غارت خيمه ها
پس از شهادت حسين بن على عليهما السّلام ، سپاه عمر سعد به خيمه هاى اهل بيت حمله كردند و به غارت پرداختند. زنان و كودكان در صحرا پراكنده شدند؛ گريان و داغدار و صيحه زنان و استغاثه كنان . پس از آن خيمه ها را آتش زدند. مقنعه از سر زنان كشيدند، انگشتر از انگشتها بيرون آوردند و گوشواره از گوشها و خلخال از پاها.(975) حتى فاطمه دختر امام حسين عليه السّلام نقل كرده كه به خيمه ما ريختند و من دخترى كوچك بودم ، با گريه خلخال از پايم در مى آوردند. گفتم : اى دشمن خدا چرا گريه مى كنى ؟ گفت : براى اينكه دختر پيامبر را غارت مى كنم . گفتم : غارت مكن . گفت : مى ترسم ديگرى بيايد و اينها را در آورد!(976)
غاضِريّه
نام سرزمين كربلا، روستايى از نواحى كوفه نزديك كربلا. منسوب به غاضره از طايفه بنى اسد. اين روستا پس از انتقال بنى اسد به عراق در صدر اسلام ، پديد آمد.(977) امام باقر عليه السّلام فرمود: ((الغاضِرِيَّةُ هِىَ البُقعَةُ الَّتى كَلَّمَ اللّهُ فيها مُوسَىَبنَ عِمران وَ ناجى نُوحا فيها وَ هِىَ اَكرَمُ اَرضِ اللّهِ عَلَيهِ وَ لَو لا ذلِكَ مَا استَوْدَعَ اللّهُ فيها اَولِياءَهُ وَ اءبناءَ نَبِيِّهِ، فَزُورُوا قُبُورَنا بِالغاضِرِيَّةِ.))(978) غاضريه ، همان بقعه اى است كه خداوند در آن با موساى كليم هم سخن شد و با نوح مناجات كرد و آن گراميترين سرزمين نزد خداست و اگر چنان نبود، خداوند اولياء خويش و فرزندان پيامبرش را در آن به وديعت نمى نهاد. پس قبور ما را در غاضريّه زيارت كنيد. روايت است كه امام حسين عليه السّلام آن نواحى را كه قبرش در آنجاست ، از اهل نينوا و غاضريّه به شصت هزار درهم خريد و آن را بر اهالى همانجا صدقه داد و بخشيد و با آنان شرط كرد كه مردم را به محلّ قبر او راهنمايى كنند و زائران قبرش را سه روز ضيافت و پذيرايى كنند.(979) وقتى حسين عليه السّلام به كربلا مى آمد، چون نام سرزمين را پرسيد، از جمله نامها غاضريّه بود و تصميم گرفت آنجا فرود آيد.
غسل زيارت
از جمله آداب زيارت سيدالشهدا عليه السّلام ، غسل زيارت است ، بويژه از آب فرات كه سبب آمرزش گناهان است . امام صادق عليه السّلام فرمود: ((مَنِ اغتَسَلَ بِماءِ الفُراتِ وَ زارَ قَبرَ الحُسَين عليه السّلام كانَ كَيَوْمٍ وَلَدَتْهُ اُمُّهُ صِفرا مِنَ الذُّنُوب ...))(980)
هر كه با آب فرات غسل كند و قبر حسين عليه السّلام را زيارت كند، مثل روزى كه از مادر متولد شده ، از گناهان پاك مى شود.
غل و زنجير
غلّ، طوق آهنى و بند است ، كه در فارسى غُل (مخفّف ) گويند، بند گردن و بند دست ، طوقى آهنى يا دوالى است كه در گردن يا دست قرار دهند. ((غل جامعه )) نوعى غل كه دستها را به گردن بندد، بندى كه دستها را به گردن جمع مى كند، (هُوَالقَيدُ الَّذى يَجمَعُ اليَمينَ وَالعُنُق ).(981) غل جامعه ، طوقى آهنين و سنگين كه در دوران ساسانى به كار مى رفت و توسّط پدر عمر سعد در نبرد با ايرانيان به غنيمت گرفته شده بود. در دوران اسارت اهل بيت عليهم السّلام دستهاى امام سجّاد عليه السّلام با زنجير به گردنش بسته شده بود. از جمله كسانى كه اسراى اهل بيت را در كوفه در محلّه كُناسه ديده و امام سجاد عليه السّلام را سوار بر شتر بى روپوش مشاهده كرده كه از گردن او در اثر غل جامعه خون مى آمده ، ((مسلم جصّاص )) بوده كه در آن ايّام به تعمير و سفيد كارى قصر دارالاماره مشغول بوده است .
غَمْرَه
نام يكى از منازل راه مكه به عراق ، كه امام حسين عليه السّلام در مسير خويش از آنجا هم گذشت . آبشخورى بوده است . معناى اصلى آن جاى انبوه مردم و محلّ فراهم آمدن اشياء است ، سختى و شدّت ، بسيارى ، آب بسيار، گرداب .(982)
غيلان بن عبد الّرحمن
نام او در زيارت رجبيّه ، جزو شهداى كربلا آمده است .(983)