمشيرهايشان همراه بنى اميّه است . آنگاه با هم پيرامون تبديل حجّ به عمره و عزيمت از مكّه به سوى كوفه صحبت كردند. بعضى اين ملاقات را در منزل ((ذات عِرق )) گفته اند.(764)