موضوع عاشورا ی اباعبدالله الحسین عليه السلام خصایص دیگر حضرت اباعبدالله عليه السلام را تحت الشعاع قرار داده به نحوی که کمتر به فکر کسی می آید که شاید آن حضرت کاردیگری انجام داده باشد.
در صورتی که اگر کسی خوب در حالات آن حضرت دقت کند و شناخت بیشتری داشته باشد خواهد فهمید که منصب آن بزرگوار با منصب پدر بزرگوارش حضرت علی عليه السلام فرقي ندارد بنا بر این مقام همان مقام است و نقش آن حضرت همان نقش امامتی است که در پدرگرامیشان می باشد و لذا آن حضرت منصب قضاوت را هم داشته و در واقع یکی از شعبات حکومت است. ولذا باید اعتراف کرد که امام حسینعليه السلام نیز هم چون پدربزرگوارش منصب قضاوت را داشته است.
صفوان ابن مهران می گوید: ازامام صادق عليه السلام شنیدم که می فرمود در زمان امام حسین عليه السلام دو مرد در خصوص زن وبچه اش نزاع داشتند یکی از آنها می گفت : این بچه ازمن است و دیگری می گفت : این بچه از آن من است . حضرت از نزديك آنها مي گذشت پرسید اختلاف شما در چیست؟ یکی از آنها گفت: این زن ازمن است. ودیگری گفت فرزند از من است .
حضرت به مدعی اول فرمود: بنشین و به زن فرمود: ای زن پیش آنکه خدا رازت را فاش کند راستش را بگو.
زن گفت: این شوهر من است وبچه ازآن اوست واین مرد را نمی شناسم . حضرت روبه بچه کرد وفرمود ای بچه این زن چه می گوید به اذن خدا سخن بگو فرزند گفت :من نه از او هستم و نه از این مرد پدر من چوپان ال فلان است .حضرت فرمان رجم آن زن راصادر کرد.
منبع : بحارج44ص148
یحی بن ام طویل نقل مي كند : ما نزد اباعبدالله عليه السلام بودیم که جوانی گریان وارد شد آن بزگوار فرمودند گریه شما برای چیست؟ گفت مادرم ثروتمند است و هم اکنون از دنیا رفته است و وصیت نکرده است و به من دستور داده که درکارش دخالت نکنم تا جریان را به اطلاع شما برسانم .
حضرت فرمود : بلند شو يد تابه خانه شان برویم همگی بلند شدیم و به خانه آنها رفتیم حضرت داخل شد وخدا را خواند تا او را زنده کند و وصیت کند . خداوند او را زنده کرد زن نشست و طلب شهادت کرد آنگاه به امام نظر افکند و گفت : ای مولا بفرمائید هر امری دارید انجام دهید . حضرت وارد خانه شد و به او فرمود وصیت کن تا خدا تو را رحمت کند .
زن گفت : یابن رسول الله من دارای اموال زیادی هستم در فلان جا ثلث آنرا برای شما قرار دادم که هر جا میخواهی در حق دوستانت مصرف کنی و دو ثلث آنرا برای پسرم اگر میدانی از اولیاء توست و اگراز مخالفین است همه اش از آن توست چون حقی برای مخالفین در اموال مومنین نیست پس تقاضا کرد که بر او نماز بخواند و متولی امرش شود و آنگاه مرد همانطور که قبلا مرده بود .
منبع: جلد44صفحه180
منبع: بحارج 44 ص 190