
حوزه نیوز در آستانه شب نیمه شعبان، «مهدویت از نگاه اهل سنت» را با این استاد برجسته حوزه به بحث نشسته است.
از جمله دلایل ضرورت توجه به بحث مهدویت، توجه جهانی به مباحث مهدویت در آفریقا کشور سودان و در اروپا کشورهای مختلفی، مثل سوئد و دانمارک و...دهها نمونه دیگر به درخواست خود مردم در آنجا مباحث مهدویت را میگفتم و همه اینها نشان میدهد فکر مهدوی و جریان مهدویت، از مسائل روز دنیا است که بسیار مطرح است و مخاطب فراوانی هم دارد، همه این مسائل ایجاب میکند حوزههای علمیه و اساتید درسهای مهدویت را سر لوحه درسها قرار دهند تا جلوی هر گونه انحراف و خرافه گرایی را بگیرند و واقعیت را به عنوان یک مسئله اعتقادی در اختیار مردم بگذارند، مقام معظم رهبری در همین صحبت اخیرشان به این بحث اشاره کردند که عالمانه وارد مباحث مهدویت شوید و در مباحث مهدویت عوامانه برخورد نکنید.
با توجه به اینکه جنابعالی به مباحث اهل سنت در این خصوص اشراف دارید، نگاه اهل سنت نسبت به مباحث مهدویت چگونه است؟
این سئوال جنابعالی حتما برای این مطلب است که اتمام حجتی با برادران اهل سنت درباره امام عصر علیه السلام باشد، از آغاز تا کنون کسانی هستند که این مطالب را پذیرفتهاند، به براداران اهل سنت چه نگاه ما به مهدویت را بپذیرند و یا نپذیرند به اعتقادات ما ضربهای نمیزند، چرا که اعتقادات ما محکم و مستدل است و به قول معروف « مو لای درز آن نمیرود » لذا اگر ما به نظر اهل سنت توجه میکنیم، برای این است که اولا – اتمام حجتی بر خود ایشان باشد و ثانیا: بگوییم که ما در این قضیه تنها و منفرد نیستیم.
اصل مهدویت را تمام اهل سنت به استثنای افراد نادر مانند، ابن خلدون و امثال او که به تعبیر خودشان از منکرین مهدویت، انسانهای کم سوادند، یاد شده است، دیگران همه اصل مهدویت را قبول دارند
اگر ممکن است به بعض کلمات علمای اهل سنت اشارهای داشته باشید ؟
از باب نمونه بعضی عبارات ایشان را میخوانم
حافظ ابوالحسن عابری سجزی م 363 در کتاب مناقب شافعی میگوید:
«قَد تواترتْ الاخبارُ به ذِکر المَهدی و اِنه مِن اهلبیت(علیهم السلام) و اِنَّه یملکُ سبع سنین و یَملا الارضَ عدلاً و اِنَّ عیسی یَخرج و یُساعدُه علی قَتل الدَجّالَ» ( قرطبی: التذکره به احوال الموتی )
شوکانی در کتاب « التوضیح فی تواتر ما جاء فی مهدی المنتظر و الدجال و المسیح » میگوید:
احادیثی که درباره مهدی رسیده است و امکان دسترسی به آنها است پنجاه حدیث است که آنها صحیح؛ حسن و ضعیف منجبر میباشند و شکی ندارد که این احادیث متواتر است[1]
صدیق حسن خان قنوجی در کتاب « الاضائه» همین مطلب را میگوید؛ شیخ محمد صفارینی در کتاب « لوائح انوار البهیه» همین مطلب را میگوید؛ محمد بن جعفر کتانی در کتاب « النظم المتناثر» همین مطالب را میگوید اگر میخواهید تمامی این اقوال را بخوانید به کتاب « المهدی المنتظر فی ضوء الاحادیث و آلاثار الصحیحة » دکتر عبد العلیم بسطوی ص 40 همین مطالب را بیان میکند و میگوید: اصل مهدویت و آمدن منجی را همه قبول دارند، مگر انسانهای کم سواد یا تحت تاثیر مسائل سیاسی قرار گرفته و یا کسانی که نسبت به اهلبیت دشمنی دارند و دوست ندارند بشوند در آخر عالم کسانی که جهان در قبضه قدرت اهلبیت(علیهم السلام)خواهد بود کسانی مثل ابن خلدون این نگاه را به مهدویت دارند که در مقدمه کتاب خود به این مسئله اشاره میکند و گویا این فکر را خیلی سبک میشمارد و آن را به شیعه نسبت میدهد ص 52 میگوید: فی امر الفاطمی و ما یذهب الیه الناس فی شان مهدی و در ادامه اصل مهدویت را منکر میشود و میگوید: « ان الروایات ضعیفة و انها قضیة شیعیا بحتاً »
اهل سنت در خصوص این کلام ابن خلدون موضع میگیرند و او را شدیدا رد میکنند: مثلا آقای احمد محمد شاکر، شارح مسند احمد در ج 5 ص 175 وقتی که به حرف ابن خلدون میرسد، موضع میگیرد و میگوید:« اما ابن خلدون فقد قفی ما لیس له به علم » ابن خلدون به مطلبی که متخصص در آن نیست پرداخته است « و غلبه ما شغله من السیاسة » و تحت تاثیر امور سیاسی است « و امور الدولة » او مرد حکومت است « و خدمة من کان یخدم من الملوک » و تحت تاثیر خدمت گذاری ملوک و پادشاهان قرار گرفته است نفسش او را اینگونه تفهیم کرده است که مهدی از اعتقادات شیعه است لذا در مقدمهاش بابی را با عنوان « فصل فی امر الفاطمی» باز کرده است تناقض گوییهای عجیبی کرده است و غلطهای آشکاری را مرتکب شده است؛ وی در ادامه میگوید: ابن خلدون اصلا قول و حرف محدثین را نمیفهمد و اگر میفهمید این حرفها را نمیزند « لو الطلع علی اقوالهم و فقهها لما قال شیئا مما قال » و در ادامه میگوید: شاید هم دیده و فهمیده، اما به خاطر سیاست روز اینها را تضعیف کرده است
مرحوم والد، در کتاب « الشیعه و الرجعه » میگوید، مشکل ابن خلدون امر دیگری است، بلکه مسئله دشمنی با اهلبیت(علیهم السلام) است و اگر به مقدمه کتاب ابن خلدون توجه کنید میبینید او اهل بیت را در کنار خوارج قرار میدهد و فقه و میراث اهلبیت(علیه السلام) را بدعت میداند، مثل بدعت خوارج و در اینجا مرحوم والد حرف شرف الدین را نقل میکند: شرف الدین در قالب یک بیت شعر میگوید: یا موت زر ان الحیاة ذمیمة ...
با تمام این مستندات و حقایق پی خواهیم برد لذا قضیه مهدویت جزو اعتقادات مسلمه اهل سنت نیز میباشد
راجع به امام مهدی(عجل الله تعالی) هر چه کار کنید کم است، من اشاره کردم که عظیم عظمای ما مراجع هستند؛ ظل و سایه مهدیاند لذا باید اصل را بشناسیم و به مردم معرفی کنیم که پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و آله و سلم ) فرمود: « مَنْ مَاتَ لَا یَعْرِفُ إِمَامَهُ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیَّة» ( الکافی ج: 1 ص: 377 ) نکند به مرگ جاهلیت بمیریم و حال که فرهنگ مهدویت مورد اقبال جهانیان است از این فرصت استفاده کنیم و این فرهنگ را در سطوح مختلف مطرح کنیم رسانهها نیزباید این جهتگیری را داشته باشند و با ساختن فیلم و... فرهنگ مهدویت را مطرح کنند الان وهابیت فیلم دفاع از معاویه را ساختهاند، معاویهای که اهل سنت او را قبول ندارد در عین حال نواصب عربستان و کویت میلیاردها دلار خرج میکنند تا مردهای که دم مسیحایی هم نمیتواند او را زنده کند زنده کنند .