• عضویت
( 0 Votes ) 
نمی دانم چگونه بگویم و از چه ...؛

نمی دانم از درد فراق بگویم یا از شوق وصال،
نمی دانم سخن از سختی غیبتت به میان آورم یا از شیرینی آرزوی ظهورت،
نمی دانم از حیرت و سرگردانی خودم در این روزگار بگویم یا...

 از چشم پر امیدم به فردا و یقین به حضورت،
نمی دانم هدف خداوند از غیبتت را بپرسم یا

از مسیر جستجوی انسان برای پیداكردنت،... *
اما می دانم که...
می دانم خدایی هست وجهانی و هدایتگرانی الهی،
می دانم خداوند حكیم است و تنها یاور ما،
می دانم بعد از حیرت و سرگردانی، روشنایی یقینی هست،
و بعد از هر غیبت، ظهوری،
و بعد از هر فراقی، وصال،
و می دانم ...

نه تنها می دانم كه یقین دارم روزی تو خواهی آمد،
وهمه تاریكیها را به روشنایی،
همه شكها را به یقین،
همه فراق ها را به وصال،
و هر چه غیبت را به ظهور مبدل خواهی كرد،
تا آن روز در انتظار تو خواهیم بود.
***هر صبحگاه با تو عهد خواهیم بست،
و هر صبح جمعه ندبه خواهیم خواند،
و هر صبح و شام خواهیم گفت: اللهم عجل لولیك الفرج...

 

اضافه کردن نظر


تاریخ امروز

پنج شنبه, 04 خرداد 1391

آمار

افراد آنلاین
450
مطالب
16574
وب لینک ها
122
نمایش تعداد مطالب
11823443

اوقات شرعی



آخرین نظرات