|
يكشنبه ، 19 مهر 1388 ، 05:57 |
شخص مبتلا به این بیماری، یک نقش دو شخصیتی دارد. در عالم خیال بافی، صرف نظر از ارتباط جنسی، به خود می پردازد و با تخیل خویش سعی دارد عطش ناکامی و محرومیت خویش را به وسیله خود سیراب نماید. در واقع او نمی تواند رابطه جنسی با دیگران برقرار کند. و نمی تواند به گونه ای شوق جنسی خویش را پاسخ دهد، ناگزیر، در تنهایی خود به خیال بافی سرگرم میشود، به دیگر سخن، او با این گونه حرکت ها هم توانسته نیاز جنسی خود را راضی نگه دارد و هم ناتوانی خود را در جلب کسی که بتواند تنهای اش را بپوشاند و همدم او باشد و نیز هیجانی را که خاص جوانی است و بدین ترتیب از آن محروم گشته خاموش نماید. ظاهرا او موفق است؛ ولی در حقیقت او خود را در منجلابی غرق می کند که به هیچ وسیله ای نمی توان به آسانی از آن رهایی یافت و زندگی خود را تدریجا تباه می کند.
کودکی هم که دچار این عارضه است، گویای این است که پدر ومادرش نتوانسته است او را به خوبی پرورش دهند و از حرکات غیر اخلاقی و زشت، برکنار نگه دارند و با اشتباه های خویش و با دستان خود وی را به یک لغزش ناخواسته وا داشته اند، به طوری که ممکن است سالیان سال با او بماند و دودش به چشم هم پدر و مادر می رود و هم کودک و بستگان نزدیک او.
|