|
يكشنبه ، 19 مهر 1388 ، 13:23 |
|
1.تمرکز بخشیدن به فعالیت های گوناگون
یکی از راه های تقویت اراده، تمرکز بخشیدن به فعالیت های گوناگون و پراکنده زندگی است. معمولا اوقات ما صرف اموری می شود که سازمان یافته نیست و نیروهای ما هرز می رود. باید از پراکنده کارهای که موجب تضعیف اراده و اندیشه می شود بر حذر بود. نباید آن چنان در کارها و سرگرمی های گوناگون غرق شویم که از لذت تمرکز فرک بی بهره بمانیم. این ویژگی را باید در فرزندان ما و دختر و پسر نوجوان پرورش دهیم. اگر جوانان ما بدانند که کارهای مقطعی و زود گذر در زندگی ما اثر کمتری دارد، از کارهای حساب نشده و پراکنده کاری پرهیز می کنند.
۲/ نماز
نماز مرکز توجه به سوی رب العالمین و بریدن از هرچه جز او است. یکی از عواملی که میتواند به عنوان تمرین برای تمرکز قوا و فکر کار آمد باشد و ذهن انسان را متمرکز نماید، نماز است. نماز به شخص می آموزد که هم قوای فکری و دماغی ما را به یک چیز متوجه نماییم و هم میوه کاری که داریم انجام می دهیم زودتر و بهتر به دست بیاوریم و از پریشانی و آشفتگی رهایی یابیم. امام خمینی (ره) در تفسیر مناجات شعبانیه تأکید می کند: «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک و...»: یعنی خدایا به من توفیق بریدن از غیر تو و پیوستن به خودت را عنایت کن...؛ یعنی همان متمرکز و متوجه شدن به یک سو.
۳/ کارها را نیمه تمام نگذاشتن
یکی از چیزهایی که اراده انسان را مستحکم می مصمم می کند، به پایان رسانیدن کارهای نیمه تمام است. دست به کاری نزدن بهمراتب بهتر از شروع آن کا رو رها کردن آن به صورت نیمه تمام است اگر در چندین مورد کارهایمان نیمه تمام بماند، اعتماد به نفس ما را متزلزل خواهد کرد.
۴/ تلقین کردن
الف)تلقین به نفس: شیوه دیگر تقویت اراده، تلقین کردن به نفس است. اگر به فرزندانمان بیاموزیم که به خود این گونه تلقین نمایند که اراده انجام این کارها را دارند، و برای آن ها شکست مفهومی ندارد این روش بی شک در ترک عادت نامطلوب و غلبه بر انحراف و خودارضایی موثر است.
«پل ژرگو» یکی از صاحب نظران می گوید: وقتی بخواهیم با عادت زشتی ستیز کنیم، ابتدا باید نتایج نامطلوب آن را در نظر مجسم سازیم و بعد منافع را که در نتیجه ترک آن عاید می شود، در روح خود تصور کنیم و سپس ماقع مختلفی را که قربانی آن عادت شده ایم، بخاطر آوریم. در نتیجه این عمل، هر بار که چنین نمایشی در روح خود می دهیم، بر آن تحریک یا وسوسه (عادت زشت) چیره گی یافته و لذت ترك آن را در خود احساس ميكنيم. اگر تلقين به نفس را بلافاصله قبل از خواب اجرا كنيم، مؤثر از زمانهاي ديگر خواهد بود... كوچكترين كوشش براي تلقين به نفس اثر بادوامي در روح ما خواهد گذاشت. و در روح ما هيچ چيز ناگوار، اثر نميگذارد، مگر اين كه خودمان بخواهيم و كوشش امروز فتح و پيروزي فردا را در پي خواهد داشت.[۱]
يك نمونه مؤثر در تلقين نفس اين است «دكتر ويكتورپوشه»، روانشناس فرانسوي، معتقد است: بايد افراد مبتلا به اين عادت پليد چندين روز با تمركز فكر در جايي آرام بنشينند و چنين بگويند: «من به خوبي قادر هستم اين عادت بد را از خود دور كنم؛ من قادرم» اين جمله ساده اثر عجيب در تقويت روحيه و ترك اين عادت بد دارد.
ب: تلقين به غير: عامل ديگر تقويت اراده، بهرهگيري از روش تلقين به غير است در اين روش، مربي فرد ديگري را تلقين ميكند، همان گونه كه جملات و يا عباراتي را به روح خود تلقين ميكنيم. روش تلقين به خود كه در دگرگوني عادات و رفتار ما اثر غير قابل انكاري ميگذارد، به همان ميزان تلقين ديگران هم در رفتارها آثار سازندهاي خواهد گذاشت. اگر مربيان و پدرمادرها به نوجوان مفاهيم اخلاقي مثل شجاعت، استقامت، پشتكار اراده آهنين را تلقين نمايند، آثار سازندهاي بر ترك خودارضايي خواهد داشت؛ البته ميزان تلقين به غير، بستگي به استحكام يا تزلزل روحي وي دارد. روحهاي ضعيف نياز بيشتر به تلقين دارند و روحهاي قوي كمتر؛ چراكه بيشتر متكي به خود هستند.
نوجوانان براي ترك و درمان خودارضايي نياز به اراده نيرومندي دارند. اراده بسان نهالي است كه بايد آن را پرورش داد تا به مرحله شكوفايي و ثمردهي برسد؛ لذا اراده تربيت شدني و پرورش يافتني است. اراده را علاوه بر تقويت، بايد تربيت نمود؛ زيرا اراده نيرومند يكي از مظاهر تواناييهاي عقل است.
يك نمونه از تلقين به ديگران: روي امواج تيره، خورشيد را به چنگ بياوريد. نناليد. زندگي، درياي پر از توفان است كه در هر جايي و هر حالي ممكن است با آن روبرو شويد. امواج را بشكافيد و عبور كنيد. نايستيد. جزر و مد را پشت سر بگذاريد. در ساحل، آفتاب زيبايي خواهيد ديد. از سعادتها بحث كنيد. دنيا به قدري پراندوه است كه هيچ احتياجي به نگهداري غم خود ندارد. هيچ راهي به كلي سخت و صعبالعبور نيست. به جنبههاي درست و روشن نگاه كنيد! روحتان بر اثر ناخشنودي و اندوه، خسته است. براي استراحت از دوستيها و روشنيها بحث كنيد.[۲]
البته هنگامي اين گونه تلقينها ميتواند آثار روشني داشته باشد كه فرد تصميم قاطع به ترك آن داشته باشد و نگويد من كه نميتوانم ترك كنم چون اراده از من سلب شده و ...
اين، عبارت غلطي است؛ چون هرگز اين عمل را نزد ديگران انجام نميدهد و همين نشانه اراده او است.
شخصي از امام صادق(ع) درباره كسي كه مبتلا به انحراف جنسي بود، گفت: بيچاره اراده ندارد. حضرت با عصبانيت فرمود: آيا در حضور ديگران اين عمل را انجام ميدهد؟ گفتم: نه! فرمود: پس از او سلب اراده نشده!
7. كار و فعاليت سازنده
كار و فعاليت سازنده باعث سرگرمي و پر كردن اوقات فراغت و ترك خودارضايي ميشود و زندگي سالمي را رقم ميزند. كودكاني كه با خود بازي ميكنند، اگرچه قصد ناروايي ندارند، بايد دستشان را از بازي با خود منصرف و به كارها و اسباب بازيها مشغول كرد. بهخصوص بايد اجازه داد كه اسباب بازي مورد علاقهشان را با خود به رخت خواب ببرند تا هنگام خواب بدان سرگرم باشند. كودك بايد تشويق شود تا بيكار نباشد. اگر او در خانه به كار مشغول گردد تا با پدر و مادر همكاري كند، يا او به بازي گرفته شود و به گردش و ورزش برده شود تا خسته گردد، شاداب نگه داشته ميشود. اين كار هم موجبات شكوفايي جسم و جان انسان را فراهم ميكند و روح را پاكيزه و شاداب ميكند. بيكاري را ما در همه ناهنجاريها لقب دادهاند. و در حديث نيز بيكاري را باعث فساد دانستهاند. كساني كه پرتلاش و زحمتكش هستند به سوي ساحل پيروزي پيشتازند و ملتهاي خوشگذران و بياراده و فاقد برنامه، به سرخوردگي و سير قهقرايي دچار ميشوند. توسعه جسم و جان نوجوانان در گرو كار و تلاش بيوقفه است.
از امام معصوم(ع) نقل شده كهفرمود: كسي كه بيكار باشد و بار خويش را بر دوش ديگران بيفكند، ملعون و از رحمت خدا به دور است.
يكي از روانشناسان ميگويد: اگر سعي كنيم جوانان را به زندگي سالم و فعال عادت دهيم، آنها را از بيكاري و تنهايي دور داريم، با اين مرض ـ خودارضايي ـ مبارزه نمودهايم.[۳]
اوليا و مربيان با عنايت به اين نكته كه دوره بلوغ، مرحله شكوفايي استعدادها و خلاقيتهاي نوجوان است، بايد با شيوههاي مختلف، نيروهاي آنان را متناسب با استعدادي كه دارند، به كار مشغول گرداند و به سوي مثبت بودن حركت دهند.
بايد توجه داشت كه كارهايي به نوجوان پيشنهاد شود كه از عهده آنها برآيند؛ زيرا در غير اين صورت بر اثر ناكاميهاي مكرر پايههاي اعتماد به نفس آنان آسيب ميبيند و جرأت و جسارت آنان تهديد ميشود. در برخي جوامع به ويژه كره شمالي و چين، دانشآموزان نوجوان را با برنامه تلفيقي همچون «آموزش ـ كار» به سوي زندگي سالم رهنمون ميسازند. سادهترين امور اجتماعي همانند نظافت محيط شهري را با برنامهريزيهاي مناسبي به نوجوان واگذار ميكنند كه اين امر علاوه بر تأمين نياز اجتماعي، نيروي فعال نوجوان را به سرعت جذب مينمايد و مانع فساد و انحراف رفتاري آنان شود؛ به ويژه در كره شمالي آمار جرايم و انحرافات اخلاقي و جنسي دانشآموزان به كمترين حد ميرسد؛ لذا ارتباط مستقيم كار و زندگي سالم مصونيت از انحرافات اخلاقي و جنسي را تضمين ميكند.[۴]
8. ازدواج بهترين درمان
ازدواج يكي از مهمترين راههاي درمان اين بيماري مهلك است. رسول اكرم(ص) ميفرمايد: از حقوقي كه فرزند بر پدر خود دارد، يكي اين است كه وقتي بالغ شد، وسايل ازدواجش را فراهم نمايد؛[۵] و اين وظيفه در صورت بيم به حرام افتادن بر پدر سنگينتر است.
امام صادق(ع) فرمود روزي پيامبر(ص) به منبر رفت و فرمود:
اي مردم، جبرئيل نزد من آمد و گفت: دوشيزگان مانند ميوه درختاند؛ هنگامي كه ميرسند، اگر چيده نشوند، اشعه آفتاب آنها را فاسد ميكند و وزش باد آنها را پراكنده ميسازد. وقتي به حدّ بلوغ رسيدند و مانند زنان در خويش احساس تمايل جنسي كردند، دوايي جز شوهر ندارند؛ اگر همسر نگيرند، از فساد ايمن نيستند. چون بشرند، از خطا و لغزش مصون نيستند. و فرمود: اي جوان، ازدواج كن و از زنا بپرهيز كه زنا ريشههاي ايمان را از لذت بر ميكند.[۶]
معدل بلوغ جنسي پسران ۱۵ سال و معدل بلوغ رواني و اقتصادي آنان ۲۳ سال است. چون دختران به كارهاي اقتصادي و معيشتي مكلف نيستند، خانوادهها نبايد در مورد ازدواج دختران سختگيري كنند، و بايد براي عقد شرعي و قانوني دختران خود اقدام نمايند، بلكه تا بتوانند به نيازهاي غريزي آنان پاسخ مناسب دهند؛ چون عقد امكان پاسخگويي به نيازهاي فطري و عاطفي آنان را فراهم ميكند تا زمان مناسب براي عروسي فراهم شود؛ و اين كار براي پسران نيز از ۱۸ سال به بالا ميتواند انجام گيرد. از جوان ۱۸ سالهاي نامهاي رسيده كه به منظور درمان بيماري خودارضايي خود كمك ميطلبيده است.
----------------------------------------
[1] . دنياي نوجوان، ص ۲۵۲/
[۲] . دنياي نوجوان، ص ۲۵۴/
[۳] . مورس ديس، بلوغ، ص ۶۴/
[۴] . دنياي نوجوان، ص ۴/
[۵] . روضه الواعظين، ج ۲، ص ۳۴۸/
[۶] . تهذيب الأحكام، ج ۷، ص ۳۹۷/
|