تاریخ امروز
امروز : دوشنبه
۲۴. اسفند ۱۳۸۸
29. ربيع‌الاول 1431
15. مارس 2010
پربیننده ترین مطالب بخش
بهترینها از نظر کاربران
خانه بانک آئینی برگی از نهج البلاغه
نهج البلاغه
ورود



ما را دنبال کنید
آمار
اعضا : 186
محتوا : 6681
پیوندها : 128
بازدیدهای محتوا : 1538042

برگی از نهج البلاغه
درس ۱ PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۲۲:۰۷

بررسي شبهات پيرامون نهج البلاغه

اميرالمومنين(عليه السلام)فرمودند:
«شبهه را براى اين شبهه ناميدند كه به حق شباهت دارد. امّا نور هدايت كننده دوستان خدا، در شبهات، يقين است، و راهنماى آنان مسير هدايت الهى است، امّا دشمنان خدا، دعوت كننده‏شان در شبهات، گمراهى است، و راهنماى آنان كورى است. آن كس كه از مرگ بترسد نجات نمى‏يابد، و آن كس كه زنده ماندن را دوست دارد براى هميشه در دنيا نخواهد ماند.» 

درس اول

نهج البلاغه حاوي انواري از حکمت و علم مولايمان اميرالمومنين(عليه السلام) است توسط سيد رضي با تلاش فراوان جمع آوري شده است. اين کتاب که حاوي گوشه اي از علوم اهل بيت عليهم السلام است در طول تاريخ مورد تمسک بسياري از علما اعم از شيعه و سني، مسلمان يا مسيحي و ... قرار گرفته و همه را متحير ساخته است.
در اين ميان عده اي هم کوشيده اند تا با مطرح کردن شبهاتي برگرفته از کج فهمي مقرضانه و يا جاهلانه حقايق اين کتاب را رد کرده و يا به نفع خود توجيه نمايند. بسياري از اين شبهات آنقدر بي پايه و اساس است که ارزش وقت گذاري براي جواب دادن را ندارند. ولي تعداد معدودي از اينها دستاويز دشمنان اميرالمومنين(عليه السلام) شده تا افکار مردم نسبت به اين کلمات گوهر بار منحرف کنند.
از اين رو ما برآن شديم تا اين گروه از شبهات را به همراه پاسخ آنها جمع آوري کرده و در اختيار محبان اميرالمومنين(عليه السلام) قراردهيم تا با نابودي حباب شبهات عاشقان آن حضرت بتوانند با قلبي مطمئن تر و ايمان مستحکم تر از اين درياي علم و معرفت به قدر توان بهره بگيرند.


اين مجموعه شامل چند قسمت است که در زير به توضيح آن مي پردازيم.

قسمت اول
شبهات پيرامون رابطه اميرالمومنين(عليه السلام) و حاکمان آن زمان
در بين افرادي که پيرامون نهج البلاغه شبهه مطرح مي کنند عده اي به دنبال اين هستند تا با سوءاستفاده از آن قسمتهايي از خطبه ها و نامه هاي آن حضرت که گاهاً مي توان چند برداشت کردطوري وانمود کنند که اميرالمومنين(عليه السلام) حاکمان زمان خود رضايت داشته اند تا بدين وسيله بگويند که  اميرالمومنين(عليه السلام) بر خلافت آنها صحه گذاشته اند.
آنها غافل از اين مطلب هستند(و يا خود را به غفلت مي زنند) که نهج البلاغه حاوي مطالبي است که به صراحت رابطه اميرالمومنين(عليه السلام) و حاکمان زمان اشاره مي کند و بيان کننده اين استکه خلافت آنها از طرف اميرالمومنين(عليه السلام) به هيچ وجه تأييد نشده است.براي نمونه مي توان به خطبه ۳۳ ونامههاي ۶۲ و ۶۷ ...اشاره کرد. اميرالمومنين(عليه السلام) در آنها عدم رضايت خودشان را از حاکمان زمانه به صراحت مطرح مي کنند.
در درسهاي اول به پاسخ گويي اين سري از شبهات مي پردازيم. با زدودن غبار شبهه از اين خطبه ها و    نامه ها روشن شود که آنها نتها نشان دهنده رضايت اميرالمومنين(عليه السلام) از خلفا نيست بلکه در مواردي عدم رضايت را هم نشان مي دهد.

قسمت دوم
گروهي ديگر مطرح مي کنند که اميرالمومنين(عليه السلام) امامت و خلافت را حق(الهي) خويش نمي دانستند و سعي برآن دارند تا بدين وسيله صحه اي بر خلافت پيشوايان خود گذارند. اين دسته از شبهات هم به طور مصل بعداً بررسي خواهدشد.

قسمت سوم
قسمت آخر شبهاتي است پيرامون اسناد نهج البلاغه که البته کمتر از دو دسته قبلي است. اين شبهات يکي ديگر از راههايي است که دشمنان اميرالمومنين(عليه السلام) تا کلام حضرت را ناديده بگيرند. آنها باضعيف بيان کردن اسناد نهج البلاغه حقايقي را که در آن مطرح گشته را رد کرده اند. ما در دروس آخر با بررسي اسناد نامه ها و خطبه هاي نهج البلاغه از کتب شيعه و سني باطل بودن ادعاي آنها را ثابت مي کنيم.
 باشد که قلب مولايمان اميرالمومنين(عليه السلام) و فرزند بزرگوارشان حجة بن حسن العسکري(عليه السلام) از ما خشنود و معرفت ما نسبت به اين بزرگواران بيشترگردد.
در درس اول از شما دوستان گرامي که اين مجموعه را مطالعه مي کنيد خواستاريم تا با نظرات و انتقادهاي خود ما را در اين راه ياري نما
ئيد.
 
اميرالمومنين(عليه السلام)فرمودند:
« و اگر حق از باطل جدا و خالص مى‏گشت زبان دشمنان قطع مى‏گرديد. امّا قسمتى از حقّ و قسمتى از باطل را مى‏گيرند و به هم مى‏آميزند«»، آنجاست كه شيطان بر دوستان خود چيره مى‏گردد و تنها آنان كه مشمول لطف و رحمت پروردگارند نجات می یابند»

 

 
دنیا و آخرت دو دشمن متفاوت PDF چاپ نامه الکترونیک
يكشنبه ۰۴ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۲۰:۰۳

 

 

حکمت صد و چهارم

دنياى (حرام) و آخرت، دو دشمن متفاوت، و دو راه جداى از يكديگرند، پس كسى كه دنيا پرست باشد و به آن عشق ورزد، به آخرت كينه ورزد و با آن دشمنى خواهد كرد.
و آن دو همانند شرق و غرب از هم دورند، و رونده به سوى آن دو، هر گاه به يكى نزديك شود از ديگرى دور مى‏گردد، و آن دو همواره به يكديگر زيان رسانند.

 

 

وَ قَالَ عَلَيْهِ السَّلَامُ

إِنَّ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةَ عَدُوَّانِ مُتَفَاوِتَانِ وَ سَبِيلَانِ مُخْتَلِفَانِ فَمَنْ أَحَبَّ الدُّنْيَا وَ تَوَلَّاهَا أَبْغَضَ الْآخِرَةَ وَ عَادَاهَا وَ هُمَا بِمَنْزِلَةِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ مَاشٍ بَيْنَهُمَا كُلَّمَا قَرُبَ مِنْ وَاحِدٍ بَعُدَ مِنَ الْآخَرِ وَ هُمَا بَعْدُ ضَرَّتَانِ

 
اخبار غيبي آن حضرت از جنگ PDF چاپ نامه الکترونیک
شنبه ۰۳ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۱۵



خطبه ۷۲

در باره مروان بن حكم در بصره

اخبار غيبي آن حضرت

گويند مروان حكم در جنگ جمل اسير شد، امام حسن و امام حسين - درود خدا بر هر دوان - نزد آن حضرت از او شفاعت كردند و امام او را آزاد ساخت. آنان به پدر گفتند: اي امير مؤمنان، او ديگر با شما بيعت خواهد كرد. حضرت چنين فرمود: مگر او پس از قتل عثمان با من بيعت نكرده بود به بيعت او نيازي ندارم، كه دست بيعت او چون دست حيله و فريب يهود است، اگر در ظاهر بيعت كند در نهان آن را بشكند. به شما اعلام مي‏كنم كه او در آينده چند روزي - به كوتاهي ليسيدن سگ بيني خود را - به فرمانروايي رسد. نيز او را چهار پسر آيد كه آنان نيز به كرسي حكومت رسند، و بزودي امّت اسلام از او و فرزندانش روزي خونين خواهند ديد.

 
علل نابودي ملّت‏ها PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۹



نامه ۷۹

- نامه به فرماندهان لشكر، پس از به دست گرفتن خلافت -

علل نابودي ملّت‏ها

پس از ياد خدا و درود همانا ملّت‏هاي پيش از شما به هلاكت رسيدند، بدان جهت كه حق مردم را نپرداختند، پس دنيا را با رشوه دادن به دست آوردند، و مردم را به راه باطل بردند و آنان اطاعت كردند.

 
علل سقوط جامعه PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۹



نامه ۷۸

- جواب نامه ابو موسي اشعري، پيرامون حكميّت كه سعيد بن يحيي اموي در كتاب المغازي آن را آورده -

۱ علل سقوط جامعه

همانا بسياري از مردم تغيير كردند، و از سعادت و رستگاري بي‏بهره ماندند، به دنيا پرستي روي آورده، و از روي هواي نفس سخن گفتند.كردار اهل عراق مرا به شگفتي وا داشته است، كه مردمي خودپسند در چيزي گرد آمدند، مي‏خواستم زخم درون آنها را مداوا كنم، پيش از آن كه غير قابل علاج گردد.

۲ تلاش امام در تحقّق وحدت

پس بدان در امّت اسلام، هيچ كس همانند من وجود ندارد كه به وحدت امّت محمّد صلّي اللّه عليه و آله و سلّم و به انس گرفتن آنان به همديگر، از من دلسوزتر باشد.من در اين كار پاداش نيك و سرانجام شايسته را از خدا مي‏طلبم، و به آنچه پيمان به ستم وفا دارم، هر چند تو دگرگون شده، و همانند روزي كه از من جدا شدي نباشي.

همانا تيره روز كسي است كه از عقل و تجربه‏اي كه نصيب او شده، محروم ماند، و من از آن كس كه به باطل سخن گويد يا كاري را كه خدا اصلاح كرده بر هم زند، بيزارم.آنچه را نمي‏داني واگذار، زيرا مردان بد كردار، با سخناني نادرست به سوي تو خواهند شتافت، با درود.

 
روش گفتگو و مناظره PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۹



نامه ۷۷

وصيّت نيز سفارش به «عبداللّه بن عبّاس»، آنگاه كه او را براي گفتگو با خوارج مي‏فرستاد

روش گفتگو و مناظره

به قرآن با آنها بحث مكن، كه قرآن را بر معاني و مفاهيم گونه‏گون تفسير كنند: تو مطلبي از آن را مي‏گويي، و آنان مطالب ديگر بلكه با حديث پيامبر با آنان به بحث بنشين، كه آنان را از آن گريزگاهي نيست.

 
دستورات اخلاقی به فرماندهان PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۹



نامه ۷۶

- نامه به عبد اللّه بن عباس، هنگامي كه او را در سال ۳۶ هجري به فرمانداري بصره نصب فرمود -

اخلاق فرماندهي

با مردم، به هنگام ديدار و در مجالس رسمي و در مقام داوري، گشاده رو باش و از خشم بپرهيز، كه سبك مغزي، به تحريك شيطان است، و بدان آنچه تو را به خدا نزديك مي‏سازد، از آتش جهنّم دور، و آنچه تو را از خدا دور مي‏سازد، به آتش جهنّم نزديك مي‏كند.

 
فرمان اطاعت به معاويه PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۹




نامه ۷۵

- نامه به معاويه در روزهاي آغازين بيعت، در سال ۳۶ هجري كه واقدي در كتاب الجمل آن را آورد -

فرمان اطاعت به معاويه

از بنده خدا علي امير مؤمنان، به معاويه بن ابي سفيان پس از ياد خدا و درود مي‏داني كه من در باره شما معذور، و از آنچه در مدينه گذشت روي گردانم، تا شد آنچه كه بايد مي‏شد، و بازداشتن آن ممكن نبود.

داستان طولاني و سخن فراوان است و گذشته‏ها گذشت، و آينده روي كرده است، تو و همراهانت بيعت كنيد، و با گروهي از يارانت نزد من بيا، با درود.

 
مباني صلح و سازش مسلمين PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۹




نامه ۷۴

- عهد نامه‏اي كه با خط هشام بن كلبي براي صلح ميان قبيله «ربيعه» و «يمن» تنظيم فرمود -

مباني صلح و سازش مسلمين

اين پيمان نامه‏اي است كه مردم «يمن» و «ربيعه» آن را پذيرفته‏اند، چه آنان كه در شهر حضور دارند چه آنان كه در بيابان زندگي مي‏كنند.

آنان پيرو قرآنند، و به كتاب خدا دعوت مي‏كنند، و به انجام دستورات آن فرمان مي‏دهند، و هر كس كه آنان را به كتاب خدا بخواند پاسخ مي‏دهند، نه برابر آن مزدي خواهند، و نه به جاي آن چيز ديگري بپذيرند، و در برابر كسي كه خلاف اين پيمان خواهد، يا آن را واگذارد، ايستادگي خواهند كرد.

بعضي بعض ديگر را ياري مي‏دهند، همه متّحد بوده و به خاطر سرزنش كننده‏اي، يا خشم خشم گيرنده‏اي، يا خوار كردن بعضي، يا دشنام دادن قومي، اين پيمان را نمي‏شكنند.

بر اين پيمان، حاضران و آنها كه غايبند، دانايان و ناآگاهان، بردباران و جاهلان، همه استوارند، و عهد و پيمان الهي نيز بر آنان واجب گرديده است كه «همانا از پيمان خدا پرسش خواهد شد» و علي بن ابي طالب آن را نوشت.

 
افشاي سيماي دروغين معاويه PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۹



نامه ۷۳

- نامه به معاويه -

افشاي سيماي دروغين معاويه

پس از ياد خدا و درود من با پاسخ‏هاي پياپي به نامه‏هايت، و شنيدن مطالب نوشته‏هايت، رأي خود را سست، و زيركي خود را به خطا نسبت مي‏دهم، و همانا تو كه مدام خواسته‏هايي از من داري و نامه‏هاي فراوان مي‏نويسي، به كسي ماني كه به خواب سنگيني فرو رفته، و خواب‏هاي دروغينش او را تكذيب مي‏كند، يا چون سرگرداني هستي كه ايستادن طولاني بر او دشوار مي‏باشد، و نمي‏داند.آيا آينده به سود او يا به زيانش خواهد بود گرچه تو آن كس نيستي امّا به تو شباهت دارد.به خدا سوگند اگر پرهيز از خونريزي در مهلت تعيين شده نبود، ضربه كوبنده‏اي دريافت مي‏كردي كه استخوان را خرد، و گوشت را بريزاند، معاويه بدان كه شيطان تو را نمي‏گذارد تا به نيكوترين كارت بپردازي، و اندرزي كه به سود تو است بشنوي.درود بر آنان كه سزاوار درودند.

 
انسان و مقدّرات الهي PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۹




نامه ۷۲

- نامه به عبد اللّه بن عباس -

انسان و مقدّرات الهي

پس از ياد خدا و درود تو از أجل خود پيشي نخواهي گرفت، و آنچه كه روزي تو نيست به تو نخواهد رسيد، و بدان كه روزگار دو روز است:روزي به سود، و روزي به زيان تو، و همانا دنيا خانه دگرگوني‏هاست، و آنچه كه به سود تو - و از آن تو - است هر چند ناتوان باشي خود را به تو خواهد رساند، و آنچه كه به زيان تو است هر چند توانا باشي دفع آن نخواهي كرد.

 
سرزنش از خيانت اقتصادي PDF چاپ نامه الکترونیک
پنجشنبه ۰۱ بهمن ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۱۹


نامه ۷۱

- نامه به منذر بن جارود عبدي، كه در فرمانداري خود خيانتي مرتكب شد -

سرزنش از خيانت اقتصادي

پس از ياد خدا و درود همانا، شايستگي پدرت مرا نسبت به تو خوشبين، و گمان كردم همانند پدرت مي‏باشي، و راه او راه مي‏روي.ناگهان به من خبر دادند، كه در هواپرستي چيزي فروگذار نكرده، و توشه‏اي براي آخرت خود باقي نگذاشته‏اي، دنياي خود را با تباه كردن آخرت آبادان مي‏كني، و براي پيوستن با خويشاوندانت از دين خدا بريده‏اي، اگر آنچه به من گزارش رسيده، درست باشد، شتر خانه‏ات، و بند كفش تو، از تو با ارزش‏تر است، و كسي كه همانند تو باشد، نه لياقت پاسداري از مرزهاي كشور را دارد، و نه مي‏تواند كاري را به انجام رساند، يا ارزش او بالا رود، يا شريك در امانت باشد يا از خيانتي دور ماند پس چون اين نامه به دست تو رسد، نزد من بيا.ان شاء اللّه.

- منذر كسي است كه امير مؤمنان در باره او فرمود:آدم متكبّري است، به دو جانب خود مي‏نگرد، و در دو جامه كه بر تن دارد مي‏خرامد، و پيوسته بر بند كفش خود مي‏دمد كه گردي بر آن ننشيند- .

 
روش برخورد با پديده فرار PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۴




نامه ۷۰

- نامه به سهل بن حنيف انصاري فرماندار مدينه، در سال ۳۷ هجري آنگاه كه گروهي از مدينه گريخته به معاويه پيوستند -

روش برخورد با پديده فرار

پس از ياد خدا و درود به من خبر رسيده كه گروهي از مردم مدينه به سوي معاويه گريختند، مبادا براي از دست دادن آنان، و قطع شدن كمك و ياريشان افسوس بخوري كه اين فرار براي گمراهي‏شان، و نجات تو از رنج آنان كافي است، آنان از حق و هدايت گريختند، و به سوي كور دلي و جهالت شتافتند.آنان دنياپرستاني هستند كه به آن روي آوردند، و شتابان در پي آن روانند.عدالت را شناختند و ديدند و شنيدند و به خاطر سپردند، و دانستند كه همه مردم در نزد ما، در حق يكسانند، پس به سوي انحصار طلبي گريختند، دور باشند از رحمت حق، و لعنت بر آنان باد.سوگند به خدا آنان از ستم نگريختند، و به عدالت نپيوستند، همانا آرزومنديم تا در اين جريان، خدا سختي‏ها را بر ما آسان، و مشكلات را هموار فرمايد.ان شاء اللّه، با درود.

 
روش به كار گيري نفس در خوبي‏ها PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۴




نامه ۶۹

- نامه به حارث همداني -

۱ اخلاق كارگزاران حكومتي

به ريسمان قرآن چنگ زن، و از آن نصيحت پذير، حلالش را حلال، و حرامش را حرام بشمار، و حقّي را كه در زندگي گذشتگان بود تصديق كن، و از حوادث گذشته تاريخ، براي آينده عبرت گير، كه حوادث روزگار با يكديگر همانند بوده، و پايان دنيا به آغازش مي‏پيوندد، و همه آن رفتني است.نام خدا را بزرگ دار، و جز به حق سخني بر زبان نياور، مرگ و جهان پس از مرگ را فراوان به ياد آور، هرگز آرزوي مرگ مكن جز آن كه بداني از نجات يافتگاني، از كاري كه تو را خشنود، و عموم مسلمانان را ناخوشايند است بپرهيز، از هر كار پنهاني كه در آشكار شدنش شرم داري پرهيز كن، از هر كاري كه از كننده آن پرسش كنند، نپذيرد يا عذر خواهي كند، دوري كن، آبروي خود را آماج تير گفتار ديگران قرار نده، و هر چه شنيدي باز گو مكن، كه نشانه دروغگويي است، و هر خبري را دروغ مپندار، كه نشانه ناداني است.خشم را فرو نشان، و به هنگام قدرت ببخش، و به هنگام خشم فروتن باش، و در حكومت مدارا كن تا آينده خوبي داشته باشي، نعمت‏هايي كه خدا به تو بخشيده نيكو دار، و نعمت‏هايي كه در اختيار داري تباه مكن، و چنان باش كه خدا آثار نعمت‏هاي خود را در تو آشكارا بنگرد.

۲ اوصاف مؤمنان

و بدان، بهترين مؤمنان، آن بود كه جان و خاندان و مال خود را در راه خدا پيشاپيش تقديم كند، چه آن را كه پيش فرستي براي تو اندوخته گردد، و آنچه را كه باقي گذاري سودش به ديگران مي‏رسد.

از دوستي با بي‏خردان و خلافكاران بپرهيز، زيرا هر كس را از آن كه دوست اوست مي‏شناسند، و در شهرهاي بزرگ سكونت كن زيرا مركز اجتماع مسلمانان است، و از جاهايي كه مردم آن از ياد خدا غافلند، و به يكديگر ستم روا مي‏دارند، و بر اطاعت از خدا به يكديگر كمك نمي‏كنند، بپرهيز.در چيزي انديشه كن كه ياري‏ات دهد، از نشستن در گذرگاههاي عمومي، و بازار، پرهيز كن كه جاي حاضر شدن شيطان، و بر انگيخته شدن فتنه‏هاست، و به افراد پايين‏تر از خود توجه داشته باش، كه راه شكر گزاري تو در برتري است.در روز جمعه پيش از نماز مسافرت مكن، جز براي جهاد در راه خدا، و يا كاري كه از انجام آن ناچاري.در همه كارهايت خدا را اطاعت كن، كه اطاعت خدا از همه چيز برتر است.

۳ روش به كار گيري نفس در خوبي‏ها

نفس خود را در واداشتن به عبادت فريب ده، و با آن مدارا كن، و به زور و اكراه بر چيزي مجبورش نساز، و در وقت فراغت و نشاط به كارش گير، جز در آنچه كه بر تو واجب است، و بايد آن را در وقت خاص خودش به جا آوري.بپرهيز از آن كه مرگ تو فرا رسد در حالي كه از پروردگارت گريزان، و در دنياپرستي غرق باشي.از همنشيني با فاسقان بپرهيز كه شر به شر مي‏پيوندد، خدا را گرامي دار، و دوستان خدا را دوست شمار، و از خشم بپرهيز كه لشگر بزرگ شيطان است.با درود.

 
روش برخورد با دنيا PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۴



نامه ۶۸

- نامه به سلمان فارسي، قبل از ايّام خلافت -

روش برخورد با دنيا

پس از ياد خدا و درود دنياي حرام چونان مار است، كه پوستي نرم و زهري كشنده دارد، پس از جاذبه‏هاي فريبنده آن روي گردان، زيرا زمان كوتاهي در آن خواهي ماند، و اندوه آن را از سر بيرون كن، زيرا كه يقين به جدايي، و دگرگوني حالات آن را داري، و آنگاه كه به دنيا خو گرفته‏اي بيشتر بترس، زيرا كه دنيا پرست تا به خوشگذاراني اطمينان كرد زود او را به تلخ كامي كشاند، و هر گاه كه به دنيا انس گرفت و آسوده شد، ناگاه به وحشت دچار مي‏گردد.

 
رسيدگي به امور حاجيان در مراسم حج PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۴




نامه ۶۷

- نامه به قثم بن عباس، فرماندار شهر مكّه -

۱ رسيدگي به امور حاجيان در مراسم حج

پس از ياد خدا و درود براي مردم حج را به پاي دار، و روزهاي خدا را به يادشان آور.در بامداد و شامگاه در يك مجلس عمومي با مردم بنشين، آنان كه پرسش‏هاي ديني دارند با فتواها آشنايشان بگردان، و ناآگاه را آموزش ده، و با دانشمندان به گفتگو بپرداز.جز زبانت چيز ديگري پيام رسانت با مردم، و جز چهره‏ات درباني وجود نداشته باشد، و هيچ نيازمندي را از ديدار خود محروم مگردان، زيرا اگر در آغاز از درگاه تو رانده شود، گر چه در پايان حاجت او بر آورده شود ديگر تو را نستايد.در مصرف اموال عمومي كه در دست تو جمع شده است انديشه كن، و آن را به عيالمندان و گرسنگان پيرامونت ببخش، و به مستمندان و نيازمنداني كه سخت به كمك مالي تو احتياج دارند برسان، و ما زاد را نزد ما بفرست، تا در ميان مردم نيازمندي كه در اين سامان هستند تقسيم گردد.

۲ سفارش به رفع نيازهاي حجّاج

به مردم مكّه فرمان ده تا از هيچ زائري در ايّام حج اجرت مسكن نگيرند، كه خداي سبحان فرمود:«عاكف و بادي در مكّه يكسانند» عاكف، يعني اهل مكه و بادي، يعني زائراني كه از ديگر شهرها به حج مي‏آيند، خدا ما و شما را به آنچه دوست دارد توفيق عنايت فرمايد.با درود.

 
ضرورت واقع بيني PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۴




نامه ۶۶

- نامه به عبد الله بن عباس، اين نامه به گونه ديگري نيز آمده است -

ضرورت واقع بيني

پس از ياد خدا و درود همانا انسان از به دست آوردن چيزي خشنود مي‏شود كه هرگز آن را از دست نخواهد داد، و براي چيزي اندوهناك است كه هرگز به دست نخواهد آورد، پس بهترين چيز نزد تو در دنيا، رسيدن به لذّت‏ها، يا انتقام گرفتن نباشد، بلكه هدف تو خاموش كردن باطل، يا زنده كردن حق باشد، تنها به توشه‏اي كه از پيش فرستادي خشنود باش، و بر آنچه به جاي مي‏گذاري حسرت خور، و همّت و تلاش خود را براي پس از مرگ قرار ده.

 
افشاي علل گمراهي معاويه PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۴




نامه ۶۵

- نامه ديگري به معاويه پس از جنگ نهروان در سال ۳۸ هجري -

۱ افشاي علل گمراهي معاويه

پس از ياد خدا و درود. معاويه وقت آن رسيده است كه از حقائق آشكار پند گيري، تو با ادّعاهاي باطل همان راه پدرانت را مي‏پيمايي، خود را در دروغ و فريب افكندي، و خود را به آنچه برتر از شأن تو است نسبت مي‏دهي، و به چيزي دست دراز مي‏كني كه از تو باز داشته‏اند، و به تو نخواهد رسيد.اين همه را براي فرار كردن از حق، و انكار آنچه را كه از گوشت و خون تو لازم‏تر است، انجام مي‏دهي، حقايقي كه گوش تو آنها را شنيده و از آنها آگاهي داري، آيا پس از روشن شدن راه حق، جز گمراهي آشكار چيز ديگري يافت خواهد شد و آيا پس از بيان حق، جز اشتباه كاري وجود خواهد داشت از شبهه و حق پوشي بپرهيز، فتنه‏ها دير زماني است كه پرده‏هاي سياه خود را گسترانده، و ديده‏هايي را كور كرده است.

۲ پاسخ به ادّعاهاي دروغين معاويه

نامه‏اي از تو به دست من رسيد كه در سخن پردازي از هر جهت آراسته، امّا از صلح و دوستي نشانه‏اي نداشت، و آكنده از افسانه‏هايي بود كه هيچ نشاني از دانش و بردباري در آن به چشم نمي‏خورد.در نوشتن اين نامه كسي را ماني كه پاي در گل فرو رفته، و در بيغوله‏ها سرگردان است، مقامي را مي‏طلبي كه از قدر و ارزش تو والاتر است، و هيچ عقابي را توان پرواز بر فراز آن نيست و چون ستاره دور دست «عيّوق» از تو دور است.پناه بر خدا كه پس از من ولايت مسلمانان را بر عهده گيري، و سود و زيان آن را بپذيري، يا براي تو با يكي از مسلمانان پيماني يا قراردادي را امضا كنم.از هم اكنون خود را درياب، و چاره‏اي بينديش، كه اگر كوتاهي كني، و براي در هم كوبيدنت بندگان خدا برخيزند، درهاي نجات بروي تو بسته خواهد شد، و آنچه را كه امروز از تو مي‏پذيرند فردا نخواهند پذيرفت، با درود.

 
پاسخ تهديدات نظامي معاويه PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۴




نامه ۶۴

- نامه‏اي در جواب معاويه -

۱ پاسخ تهديدات نظامي معاويه

پس از ياد خدا و درود چنانكه ياد آور شدي، ما و شما دوست بوديم و هم خويشاوند، امّا ديروز ميان ما و شما بدان جهت جدايي افتاد كه ما ايمان آورديم و شما كافر شديد، و امروز ما در اسلام استوار مانديم، و شما آزمايش گرديديد، اسلام آوردگان شما با ناخوشنودي، آنهم زماني به اسلام روي آوردند كه بزرگان عرب تسليم رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم شدند، و در گروه او قرار گرفتند.در نامه‏ات نوشتي كه طلحه و زبير را كشته، و عايشه را تبعيد كرده‏ام، و در كوفه و بصره منزل گزيدم، اين امور ربطي به تو ندارد، و لازم نيست از تو عذر بخواهد.و نوشتي كه با گروهي از مهاجران و انصار به نبرد من مي‏آيي، هجرت از روزي كه برادرت »يزيد« در فتح مكّه اسير شد پايان يافت، پس اگر در ملاقات با من شتاب داري، دست نگهدار، زيرا اگر من به ديدار تو بيايم سزاوارتر است، كه خدا مرا به سوي تو فرستاده تا از تو انتقام گيرم، و اگر تو با من ديدار كني چنان است كه شاعر اسدي گفت:«تندباد تابستاني سخت مي‏وزد و آنها را با سنگ ريزه‏ها، و در ميان غبار و تخته سنگ‏ها، در هم مي‏كوبند«

۲ ياد آوري سوابق نظامي در پيروزيها

و در نزد من همان شمشيري است كه در جنگ بدر بر پيكر جدّ و دايي و برادرت زدم.به خدا سوگند، مي‏دانم تو مردي بي‏خرد و دل تاريك هستي بهتر است در باره تو گفته شود از نردباني بالا رفته‏اي كه تو را به پرتگاه خطرناكي كشانده، و نه تنها سودي براي تو نداشته، كه زيانبار است، زيرا تو غير گمشده خود را مي‏جويي، و غير گلّه خود را مي‏چراني.منصبي را مي‏خواهي كه سزاوار آن نبوده، و در شأن تو نيست، چقدر گفتار تو با كردارت فاصله دارد چقدر به عموها و دايي‏هاي كافرت شباهت داري شقاوت و آرزوي باطل آنها را به انكار نبوّت محمّد صلّي اللّه عليه و آله و سلّم وا داشت، و چنانكه مي‏داني در گورهاي خود غلتيدند، نه در برابر مرگ توانستند دفاع كنند، و نه آنگونه كه سزاوار بود از حريمي حمايت، و نه در برابر زخم شمشيرها خود را حفظ كردند، كه شمشيرها در ميدان جنگ فراوان، و سستي در برابر آن شايسته نيست.تو در باره كشندگان عثمان فراوان حرف زدي، ابتدا چون ديگر مسلمانان با من بيعت كن، سپس در باره آنان از من داوري بطلب، كه شما و مسلمانان را به پذيرفتن دستورات قرآن وادارم، امّا آنچه را كه تو مي‏خواهي، چنان است كه به هنگام گرفتن كودك از شير، او را بفريبند، سلام بر آنان كه سزاوار سلامند.

 
باز داشتن ابو موسي از فتنه انگيزي PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۳



نامه ۶۳

- در آستانه جنگ جمل، در سال ۳۶ هجري به امام گزارش رسيد كه ابو موسي اشعري، فرماندار كوفه مردم را براي پيوستن به امام باز مي‏دارد، امام اين نامه را به او نوشت -

باز داشتن ابو موسي از فتنه انگيزي

از بنده خدا علي امير مؤمنان به عبد اللّه بن قيس - ابو موسي اشعري - پس از ستايش پروردگار و درود سخني از تو به من رسيده كه هم به سود، و هم به زيان تو است، چون فرستاده من پيش تو آيد.دامن همّت به كمر زن، كمرت را براي جنگ محكم ببند، و از سوراخ خود بيرون آي، و مردم را براي جنگ بسيج كن.اگر حق را در من ديدي بپذير، و اگر دو دل ماندي كناره گير.به خدا سوگند هر جا كه باشي تو را بياورند و به حال خويش رها نكنند، تا گوشت و استخوان و تر و خشكت در هم ريزد، و در كنار زدنت از حكومت شتاب كنند، چنانكه از پيش روي خود همانگونه بترسي كه از پشت سرت هراسناكي.حوادث جاري كشور آنچنان آسان نيست كه تو فكر مي‏كني، بلكه حادثه بسيار بزرگي است كه بايد بر مركبش سوار شد، و سختي‏هاي آن را هموار كرد، و پيمودن راه‏هاي سخت و كوهستاني آن را آسان كرد، پس فكرت را به كار گير، و مالك كار خويش باش، و سهم و بهره‏ات را بردار، اگر همراهي با ما را خوش نداري كناره گير، بي آن كه مورد ستايش قرار گيري يا رستگار شوي، كه سزاوار است تو در خواب باشي و ديگران مسئوليّت‏هاي تو را بر آورند، و از تو نپرسند كه كجا هستي و به كجا رفته‏اي به خدا سوگند اين راه حق است و به دست مرد حق انجام مي‏گيرد، و باكي ندارم كه خدا نشناسان چه مي‏كنند با درود.

 
مظلوميّت امام در خلافت PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۲




نامه ۶۲

- نامه به مردم مصر، كه همراه مالك اشتر در سال ۳۸ هجري فرستاد-

۱ مظلوميّت امام در خلافت

پس از ياد خدا و درود خداوند سبحان محمّد صلّي اللّه عليه و آله و سلّم را فرستاد تا بيم دهنده جهانيان، و گواه پيامبران پيش از خود باشد.آنگاه كه پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم به سوي خدا رفت، مسلمانان پس از وي در كار حكومت با يكديگر درگير شدند.سوگند به خدا نه در فكرم مي‏گذشت، و نه در خاطرم مي‏آمد كه عرب خلافت را پس از رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم از اهل بيت او بگرداند، يا مرا پس از وي از عهده دار شدن حكومت باز دارند، تنها چيزي كه نگرانم كرد شتافتن مردم به سوي فلان شخص بود كه با او بيعت كردند.

من دست باز كشيدم، تا آنجا كه ديدم گروهي از اسلام باز گشته، مي‏خواهند دين محمّد صلّي اللّه عليه و آله و سلّم را نابود سازند، پس ترسيدم كه اگر اسلام و طرفدارانش را ياري نكنم، رخنه‏اي در آن بينم يا شاهد نابودي آن باشم، كه مصيبت آن بر من سخت‏تر از رها كردن حكومت بر شماست، كه كالاي چند روزه دنياست و به زودي ايّام آن مي‏گذرد چنانكه سراب ناپديد شود، يا چونان پاره‏هاي ابر كه زود پراكنده مي‏گردد.پس در ميان آن آشوب و غوغا بپا خاستم تا آن كه باطل از ميان رفت، و دين استقرار يافته، آرام شد.- بخشي از همين نامه است -

۲ شجاعت و دشمن شناسي امام عليه السّلام

به خدا سوگند اگر تنها با دشمنان روبرو شوم، در حالي كه آنان تمام روي زمين را پر كرده باشند، نه باكي داشته، و نه مي‏هراسم.من به گمراهي آنان و هدايت خود كه بر آن استوارم، آگاهم، و از طرف پروردگارم به يقين رسيده‏ام، و همانا من براي ملاقات پروردگار مشتاق، و به پاداش او اميدوارم.لكن از اين اندوهناكم كه بي‏خردان، و تبهكاران اين امّت، حكومت را به دست آورند، آنگاه مال خدا را دست به دست بگردانند، و بندگان او را به بردگي كشند، با نيكوكاران در جنگ، و با فاسقان همراه باشند، زيرا از آنان كسي در ميان شماست كه شراب نوشيد و حد بر او جاري شد، و كسي كه اسلام را نپذيرفت امّا بناحق بخشش‏هايي به او عطا گرديد.

اگر اينگونه حوادث نبود شما را بر نمي‏انگيختم، و سرزنشتان نمي‏كردم، و شما را به گرد آوري تشويق نمي‏كردم، و آنگاه كه سرباز مي‏زديد رهاتان مي‏كردم.آيا نمي‏بينيد كه مرزهاي شما را تصرّف كردند و شهرها را گشودند و دستاوردهاي شما را غارت كردند و در ميان شهرهاي شما آتش جنگ را بر افروختند.براي جهاد با دشمنان كوچ كنيد، خدا شما را رحمت كند، در خانه‏هاي خود نمانيد، كه به ستم گرفتار، و به خواري دچار خواهيد شد، و بهره زندگي شما از همه پست‏تر خواهد بود، و همانا برادر جنگ، بيداري و هوشياري است، هر آن كس كه به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابيد با درود.

 
نكوهش از فرمانده شكست خورده PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۰۱




نامه ۶۱

- نامه به كميل بن زياد نخعي، فرماندار «هيت» و نكوهش او در ترك مقابله با لشكريان مهاجم شام كه در سال ۳۸ هجري نوشته شد -

نكوهش از فرمانده شكست خورده

پس از ياد خدا و درود سستي انسان در انجام كارهايي كه بر عهده اوست، و پافشاري در كاري كه از مسؤوليّت او خارج است، نشانه ناتواني آشكار، و انديشه ويرانگر است.اقدام تو به تاراج مردم «قرقيسا» در مقابل رها كردن پاسداري از مرزهايي كه تو را بر آن گمارده بوديم و كسي در آنجا نيست تا آنجا را حفظ كند، و سپاه دشمن را از آن مرزها دور سازد، انديشه‏اي باطل است.تو در آنجا پلي شده‏اي كه دشمنان تو از آن بگذرند و بر دوستانت تهاجم آورند، نه قدرتي داري كه با تو نبرد كنند، و نه هيبتي داري كه از تو بترسند و بگريزند، نه مرزي را مي‏تواني حفظ كني، و نه شوكت دشمن را مي‏تواني در هم بشكني، نه نيازهاي مردم ديارت را كفايت مي‏كني، و نه امام خود را راضي نگه مي‏داري.

 
جبران خسارتها در مانورهاي نظامي PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۳۹



نامه ۶۰

- نامه به فرمانداراني كه لشكر از شهرهاي آنان عبور مي‏كند -

جبران خسارتها در مانورهاي نظامي

از بنده خدا، علي امير مؤمنان، به گرد آوران ماليات و فرمانداران شهرهايي كه لشكريان از سرزمين آنان مي‏گذرند.پس از ياد خدا و درود همانا من سپاهياني فرستادم كه به خواست خدا بر شما خواهند گذشت، و آنچه خدا بر آنان واجب كرده به ايشان سفارش كردم، و بر آزار نرساندن به ديگران، و پرهيز از هر گونه شرارتي تأكيد كرده‏ام، و من نزد شما و پيماني كه با شما دارم از آزار رساندن سپاهيان به مردم بيزارم، مگر آن كه گرسنگي سربازي را ناچار گرداند، و براي رفع گرسنگي چاره‏اي جز آن نداشته باشد.پس كسي را كه دست به ستمكاري زند كيفر كنيد، و دست افراد سبك مغز خود را از زيان رساندن به لشكريان، و زحمت دادن آنها جز در آنچه استثناء كردم باز داريد.من پشت سر سپاه در حركتم، شكايت‏هاي خود را به من رسانيد، و در اموري كه لشكريان بر شما چيره شده‏اند كه قدرت دفع آن را جز با كمك خدا و من نداريد، به من مراجعه كنيد، كه با كمك خداوند آن را بر طرف خواهم كرد.ان شاء الله

 
مسئوليّت‏هاي فرماندهي PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۳۹



نامه ۵۹

- نامه به أسود بن قطبه فرمانده لشكر حلوان در جنوب شهر سر پل ذهاب امروزي -

مسئوليّت‏هاي فرماندهي

پس از ياد خدا و درود.اگر رأي و انديشه زمامدار دچار دگرگوني شود، او را از اجراي عدالت بسيار باز مي‏دارد.پس بايد كه كار مردم در آنچه حق است نزد تو يكسان باشد، زيرا در ستمكاري بهايي براي عدالت يافت نمي‏شود.از آنچه كه همانند آن را بر ديگران نمي‏پسندي پرهيز كن، و نفس خود را در حالي كه اميدوار به پاداش الهي بوده و از كيفر او هراسناكي، به انجام آنچه خداوند بر تو واجب گردانيده است، وادار ساز.و بدان كه دنيا سراي آزمايش است، و دنيا پرست ساعتي در آن نمي‏آسايد جز آن كه در روز قيامت از آن افسوس مي‏خورد، و هرگز چيزي تو را از حق بي‏نياز نمي‏گرداند.

و از جمله حقّي كه بر توست آن كه نفس خويش را نگهبان باشي، و به اندازه توان در امور رعيّت تلاش كني، زيرا آنچه در اين راه نصيب تو مي‏شود، برتر از آن است كه از نيروي بدني خود از دست مي‏دهي.با درود.

 
افشاي حوادث جنگ صفّين PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۳۹

 

 

نامه ۵۸

-نامه به شهرهاي دور براي روشن ساختن حوادث صفّين -

افشاي حوادث جنگ صفّين

آغاز كار چنين بود كه ما با مردم شام ديدار كرديم، كه در ظاهر پروردگار ما يكي، و پيامبر ما يكي، و دعوت ما در اسلام يكي بود، و در ايمان به خدا و تصديق كردن پيامبرش، هيچ كدام از ما بر ديگري برتري نداشت، و با هم وحدت داشتيم جز در خون عثمان كه ما از آن بر كناريم.پس به آنان گفتيم:بياييد با خاموش ساختن آتش جنگ، و آرام كردن مردم، به چاره جويي و درمان بپردازيم، تا كار مسلمانان استوار شود، و به وحدت برسند، و ما براي اجراي عدالت نيرومند شويم.امّا شاميان پاسخ دادند:«چاره‏اي جز جنگ نداريم» پس - از پيشنهاد حق ما - سرباز زدند، و جنگ در گرفت، و تداوم يافت، و آتش آن زبانه كشيد.

پس آنگاه كه دندان جنگ در ما و آنان فرو رفت، و چنگال آن سخت كارگر افتاد، به دعوت ما - صلح و گفتگو - گردن نهادند، و بر آنچه آنان را خوانديم، پاسخ دادند.ما هم به درخواست آنان پاسخ داديم، و آنچه را خواستند زود پذيرفتيم، تا حجّت را بر آنان تمام كنيم، و راه عذر خواهي را ببنديم.آنگاه آن كه بر پيمان خود استوار ماند، از هلاكت نجات يافت، و آن كس كه در لجاجت خود پا فشرد، خدا پرده ناآگاهي بر جان او كشيد، و بلاي تيره روزي گرد سرش گردانيد.

 
روش بسيج كردن مردم براي جهاد PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۳۹



نامه ۵۷

- نامه به مردم كوفه در سال ۳۶ هجري هنگام حركت از مدينه به سوي بصره -

روش بسيج كردن مردم براي جهاد

پس از ياد خدا و درود من از جايگاه خود، مدينه بيرون آمدم، يا ستمكارم يا ستم ديده، يا سركشي كردم يا از فرمانم سرباز زدند.همانا من خدا را به ياد كسي مي‏آورم كه اين نامه به دست او رسد، تا به سوي من كوچ كند:اگر مرا نيكوكار يافت ياري كند، و اگر گناهكار بودم مرا به حق بازگرداند.

 
اخلاق فرماندهي PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۳۹



نامه ۵۶

- نامه به فرمانده سپاه، شريح بن هاني كه او را در سال ۳۶ هجري به سوي شام حركت داد.-

اخلاق فرماندهي

در هر صبح و شام از خدا بترس، و از فريب كاري دنيا بر نفس خويش بيمناك باش، و هيچ گاه از دنيا ايمن مباش، بدان كه اگر براي چيزهايي كه دوست مي‏داري، يا آنچه را كه خوشايند تو نيست، خود را باز نداري، هوس‏ها تو را به زيان‏هاي فراواني خواهند كشيد، سپس نفس خود را باز دار و از آن نگهباني كن، و به هنگام خشم، بر نفس خويش شكننده و حاكم باش.

 
اندرز دادن به دشمن PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۳۹



نامه ۵۵

- نامه به معاويه كه در سال ۳۷ هجري پيش از نبرد صفّين نوشته شد -

اندرز دادن به دشمن

پس از ياد خدا و درود همانا خداوند سبحان دنيا را براي آخرت قرار داده، و مردم را در دنيا به آزمايش گذاشت، تا روشن شود كدام يك نيكوكارتر است.ما را براي دنيا نيافريده‏اند، و تنها براي دنيا به تلاش فرمان داده نشديم، به دنيا آمديم تا در آن آزمايش گرديم.و همانا خداوند مرا به تو، و تو را با من آزمود، و يكي از ما را بر ديگري حجّت قرار داد.

تو با تفسير دروغين قرآن به دنيا روي آوردي، و چيزي از من درخواست مي‏كني كه دست و زبانم هرگز به آن نيالود - قتل عثمان- .

تو و مردم شام، آن دروغ را ساختيد و به من تهمت زديد تا آگاهان شما مردم ناآگاه را، و ايستادگان شما زمينگير شدگان را بر ضدّ من تحريك كنند.معاويه از خدا بترس، و با شيطاني كه مهار تو را مي‏كشد، مبارزه كن، و به سوي آخرت كه راه من و تو است باز گرد، و بترس از خدا كه به زودي با بلايي كوبنده ريشه‏ات را بر كند، و نسل تو را بر اندازد.

همانا براي تو به خدا سوگند مي‏خورم، سوگندي كه بر آن وفا دارم، اگر روزگار من و تو را در يك جا گرد آورد، هم‏چنان بر سر راه تو خواهم ماند:»تا خدا ميان ما داوري كند و او بهترين داوران است«

 
پاسخ به ادّعاهاي سران جمل PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۳۹



نامه ۵۴

- نامه به طلحه و زبير كه ابو جعفر اسكافي آن را در كتاب مقامات در بخش فضائل امير المؤمنين عليه السّلام آورد كه در سال ۳۶ هجري نوشته و توسّط عمران بن حصين فرستاد- .

پاسخ به ادّعاهاي سران جمل

پس از ياد خدا و درود شما مي‏دانيد - گر چه پنهان مي‏داريد - كه من براي حكومت در پي مردم نرفته، تا آنان به سوي من آمدند، و من قول بيعت نداده تا آن كه آنان با من بيعت كردند، و شما دو نفر از كساني بوديد كه مرا خواستند و بيعت كردند.همانا بيعت عموم مردم با من نه از روي ترس قدرتي مسلّط بود، و نه براي به دست آوردن متاع دنيا.اگر شما دو نفر از روي ميل و انتخاب بيعت كرديد تا دير نشده - از راهي كه در پيش گرفته‏ايد - باز گرديد، و در پيشگاه خدا توبه كنيد.و اگر در دل با اكراه بيعت كرديد خود دانيد، زيرا اين شما بوديد كه مرا در حكومت بر خويش راه داديد، اطاعت از من را ظاهر، و نافرماني را پنهان داشتيد.به جانم سوگند شما از ساير مهاجران سزاوارتر به پنهان داشتن عقيده و پنهان كاري نيستيد.اگر در آغاز بيعت كنار مي‏رفتيد - و بيعت نمي‏كرديد - آسان‏تر بود كه بيعت كنيد و سپس به بهانه سرباز زنيد.شما پنداشته‏ايد كه من كشنده عثمان مي‏باشم، بياييد تا مردم مدينه كسي بين من و شما داوري كنند، آنان كه نه از من طرفداري كرده و نه به ياري شما برخاسته، سپس هر كدام به اندازه جرمي كه در آن حادثه داشته، مسؤوليّت آن را پذيرا باشد.

اي دو پير مرد، از آنچه در انديشه داريد باز گرديد، هم اكنون بزرگ‏ترين مسئله شما، عار است، پيش از آن كه عار و آتش خشم پروردگار، دامنگيرتان گردد.با درود.

 
شناخت اقشار گوناگون اجتماعي، نامه حضرت امیرالمومنین به مالک اشتر PDF چاپ نامه الکترونیک
چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۳۹




نامه ۵۳

- نامه به مالك اشتر، در سال ۳۸ هجري هنگامي كه او را به فرمانداري مصر برگزيد، آن هنگام كه اوضاع محمد بن ابي بكر متزلزل شد، و از طولاني‏ترين نامه‏هاست كه زيبايي‏هاي تمام نامه‏ها را دارد- .بنام خداوند بخشنده و مهربان، اين فرمان بنده خدا علي امير مؤمنان، به مالك اشتر پسر حارث‏ است، در عهدي كه با او دارد، هنگامي كه او را به فرمانداري مصر بر مي‏گزيند تا خراج آن ديار را جمع آورد، و با دشمنانش نبرد كند، كار مردم را اصلاح، و شهرهاي مصر را آباد سازد.

۱ ضرورت خود سازي

او را به ترس از خدا فرمان مي‏دهد، و اينكه اطاعت خدا را بر ديگر كارها مقدّم دارد، و آنچه در كتاب خدا آمده، از واجبات و سنّت‏ها را پيروي كند، دستوراتي كه جز با پيروي آن رستگار نخواهد شد، و جز با نشناختن و ضايع كردن آن جنايتكار نخواهد گرديد.به او فرمان مي‏دهد كه خدا را با دل و دست و زبان ياري كند، زيرا خداوند پيروزي كسي را تضمين كند كه او را ياري دهد، و بزرگ دارد آن كس را كه او را بزرگ شمارد.و به او فرمان مي‏دهد تا نفس خود را از پيروي آرزوها باز دارد، و به هنگام سركشي رامش كند، كه:»همانا نفس همواره به بدي وا مي‏دارد جز آن كه خدا رحمت آورد« پس اي مالك بدان من تو را به سوي شهرهايي فرستادم كه پيش از تو دولت‏هاي عادل يا ستمگري بر آن حكم راندند، و مردم در كارهاي تو چنان مي‏نگرند كه تو در كارهاي حاكمان پيش از خود مي‏نگري، و در باره تو آن مي‏گويند كه تو نسبت به زمامداران گذشته مي‏گويي، و همانا نيكوكاران را به نام نيكي توان شناخت كه خدا از آنان بر زبان بندگانش جاري ساخت.

پس نيكوترين اندوخته تو بايد اعمال صالح و درست باشد، هواي نفس را در اختيار گير، و از آنچه حلال نيست خويشتن داري كن، زيرا بخل ورزيدن به نفس خويش، آن است كه در آنچه دوست دارد، يا براي او ناخوشايند است، راه انصاف پيمايي.

۲ اخلاق رهبري - روش برخورد با مردم -

مهرباني با مردم را پوشش دل خويش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش.مبادا هرگز، چونان حيوان شكاري باشي كه خوردن آنان را غنيمت داني، زيرا مردم دو دسته‏اند، دسته‏اي برادر ديني تو، و دسته ديگر همانند تو در آفرينش مي‏باشند.اگر گناهي از آنان سر مي‏زند يا علّت‏هايي بر آنان عارض مي‏شود، يا خواسته و ناخواسته، اشتباهي مرتكب مي‏گردند، آنان را ببخشاي و بر آنان آسان گير، آن گونه كه دوست داري خدا تو را ببخشايد و بر تو آسان گيرد.همانا تو از آنان برتر، و امام تو از تو برتر، و خدا بر آن كس كه تو را فرمانداري مصر داد والاتر است، كه انجام امور مردم مصر را به تو واگذارده، و آنان را وسيله آزمودن تو قرار داده است.هرگز با خدا مستيز، كه تو را از كيفر او نجاتي نيست، و از بخشش و رحمت او بي‏نياز نخواهي بود.بر بخشش ديگران پشيمان مباش، و از كيفر كردن شادي مكن، و از خشمي كه تواني از آن رها گردي شتاب نداشته باش.به مردم نگو، به من فرمان دادند و من نيز فرمان مي‏دهم، پس بايد اطاعت شود، كه اين گونه خود بزرگ بيني دل را فاسد، و دين را پژمرده، و موجب زوال نعمت‏هاست.و اگر با مقام و قدرتي كه داري، دچار تكبّر يا خود بزرگ بيني شدي به بزرگي حكومت پروردگار كه برتر از تو است بنگر، كه تو را از آن سركشي نجات مي‏دهد، و تند روي تو را فرو مي‏نشاند، و عقل و انديشه‏ات را به جايگاه اصلي باز مي‏گرداند.

۳ پرهيز از غرور و خود پسندي

بپرهيز كه خود را در بزرگي همانند خداوند پنداري، و در شكوه خداوندي همانند او داني، زيرا خداوند هر سركشي را خوار مي‏سازد، و هر خود پسندي را بي‏ارزش مي‏كند.با خدا و با مردم، و با خويشاوندان نزديك، و با افرادي از رعيّت خود كه آنان را دوست داري، انصاف را رعايت كن، كه اگر چنين نكني ستم روا داشتي، و كسي كه به بندگان خدا ستم روا دارد خدا به جاي بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن را كه خدا دشمن شود، دليل او را نپذيرد، كه با خدا سر جنگ دارد، تا آنگاه كه باز گردد، يا توبه كند، و چيزي چون ستمكاري نعمت خدا را دگرگون نمي‏كند، و كيفر او را نزديك نمي‏سازد، كه خدا دعاي ستمديدگان را مي‏شنود و در كمين ستمكاران است.

۴ مردم گرايي، حق گرايي

دوست داشتني‏ترين چيزها در نزد تو، در حق ميانه‏ترين، و در عدل فراگيرترين، و در جلب خشنودي مردم گسترده‏ترين باشد، كه همانا خشم عمومي مردم، خشنودي خواص - نزديكان - را از بين مي‏برد، امّا خشم خواص را خشنودي همگان بي‏أثر مي‏كند.خواصّ جامعه، همواره بار سنگيني را بر حكومت تحميل مي‏كنند زيرا در روزگار سختي ياريشان كمتر، و در اجراي عدالت از همه ناراضي‏تر، و در خواسته‏هايشان پافشارتر، و در عطا و بخشش‏ها كم سپاس‏تر، و به هنگام منع خواسته‏ها دير عذر پذيرتر، و در برابر مشكلات كم استقامت‏تر مي‏باشند.در صورتي كه ستون‏هاي استوار دين، و اجتماعات پرشور مسلمين، و نيروهاي ذخيره دفاعي، عموم مردم مي‏باشند، پس به آنها گرايش داشته و اشتياق تو با آنان باشد.

۵ ضرورت راز داري

از رعيّت، آنان را كه عيب جوترند از خود دور كن، زيرا مردم عيوبي دارند كه رهبر امّت در پنهان داشتن آن از همه سزاوارتر است، پس مبادا آنچه بر تو پنهان است آشكار گرداني، و آنچه كه هويداست بپوشاني، كه داوري در آنچه از تو پنهان است با خداي جهان مي‏باشد، پس چندان كه مي‏تواني زشتي‏ها را بپوشان، تا آن را كه دوست داري بر رعيّت پوشيده ماند خدا بر تو بپوشاند، گره هر كينه‏اي را در مردم بگشاي، و رشته هر نوع دشمني را قطع كن، و از آنچه كه در نظر روشن نيست كناره گير.در تصديق سخن چين شتاب مكن، زيرا سخن چين گرچه در لباس اندرز دهنده ظاهر مي‏شود امّا خيانتكار است.

۶ جايگاه صحيح مشورت

بخيل را در مشورت كردن دخالت نده، كه تو را از نيكوكاري باز مي‏دارد، و از تنگدستي مي‏ترساند.ترسو را در مشورت كردن دخالت نده، كه در انجام كارها روحيّه تو را سست مي‏كند.حريص را در مشورت كردن دخالت نده، كه حرص را با ستمكاري در نظرت زينت مي‏دهد.همانا بخل و ترس و حرص، غرائز گوناگوني هستند كه ريشه آنها بدگماني به خداي بزرگ است.بدترين وزيران تو، كسي است كه پيش از تو وزير بدكاران بوده، و در گناهان آنان شركت داشته، پس مبادا چنين افرادي محرم راز تو باشند، زيرا كه آنان ياوران گناهكاران، و ياري دهندگان ستمكارانند.تو بايد جانشيناني بهتر از آنان داشته باشي كه قدرت فكري امثال آنها را داشته، امّا گناهان و كردار زشت آنها را نداشته باشند:كساني كه ستمكاري را بر ستمي ياري نكرده، و گناه كاري را در گناهي كمك نرسانده باشند.هزينه اين گونه از افراد بر تو سبك‏تر، و ياريشان بهتر، و مهربانيشان بيشتر، و دوستي آنان با غير تو كمتر است.آنان را از خواص، و دوستان نزديك، و راز داران خود قرار ده، سپس از ميان آنان افرادي را كه در حق گويي از همه صريح‏ترند، و در آنچه را كه خدا براي دوستانش نمي‏پسندد تو را مدد كار نباشند، انتخاب كن، چه خوشايند تو باشد يا ناخوشايند.

۷ اصول روابط اجتماعي رهبران

تا مي‏تواني با پرهيزكاران و راستگويان بپيوند، و آنان را چنان پرورش ده كه تو را فراوان نستايند، و تو را براي اعمال زشتي كه انجام نداده‏اي تشويق نكنند، كه ستايش بي‏اندازه، خود پسندي مي‏آورد، و انسان را به سركشي وا مي‏دارد.هرگز نيكو كار و بدكار در نظرت يكسان نباشند، زيرا نيكوكاران در نيكوكاري بي‏رغبت، و بدكاران در بد كاري تشويق مي‏گردند، پس هر كدام از آنان را بر أساس كردارشان پاداش ده.بدان اي مالك هيچ وسيله‏اي براي جلب اعتماد والي به رعيّت بهتر از نيكوكاري به مردم، و تخفيف ماليات، و عدم اجبار مردم به كاري كه دوست ندارند، نمي‏باشد، پس در اين راه آنقدر بكوش تا به وفاداري رعيّت، خوشبين شوي، كه اين خوشبيني رنج طولاني مشكلات را از تو بر مي‏دارد، پس به آنان كه بيشتر احسان كردي بيشتر خوشبين باش، و به آنان كه بد رفتاري كردي بد گمان‏تر باش.و آداب پسنديده‏اي را كه بزرگان اين امّت به آن عمل كردند، و ملّت اسلام با آن پيوند خورده، و رعيّت با آن اصلاح شدند، بر هم مزن، و آدابي كه به سنّت‏هاي خوب گذشته زيان وارد مي‏كند، پديد نياور، كه پاداش براي آورنده سنّت، و كيفر آن براي تو باشد كه آنها را در هم شكستي.با دانشمندان، فراوان گفتگو كن، و با حكيمان فراوان بحث كن، كه مايه آباداني و اصلاح شهرها، و برقراري نظم و قانوني است كه در گذشته نيز وجود داشت.

۸ شناخت اقشار گوناگون اجتماعي

اي مالك بدان مردم از گروه‏هاي گوناگوني مي‏باشند كه اصلاح هر يك جز با ديگري امكان ندارد، و هيچ يك از گروه‏ها از گروه ديگر بي‏نياز نيست.از آن قشرها، لشكريان خدا، و نويسندگان عمومي و خصوصي، قضات دادگستر، كارگزاران عدل و نظم اجتماعي، جزيه دهندگان، پرداخت كنندگان ماليات، تجّار و بازرگانان، صاحبان صنعت و پيشه‏وران، و نيز طبقه پايين جامعه، يعني نيازمندان و مستمندان مي‏باشند، كه براي هر يك خداوند سهمي مقرّر داشته، و مقدار واجب آن را در قرآن يا سنّت پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم تعيين كرده كه پيماني از طرف خداست و نگهداري آن بر ما لازم است.پس سپاهيان به فرمان خدا، پناهگاه استوار رعيّت، و زينت و وقار زمامداران، شكوه دين، و راههاي تحقّق امنيّت كشورند.امور مردم جز با سپاهيان استوار نگردد، و پايداري سپاهيان جز به خراج و ماليات رعيّت انجام نمي‏شود كه با آن براي جهاد با دشمن تقويت گردند، و براي اصلاح امور خويش به آن تكيّه كنند، و نيازمندي‏هاي خود را برطرف سازند.سپس سپاهيان و مردم، جز با گروه سوم نمي‏توانند پايدار باشند، و آن قضات، و كارگزاران دولت، و نويسندگان حكومتند، كه قراردادها و معاملات را استوار مي‏كنند، و آنچه به سود مسلمانان است فراهم مي‏آورند، و در كارهاي عمومي و خصوصي مورد اعتمادند.و گروه‏هاي ياد شده بدون بازرگانان، و صاحبان صنايع نمي‏توانند دوام بياورند، زيرا آنان وسائل زندگي را فراهم مي‏آورند، و در بازارها عرضه مي‏كنند، و بسياري از وسايل زندگي را با دست مي‏سازند كه از توان ديگران خارج است.قشر ديگر، طبقه پايين از نيازمندان و مستمندانند كه بايد به آنها بخشش و ياري كرد.براي تمام اقشار گوناگون ياد شده، در پيشگاه خدا گشايشي است، و همه آنان به مقداري‏ كه امورشان اصلاح شود بر زمامدار، حقّي مشخصّ دارند، و زمامدار از انجام آنچه خدا بر او واجب كرده است نمي‏تواند موفّق باشد جز آن كه تلاش فراوان نمايد، و از خدا ياري بطلبد، و خود را براي انجام حق آماده سازد، و در همه كارها، آسان باشد يا دشوار، شكيبايي ورزد.

اوّل سيماي نظاميان

براي فرماندهي سپاه كسي را برگزين كه خيرخواهي او براي خدا و پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم و امام تو بيشتر، و دامن او پاك‏تر، شكيبايي او برتر باشد، از كساني كه دير به خشم آيد، و عذر پذيرتر باشد، و بر ناتوان رحمت آورد، و با قدرتمندان، با قدرت برخورد كند، درشتي او را به تجاوز نكشاند، و ناتواني او را از حركت باز ندارد.سپس در نظاميان با خانواده‏هاي ريشه‏دار، داراي شخصيّت حساب شده، خانداني پارسا، داراي سوابقي نيكو و درخشان، كه دلاور و سلحشور و بخشنده و بلند نظرند، روابط نزديك بر قرار كن، آنان همه بزرگواري را در خود جمع كرده، و نيكي‏ها را در خود گرد آورده‏اند.پس در كارهاي آنان به گونه‏اي بينديش كه پدري مهربان در باره فرزندش مي‏انديشد، و مبادا آنچه را كه آنان را بدان نيرومند مي‏كني در نظرت بزرگ جلوه كند، و نيكوكاري تو نسبت به آنان - هر چند اندك باشد - خوار مپندار، زيرا نيكي، آنان را به خيرخواهي تو خواند، و گمانشان را نسبت به تو نيكو گرداند، و رسيدگي به امور كوچك آنان را به خاطر رسيدگي به كارهاي بزرگشان وامگذار، زيرا از نيكي اندك تو سود مي‏برند، و به نيكي‏هاي بزرگ تو بي‏نياز نيستند.برگزيده‏ترين فرماندهان سپاه تو، كسي باشد كه از همه بيشتر به سربازان كمك رساند، و از امكانات مالي خود بيشتر در اختيارشان گذارد، به اندازه‏اي كه خانواده‏هايشان در پشت جبهه، و خودشان در آسايش كامل باشند، تا در نبرد با دشمن، سربازان اسلام تنها به يك چيز بينديشند.

همانا مهرباني تو نسبت به سربازان، دل‏هايشان را به تو مي‏كشاند، و همانا برترين روشني چشم زمامداران، برقراري عدل در شهرها و آشكار شدن محبّت مردم نسبت به رهبر است، كه محبّت دلهاي رعيّت جز با پاكي قلب‏ها پديد نمي‏آيد، و خيرخواهي آنان زماني است كه با رغبت و شوق پيرامون رهبر را گرفته، و حكومت بار سنگيني را بر دوش رعيّت نگذاشته باشد، و طولاني شدن مدت زمامداري بر ملّت ناگوار نباشد.پس آرزوهاي سپاهيان را بر آور، و همواره از آنان ستايش كن، و كارهاي مهمّي كه انجام داده‏اند بر شمار، زيرا يادآوري كارهاي ارزشمند آنان، شجاعان را بر مي‏انگيزاند، و ترسوها را به تلاش وامي‏دارد، انشاء اللّه.و در يك ارزشيابي دقيق، رنج و زحمات هر يك از آنان را شناسايي كن، و هرگز تلاش و رنج كسي را به حساب ديگري نگذاشته، و ارزش خدمت او را ناچيز مشمار، تا شرافت و بزرگي كسي موجب نگردد كه كار كوچكش را بزرگ بشماري، يا گمنامي كسي باعث شود كه كار بزرگ او را ناچيز بداني.مشكلاتي كه در احكام نظاميان براي تو پديد مي‏آيد، و اموري كه براي تو شبهه ناكند، به خدا، و رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم باز گردان، زيرا خدا براي مردمي كه علاقه داشته هدايتشان كند فرموده است:»اي كساني كه ايمان آورديد، از خدا و رسول و اماماني كه از شما هستند اطاعت كنيد، و اگر در چيزي نزاع داريد، آن را به خدا و رسولش باز گردانيد« پس باز گرداندن چيزي به خدا، يعني عمل كردن به قرآن، و باز گرداندن به پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم يعني عمل كردن به سنّت او كه وحدت بخش است، نه عامل پراكندگي.

دوّم سيماي قضات و داوران

سپس از ميان مردم، برترين فرد نزد خود را براي قضاوت انتخاب كن، كساني كه مراجعه فراوان، آنها را به ستوه نياورد، و برخورد مخالفان با يكديگر او را خشمناك نسازد، در اشتباهاتش پافشاري نكند، و بازگشت به حق پس از آگاهي براي او دشوار نباشد، طمع را از دل ريشه كن كند، و در شناخت مطالب با تحقيقي اندك رضايت ندهد، و در شبهات از همه با احتياطتر عمل كند، و در يافتن دليل اصرار او از همه بيشتر باشد، و در مراجعه پياپي شاكيان خسته نشود، در كشف امور از همه شكيباتر، و پس از آشكار شدن حقيقت، در فصل خصومت از همه برنده‏تر باشد، كسي كه ستايش فراوان او را فريب ندهد، و چرب زباني او را منحرف نسازد و چنين كساني بسيار اندكند.پس از انتخاب قاضي، هر چه بيشتر در قضاوت‏هاي او بينديش، و آنقدر به او ببخش كه نيازهاي او بر طرف گردد، و به مردم نيازمند نباشد، و از نظر مقام و منزلت آنقدر او را گرامي دار كه نزديكان تو، به نفوذ در او طمع نكنند، تا از توطئه آنان در نزد تو در أمان باشد.در دستوراتي كه دادم نيك بنگر كه همانا اين دين در دست بدكاران اسير گشته بود، كه با نام دين به هوا پرستي پرداخته، و دنياي خود را به دست مي‏آوردند.

سوّم سيماي كارگزاران دولتي

سپس در امور كارمندانت بينديش، و پس از آزمايش به كارشان بگمار، و با ميل شخصي، و بدون مشورت با ديگران آنان را به كارهاي مختلف وادار نكن، زيرا نوعي ستمگري و خيانت است.كارگزاران دولتي را از ميان مردمي با تجربه و با حيا، از خاندان‏هاي پاكيزه و با تقوي، كه در مسلماني سابقه درخشاني دارند انتخاب كن، زيرا اخلاق آنان گرامي‏تر، و آبرويشان محفوظتر، و طمع و روزي‏شان كمتر، و آينده نگري آنان بيشتر است.سپس روزي فراوان بر آنان ارزاني دار، كه با گرفتن حقوق كافي در اصلاح خود بيشتر مي‏كوشند، و با بي‏نيازي، دست به اموال بيت المال نمي‏زنند، و اتمام حجّتي است بر آنان اگر فرمانت را نپذيرند يا در امانت تو خيانت كنند.سپس رفتار كارگزاران را بررسي كن، و جاسوساني راستگو، و وفا پيشه بر آنان بگمار، كه مراقبت و بازرسي پنهاني تو از كار آنان، سبب امانت داري، و مهرباني با رعيّت خواهد بود.و از همكاران نزديكت سخت مراقبت كن، و اگر يكي از آنان دست به خيانت زد، و گزارش جاسوسان تو هم آن خيانت را تأييد كرد، به همين مقدار گواهي قناعت كرده او را با تازيانه كيفر كن، و آنچه از اموال كه در اختيار دارد از او باز پس گير، سپس او را خوار دار، و خيانتكار بشمار، و طوق بد نامي به گردنش بيفكن.

چهارم سيماي ماليات دهندگان

ماليات و بيت المال را به گونه‏اي وارسي كن كه صلاح ماليات دهندگان باشد، زيرا بهبودي ماليات و ماليات دهندگان، عامل اصلاح امور ديگر اقشار جامعه مي‏باشد، و تا امور ماليات دهندگان اصلاح نشود كار ديگران نيز سامان نخواهد گرفت زيرا همه مردم نان خور ماليات و ماليات دهندگانند.بايد تلاش تو در آباداني زمين بيشتر از جمع آوري خراج باشد كه خراج جز با آباداني فراهم نمي‏گردد، و آن كس كه بخواهد خراج را بدون آباداني مزارع به دست آورد، شهرها را خراب، و بندگان خدا را نابود، و حكومتش جز اندك مدّتي دوام نياورد.پس اگر مردم شكايت كردند، از سنگيني ماليات، يا آفت زدگي، يا خشك شدن آب چشمه‏ها، يا كمي باران، يا خراب شدن زمين در سيلاب‏ها، يا خشكسالي، در گرفتن ماليات به ميزاني تخفيف ده تا امورشان سامان گيرد، و هرگز تخفيف دادن در خراج تو را نگران نسازد زيرا آن، اندوخته‏اي است كه در آباداني شهرهاي تو، و آراستن ولايت‏هاي تو نقش دارد، و رعيّت تو را مي‏ستايند، و تو از گسترش عدالت ميان مردم خشنود خواهي شد، و به افزايش قوّت آنان تكيّه خواهي كرد، بدانچه در نزدشان اندوختي و به آنان بخشيدي، و با گسترش عدالت در بين مردم، و مهرباني با رعيّت، به آنان اطمينان خواهي داشت، آنگاه اگر در آينده كاري پيش آيد و به عهده‏شان بگذاري، با شادماني خواهند پذيرفت، زيرا عمران و آبادي، قدرت تحمّل مردم را زياد مي‏كند.همانا ويراني زمين به جهت تنگدستي كشاورزان است، و تنگدستي كشاورزان، به جهت غارت اموال از طرف زمامداراني است كه به آينده حكومتشان اعتماد ندارند، و از تاريخ گذشتگان عبرت نمي‏گيرند.

پنجم سيماي نويسندگان و منشيان

سپس در امور نويسندگان و منشيان به درستي بينديش، و كارهايت را به بهترين آنان واگذار، و نامه‏هاي محرمانه، كه در بر دارنده سياست‏ها و اسرار تو است، از ميان نويسندگان به كسي اختصاص ده كه صالح‏تر از ديگران باشد، كسي كه گرامي داشتن، او را به سركشي و تجاوز نكشاند تا در حضور ديگران با تو مخالفت كند، و در رساندن نامه كار گزارانت به تو، يا رساندن پاسخ‏هاي تو به آنان كوتاهي نكند، و در آنچه براي تو مي‏ستاند يا از طرف تو به آنان تحويل مي‏دهد، فراموش كار نباشد.و در تنظيم هيچ قراردادي سستي نورزد، و در برهم زدن قراردادي كه به زيان توست كوتاهي نكند، و منزلت و قدر خويش را بشناسد، همانا آن كه از شناخت قدر خويش عاجز باشد، در شناخت قدر ديگران جاهل‏تر است.مبادا در گزينش نويسندگان و منشيان، بر تيز هوشي و اطمينان شخصي و خوش باوري خود تكيه نمايي، زيرا افراد زيرك با ظاهر سازي و خوش خدمتي، نظر زمامداران را به خود جلب مي‏نمايند، كه در پس اين ظاهر سازي‏ها، نه خيرخواهي وجود دارد، و نه از امانت داري نشاني يافت مي‏شود لكن آنها را با خدماتي كه براي زمامداران شايسته و پيشين انجام داده‏اند بيازماي، به كاتبان و نويسندگاني اعتماد داشته باش كه در ميان مردم آثاري نيكو گذاشته، و به امانت داري از همه مشهورترند، كه چنين انتخاب درستي نشان دهنده خيرخواهي تو براي خدا، و مردمي است كه حاكم آناني.براي هر يك از كارهايت سرپرستي برگزين كه بزرگي كار بر او چيرگي نيابد، و فراواني كار او را در مانده نسازد، و بدان كه هر گاه در كار نويسندگان و منشيان تو كمبودي وجود داشته باشد كه تو بي‏خبر باشي خطرات آن دامنگير تو خواهد بود.

ششم سيماي بازرگانان و صاحبان صنايع

سپس سفارش مرا به بازرگانان و صاحبان صنايع بپذير، و آنها را به نيكوكاري سفارش كن، بازرگاناني كه در شهر ساكنند، يا آنان كه همواره در سير و كوچ كردن مي‏باشند، و بازرگاناني كه با نيروي جسماني كار مي‏كنند، چرا كه آنان منابع اصلي منفعت، و پديد آورندگان وسايل زندگي و آسايش، و آوردندگان وسايل زندگي از نقاط دور دست و دشوار مي‏باشند، از بيابان‏ها و درياها، و دشت‏ها و كوهستان‏ها، جاهاي سختي كه مردم در آن اجتماع نمي‏كنند، يا براي رفتن به آنجاها شجاعت ندارند.بازرگانان مردمي آرامند، و از ستيزه جويي آنان ترسي وجود نخواهد داشت، مردمي آشتي طلبند كه فتنه انگيزي ندارند.در كار آنها بينديش چه در شهري باشند كه تو به سر مي‏بري، يا در شهرهاي ديگر، با توجه به آنچه كه تذكر دادم.

اين را هم بدان كه در ميان بازرگانان، كساني هم هستند كه تنگ نظر و بد معامله و بخيل و احتكار كننده‏اند، كه تنها با زورگويي به سود خود مي‏انديشند.و كالا را به هر قيمتي كه مي‏خواهند مي‏فروشند، كه اين سود جويي و گران فروشي براي همه افراد جامعه زيانبار، و عيب بزرگي بر زمامدار است.پس، از احتكار كالا جلوگيري كن، كه رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم از آن جلوگيري مي‏كرد، بايد خريد و فروش در جامعه اسلامي، به سادگي و با موازين عدالت انجام گيرد، با نرخ‏هايي كه بر فروشنده و خريدار زياني نرساند، كسي كه پس از منع تو احتكار كند، او را كيفر ده تا عبرت ديگران شود، امّا در كيفر او اسراف نكن.

هفتم سيماي محرومان و مستضعفان

سپس خدا را خدا را در خصوص طبقات پايين و محروم جامعه، كه هيچ چاره‏اي ندارند، - و عبارتند - از زمين گيران، نيازمندان، گرفتاران، دردمندان.همانا در اين طبقه محروم گروهي خويشتن داري كرده، و گروهي به گدايي دست نياز بر مي‏دارند، پس براي خدا پاسدار حقّي باش كه خداوند براي اين طبقه معيّن فرموده است:بخشي از بيت المال، و بخشي از غلّه‏هاي زمين‏هاي غنيمتي اسلام را در هر شهري به طبقات پايين اختصاص ده، زيرا براي دورترين مسلمانان همانند نزديك‏ترين آنان سهمي مساوي وجود دارد و تو مسئول رعايت آن مي‏باشي.

مبادا سر مستي حكومت تو را از رسيدگي به آنان باز دارد، كه هرگز انجام كارهاي فراوان و مهم عذري براي ترك مسئوليّت‏هاي كوچك‏تر نخواهد بود.

همواره در فكر مشكلات آنان باش، و از آنان روي بر مگردان، به ويژه امور كساني را از آنان بيشتر رسيدگي كن كه از كوچكي به چشم نمي‏آيند و ديگران آنان را كوچك مي‏شمارند و كمتر به تو دسترسي دارند.

براي اين گروه، از افراد مورد اطمينان خود كه خدا ترس و فروتنند فردي را انتخاب كن، تا پيرامونشان تحقيق و مسائل آنان را به تو گزارش كنند.سپس در رفع مشكلاتشان به گونه‏اي عمل كن كه در پيشگاه خدا عذري داشته باشي، زيرا اين گروه در ميان رعيّت بيشتر از ديگران به عدالت نيازمندند، و حق آنان را به گونه‏اي بپرداز كه در نزد خدا معذور باشي، از يتيمان خردسال، و پيران سالخورده كه راه چاره‏اي ندارند.و دست نياز بر نمي‏دارند، پيوسته دلجويي كن كه مسئوليّتي سنگين بر دوش زمامداران است، اگر چه حق، تمامش سنگين است امّا خدا آن را بر مردمي آسان مي‏كند كه آخرت مي‏طلبند، نفس را به شكيبايي وا مي‏دارند، و به وعده‏هاي پروردگار اطمينان دارند.پس بخشي از وقت خود را به كساني اختصاص ده كه به تو نياز دارند، تا شخصا به امور آنان رسيدگي كني، و در مجلس عمومي با آنان بنشين و در برابر خدايي كه تو را آفريده فروتن باش، و سربازان و ياران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور كن تا سخنگوي آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو كند، من از رسول خدا صلّي اللّه عليه و آله و سلّم بارها شنيدم كه مي‏فرمود:»ملّتي كه حق ناتوانان را از زورمندان، بي اضطراب و بهانه‏اي باز نستاند، رستگار نخواهد شد« پس درشتي و سخنان ناهموار آنان را بر خود هموار كن، و تنگ خويي و خود بزرگ بيني را از خود دور ساز تا خدا درهاي رحمت خود را به روي تو بگشايد، و تو را پاداش اطاعت ببخشايد، آنچه به مردم مي‏بخشي بر تو گوارا باشد، و اگر چيزي را از كسي باز مي‏داري با مهرباني و پوزش خواهي همراه باشد.

۹ اخلاق اختصاصي رهبري

بخشي از كارها به گونه‏اي است كه خود بايد انجام دهي، مانند پاسخ دادن به كارگزاران دولتي، در آنجا كه منشيان تو از پاسخ دادن به آنها درمانده‏اند، و ديگر، بر آوردن نياز مردم در همان روزي كه به تو عرضه مي‏دارند، و يارانت در رفع نياز آنان ناتوانند، كار هر روز را در همان روز انجام ده، زيرا هر روزي، كاري مخصوص به خود دارد.

نيكوترين وقت‏ها و بهترين ساعات شب و روزت را براي خود و خداي خود انتخاب كن، اگر چه همه وقت براي خداست، اگر نيّت درست و رعيّت در آسايش قرار داشته باشد.از كارهايي كه به خدا اختصاص دارد و بايد با اخلاص انجام دهي، انجام واجباتي است كه ويژه پروردگار است، پس در بخشي از شب و روز، وجود خود را به پرستش خدا اختصاص ده، و آنچه تو را به خدا نزديك مي‏كند بي‏عيب و نقصاني انجام ده، اگر چه دچار خستگي جسم شوي.هنگامي كه نماز به جماعت مي‏خواني، نه با طولاني كردن نماز، مردم را بپراكن و نه آن كه آن را تباه سازي، زيرا در ميان مردم، بيمار يا صاحب حاجتي وجود دارد.آنگاه كه پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم مرا به يمن مي‏فرستاد از او پرسيدم، با مردم چگونه نماز بخوانم فرمود:»در حد توان ناتوانان نماز بگذار و بر مؤمنان مهربان باش« هيچ گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار، كه پنهان بودن رهبران، نمونه‏اي از تنگ خويي و كم اطّلاعي در امور جامعه مي‏باشد.نهان شدن از رعيّت، زمامداران را از دانستن آنچه بر آنان پوشيده است باز مي‏دارد، پس كار بزرگ، اندك، و كار اندك بزرگ جلوه مي‏كند، زيبا زشت، و زشت زيبا مي‏نمايد، و باطل به لباس حق در آيد.همانا زمامدار، آنچه را كه مردم از او پوشيده دارند نمي‏داند، و حق را نيز نشانه‏اي نباشد تا با آن راست از دروغ شناخته شود، و تو به هر حال يكي از آن دو نفر مي‏باشي:يا خود را براي جانبازي در راه حق آماده كرده‏اي كه در اين حال، نسبت به حقّ واجبي كه بايد بپردازي يا كار نيكي كه بايد انجام دهي ترسي نداري، پس چرا خود را پنهان مي‏داري و يا مردي بخيل و تنگ نظري، كه در اين صورت نيز مردم چون تو را بنگرند مأيوس شده از درخواست كردن باز مانند.با اينكه بسياري از نيازمندي‏هاي مردم رنجي براي تو نخواهد داشت، كه شكايت از ستم دارند يا خواستار عدالتند، يا در خريد و فروش خواهان انصافند.

۱۰ اخلاق رهبري با خويشاوندان

همانا زمامداران را خواص و نزديكاني است كه خود خواه و چپاولگرند، و در معاملات انصاف ندارند، ريشه ستمكاريشان را با بريدن اسباب آن بخشكان، و به هيچ كدام از اطرافيان و خويشاوندانت زمين را واگذار مكن، و به گونه‏اي با آنان رفتار كن كه قرار دادي به سودشان منعقد نگردد كه به مردم زيان رساند، مانند آبياري مزارع، يا زراعت مشترك، كه هزينه‏هاي آن را بر ديگران تحميل كنند، در آن صورت سودش براي آنان، و عيب و ننگش در دنيا و آخرت براي تو خواهد ماند.حق را به صاحب حق، هر كس كه باشد، نزديك يا دور، بپرداز، و در اين كار شكيبا باش، و اين شكيبايي را به حساب خدا بگذار، گر چه اجراي حق مشكلاتي براي نزديكانت فراهم آورد، تحمّل سنگيني آن را به ياد قيامت بر خود هموار ساز.و هر گاه رعيّت بر تو بد گمان گردد، عذر خويش را آشكارا با آنان در ميان بگذار، و با اين كار از بدگماني نجاتشان ده، كه اين كار رياضتي براي خود سازي تو، و مهرباني كردن نسبت به رعيّت است، و اين پوزش خواهي تو آنان را به حق وامي‏دارد.

۱۱ روش برخورد با دشمن

هرگز پيشنهاد صلح از طرف دشمن را كه خشنودي خدا در آن است رد مكن، كه آسايش رزمندگان، و آرامش فكري تو، و امنيّت كشور در صلح تأمين مي‏گردد.

لكن زنهار زنهار از دشمن خود پس از آشتي كردن، زيرا گاهي دشمن نزديك مي‏شود تا غافلگير كند، پس دور انديش باش، و خوشبيني خود را متّهم كن.حال اگر پيماني بين تو و دشمن منعقد گرديد، يا در پناه خود او را امان دادي، به عهد خويش وفا دار باش، و بر آنچه بر عهده گرفتي امانت دار باش، و جان خود را سپر پيمان خود گردان، زيرا هيچ يك از واجبات الهي همانند وفاي به عهد نيست.

كه همه مردم جهان با تمام اختلافاتي كه در افكار و تمايلات دارند، در آن اتّفاق نظر داشته باشند.

تا آنجا كه مشركين زمان جاهليّت به عهد و پيماني كه با مسلمانان داشتند وفادار بودند، زيرا كه آينده ناگوار پيمان شكني را آزمودند.پس هرگز پيمان شكن مباش، و در عهد خود خيانت مكن، و دشمن را فريب مده، زيرا كسي جز نادان بدكار، بر خدا گستاخي روا نمي‏دارد، خداوند عهد و پيماني كه با نام او شكل مي‏گيرد با رحمت خود مايه آسايش بندگان، و پناهگاه امني براي پناه آورندگان قرار داده است، تا همگان به حريم أمن آن روي بياورند.پس فساد، خيانت، فريب، در عهد و پيمان راه ندارد.مبادا قراردادي را امضاء كني كه در آن براي دغلكاري و فريب راه‏هايي وجود دارد، و پس از محكم كاري و دقّت در قرار داد نامه، دست از بهانه جويي بردار، مبادا مشكلات پيماني كه بر عهده‏ات قرار گرفته، و خدا آن را بر گردنت نهاده، تو را به پيمان شكني وا دارد، زيرا شكيبايي تو در مشكلات پيمان‏ها كه اميد پيروزي در آينده را به همراه دارد، بهتر از پيمان شكني است كه از كيفر آن مي‏ترسي، و در دنيا و آخرت نمي‏تواني پاسخ گوي پيمان شكني باشي.

۱۲ هشدارها

اوّل - هشدار از خون ناحق

از خونريزي بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق كيفر الهي را نزديك مجازات را بزرگ نمي‏كند، و نابودي نعمت‏ها را سرعت نمي‏بخشد و زوال حكومت را نزديك نمي‏گرداند، و روز قيامت خداي سبحان قبل از رسيدگي اعمال بندگان، نسبت به خون‏هاي ناحق ريخته شده داوري خواهد كرد، پس با ريختن خوني حرام، حكومت خود را تقويت مكن.زيرا خون ناحق، پايه‏هاي حكومت را سست، و پست مي‏كند و بنياد آن را بر كنده به ديگري منتقل سازد، و تو، نه در نزد من، و نه در پيشگاه خداوند، عذري در خون ناحق نخواهي داشت چرا كه كيفر آن قصاص است و از آن گريزي نيست.اگر به خطا خون كسي ريختي، يا تازيانه يا شمشير، يا دستت دچار تند روي شد، - كه گاه مشتي سبب كشتن كسي مي‏گردد، چه رسد به بيش از آن - مبادا غرور قدرت تو را از پرداخت خونبها به بازماندگان مقتول باز دارد.

دوّم - هشدار از خود پسندي

مبادا هرگز دچار خود پسندي گردي و به خوبي‏هاي خود اطمينان كني، و ستايش را دوست داشته باشي، كه اينها همه از بهترين فرصت‏هاي شيطان براي هجوم آوردن به توست، و كردار نيك، نيكوكاران را نابود سازد.

سوّم - هشدار از منّت گذاري

مبادا هرگز با خدمت‏هايي كه انجام دادي بر مردم منّت گذاري، يا آنچه را انجام داده‏اي بزرگ بشماري، يا مردم را وعده‏اي داده، سپس خلف وعده نمايي منّت نهادن، پاداش نيكوكاري را از بين مي‏برد، و كاري را بزرگ شمردن، نور حق را خاموش گرداند، و خلاف وعده عمل كردن، خشم خدا و مردم را بر مي‏انگيزاند كه خداي بزرگ فرمود:»دشمني بزرگ نزد خدا آن كه بگوييد و عمل نكنيد«

چهارم - هشدار از شتابزدگي

مبادا هرگز در كاري كه وقت آن فرا نرسيده شتاب كني، يا كاري كه وقت آن رسيده سستي ورزي، و يا در چيزي كه - حقيقت آن - روشن نيست ستيزه جويي نمايي و يا در كارهاي واضح و آشكار كوتاهي كني تلاش كن تا هر كاري را در جاي خود، و در زمان مخصوص به خود، انجام دهي.

پنجم هشدار از امتياز خواهي

مبادا هرگز در آنچه كه با مردم مساوي هستي امتيازي خواهي از اموري كه بر همه روشن است، غفلت كني، زيرا به هر حال نسبت به آن در برابر مردم مسئولي، و به زودي پرده از كارها يك سو رود، و انتقام ستمديده را از تو باز مي‏گيرند.باد غرورت، جوشش خشمت، تجاوز دستت، تندي زبانت را در اختيار خود گير، و با پرهيز از شتابزدگي، و فروخوردن خشم، خود را آرامش ده تا خشم فرو نشيند و اختيار نفس در دست تو باشد.

و تو بر نفس مسلّط نخواهي شد مگر با ياد فراوان قيامت، و بازگشت به سوي خدا.آنچه بر تو لازم است آن كه حكومت‏هاي دادگستر پيشين، سنّت‏هاي با ارزش گذشتگان، روش‏هاي پسنديده رفتگان، و آثار پيامبر صلّي اللّه عليه و آله و سلّم و واجباتي كه در كتاب خداست، را همواره به ياد آوري، و به آنچه ما عمل كرده‏ايم پيروي كني، و براي پيروي از فرامين اين عهد نامه‏اي كه براي تو نوشته‏ام، و با آن حجّت را بر تو تمام كرده‏ام، تلاش كن، زيرا اگر نفس سركشي كرد و بر تو چيره شد عذري نزد من نداشته باشي.از خداوند بزرگ، با رحمت گسترده، و قدرت برترش در انجام تمام خواسته‏ها، درخواست مي‏كنيم كه به آنچه موجب خشنودي اوست ما و تو را موفّق فرمايد، كه نزد او و خلق او، داراي عذري روشن باشيم، برخوردار از ستايش بندگان، يادگار نيك در شهرها، رسيدن به همه نعمت‏ها، و كرامت‏ها بوده، و اينكه پايان عمر من و تو را به شهادت و رستگاري ختم فرمايد، كه همانا ما به سوي او باز مي‏گرديم.با درود به پيامبر اسلام صلّي اللّه عليه و آله و سلّم و اهل بيت پاكيزه و پاك او، درودي فراوان و پيوسته.با درود.

 
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 1 از 11

تمامي حقوق متعلق به گروه فرهنگي، مذهبي سه نقطه مي باشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع بلامانع است