• عضویت
خانه  >  حسینیه  >  پیر غلامان حسینی  >  خاطره ای از مرحوم حاج مرشد اسماعیل
( 0 Votes ) 

 

معمولاً رفقای هر مداحی می ‌دانند که او چه روضه ‌ای را بهتر می ‌تواند بخواند. بهترین روضه مرحوم حاج مرشد اسماعیل هم روضه حضرت قاسم‌بن ‌الحسن (علیه السلام)و شعر معروفش، درباره آن حضرت بود.

روز ششم محرم ـ که روز حضرت قاسم و یکی از بهترین روزها بر ای جولان دادن منبری‌ هاست ـ من در حسینیّه بزّازها (در تهران)بالای منبر بودم و اقلاً سه ربع مقدّمه داشتم و وقتی بودم که می توانستم شعر مرحوم مرشد را بخوانم.ناگهان دیدم این پیرمرد دارد می ‌آید و آثار افسردگی در چهره‌اش هویداست.همان‌جا فکر کردم:آیا شعر را بخوانم و مجلس را منقلب کنم یا بگذارم این پیرمرد بخواند؟

جنگ عقل و جهل بود.یک طرف می  گفت:تو جوانی؛ اول زندگی‌ات است؛ طرف دیگر می  گفت:اگر امروز با نَفْست مبارزه کنی، روز پیری خدا دستت را می ‌گیرد.سرانجام، او را صدا زدم و همان‌جا روضه‌ای را خواندم و مطلب را رساندم به اول شعر ایشان و عرض کردم:حالا آقای حاج مرشد اسماعیل! تقاضا می ‌کنم برای این مردم بگو که این نوگل باغ امام حسن چه گفت.
بیا مادرم از حرم بیرون؛ شاخ شمشادت می  رود میدان...
ایشان شعر را ادامه داد.اگر خودم این شعر را می ‌خواندم، این قدر احساس خوشحالی و نزدیکی به خدا نداشتم.

یکی از صفات پَستی که در برخی از خواننده  ها پیدا می ‌شود این است که از طرف سؤال می ‌کنند که تو برای فلان مصیبت یا ولادت، چه شعری حفظ هستی؟ (تا همان را بخواند!)یا این که از هر قصیده ‌ای چند بیت می  خواند تا به مردم بفهماند من این شعرها را حفظ هستم یا تا آخر مطلب می  خواند و بر ای مدّاح بعدی چیزی باقی نمی ‌گذارد؛ در صورتی که این عمل برای غیر خداست و خدا هیچ جلوه ‌ای بدو نخواهد داد و بالعکس او را مکافات هم می  کند.

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

پنج شنبه, 04 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16574
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11822108

اوقات شرعی



آخرین نظرات