امام حسین و عاشورا در نظر دانشمندان غیر مسلمان
1ـ ایرونیک-واشنگتن
این مورخ آمریکایی، معتقد است که امام حسین مسئول بود. او پیشوایی امتاسلام را به عهده داشت وامام جامعه خویش بود و امامِ نور را شایسته نبود که خلافت امامِ نار را بپذیرد .
از این رو فشارها وناراحتیها را تحمل نمود تا دین اسلام را از چنگال بنیامیه نجات دهد.
یزید کسی بود که رغبت فراوان به خوش گذرانی و شکار و شراب و زن و شعرداشت. حاصل حکومت او در مدت سه و نیم سال این بود که در سال اول حسین بنعلی(ع) را به قتل رساند، در سال دوم مدینه را سه روز تمام چپاول کرد و به دست یغماسپرد و در سال سوم کعبه را مورد تاخت و تاز قرار داد. واقعه جانگداز عاشورا چنان ناگوار وهولناک است که مورخانی نظیر محمد بن علی بن طباطبا معروف به ابن طقطقی ، آن رامشهورترین مصیبتها دانسته و از شدت غم و اندوه نتوانسته است در این مورد بیشترحوادث را مورد بررسی قرار دهد.
«کشته شدن حسین سرگذشتی است که به علت ناگواری و هولناکی آن دوستندارم سخن را دربارهاش طولانی کنم، زیرا در اسلام کاری زشتتر از آن به وقوع نپیوستهاست. اگر چه کشته شدن امیرالمؤمنین (ع) مصیبت بسیار بزرگی به شمار میآمد، لیکنسرگذشت حسین (ع) چندان کشتار فجیع و مثله و اسارت در بر داشت که از شنیدن آنبدن انسان به لرزه میافتد... زیرا که از مشهورترین مصیبتها است...».
ایرونیک روح این قیام را جاودانه و فناناپذیر و نمونه شجاعت دانسته و نوشتهاست، «برای امام حسین ممکن بود که زندگانی خود را با تسلیم شدن به اراده یزید نجاتبخشد، لیکن مسئولیت پیشوا و نهضت بخش اسلام اجازه نمیداد که او یزید را به عنوانخلیفه بشناسد. او به زودی خود را برای قبول هر ناراحتی و فشار به منظور رها ساختناسلام از چنگال بنی امیه آماده ساخت در زیر آفتاب سوزان خشک و در روی ریگهایتفتیده عربستان روح حسین فناناپذیر برپاست. ای پهلوان و ای نمونه شجاعت و ایشهسوار من حسین«
2ـ ماربین آلمانی
ماربین حضرت حسین (ع) را شخصیت سیاسی، مذهبی استثنائی در چهاردهقرن اخیر دانسته، و علت جاودانگی قیام حسین را مبارزه با ظلم و ستم و جور بنی امیه، کهغاصب حکومت بودند، ذکر کرده است. ماربین با تجزیه و تحلیل قیام عاشورا، ریشهنهضتهای عظیم اسلامی را تا امروز در شهادت امام حسین و یاران با وفای او دانستهاست که تن به بیعت با یزید را نه تنها نپذیرفتند که زندگی در حکومت یزید را ذلت وخواری میدانستند و از این رو برای رسیدن به مقصود عالیشان، خود گذشتگی و شهادترا انتخاب کردند.
«...حسین تنها کسی است که در چهارده قرن پیش در برابر حکومت جور و ظلم قدعلم کرد...او اول شخص سیاسیتمداری بود که تا به امروز احدی چنین سیاست مؤثریاختیار ننموده است حسین (ع) به شعار همیشگی خود میگفت من در راه حق حقیقتکشته میشوم و دست بنا حق نخواهم داد...حسین (ع) دید حرکات بنی امیه که سلطنتمطلقه داشتند و دستورات اسلام را پایمال میکردند نزدیک است پایههای استوار ومستحکم اسلام را در هم ریزد و اگر بیش از این مسامحه کند نام و نشانی از اسلام ومسلمانی باقی نخواهد ماند تصمیم گرفت در برابر حکومت جور و ظلم قد علم کند... اینسرباز رشید عالم اسلام به مردم دنیا نشان داد که ظلم و بیداد و ستمگری پایدار نیست وبنای ستم هر جند ظاهراًعظیم و استوار باشد در برابر حق و حقیقت چون پرکاهی بر بادخواهد رفت، مشروط بر اینکه مردمی حق طلب و حق پرست برای احیای حقیقت قیامکنند و با مبارزه فداکارانه خود دست از جان بشویند و بطلان ظلم و جور و حقانیت دین واخلاق را با خون خود بر صفحه تاریخ گیتی ثبت کنند... .
حسین (ع) با قربانی کردن عزیزترین افراد خود و با اثبات مظلومیت و حقانیتخود به دنیا درس فداکاری و جانبازی آموخت و نام اسلام و اسلامیان را در تاریخ ثبت و درعالم بلند آوازه ساخت. اگر چنین حادثه جانگدازی پیش نیامده بود قطعاًاسلام واسلامیان محو و نابود میگردیدند... .
حسین به یارانش گفت: من ننگ دارم که پسر معاویه شراب میخورد و اشعارهوس آلود میسازد...من باید قیام کنم اگر شما از این راه پر خطر میترسیدفوراًبرگردید...ولی یارانش کشته شدن و فداکاری را بر زندگی ترجیح دادند...
هدف و ایده آل حسین، جلوگیری از ظلم و ستم بود و این همه قوت قلب و از خودگذشتگی را در راه مقصود عالی خویش به خرج داده است حتی در آخرین دقایق زندگی
طفل شیرخوار خود را قربانی حق و حقانیت نمود و با این عمل اندیشه فلاسفه و بزرگانعالم را متحیر ساخت... حسین (ع) مدتها بود که خود را آماده پیکار کرد و در انتظار چنینروزی دقیقه شماری میکرد و میدانست که زنده ماندن نام جاویدان اسلام و قرآنمستلزم این است که او را شهید کنند... با شهادت حسین، زن و فرزندان او را اسیر کردند وآن وقایع دردانگیز پیش آمد یک مرتبه قبایح و فجایع اعمال بنی امیه ظاهر شد و یکمرتبه جنبش و نهضت عظیمی در مسلمانان پیدا و علیه سلطنت یزید و آل امیه قیامکردند و آنها را ظالم و غاصب نامیدند... نهضتهای عظیم اسلامی شروع شد و دنباله آنتا به امروز امتداد یافت روز به روز واقعه بزرگ کربلا اهمیت و درخشندگی بیشتری یافتدر کمتر از یک قرن سلطنت بنی امیه منهدم شد و اگر در متن کتب تاریخی نامی از اینقوم ذکر شده و تعقیب آن هزاران نفرین و ناسزا هم نوشته شده... .»
3- ژنرال سرپرسی سایکس
اوضاع کوفه را در زمانی که حضرت امام حسین عازم کوفه بود و مسافری از کوفه بهمکه میرفت، به امام گفت:
دلهای مردم کوفه با تو هستند اما شمشیرهای آنها برخلاف تو.
سرپرسی به مذاکرات طولانی حسین (ع) با عمر بن سعد توجه نموده و نتیجه آنرا چنان اعلام میکند که امام حسین حاضر به تسلیم نشد و شجاعت بی نظیر بوجود آورد.
«یاران حسینی حاضر شدند که برای دفاع از خود تا آخرین دقیقه حیات با دشمنجنگ کنند. در حقیقت شجاعت و دلاوری که این عده قلیل از خود نشان دادند، بهدرجهای بوده که در تمام این قرون متمادی هر کس آن را شنید، بی اختیار زبان بهتحسین و آفرین گشود».
صاحب اخبار الطوال کسی را که اوضاع کوفه را به امام حسین توضیح داد و گفتهاست که آنان دلهایشان با تو و شمشیرهایشان بر ضد تو بود. همانا همام بن غالبمعروف به فرزدق ثبت کرده است که در منطقه «صفاح» با امام دیدار کرد.
4- ادوارد براون مستشرق انگلیسی
او در مورد مصیبت بزرگ کربلا میگوید: «آیا قلبی پیدا میشود که وقتی دربارهکربلا سخنی به گوش میرسد ، مالا مال حزن و اندوه نگردد؟ حتی غیر مسلمانان همنمیتوانند پاکی روحی را که این جنگ اسلامی در برداشت انکار کنند.»
روز کربلا در دل دوستداران علی و پیروان تشیع، شعله تازه و فروزانتریبرافروخت و ریخته شدن خون نواده پیغمبر با وحشیانهترین نوع و هزاران شکنجه وعذاب، خشم و نفرت زاید الوصفی درمیان پیروان امام پدید آورد که در مصیبت کربلادلها سخت به درد آمد و از همان وقت این روح شهادت و فداکاری و حقیر شمردن مرگبه فعالیت شیعیان قدرت دائم التزایدی بخشید... .
این زمین پر بلا را نام، دشت کربلاستای دل بی درد، آه آسمان سوزت کجاست
این فضا دارد هنوز از آه مظلومان اثرگر زدود آه ما عالم سیه گردد رواست «محتشم کاشانی»
5- توماس کارلایل مورخ انگلیسی
کارلیل (کارلایل) درمورد ایمان استوار و اعتقاد راسخ قهرمان کربلا میگوید:
«بهترین درسی که از تراژدی کربلا میگیریم این است که حسین و یارانش ایماناستوار به خدا داشتهاند آنها با عمل خود روشن کردند که تقوی و برتری عددی در جاییکه حق با باطل روبرو میگردد اهمیتی ندارد پیروزی حسین با وجود اقلیتی که داشتباعث حیرت و شگفتی من است».
مغلوب شد به ظاهر و غالب به خصم گشتباید زیان و سود در آخر حساب کرد
6- مهاتما گاندی
گاندی معمارِ استقلال هند و رهبر ملی مردم این کشور، برای آزادی هندوستان ازسلطه انگلیس، هسته مرکزی قوی یک تشکیلات سیاسی را پایه ریزی نمود و حزبکنگره را رهبری نمود و با تمرد از قوانین، عدم تقبل پستهای دولتی، عدم همکاری بامأموران انگلیسی و تحریم اجناس بریتانیایی، یعنی با اصل «مقاومت منفی» باسلطهانگلیس مبارزه نمود و روح آزادی و بازگشت به هویت و سنتهای اصیل هندی را احیاءکرد. در آخرین بار که دولت انگلیس در سال ۱۹۴۲ میلادی او را بازداشت کرده گاندیهنگام توقیف، فریاد «یا مرگ یا استقلال» را سر داد.
وقتی حر به امام حسین گفت: اگر جنگ کنی کشته خواهی شد.
امام فرمود: مرا از مرگ میترسانی؟ که برادر اویسی ما گفته است: من حتماًمیرومو جوانمرد را از مرگ، ننگ و عاری نیست. اگر عملش برای حق باشد... و با بذل جان خودبا مردمان ونیکوکار مواسات کند و از مردم مطرود و ملعون جدا شود... این خواری برای توبس است که زنده بمانی و مورد ظلم و تجاوز قرارگیری و نتوانی از حق خود دفاع کنی،چقدر مرگ در راه وصول به عزت و احیای حق سبک و راحت است . مرگ در راه حقوعزت، زندگانی جاوید است و زندگانی با ذلت، حیاتی جزء مرگ نیست... . مرحبا و آفرینبه کشته شدن در راه خدا و لیکن شما توانایی به نابودی مجد و عظمت مرا ندارید ، پس دراین صورت مرا باکی از مرگ نیست «موت فی عز خیر من حیاه فی ذل»
گاندی در تفحص زندگانی امام حسین و علت جاودانگی و پایداری آن به یکمسأله مهم رسیده و همانا درسی از سرور آزادگان اخذ نموده و آن را برای استقلال هند بهکار بسته است، یعنی او به پیروی از امام، به مردم هند که طرفدار استقلال هند بودنداعلام نمود مرگ را به بازی و مسخره بگیرید و نترسید.
«من برای مردم هند چیز تازه نیاوردم ، فقط نتیجهای را که از مطالب و تحقیقاتمدرباره تاریخ زندگی قهرمان کربلا به دست آورده بودم ، ارمغان ملت هند کردم. اگربخواهیم هند را نجات دهیم واجب است همان راهی را بپیماییم که حسین بن علیپیمود... .»
7- پورشو تاملاس توندون (هندو)
تاملاس که زمانی رئیس کنگره ملی هندوستان بود، معتقد است که با بزرگداشتقیام و خاطره شهیدان کربلا همیشه روح معنویت، آزاد زیستی، بزرگواری، فداکاری وایثاردر جامعه خواهد جوشید و جامعه از فقر فرهنگی به غنای فرهنگی و اعتلا خواهد رسید وهمیشه سرزنده و در مسیر حیات معقول پیش خواهد رفت.
زیرا در یاد بودها، بزرگداشتها، روح حماسی، آزادی خواهی، جوانمردی، ایثار، حقخواهی، هویت مذهبی و ملی، تقویت خواهد شد.
«من اهمیت بر پاداشتن این خاطره بزرگ تاریخی را میدانم. این فداکاریهایعالی از قبیل شهادت امام حسین، سطح فکر بشریت را ارتقا بخشیده است و خاطره آنشایسته است همیشه باقی بماند و یادآوری شود.»
حسین مظهر آزادگی و آزادی استخوشا کسی که چنین مرام و آئین است
نه ظلم کن به کسی نی به زیر ظلم بروکه این مرام حسین است و منطق دین«خوشدل تهرانی»
8- جواهر لعل نهرو
شهادت امام حسین و خانوادهاش را فاجعهای ذکر کرده است که هر سال در ماهمحرم از طرف مسلمانان و مخصوصاًشیعیان تجدید میگردد و به خاطر آن سوگواری برپامیشود.
این رفته سر به نیزه اعداء حسین توستاین مانده بر زمین، تن تنها، حسین توست «صباحی بیدگلی«
9- ساور جینی ناید
این شاعر هندی، عزاداری عزادارانِ حسینی را هر سال موجب زنده نگهداشتنواقعه جانسوز کربلا میداند و قیام حسینی را استوار نمودن دین بزرگ حضرت محمد (ص)ذکر میکند که امام حسین عشق نهایی خود را به خدا با شهادتش ثابت نمود.
«شب شهادت حسین مریدانش با پیراهنهای سیاه، و پای برهنه، با چشماناشکبار به یاد واقعه جانسوز... داستان کهن مکرر و دردناک را بیان مینمایند که مریدانتسراپا اندوه میگویند: حسین...ای حسین. چرا هزاران هزار دوست تو این طور اشکمیریزند؟ ای مقدس عالی مقام، آیا اینها برای فداکاری بی نظیر تو نیست؟ زیرا کهپرچم دین بزرگ پیامبر (محمد (ص)) را برافراشتی و در مقابل شگفتی جهانیان، عشقعجیب خود را به خدا ثابت نمودی.»
در مورد واقعه جانسوز کربلا، امام حسین مکرر آنچه راکه پیامبر (ص) و علی (ع) وامام حسن (ع) گفته بودند میدانست. در مسافرتی که پیامبر داشت، وقتی پیامبر به کربلارسید، فرمود:
«جبرئیل مرا خبر میدهد از زمینی که کنار فرات واقع است و آن را کربلامیگویند... و من اکنون قتلگاه و محل قبر او را می بینم».
حتی امام حسن (ع) به امام حسین (ع) فرموده بود که «لا یوم کیومک یااباعبدالله» هیچ روزی مانند روز تو (عاشورا) نخواهد بود.
10- رابرت ویر
رابرت ویر با شش محقق دیگر کتاب جهان مذهبی را در دو جلد نگاشتهاند. دراین کتاب شهادت امام حسین (ع) حادثه غمانگیز صدر اسلام آمده است و علت آن راعدم پذیرفتن یزید به عنوان رهبر جهان اسلام از طرف امام حسین (ع) ثبت کردهاند.عدم بیعت امام حسین با یزید موجب شد که یزید برای خاموش نمودن هر نوع اعتراض ومخالفتی نیروهای خویش را اعزام نماید که نتایج زیر حاصل شد:
۱ـ امام حسین و کلیه اعضای خانواده و تنی از یارانش در محلی به نام کربلا درعراق قتل عام شدند؛
۲ـ جامعه اسلامی با شوک مواجه شد؛
۳ـ مخالفت با بنی امیه تشدید شد؛
۴ـ پس از شهادت امام حسین (ع) حمایت از ائمه (ع) تشدید شد.