قطعه گمشده اي از پر پرواز كم است
يازده بار شمرديم و يكي باز كم است
اين همه آب كه جاريست نه اقيانوس است
عرق شرم زمين است كه سرباز كم است
يعقوب ترين چشم جهان قسمت من باد
چون يوسف گمگشته ی من يوسف زهراست
او منتظر است که تا که ما برگردیم
ماییم که در غیبت کبری ماندیم
اي روح تو آسماني و جانت پاك
از پرتوی نورت شده روشن افلاك
بيچاره شديم از نبودت اي دوست!
يا سيدنا متي ترانا و نراك
بسم الله الرحمن الرحيم
اللهم كن لوليك الحجة بن الحسن صلواتك عليه و على آبائه
في هذه الساعة وفي كل ساعة وليا وحافظا وقائدا وناصرا ودليلا وعينا
حتى تسكنه أرضك طوعا وتمتعه فيها طويلا برحمتك يا أرحم الراحمين
اللهم صل على محمد وآل محمد وعجل فرجهم والعن أعدائهم...
بر اوج ِاوجِ تاجِ يوسف مصري نوشته اند:
هر يوسفي كه يوسف زهرا نمي شود
حسرتى گر به دلم هست همان ديدن توست
من پرستوى خزان ديده ى چشمان توام
شکفتن، آرزو، لبخند، جمعه
جهان را گر چه آکندند، جمعه
گذشت و باز هم باران نبارید
تحمل تا به کی؟ تا چند جمعه؟!
اضافه کردن نظر
نظرات
علاج درد من هم دیدن مهدی موعود است
یا صاحب الزمان (عج)
فید RSS نظرات این پست