پيشينه بررسي فقهي
نهضت حسيني
"و
لا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله اموات بل احياء ولکن لا تشعرون"سورهي بقره
(154)و به آنان که در راه خدا کشته ميشوند مرده نگوييد بلکه آنها زندهاند ولي
شما نميفهميد.
چنانکه ميدانيم
واقعه عظيم عاشورا موضوعي است که قرنها مطرح شده ولي در صد اندکي به بررسي فقهي
آن پرداختهاند .
منظور از بررسي فقهي
نهضت حسيني تبيين حکم شرعي وفقهي عملکرد عاشوراييان پيرامون نهضت کربلا از دیدگاه
مراجع بزرگ تقليد ديني است .
البته بديهي است که
رويکرد فقهي به رويداد عاشورا هيچگاه به معناي اعتراض و تخطئه بدان نيست بلکه در
باور ما حرکات و سکنات اين بزرگواران دين از ديدگاه کلامي عقلي اصولي و...همواره داراي
مصالح واقعي و معيار حق و حقيقت بوده و براي پيروان حجيت و اعتبار شرعي و حقوقي
دارد. همچنانکه مرجعيت فقهي امام حسين نيز براي همين محرز است .همچنان که خود امام
حسين نيز در شامگاه عاشورا در جمع ياران به فقاهت اهل بيت افتخار فرمود
وگفت:" اللهم اني احمدک علي ان اکرمتنا بالنبوه و علمتنا القرآن و فقهتنا في
الدين و جعلت لنا اسماعا و ابصارا و افئده و جعلنا من الشاکرين"
يکي از کتاب هاي فقهي
که به نهضت حسيني تا حدودي همراه فقه پرداخته جواهر الکلام است که نمونه ي اين
مطلب در مورد جواز بي غسل صغير است که روايت شده" قد کان في شهداء بدر و احد
حارثه بن نعمان و عمروبن ابي وقاص اخو سعد و هم صغيران ولم يامر النبي(ص)بالتغسيل
احد منهم " و به طور کلي دفن بي غسل و کفن شهيد و قتيل در معرکه در هرشرايطي
بالغ ونا بالغ زن يا مرد مقتول به قتل عمد يا سهوي جايز است.(1)
ريشههاى قرآنى حركت امام حسين (ع)
آري، اهل بيت و به ويژه امام حسين (ع) فرزندان پيامبر و شاگرد مكتب قرآنند پس چگونه
گفتار و مواعظشان متكى به قرآن نباشد؟ حركت و قيام حسينى از همان آغاز بر مبناي
قرآن استوار بود. نه تنها ريشههاى اين حماسه را ميتوان با قرآن به دست آورد بلكه
امام (ع) خود با استناد به آيات قرآن حركت خود را الهام گرفته از آن ميدانست كه
نمونههايى از آن را ذكر ميكنيم.
الف) در نخستين برخورد با والى مدينه، خود و اهل بيت را معدن رسالت و ... معرفى ميكند و ميفرمايد: «در حالى كه يزيد مردى فاسق و شرابخوار و... است
پس چگونه امام ميتواند با او بيعت كند>.
ب) هنگامى كه مروان اصرار ميكند كه والى مدينه از امام حسين (ع) بيعت
بگيرد امام (ع) او را پليد و خود را با استناد به قرآن «مطهر» بيان ميدارد: اليك
عني، انا من بيت الطهاره الذين انزل الله فيهم على نبيه: «انما يريد الله ليذهب
عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا»
ج) آنگاه كه با كاروان خود از مدينه بيرون آمد اين آيه را تلاوت فرمود: «رب نجنى من القوم الظالمين» و اين همان دعايى است كه حضرت موسى (ع) به هنگام
خروجش با بني اسرائيل آن را بر زبان جارى ساخت.
د) آنگاه كه به مكه رسيد اين آيه را تلاوت نمود: «و لما توجه تلقاء مدين
قال عسى ربي أن يهدينى سواء السبيل» به اين ترتيب هجرت خود را به هجرت موسى كه
هر دو در جهت كوبيدن بيداد و ظلم بود تشبيه ميكند.
5. پس از ورود به مكه نامهاى براى سران قبايل بصره نوشت و آنان را به كتاب خدا دعوت كرد: «و انا ادعوكم الى كتاب الله و سنه نبيه»
و (وقتى كه عصر پنجشنبه نهم محرم عمر بن سعد فرمان حمله داد و لشكر به
حركت درآمد از برادرش اباالفضل (ع) درخواست ميكند كه يك شب از امويان مهلت
بگيرد تا در آن شب فقط دعا، نماز، تلاوت قرآن، استغفار و راز
و نياز با خدا داشته باشد:
«فهو يعلم أنى كنت قد احب الصلوه و تلاوه كتابه كثره الدعاء و الاستغفار خداوند ميداند كه من نماز براى خدا و تلاوت قرآن و بسيارى دعا و استغفار
را دوست ميداشتم.» امام آن شب به خيمه باز ميگردد و تمام شب را چنين ميكند.
انس امام با قرآن به دوران حيات جسمى محدود نميشود بلكه بعد از شهادت نيز ادامه دارد: «منهال بن عمرو» گويد، چون سر مطهر امام (ع) را به دمشق آورده
بر نى حمل ميكردند، من پيش روى او بودم. شخصى سوره كهف را ميخواند تا رسيد به
آيه شريفه> أم حسبت أن أصحاب الكهف و الرقيم كانوا من آياتنا عجبا؛ آيا پنداشتى
كه داستان اصحاب كهف و رقيم از آيات شگفت ماست؟!» به خدا سوگند ناگاه آن سر مطهر به
سخن آمد و با زبان فصيح فرمود: «شگفتتر از اصحاب كهف، واقعه شهادت و بردن من بر نى
است.»
«سلمه بن كهيل» گويد: سر مطهر را ديدم كه بر نى اين آيه را ميخواند «فسيكفيكهم الله و هو
السميع العليم؛ خداوند شما را از شر ايشان نگه خواهد داشت و او شنواى داناست.(2)
(1)- جواهر الکلام ، محمد حسن نجفي ، جلد4 ، ص91-92
(2)- در آمدي بر سيره قرآني امام حسين ،علي اسعدي ، مقاله
نویسنده: زهرا سادات بوشهری