• عضویت
( 0 Votes ) 

كاشفى

حسين بن على بيهقى ، مشهور به واعظ و متخلّص به كاشفى ، از علماى معروف ايران كه در فنّ خطابه تسلّط داشته و شعر هم مى سروده است . كتاب معروفش ((روضة الشهدا)) ست كه در تاريخ خاندان پيامبر و مراثى اهل بيت عليهم السّلام است (1074) و مدّتها مرثيه خوانان ، از كتاب مقتل او مرثيه مى خواندند و به همين جهت به آنان روضه خوان گفته مى شد. به نوشته دهخدا: وى در زمان سلطان حسين بايقرا در هرات و نيشابور، مشغول وعظ و ارشاد بوده و با صوتى خوش و آهنگى دلكش آيات قرآنيّه و احاديث نبويّه را با عبارات و اشارات لايقه به عرصه بيان مى آورده ... در هرات كه مردمانش از اهل سنّت و جماعت بوده اند، به شيعيگرى متّهم و در سبزوار كه مركز تشيّع بوده ... به تسنّن اشتهار داشته است . مصنّفاتش : آينه اسكندرى ، الاختيارات ، اخلاق محسنى ، الا ربعون حديثا، اسرار قاسمى ، الواح القمر، انوارسهيلى ، جامع الستّين ، جواهرالا سرار، روضة الشهدا، و كتابهاى ديگر.(1075) وى در سال 906 يا 910 در هرات در گذشت .







كام برداشتن با تربت

 

مستحبّ است كام نوزادان را با تربت سيدالشهدا عليه السّلام بردارند كه سبب امان است . آشنا ساختن كام فرزند با خاك شهادت ، الهام دهنده پيوند با عاشورا وقداست بخشيدن به حيات نوزاد، در نخستين روزهاى زندگى است . امام صادق عليه السّلام فرمود: ((حَنِّكُوا اَولادَكُم بِتُرْبَةِ الحُسَين عليه السّلام فَاِنَّهُ اَمانٌ))(1076) كام فرزندانتان را با تربت قبر حسين عليه السّلام برداريد، چرا كه اين ، سبب امان او خواهد شد. اين استحباب ، نسبت به آب فرات هم وجود دارد و به نوعى چشاندن محبّت حسينى وآشنا ساختن سرشت فرزند با مكتب عاشوراست . ((تحنيك )) و ((سُغ برداشتن )) هم گفته مى شود. بعضى جاها مقدارى از تربت را در آب يا شربت حل مى كنند و به افراد مى دهند تا شفا يابند ومتبرّك شوند. به اين كار اصطلاحا ((تربت نوشانى )) مى گويند.








كتابنامه عاشورا

درباره زندگينامه امام حسين عليه السّلام و حادثه عاشورا و شهادت آن حضرت و يارانش ، آثار بى شمارى چه بصورت شعر يا نثر، نوشته شده است . علاوه بر ديوانهاى اشعار و نوحه ها، كتبى درباره آن قيام ، چه بصورت نقلى و بيان حوادث ، چه به شكل تحليلى و بررسيهاى عميق نوشته و چاپ شده است .
در اينجا برخى از كتب ياد شده را در دو بخش عربى و فارسى نام مى بريم :
عربى :(1077)
ائمتّنا(ج 1)على محمّد دُخيّل
ابصارالعين فى انصارالحسين عليه السّلام محمدبن طاهر سماوى
ابوالشهداءعباس عقّاد
الامام الحسين عليه السّلام عبداللّه العلائلى
الامام الحسين بن على الشهيدعبدالودود الا مين
الامام الحسين فى حلة البرفيرسليمان الكتانى
انصارالحسين عليه السّلام محمد على عابدين
انصارالحسين عليه السّلام محمد مهدى شمس الدّين
اسرار الشهادة فاضل دربندى
بحارالا نوار(ج 44 45)علامه مجلسى
ثورة الحسين عليه السّلام محمد مهدى شمس الدين
ثورة الحسين فى الوجدان الشعبى محمد مهدى شمس الدين
الحسين ، فى طريقه الى الشهادة على بن الحسين الهاشمى
الحسين و بطلة كربلاءمحمد جواد مغينه .
حياة الامام الحسين بن على باقر شريف القرشى
الخصائص الحسينيّه شيخ جعفر شوشترى
الدّوافع النفسيّة لا نصارالحسين محمد على عابدين
الشهيد و الثورة هادى المدرّسى
على طريق كربلامحمد حسين فضل اللّه
عوالم (الامام الحسين )عبداللّه البحرانى
العيون العَبرى سيدابراهيم الميانجى
فرسان الهيجاءذبيح اللّه محلاّتى
فى رحاب ثورة الحسين احمد زكى تفاحه
كتاب العاشوراءهادى المدرّسى
اللّهوف سيدبن طاووس
مثيرالا حزان ابن نماء حلّى
مع الحسين فى نهضته اسد حيدر
مقاتل الطّالبيّين ابوالفرج اصفهانى
مقتل الحسين عليه السّلام خوارزمى
مقتل الحسين عليه السّلام ابى مخنف
مقتل الحسين عليه السّلام عبدالرزاق المقرّم
نفس المهموم شيخ عباس قمى
المنابع النوراء فى وقايع عاشوراءسيد محمد صادق البحرانى
موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السّلام پژوهشكده باقرالعلوم عليه السّلام
نهضة الحسين سيد هبة الدين شهرستانى
الوثائق الرسميّة لثورة الا مام الحسين عبدالكريم الحسينى القزوينى
فارسى :
الفباى فكرى امام حسين عليه السّلام محمد رضا صالحى كرمانى
بررسى تاريخ عاشورامحمد ابراهيم آيتى
پرتوى از عظمت حسين عليه السّلام لطف اللّه صافى
پيامهاى عاشوراجواد محدّثى
پيشواى شهيدان سيد رضا صدر
چشمه خورشيدمجموعه مقالات كنگره امام خمينى وفرهنگ عاشورا
حسين بن على را بهتر بشناسيم محمد يزدى
حسين ، پيشواى انسانهامحمود اكبر زاده
حماسه حسينى شهيد مرتضى مطهّرى
خون خداجواد محدّثى
درسى كه حسين عليه السّلام به انسانها آموخت شهيد هاشمى نژاد
سخنان حسين بن على از مدينه تا كربلاصادق نجمى
سوگنامه آل محمّدمحمد محمدى اشتهاردى
شكوه شعر عاشورا در زبان فارسى محمد على مجاهدى
عنصر شجاعت خليل كمره اى
قمقام زخّارفرهاد ميرزا
قيام جاودانه محمد رضا حكيمى
منتهى الا مال شيخ عباس قمى
منهاج الدّموع قرنى گلپايگانى
مقتل الشمس محمد جواد صاحبى
مرثيه اى كه ناسروده ماندپرويز خرسند
ناسخ التواريخ ‌سپهر
الوقايع والحوادث (محرّم )محمد باقر ملبوبى
يك شب و يك روز عاشوراخليل كمره اى
و... .(1078)
در يك تقسيم بندى ديگر مى توان همه كتابهاى مربوط به امام حسين عليه السّلام و حادثه كربلا را به انواع زير، فهرست نمود:
1 زندگينامه و شرح حال امام حسين عليه السّلام
2 تحليل حادثه كربلا
3 مقتل و جريانهاى ريز واقعه
4 تحقيقات و تاءليفات مستشرقان پيرامون عاشورا
5 منابع مربوط به جغرافياى كربلا و سابقه اش
6 كتب مربوط به بناى حرم و تحولات ساختمانى حائر و حرم حسينى
7 كتابهاى مربوط به مشروعيّت يا عدم مشروعيّت گريه ، نوحه ، عزادارى ، قمه زنى ، زنجيرزنى ، مراسم سنّتى ، شبيه خوانى ، توسّل و... . (چه از سوى خود شيعه يا ديگران )
8 مجموعه هاى شعرى مربوط به امام حسين عليه السّلام
9 مجموعه هاى شعرى مرتبط با عاشورا
10 مجموعه نوحه هاى سينه زنى
11 مجموعه متن تعزيه ها و شبيه خوانى
12 كتابهاى معرفى اصحاب امام حسين عليه السّلام بصورت مجموعه اى
13 كتابهاى تك نگارى پيرامون قهرمان عاشورا (همچون ابوالفضل ، على اكبر، مسلم ، زينب و...)
14 كتابهاى تك نگارى مربوط به ياران برجسته امام در عاشورا (مثل حبيب ، حرّ، زهير و . . . )
15 مجموعه هايى كه سخنان امام حسين عليه السّلام و خطبه ها را گردآورى كرده است (مثل موسوعة كلمات الامام الحسين عليه السّلام )
16 كتابهاى تحقيقى پيرامون تعزيه و نمايشهاى مذهبى و مرثيه سرايى







كُتَل

كتل ، عَلم بزرگى است كه در دسته هاى عزادارى حركت مى دهند، توغ ، علمى كه قسمت فوقانى آن را پيراهن بى آستين مانندى بپوشند، همانند تكيه و متكايى كه بر چوب نصب شده باشد و همراه با علامت و بيرق در مراسم عزادارى حركت دهند، علم و كتل راه انداختن ، كتل بستن ، يعنى دسته هاى عزادارى با علم و كتل بر پا كنند و بگردانند. به علامت و اسبانى هم كه به هئيت و شكل مخصوصى در روزهاى عزا حركت دهند، علم و كتل مى گويند.(1079) ((تكيه هاى مشهور در گذشته ، كتل مى بستند. يعنى پسر بچه دو سه ساله اى را در حالى كه غرق در جواهرات و طلاجات مى كردند، بر اسب زينت كرده اى مى نشاندند و عدّه اى از جوانان قوى هيكل و بزن بهادر را با شمشير و قدّاره به منظور حفاظت در اطراف آن مى گماردند و ادّعا داشتند كه هيچ كس ‍ نمى تواند كودكى را با اين همه طلا و جواهر از جمع عزاداران ما بيرون ببرد و اين را نشانه برترى و قدرتمندى دسته و تكيه محله خود مى دانستند. عدّه اى از مردم براى سلامتى پسر دو سه ساله خود، نذر مى كردند كه او را كُتل كنند...))(1080) اين نيز تعريف ديگرى از كتل است ، متفاوت با معناى نخست ، بازهم دريغ و افسوس ، از پرداختن به شكلها و ظواهر و غفلت از محتواى عاشورا و روح كربلا!











كتيبه

پارچه هايى مشكى كه مزيّن به اشعار ((محتشم كاشانى )) يا ديگران است و با خط نستعليق نوشته شده و در ايّام محرّم و ساير روزهاى سوگوارى ، مساجد، حسينيّه ها، تكايا و مجالسى را كه در آنها اقامه عزا مى شود، سياهپوش مى كنند. در اين اشعار، اغلب از همان تركيب بند معروف محتشم (باز اين چه شورش است كه در خلق عالم است ) استفاده مى شود. البته كتيبه ، به هر نوع نوشته هم گفته مى شود كه در ساختمانها به كار مى رود. ((آنچه با خط نسخ يا نستعليق و يا به خطّ طغرا و يا به خطّ كوفى بر دوره ديوار مساجد و مقابر و اماكن متبرّكه يا سردر دروازه امرا و بزرگان نويسند، يا نقش ‍ كنند.)).(1081) كتيبه نويسى از هنرهاى عمده ، در بخش خطّاطى است و خطاطان معروفى هنر دينى خويش را در كتيبه هاى مساجد و بناهاى مذهبى تجلّى داده اند.







كجاوه

محمل ، هودج ، عمارى ، نشيمن و جايگاهى كه بر شتر و استر بار كنند و در هر طرفى يكى بنشيند، نشيمن روپوش دار.(1082) در منابع و مقتلها آمده است كه امام سجاد عليه السّلام را در طول سفر اسارت ، بر شتر بى جهاز و كجاوه نشانده بودند. يا آنكه زنان و كودكان اهل بيت ، بركجاوه ها نشسته بودند.(1083) در بعضى نقلها آمده است كه چون در كوفه سر اباعبداللّه عليه السّلام را پيشاپيش سرها آوردند و چشم زينب بر آن سرتابان افتاد، پيشانى خود را به جلوى محمل زد و خون از زير مقنعه اش بيرون آمد و خرقه اى طلبيد تا آن را ببندد. شعر ((يا هلالاً لمّا استتمّ كمالاً...)) را نيز آنجا خواند.(1084)










كربلا

 

قبله اهل حقيقت كربلاست

كربلا، او قبله اهل ولاست

گر چه دارد كعبه ، مروه باصفا

ليك ، كى دارد مناى كربلا؟

كعبه را گر زمزم است آب حيات

كربلا را آب خضر آمد فرات

رونما عارف ، صلات ركعتين

در خم ابروى محراب حسين

((كربلا))، مدفن سيدالشهداست ، سرزمينى كه عظيمترين حماسه خدايى بشر، در عاشوراى سال 61 در آن اتفاق افتاد و موجش سراسر تاريخ و پهنه جهان را فرا گرفت . خاك آن ، بوى خون مى دهد و تربت كربلا مقدّس و الهام بخش است و در فضيلت آن ، روايات بسيارى نقل شده است .(1085)
امام على عليه السّلام پس از جنگ صفيّن ، هنگام عبور از كربلا همراه برخى همراهان ، چشمانش پر از اشگ شد و فرمود:اينجاست محلّ فرود آمدنشان ... و اينجاست شهادتگاه عاشقان بى نظير كه در گذشته و آينده ، نمونه ندارند: ((... مَصارِعُ عُشّاقٍ شُهَداء لاتَسبِقُهُم مَن كانَ قَبلَهُم وَلا يَلْحَقُهُم مَن بَعْدَهُمْ...))(1086) و به همين خاطر، ((كربلا)) سمبل ايثار و جانبازى و شهادت طلبى و شوق و شور حماسى شناخته شده است و در طول تاريخ نيز، كانون عشقهاى برتر بوده و همچون مغناطيسى ، دلهاى مشتاق و شيداى معرفت را به سوى خود كشيده است . در حماسه دفاع مقدس ايران نيز، بسيارى از رزمندگان اسلام ، به شوق كربلا و زيارت حرم حسينى ، جبهه ها را در مى نورديدند و با بعثيان كافر و متجاوز مى جنگيدند و رو به كعبه عشق ، كربلاى سيدالشهدا عليه السّلام شهيد مى شدند، چون كربلا سمبل هر جايى است كه صحنه درگيرى حق و باطل باشد.
در حسرت كوى كربلا مى رفتند

مشتاق به سوى كربلا مى رفتند

گلگون تن و خونين كفن و بى پر و بال

اينگونه به سوى كربلا مى رفتند(1087)

در روايات آمده است كه سيدالشهدا عليه السّلام نواحى اطراف قبر خويش را از اهل نينوا و غاضريّه به مبلغ شصت هزار درهم خريدارى كرد و به خود آنان صدقه داد و با آنان شرط كرد كه مردم را به جايگاه قبرش راهنمايى كنند و هر كه را به زيارت آن حضرت آيد، سه روز مهمان نمايند و پذيرايى كنند.(1088)
بارى ، كربلا نام يكى از شهرهاى كشور عراق است كه در كنار رودخانه فرات قرار داشته است . اين شهر، تا سال 61 هجرى ، بيابان بوده است . از آن زمان به بعد، بر اثر شهادت حسين بن على عليهما السّلام در آن محلّ، بتدريج مورد توجّه شيعيان آل على قرار گرفت و پس از بناى مرقدهاى شهدا، متدرّجا مركز جمعيّت گرديد و امروز، يكى از شهرهاى زيارتى عراق مى باشد كه قريب 65000 تن جمعيّت دارد و در ماههاى محرّم و صفر و هنگام زمستان ، به سبب ورود زايران ،جمعيّت شهر به 000/100 تن مى رسد.(1089)
در اين كه ((كربلا)) يعنى چه و ريشه لغوى آن چيست و از چه گرفته شده ، بحثهاى مفصّلى انجام گرفته است .(1090) طبق برخى نقلها، اين نام از تركيب ((كرب )) و ((اِل )) ساخته شده است ، يعنى حرم اللّه ، يا مقدّس اللّه ، ((كرب )) در لغت سامى به معناى ((قرب )) در عربى است (كرب : قرب ). اگر ((اِل )) هم به معناى ((اللّه )) باشد، كربلا به معناى محلّى است كه نزد خدا، مقدّس و مقرّب است ، يا ((حرم خدا)) است .(1091) برخى هم آن را تركيب يافته از ((كور بابل )) دانسته اند، يعنى مجموعه اى از آباديها و روستاهاى بابل . موقعيّتى كه كربلا در آن قرار دارد، در بين النهرين است . اين منطقه در گذشته هاى دور، مهد حوادث و احيانا تمدنها بوده است و بخشهاى گوناگونى از اين ناحيه ، نامهاى مختلف داشته است . كربلا، كوربابل ، نينوا، غاضريّه ، كربله ، نواويس ، حير، طفّ، شفيه ، عقر، نهر علقمى ، عمورا، ماريه و... كه بعضى از اينها نام روستاها و آباديهايى در اين منطقه وسيع بوده است .(1092)
حرم مطهّر امام حسين عليه السّلام كه در اين شهر قرار دارد، تاريخچه اى مفصّل دارد و در دوره هاى مختلف تاريخى ، بناى آن تغييرات و تعميراتى يافته است . كربلا، شهرى است كه خاندانهاى ريشه دار در آن ساكن بوده اند. حوزه علميه داشته و خانواده هايى شريف ، اديب و علماى برجسته از آن برخاسته و در آن زيسته اند. قبر حضرت عباس ‍ عليه السّلام نيز در همين شهر است و حدود 350 متر با حرم امام حسين عليه السّلام فاصله دارد. حدّ فاصل اين دو حرم ، امروز به صورت يك بلوار و فضاى باز است كه دو حرم را به هم وصل مى كند. در قرون اخير نيز شاهد تعدادى حوادث و انقلابها و فتنه ها بوده است .(1093) ولى به هرحال ، دركربلا بيش از نشانهاى جغرافيايى و تاريخى ، بايد مفاهيم والاى انسانى و شورگستريها و الهام بخشيهاى قداست آفرين را سراغ گرفت .







كربلايى

 

منسوب به كربلا، اهل كربلا، كسى كه به زيارت كربلا رفته باشد، عنوانى كه روستاييان و عامّه را بدهند، مخاطبه اى عامه مردم را آنجا كه نام او ندانند. كربلايى : ساخته و پرداخته كربلا.(1094) همانگونه كه زائران خانه خدا را حاج و حاجى گويند، بعنوان تكريم و احترام ، به زائران حرم امام رضا عليه السّلام ((مشهدى )) و به زوار كربلا هم ((كربلايى )) گويند. در قديم ، رمز و نشانه اين بوده كه كسى كه با اين نام معروف مى شود، به زيارت قبرامام حسين عليه السّلام موفق شده است . همچنين در تعبير استعارى ، به هر چه كه حال و هوا و خصوصيّات قيام عاشورا را داشته باشد و با الهام از آن حماسه شكل گيرد ((كربلايى )) مى گويند، مثل : امّت كربلايى ، شور كربلايى . ابداع اين لقب ، از اسباب ماندگارى ارزشهاى معنوى اين ديار و مدفون در آن مزار است و بيش از يك تعبير عرفى ، بار فرهنگى و مقدّس دارد.











كُردوس بن زهير تغلبی

از شهداى كربلاست . برادرش نيز (قاسطبن زهير) در عاشورا، در ركاب امام حسين عليه السّلام به شهادت رسيد.(1095) نام او به شكلهاى ديگر هم ذكر شده است .







كُرده امام حسين عليه السّلام

كُرده و كُرد، قطعه زمينى كه كناره هاى آن را بلند كرده باشند و در ميان آن سبزى بكارند يا زراعت ديگرى كنند. زمينى كه براى كاشتن سبزى يا ميوه درست كنند و در آن چيزى بكارند.(1096) در قديم ، رسم بوده كه كشاورزان ، زمينهاى مزروعى خود را كُرده بندى (قسمت بندى ) مى كردند و يك كرده را به نام امام حسين عليه السّلام مى كاشتند و در آخر سال حساب مى كردند و درآمد آن را به يكى از تكاياى شهر مى پرداختند تا به مصرف سوگوارى خامس آل عبا برسد.(1097) اين نوعى موقوفه سازى براى سيدالشهدا عليه السّلام بود و بودجه مردمى كه مخارج تكايا و سوگواريها را تاءمين مى كرد، بعلاوه به كشاورزى و محصول زارعين هم بركت مى داد و آنان امام حسين عليه السّلام يا اباالفضل عليه السّلام را در زمين و زراعت خويش ، شريك و سهيم مى كردند و نشانه نوعى محبّت و ولايت نسبت به خاندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله بود.









كعب بن جابر ازدى

 

از سپاهيان عمر سعد در كربلا، كه روز عاشورا با بُريربن خضير جنگيد و او را به شهادت رساند. قاتل ((برير)) را شخص ديگر نيز نوشته اند.(1098)









كليد دار

منصب رياست خدّام و حرم سيدالشهدا عليه السّلام ، اين منصب مقدّس ، در عهد كهن نسبت به خانه خدا هم وجود داشت و اجداد و نياكان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله همچون قُصَىّ، عبدالدار، عبدمناف ، هاشم و عبدالمطّلب ، منصب كليددارى كعبه و آب دادن به حاجيان و مهماندارى از زائران حرم الهى را بر عهده داشتند و براى آنان شرافت و افتخار و نوعى قدرت مذهبى و اجتماعى به شمار مى آمد. نسبت به مرقد مطهّر ائمّه و بويژه اباعبداللّه الحسين عليه السّلام نيز، اين منصب خاصّ، عنوان احترام آميزى بوده است و خاندانهايى به همين لقب شهرت يافته اند و در نسل خود، افتخار خدمتگزارى به حرم حسينى را همواره داشته اند.







كُلُّ يومٍ عاشورا

هر روز عاشورا و هر سرزمين ، كربلاست . ((كُلُّ يَومٍ عاشُورا وَ كُلُّ اَرضٍ كَربَلا)). اين جمله و شعار، نشان دهنده پيوستگى و تداوم خطّ درگيرى حق و باطل در همه زمانها و مكانهاست . عاشورا و كربلا، يكى از بارزترين حلقه هاى اين زنجيره طولانى است . هميشه حق و باطل رو در روى همند و انسانهاى آزاده ، وظيفه پاسدارى از حق و پيكار با باطل را برعهده دارند و بى تفاوت گذشتن از كنار صحنه حق و باطل ، بى دينى است . امام خمينى ((قدس سره )) بارها به اين نكته مهم توجّه دادند، از جمله در ايّام جنگ تحميلى : ((امروز، روز عاشوراى حسينى است ، امروز ايران كربلاست ، حسينيان آماده باشيد.))(1099) و در پيامى به مناسبت 17 شهريور فرمود: ((عاشورا، قيام عدالتخواهان با عددى قليل و ايمان و عشقى بزرگ ، در مقابل ستمگران كاخ نشين و مستكبران غارتگر بود و دستور آن بود كه اين برنامه ، سرلوحه زندگى امت در هر روز و در هر سرزمين باشد. روزهايى كه بر ما گذشت ، عاشوراى مكرّر بود و ميدانها و خيابانها و كوى و برزنهايى كه خون فرزندان اسلام در آن ريخت ، كربلاى مكرّر.)). ((17 شهريور، مكرّر عاشورا و ميدان شهدا مكرّر كربلا و شهداى ما مكّرر شهداى كربلا و مخالفان ما مكرّر يزيد و وابستگان او هستند.))(1100)
نبرد عاشورا، گر چه از نظر زمان ، كوتاهترين درگيرى بود (نيم روز) ولى از نظر امتداد، طولانى ترين درگيرى با ستم و باطل است و تا هر زمان كه هر آرزومندى آرزو كند كه كاش در كربلا بود و در يارى امام شهيدان ، به فوز عظيم شهادت مى رسيد (يالَيْتَنا كُنّا مَعَكُم فَنَفُوزَ فَوْزا عَظيما)،(1101) جبهه كربلا گرم و درگيرى عاشورا دايراست . آنگونه كه حسين عليه السّلام ، وارث آدم و ابراهيم و نوح و موسى و عيسى و محمّد عليهم السّلام است ، پيروان عاشورايى او نيز وارث خط سرخ جهاد و شهادت اند و پرچم كربلا را بر زمين نمى نهند، و اين جوهر تشيّع در بعد سياسى است .

شيعه بايد آبها را گِل كند

خط سوّم را به خون كامل كند

خط سوّم خط سرخ اولياست

كربلا بارزترين منظور ماست

شيعه يعنى تشنه جام بلا

شيعگى يعنى قيام كربلا

شيعه يعنى بازتاب آسمان

برسرنى جلوه رنگين كمان

از لب نى بشنوم صوت تو را

صوت ((اِنّى لا اَرَى الْمَوْتِ)) تو را

طشيعه يعنى سالك پا در ركاب

تا كه خورشيد افكند از رخ نقاب

اين سخن كوتاه كردم والسلام

شيعه يعنى تيغ بيرون از نيام (1102)

يكى از نويسندگان محقق مى نويسد: ما يقين داريم كه اگر حسين عليه السّلام در زمان ما بود، از قدس ، جنوب لبنان و بيشتر مناطق اسلامى كربلاى دوّمى مى ساخت و همان موضعى را مى گرفت كه در برابر معاويه و يزيد ايستاد و از همه مدّعيان اسلام و تشيّع و از آنان كه بر قدس و جنوب لبنان مى گريند و در اعلاميه ها، سخنرانيها و صفحه مطبوعات بر سر فلسطين و لبنان معامله مى كنند و در خيابانها و مجامع ، سلاح با خود حمل مى كنند، بيش از تعدادى كه در كربلاى اوّل كنار آن حضرت ايستادند و ياريش كردند، او را يارى نمى كردند.))(1103)
اين ديدگاه ، ردّ كننده نظريه اى است كه كربلا و قيام حسينى را تكليفى خاصّ امام مى داند كه نمى توان از آن تبعيّت كرد. وقتى اباعبداللّه الحسين عليه السّلام ضرورت قيام بر ضدّ سلطه ستمگرى را كه حلال را حرام مى كند و عهد الهى را شكسته ، بر خلاف سنّت پيامبر عمل مى كند و تجاوزكارانه عمل مى نمايد، در خطبه خويش ‍ مى آورد و اين صفات را در سلطه يزيدى محقّق مى داند، در پايان مى افزايد ((فَلَكُمْ فِىَّ اُسْوَةٌ))(1104) در كار من براى شما الگوى تبعيّت است ، اين مى رساند كه گستره زمين و زمان ، كربلا و عاشوراست و هميشه و همه جا بايد با الهام از اين مكتب ، بر ضدّ ستم قيام كرد و در راه آزادى و عزّت ، فداكارى نمود.
امام خمينى ((ره )) فرموده است : ((اين كلمه كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا، يك كلمه بزرگى است ... همه روز بايد ملّت ما اين معنى را داشته باشد كه امروز روز عاشورا است و مابايد مقابل ظلم بايستيم و همين جا هم كربلاست و بايد نقش كربلا را ما پياده كنيم ،انحصار به يك زمين ندارد. انحصار به يك افراد نمى شود. قضيّه كربلا منحصر به يك جمعيت هفتاد و چند نفرى و يك سرزمين كربلا نبوده ، همه زمينها بايد اين نقش ‍ را ايفا كنند.))(1105)







كُمكى رفتن

در عرف رايج هيئتهاى عزادارى ، براى باشكوهتر برگزار شدن مراسم ، گاهى افراد يك تكيه يا هيئت به كمك يكديگر مى رفتند و باهم عزادارى مى كردند و نوبت بعد، آنان به كمك اينها مى رفتند. اين دسته هاى كمكى با توافق و اعلام قبلى سران هيئتها به ديدار هم مى رفتند. هنگام استقبال و بدرقه دسته هاى عزادار كه به كمك مى آمدند، اشعار و نوحه هاى خاصّى مى خواندند كه نشان سپاس از آنان و درخواست قبولى عزادارى از سوى خداوند بود. اين سنّت ، الهام بخش روح تعاون و يارى در راه گراميداشت مراسم عزادارى است وتلاش در رونق بخشيدن به دستگاه اباعبداللّه عليه السّلام را به پيروان راهش درس مى دهد.







کميت

 

از شاعران برجسته شيعه كه سروده هايش درباره اهل بيت و مرثيه امام حسين عليه السّلام معروف است . كنيه او ((ابوالمستهلّ)) و اهل كوفه بود. هوادارى شديد از بنى هاشم مى كرد و با سروده هايش آنان را مى ستود. مشهورترين شعرش ((هاشميات )) است . ((در وى خصالى بود كه هيچ شاعر نداشت : خطيب بنى اسد، فقيه شيعه ، سوار كارى دلير، بخشنده و تيرانداز بود و در ميان قومش كسى مهارت او را در تيراندازى نداشت .(1107) ولادتش در سال 60 و وفاتش در سال 126 هجرى بود. اين شاعر برجسته ، زبان شعرى خويش را در راه دفاع از مكتب و ولايت و بيان فضايل عترت و مظالم دشمنان خاندان پيامبر به كار گرفت . مورد علاقه و محبّت شديد و دعاى خاصّ ائمّه بود و از بزرگترين مرثيه سرايان عاشورا به شمار مى رفت . قصيده ميميّه ((مَنْ لِقَلْبٍ مُتَيَّمٍ مُستَهامٍ...)) او معروف است . وى در سال شهادت امام حسين عليه السّلام به دنيا آمد و به بركت دعاى امام سجاد عليه السّلام پايان عمرش ختم به شهادت شد. او كه مدّتى متوارى بود، در ايّام خلافت مروان به شهادت رسيد و در همان كوفه در مقبره بنى اسد دفن شد.(1108)
امام باقر عليه السّلام در حق او دعا فرمود كه : ((لازِلْتَ مُؤَيَّدا بِرُوحِ القُدُسِ ماذَبَبْتَ عَنّا اَهْلَالبَيْتِ)) يعنى همواره تا زمانى كه از ما خاندان دفاع مى كنى ، مؤ يّد به روح القدس باشى . از جمله ابيات قصيده هاشميات اوست درباره شهيد كربلا:
قَتيلٍ بِجَنْبِ الطَّفِّ مِنْ آلِ هاشِمٍ

فَيالَكَ لَحْما لَيسَ عَنْهُ مُذَبَّبٌ

وَ مُنعَفَرِ الخَدَّيْنِ مِن آلِ هاشِمٍ

اءلا جَنَّدا ذاكَ الجَبينُ المُتَرَّبُ(1109)

همچنين روايت است كه در ايّام تشريق ، خدمت امام صادق عليه السّلام رسيد و اجازه خواست كه درباره آن خاندان شعرى بخواند. حضرت اهل بيت را جمع كرد تا آنان هم بشنوند. كميت اشعار خود را خواند و حاضران گريستند. امام صادق دست به دعا بلند كرد و گفت : ((اءللّهُمَّ اغفِرْ لِلْكميتِ ما قَدَّمَ وَما اَخَّرَ وَ ما اَسَرِّ وَ ما اَعْلَنَ وَاَعْطِهِ حَتّى يَرْضى )).(1110) خدايا، گذشته و آينده كميت را ببخشاى و از نهان و آشكار او در گذر و به او آنقدر عطاكن تا راضى گردد.








كُناسه

نام محلّى در كوفه كه قبلا حالت بازارى و تجارى داشته و موقعيّت آن ، بين مسجد سهله و مسجد كوفه بوده است . افراد اعدامى را در اين مكان بر دار مى كشيدند. على عليه السّلام در اين محلّه ، لشكر خود را سامان داده به جنگ صفّين شتافت . امام مجتبى عليه السّلام نيز پس از شهادت پدر، سپاه خود را در اينجا آماده كرد. ابن زياد هم كوفيان را در همين محل بسيج كرد و به
جنگ حسين عليه السّلام فرستاد.
بدن مسلم بن عقيل را در اين ميدان به دار كشيدند. پيكر انقلابى بزرگ ((زيدبن على )) نيز در همين مكان ، چهار سال به دار آويخته ماند.(1111)









كنانة بن عتيق تغلبى

پيرمردى از شهداى كربلا كه در حمله نخست به شهادت رسيد. وى از قهرمانان كوفه و از عابدان و قاريان آن شهر بود و در ايّامى كه سيّدالشهدا عليه السّلام به كربلا رسيد، خود را به آن حضرت رساند. نامش در زيارت ناحيه مقدسّه هم آمده است .(1112)










كوفه

نام يكى از شهرهاى مهمّ عراق ، كه مركز هواداران اهل بيت عليهم السّلام و ((مغرس ‍ شيعه )) بوده است و على عليه السّلام آنجا را بعنوان پايگاه حكومت خويش قرار داد. شهرى است با فضيلت كه احاديث متعدّدى در فضيلت آن نقل شده و طبق حديث امام صادق عليه السّلام ، حرم امام على بن ابى طالب عليهما السّلام است و ((طور سينين )) در قرآن ، به آن تفسير شده است .(1113) اين شهر، در غرب نهر فرات بنا شده و بناى آن در زمان عمربن خطاب و پس از فتح قادسيّه به دست سعدبن ابى وقّاص بود و در سالهاى بعد شكوفاتر شد. پيشتر به آن ((كوفان )) هم گفته مى شد. ريشه لغوى آن ، به معناى گرد آمدن است ، چون بناى شهر دايره وار بوده ، كوفه نام نهاده شد. كوفه به معناى شنزار سرخ هم آمده است .(1114)
اين شهر، پس از فتح سرزمين عراق به دست مسلمانان صدر اسلام ، مركز و پايگاهى نظامى براى نيروهاى مسلمان شد تا از آنجا به سوى شرق حركت كنند و در طول تاريخ ، موقعيّت سياسى و نظامى ويژه اى يافت . به آن ((كوفة الجُند)) هم مى گفتند. در نزديكى كوفه ، ((كربلا)) محلّ زيست گروهى اندك بود كه به كار كشاورزى در منطقه نزديك به آب مى پرداختند.(1115)
پس از امتناع امام حسين عليه السّلام از بيعت با يزيد و حركت به سوى مكّه ، سران شيعه در كوفه نامه هاى دعوت به امام نوشتند. حضرت ، مسلم بن عقيل را به نمايندگى به كوفه فرستاد. كوفيان انقلابى با مسلم بيعت كردند ولى با آمدن ابن زياد، اوضاع عوض شد و نگذاشتند امام به كوفه برسد. كوفه آن روز، از بافتِ خاصّى تركيب يافته بود و مردم آن يكدست نبودند. هم هواداران اهل بيت و علاقه مندان به على عليه السّلام و فرزندان او در كوفه مى زيستند، هم گروههايى كه تفكّر خوارج را داشتند، ياهواداران بنى اميّه در كوفه بودند. روحيّه فرصت طلبى ، تبعيّت از زور، زودباورى و تاءثيرپذيرى از شايعات و تبليغات ، از ويژگيهاى ديگر جامعه كوفه بود. پولدارترين افراد هم كه نبض مالى شهر را در دست داشتند، همچون اشعث بن قيس ، عمروبن حريث ، شبث بن ربعى از بازوان اصلى ابن زياد محسوب مى شدند. شهرى با عناصر مختلف و ساكنان ناهمگون و ناهمدل و اغلب مهاجر به آن شهر تازه تاءسيس ، سبب شده بود كه ثبات سياسى نداشته باشد و همواره دستخوش امواج گردد. روح قبايلى و تعصّبهاى طايفگى در اقوام ساكن كوفه شديد بود و ابن زياد، با تحت سلطه گرفتن بزرگان قبايل و عشاير، براحتى توانسته بود اوضاع شهر را در كنترل خويش در آورد.اين بود كه آن همه دعوت و بيعت ، كارساز نشد و هزاران دست بيعتگر، در برابر طوفان ((ابن زياد))، از هم گسيخت و حسين عليه السّلام تنها ماند.
حادثه كربلا در نزديكى اين شهر اتفاق افتاد و سپاه يزيدى عموما از اين شهر براى جنگ با حسين عليه السّلام آمدند. پس از عاشورا نيز، اسراى اهل بيت وارد اين شهر شدند و زينب كبرى عليه السّلام آنجا خطبه خواند و شادى كوفيان را به عزا مبّدل ساخت . نهضت توّابين به رهبرى سليمان بن صرد و نيز قيام مختار در همين شهر به وقوع پيوست . مردم كوفه ، همانگونه كه در ركاب على عليه السّلام در جنگ جمل و صفّين شركت داشتند، همواره در فعاليّتهاى ضدّ اموى حضور چشمگير داشتند. اين شهر در تاريخ اسلام ، همواره دستخوش امواج سياسى ، انقلابها، حوادث و آشوبها بوده است . حجربن عدى ، با اصحاب پاكبازش در كوفه قيام كرد و به شهادت رسيد. عمروبن حمق خزاعى ، در كوفه شهيد شد. ميثم تمّار به دستور ابن زياد، در كوفه به دار آويخته شد. رُشيد هَجَرى نيز كه از ياران خالص على عليه السّلام بود، در آنجا به شهادت رسيد. جنايات و فجايع ((حجّاج بن يوسف ثقفى )) و كشتارهايش از شيعيان آل على در كوفه بود، كه كسانى همچون قنبر، كميل ، سعيدبن جبير و... به دست او به شهادت رسيدند. خروج زيدبن على بن الحسين عليه السّلام و شهادتش در ((كُناسه ))، در اين شهر بود. قيامهاى سادات طباطبايى در نيمه قرن دوم هجرى ، قيام ابن طباطباى علوى ، خروج ابى السرايا در زمان ماءمون ، شورشهاى قرمطيان و... همه در اين شهر اتفاق افتاده است . قبر بزرگانى چون كميل ، خبّاب بن ارتّ، اخنف بن قيس ، سهل بن حنيف انصارى و بسيارى ديگر در اين شهر است .(1116)
در اين شهر، ((مسجد كوفه )) از عظيمترين و مقدستّرين مساجد و قطعه هاى روى زمين است . محلّ مسجد كوفه ، بنا به روايات ، خانه آدم و نوح ، مصلاّى ابراهيم و مصلاّى حضرت مهدى عليه السّلام و محلّ عصاى موسى وشجره يقطين و خاتم سليمان است و جايى است كه كشتى نوح از آنجا جريان يافته و قبور انبياء و مرسلين و اوصياء است و در مسجد كوفه ، ((دَكَّةُ القَضاء))، محلّ قضاوتهاى اميرالمؤ منين قرار دارد. امام صادق عليه السّلام درباره آن فرموده است : ((... تُرَبَةٌ تُحِبُّنا وَنُحِبُّهُ، اءللّهُمَّ ارْمِ مَنْ رَماها وَعادِ مَن عاداها))(1117) كوفه تربتى است كه ما را دوست دارد، ما نيز آن را دوست داريم ، خدايا هر كه سوء قصد به آن كند به تير بلايش بزن و هر كه با آن دشمنى كند، دشمنش باش .







كوفيان

مردم كوفه در تاريخ به بى وفايى و سست عهدى شهرت يافته اند، تا آنجا كه گفته شده است ((الكوفى لايوفى )). البتّه تغيير اوضاع كوفه را در دوران مسلم بن عقيل و بر سر كار آمدن ابن زياد و كنترل شديد شهر و سختگيرى نسبت به مردم و... را نيز نبايد ناديده گرفت ، كه مانع خروج هواداران سيدالشهدا عليه السّلام براى يارى آن حضرت در كربلا شد؛ ولى به هر حال ، تاريخ اسلام خاطره خوشى از عهد و پيمان مردم كوفه ندارد.(1118)
از ويژگيهاى روحى و اخلاقى جامعه كوفى ، اينها را شمرده اند: تناقض در رفتار، نيرنگ و تزلزل ، سركشى نسبت به واليان ، فرصت طلبى ، اخلاق ناپسند، طمع و آزمندى ، شايعه پذيرى و تركيب يافتن مردم آن از قبايل مختلف با گرايشهاى قبايلى .(1119) همينها سبب شد تا على عليه السّلام از دست آنان خون دل بخورد و امام مجتبى عليه السّلام بى وفايى ببيند و مسلم بن عقيل ، در اين شهر غريبانه به شهادت برسد و سيدالشهدا عليه السّلام نزديك كوفه در كربلا در محاصره سپاه كوفه لب تشنه جان دهد. البته تركيب جمعيّتى اين شهر نيز، چندان منسجم نبود. مردم خود اين شهر، به اضافه قبايلى از يمن مثل قضاعه ، غسّان ، بَجيله ، خَثعم ، كِنْده ، حَضْرَموت ، ازْد، مِذحَج ، حِمْيَر، هَمْدان و نَخَع كه پس از بناى اين شهر از دوره ((سعدبن ابى وقاص )) ساكن اين شهر شده و قدرت و نفوذى يافته بودند و جمعيّتى از نژاد فارس كه در كوفه مى زيستند، سبب گرايشهاى مختلفى در مردم شده بود. از سردمداران اموى نيز برخى كوفه را در تحت نفوذ خود داشتند و مردم را به هوادارى بنى اميّه فرا مى خواندند و سلطه اموى را گسترده و ريشه دار مى ساختند.
شيعيان اهل بيت نيز در كوفه كم نبودند، امّا تشيّعشان در بُعد خطبه هاى حماسى و نطقهاى پرشور و عواطفِ سرشار نسبت به خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، بيش از پيروى از خط سرخ آل على و پانهادن در ميدانهاى درگيرى بود. بى آنكه بخواهيم سختگيريها و شدّتِ عمل امويان را در محدود ساختن يارى شيعيان نسبت به حسين بن على عليهما السّلام ناديده بگيريم ، از روحيّه سستى و بى وفايى آنان نمى توان بسادگى گذشت . حتّى جمعى از آنان با ديدن پيكرهاى حسين و يارانش در دم تيغها، مى گريستند و دعا مى كردند كه خدايا پسر پيامبرت را يارى كن . يكى از خودشان بر آنان خروشيد كه چرا به جاى دعا، به ياريش نمى شتابيد ((هَلاّ تَهِبُونَ اِلى نُصْرَتِهِ بَدَلَ هذَا الدُّعاءِ؟)).(1120)

واى بر كوفه و بر رسم پذيرايى او

سست عهدى و رياكارى و خودرايى او

خاك عالم به سرش باد كه در خاك كشيد

هر كه بنشست سرِ خوانِ پذيرايى او

رسم او غدر و دورنگى ، ره او كيد و نفاق

شش جهت پر شد از آوازه رسوايى او(1121)

اى كوفه ! اى كتيبه بيداد

وى گور داد خواهى و فرياد

اى پايگاه بازى شيطان

وى شرح خاطرات پريشان

خوردى فريب ديو هوى را

كُشتى به جهل ، شير خدا را

كُشتى دو عاشق ازلى را

نشناختى حسين وعلى را

پشت على ز درد تو خم شد

نام تو در فساد، عَلم شد

در هفت رنگ تفرقه ، طاقى

بيتوته گاهِ جهل و نفاقى

اى جويبار جارى ناپاك

اى آبروى ريخته برخاك ...(1122)






 

 

 

كهيعص

از حروف مقطّعه قرآن در اوّل سوره مريم . طبق برخى تفاسير، اين حروف رمزى اشاره به حوادث يا فضايل يا مسايلى دارد كه اهل بيت به علم آن آگاهند. از جمله تفسيرها و تاءويلهاى اين حروف ، انطباق آن با حادثه كربلاست . در روايات است : حضرت زكريا نام پنج تن آل عبا را از جبرئيل فرا گرفت و چون به نام امام حسين عليه السّلام مى رسيد، اندوهگين مى شد و اشك در چشمش مى آمد، امّا با نامهاى ديگر، اندوهش مى رفت . راز آن را از خداوند پرسيد. خداوند با ((كهيعص )) قصه آن را خبر داد. ((كاف ))، نام كربلاست ، ((ها))، كشته شدن عترت طاهره است ، ((ياء)) يزيد ستمگر، قاتل حسين عليه السّلام است ، ((عين )) عطش حسين عليه السّلام و ((صاد)) صبر و مقاومت اوست . زكريّا سه روز در مصيبت حسين عليه السّلام گريست و از خدا خواست كه فرزندى به او عطا كند و با محبّت او، آزمايشش كند و آنگونه كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله را در سوگ فرزندش به داغ نشاند، او را هم داغدار كند. خداوند، يحيى را به او عطا كرد. يحيى هم همچون حسين عليه السّلام ششماهه به دنيا آمد.(1123) ميان يحيى بن زكريا و حسين بن على شباهتهاى ديگر نيز وجود دارد. سر هر دو مظلومانه بريده شده و سر هر دو در طشت و طبقى پيش طاغوت زمانشان نهاده شد.

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

چهارشنبه, 03 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16569
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11808301

اوقات شرعی



آخرین نظرات