خوش باش كه حق بال و پرى داد به نرجس
برخيز كه زيبا پسرى داد به نرجس
گر پرده ز رخ باز نمايد مهدي از خلق جهان دل بربايد مهدي
اي شيعه چنان منتظر مولــي باش گويي كه همين جمعه ميايد مهدي
بر منتظرين مژده بده! منتظر آمد! از مهد بقا مهدى ثانى عشر آمد!
در جوانی شده ام از غم این دوران پیر
لیکن از عشق تو ای یار، نمی گردم سیر
خلیل آتشین سخن ؛ تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم نه؛ ولی
برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح؛ ظهر ؛ نه غروب شد نیامدی
اگر که آمدی من رفته بودم اسیر سال و ماه و هفته بودم
دعایم کن دوباره جان بگیرم بیایم در رکاب تو بمیرم