• عضویت
خانه  >  حسینیه  >  کرامات  >  بعد از اين دست من و دامن آن سرو بلند
(0 votes, میانگین 0 از 5)
چهارشنبه ، 12 دی 1386 ، 02:52

 .jpg

 

حضرت آيت الله سيد محمد صادق شيرازى فرزند حضرت آيه الله حاج آقا سيد ميرزا مهدى شيرازى نقل فرمودند: مادر بزرگم در كربلاى معلى هر روز در منزل خود مجلس روضه‌اى برقرار مى‌نمودند و احياناً فرزندان محترمش، آقايان آميرزا مهدى يا آميرزا عبدالله براى مادر چند جمله روضه مى‌خواندند كه تعزيه حضرت سيدالشهداء هر روزه در منزلشان برقرار باشد.

اين روش ادامه داشت تا سالى كه وبا در آن شهر مقدس شيوع پيدا كرد - حدوداً در سال 1330 هـ ق- و عده زيادى را از پا در آورده و بعضى از منازل، همه سكنه‌اش از بين رفتند. ولى به لطف حق، اهل آن خانه كه هر روز ذكر مصيبت امام حسين در آن مى‌شد، از اين مرض جانكاه به سلامت رستند و اين موجب شگفتى شده بود، تا اين كه شبى همان بانوى مكرمه، در عالم خواب مشاهده كرد كه وبا به صورت مردي در وادى كربلا ظاهر شده و مى گويد: ما به اين شهر آمديم و به همه خانه‌ها سر زديم  اما منزل اينها؛ امروز رفتيم؛ روضه، فردا رفتيم؛ روضه......

 
 حدیث عشق تو دیوانه کرده عالم را
به خون نشانده دل دودمان آدم را
غم تو موهبت کبریاست در دل من
نمی‌دهم  به سرور بهشت این غم را
غبار ماتم تو آبرو به من بخشید
به عالمی ندهم این غبار ماتم را
به نیم قطره اشک محبتت ندهم
اگر نهند به دستم تمام عالم را
به یمن گریه برای تو روز محشر بین
خموش میکنم از اشک خود جهنم را
اگر رواست دمی بی تو بگذرد عمرم
هزار بار و بمیرم نبینم آن دم را
منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند
خدا هر آنچه کند از توام جدا نکند
 

افزودن نظر


اوقات شرعی



آمار

اعضا : 405
مطالب و محتوا : 13502
لینك وب ها : 123
مشاهده بازدیدهای مطالب و محتوا : 5184058

آخرین نظرات