تبليغاتX
خیرالبریه

اسناد داده شده به صعصعه بن صوحان که او بر  امیرالمومنین علیه السلام هنگامی که ضربت خورده بود داخل شد و عرض  کرد :

 ای امیرالمومنین علیه السلام ، شما برترید یا  آدم ابوالبشر ؟

امام علی علیه السلام فرمود : زشت است که مرد از پاکی خود بگوید ؛ ولی خداوند  تعالی به آدم فرمود فرمود : تو و همسرت در بهشت مسکن گزینید و از نعمتهای فراوان آن هر جا که خواستید بخورید و  به این درخت نزدیک نشوید که در آن صورت  از ظالمین خواهید بود . اما بسیاری  از چیزها را بر مباح ساخت و من آنها را ترک کردم و بدانها نزدیک نشدم ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/08/30ساعت 15:20  توسط علی  | 

نجف اشرف شهر امیرالمومنین(ع)

این شهر که در 160 کیلومتری جنوب غربی بغداد و در کناره دشت ‏بی آب و علف صحرای شام (بادیة الشام) واقع است ، دارای آب و هوای بسیار گرم و زمینی خشک و کم آب می‏باشد . در منابع شیعه ، روایات فراوانی درباره فضیلت و قداست‏سر زمین نجف آمده است ، به همین جهت هر مؤمنی آرزوی زیارت این سرزمین و زندگی و دفن شدن در آن را دارد ، زیرا بنا به گفته روایات ، هر کس در این سرزمین مدفون شود ، از عذاب قبر در امان است . امروزه این شهر مرکز یکی از استانهای عراق و از شهرهای مهم این کشور بشمار می‏رود ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/17ساعت 12:13  توسط علی  | 

ابوذر گفت : رسول خدا(ص) به علی(ع) فرمود :

 هنگامی که فردا صبح وقت طلوع آفتاب شد ، برو به صحرای بقیع و بر روی بلندی بایست . وقتی که خورشید طلوع کرد ، بر او سلام کن . همانا خداوند تعالی او را امر کرده که تو را پاسخ گوید بدان چه که در وجود توست . هنگامی که فردا صبح شد ، امیرالمومنین علیه السلام  در حالی که ابوبکر و عمر و جماعتی از مهاجرین و انصار همراهش بودند ، بیرون آمد تا اینکه به بقیع رسید  و بر بالای زمین بلندی ایستاد ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/08/07ساعت 19:44  توسط علی  | 

در این روز بر اثر فداکاریها و شجاعتهایی که امیرالمومنین علیه السلام در دفاع از وجود شریف خاتم الانبیاء و حفاظت از آن نشان داد جراحتهای زیادی (حدود 90جراحت) بر بدن مبارکش رسید . این در حالی بود که دیگران فرار کرده بودند و پیامبر فرمود :

 یا علی آیا می شنوی که از آسمان تو را مدح  می کنند : یکی از ملائکه به نام رضوان می گوید : " لا سیف الا ذوالفقار لا فتی الا علی" .

امیرالمومنین علیه السلام می فرماید : از خوشحالی گریستم و خداوند سبحان را بر این نعمت حمد کردم ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/25ساعت 8:45  توسط علی  | 

هنگامی که به امیرالمومنین(ع) خبر رسید که مردم درباره ایشان گفتگو می کردند و می گفتند چرا با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید ؟ در حالی که ردایی به دوش انداخته بود ، از منزل بیرون آمد و بر منبر تشریف برده حمد و ثنای خدارا نمود و پیامبر(ص) را یاد کرد و بر او صلوات فرستاد . سپس فرمود :

ای گروه مسلمانان ، به من خبر رسیده است که گروهی گفته اند علی را چه می شود که با ابوبکر و عمر و عثمان نجنگید همانطور که با طلحه و زبیر و عایشه جنگید . من از جنگ با آنها عاجز نبودم ، ولی از هفت نفر از پیامبران پیروی کردم ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/23ساعت 0:6  توسط علی  | 

امیر المؤمنین علیه السلام در خطبه عید فطر مى‏فرماید :

«ألا و إن المضمار الیوم و السباق غدا ألا و إن السبقة الجنة و الغایة النار» . (من لا یحضره الفقیه ، ج 1 ، ص 516)

دنیا محل مسابقه است و آخرت زمان اجر گرفتن ، بهشت جایزه برندگان این مسابقه و جهنم جزاى بازندگان است .

...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/10ساعت 23:17  توسط علی  | 
تحلیل زندگانی امیر المومنین در آخرین لحضات عمر مبارکشان
 
آخرین لحظات عمر همواره سرشار از بهترین و خلاصه ترین کلام ها است. محتضر سعی می کند برگزیده ترین کلام ها را در فرصت باقی مانده ذکر کند و نکته ای باقی نگذارد.
آری بزرگ مردی مانند علی در آخرین لحظات حیات خاکی چه گفته است؟
 
.... علی علیه السلام فرمود: اى اصبغ! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در يكى از كوچه‏هاى مدينه مرا اندهناك ديد و آثار اندوه در چهره‏ام نمايان بود. فرمود: اى اباالحسن! تو را اندوهناك مى‏بينم؟ آيا تو را حديثى نگويم كه پس از آن هركز اندوهناك نشوى؟ گفتم: آرى، فرمود: ...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/07/04ساعت 1:56  توسط علی  | 

امیرالمؤمنین علیه السلام را کشتند ، خبر شهادت آن حضرت منتشر شد ؛ هر کس با آن حضرت ربط داشت در ماتم نشست و در سوگ آن امام راستین از دیده اشک ریخت و دلش سوخت .

افرادی هم خوشحال شدند و از این خبر اسفبار اظهار مسرت و شادی کردند ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/02ساعت 23:23  توسط علی  | 

حاکم‌ در «مستدرک» خود با سند متّصل‌ روایت‌ میکند از ابن‌ شهاب‌ زُهْریّ که‌ او میگوید :

در زمان‌ عبدالملک‌ ابن‌ مروان در هنگامیکه‌ نیّت‌ جنگ‌ داشتم‌ در بین‌ راه‌ وارد دمشق شدم‌ تا بر او سلام‌ کنم .

عبدالملک‌ را در قُبّه‌ای‌ یافتم‌ که‌ در روی‌ فرشی‌ گسترده‌ در نزدیکی‌ قائم‌ بود و در زیر دست‌ او مردم‌ در دو صفّ منظّم‌ بودند .

من‌ بر او سلام‌ کردم‌ و پس‌ از آن‌ نزد او نشستم .

گفت ‌: ای‌ پسر شهاب‌ ! چاشتگاه‌ روزی‌ که‌ امام علی علیه السلام کشته‌ شد ، آیا میدانی‌ که‌ در بیت‌ المقدس چه‌ اتّفاق‌ افتاده‌ بود ؟ گفتم‌ : آری‌ ! گفت‌ : برخیز با من‌ بیا ! ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/02ساعت 23:20  توسط علی  | 

از صفوان جمال روایت است که میگوید :

در خدمت حضرت صادق علیه السلام به حج مشرف شدیم . در میان راه ، حضرت بسیار متأثر بود .

از علت این اندوه پرسش کردم ، فرمودند : مگر مؤمن میتواند ببیند و غمگین نشود ! به خدا قسم اگر آنچه را که من می شنوم تو هم می شنیدی متأثر میشدی !

عرض کردم : بفرمائید علت تأثر شما چه بوده و واقعه ای را که مشاهده کرده اید چیست ؟ ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/07/02ساعت 23:16  توسط علی  |