( 0 Votes ) انسانهایی که در این تاریک سرا به دنیا می آیند و به دنبال روشنایی و نور هستند،چرا به حقیقت نمی رسند و او را نمی بینند؟! اشکال کار کجاست؟! عیب از چیست؟!این همه عاشق و شیدا و مجنون و دلداده و فدایی و ....پس چرا او را نمی یابیم و او را در کنار خود احساس نمی کنیم و نمی بینیم ؟!او که فیض مطلق است و چشمه جوشان برکت و خیر و احسان؟! .....چرا فریادهایمان به سقف خانه هایمان هم نمی رسد و فرشته اجابت، دعاهایمان را به فراموشی سپرده؟! و.....مرام عاشقی کجاست و شور اشتیاق به کجا رفته، صفای دوستی و ایمان حقیقی، و....مگر نه آن است که اگر دوستی هایمان با اخلاص و یکرنگی باشد باید شبیه و همانند محبوب خویش شویم؛ پس چرا در میان این همه خاطرخواه و سینه چاک و مجنون و... کسی نیست که یارای تنهایی و غربت او باشد؟! و نظاره گر اشک خون بارش؟!آری همگی ریاکار و دروغ پرداز و خیانت کاریم و فریاد همراهی و یاوری سرداده ایم و ....با زبان چه چیزها که نمی گوییم ولی در درون چه کارها که نمی کنیم! "و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین"بترسیم از عذاب قیامت و رسوایی در محضر او؛ چرا که او ما را می بیند! و چه سخت است شنیدن این کلام از زبان آن حضرت که:هر کس بـه طریقی دل مـا می شکندبیگانه جدا دوست جدا می شکندپس بیایید از امروز تصمیم بگیریم و در عمل ثابت کنیم که دوستش داریم، چنانچه بزرگان نیز گفته اند: تنها با دوری جستن از گناهان و محرمات الهی و انجام واجبات می توانیم به منزل دوست برسیم و رفیق و همراه خوبی برایش باشیم.باقی کار با خود اوست و مطمئن باشیم که او همیشه یاور ماست، و همچون مادری دلسوز و مهربان همیشه به فکر ما بوده