سلام.
خیلی وقت بود که نمی رسیدیم
بیایم اینجا و وبلاگ رو آپدیت کنیم ولی یه موقع هایی لازمه آدم در میون تمام مشغله
هایی که داره، اگه آب هم دستش هست بذاره زمین و بیاد و مطلب بنویسه و وبلاگش رو
آپدیت کنه.
فیلم سیصد ساخته فرانک میلر.
نمی دونم چیزی در مورد این فیلم شنیدین و جایی مطلبی در موردش خوندین یا نه. این
فیلم که محصول سال 2007 هست الان در حال اکران توی آمریکا و اروپاست و بسیار هم سر
و صدا ایجاد کرده و موجب اعتراض ایرانی هایی شده که مقین اون کشور ها هستند. خیلی
از ایرانی های خارج از کشور به هالیوود نامه و ایمیل ارسال کردند و انزجار خودشون
و نهایت خشم خودشون رو از ساخت و پخش چنین فیلم توهین آمیزی ابراز کردند و در داخل
ایران هم بعید می دونم خود فیلم هنوز قابل دسترسی باشه ولی مقاله ها و نوشته هایی
در بعضی سایت ها نوشته شده. من خلاصه مفیدی از اونها رو اینجا براتون گرد آوری
کردم که پیشنهاد می کنم بخونید و در جریان این قضیه قرار بگیرید و بعد لینک اینجا
رو برای کسانی هم که می شناسید بفرستید:
------------------------------------------------------
فيلم 300 سومين اثر سينمايی است که از روی کتابهای کميک
استريپ فرانک
ميلر ساخته می شود با
این تفاوت که فیلم 300 درباره جنگ های ایران و یونان باستان است. ميلر اين کميک
را با اقتباس از فيلمی به نام
The 300 Spartans يا 300 اسپارتی که در سال
1962 اکران شده بود، کشيد و حالا از روی این
کميک، دوباره فيلمی ساخته می شود که مانند فیلم «شهر
گناه» فريم به فريم شباهت تام با نسخه کميک خود دارد.
داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل
(گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و
خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی
لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایارشاه ایستادگی کنند اما گوژپشتی دروازههای
شهر را به روی لشگر ایران باز می کند بنابر روايت هرودوت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند
جلوی لشگر عظیم خشایارشاه
به مدت 3 روز مقاومت کنند اما در نهايت شکست خوردند. بنا بر اين روايات همین دفاع
سه روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و
همین آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست
خشاريارشاه در نبردهای بعدی. (چيزی شبيه شکست آلمان در
نبرد استالینگراد
و کسب روحيه متفقين)
گذشته از نکات تاريخی آزاردهندهترين قسمتهای 300، تصوير
ايرانيان است. در اين فيلم سپاه
ايران افرادی هستند مشابه وحشیها و موجودات نفرتانگيز
ارباب حقهها يعنی «اورکها». کسانی که جز کشتن نمیدانند و از نظر مغزی هم موجوداتی
هستند در رديف غولهای ابله داستانهای هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوشتيپ و فداکار زمينگير میشوند.
اما مسأله نگرانکننده اين است که هر گاه قدرتهای بزرگ
دنيا با کشوری دچار
چالش شدند، تمام تلاش خود را برای زير سؤال بردن تارخ و فرهنگ آن کشور صرف کردند و چه ابزاری مناسبتر از
سينما. حتی اگر به تئوری توطئه معتقد نباشيم، در خوشبينانهترین حالت هاليوود نشان داده که میتواند
از موج منفی عليه یک
کشور کمال استفاده را ببرد و جيبهای صاحبان صنعت
فيلمسازی خود را از پول آکنده سازد.
این فیلم ایران را نماد دیکتاتوری و یونان را نماد دموکراسی
تصویر می کند. به زبانی سادهتر داستان بر محور نبرد دائمی خیر و شر میچرخد. در
حالی که وقتی
به فرمان کوروش برده داری در امپراتوری پارس ممنوع شده و مردم در دينشان آزاد بودند، در یونان باستان بردهداری
به شکل گستردهای رواج داشت و زنان و بردهها شهروند درجه دو محسوب میشدند.
شيوه فیلم سازی کامپیوتری است و هنرپیشگان واقعی در صحنههای
مجازی نقش آفرینی
می کنند. موسیقی جذاب و ترکیب مناسب با صحنههای کامپيوتری نبرد باعث شده تصاوير تابلوهای نقاشی به
نظر برسند که فروش فوقالعادهای را برای سازندگانش پيش بينی شود. فيلمی که روی افکار عمومی دنيا تأثير زیادی خواهد گذاشت.
در اين فيلم که 9 مارس اکرانش شروع شده، بازيگرانی چون
جرارد باتلر، لنا هيدی، مايکل فسنبدر، وينسنت ريگان و دومنيک وست ايفای نقش می کنند. فيلم «300» به تهيهکنندگی
فرانک ميلر، دبوراه اسنايدر و کرايج.جي.فلورس به کارگردانی زاک سنايدر ساخته شده است.
در توضيح این فیلم در یاهو میخوانيد که این
نبرد سرآغاز دموکراسی در جهان بوده است! اين تحقير، توهين و حتی تهدید بزرگی است بر ضد ايران و فرهنگ ايرانی.
و حالا بشنوید نکاتی را که یکی از ایرانیان بعد از دیدن
اولین سانس اکران فیلم می گوید:
همین الان از تماشای اولین سانس نمایش عمومی 300 برگشتم.
اینها نکتههایی هستند که در نگاه اول به نظرم رسیدند. البته اینها مواردی هستند که ارتباط زیادی با روایت تاریخی فیلم و
چیزهایی که این روزها راجع به فیلم مطرح میشوند ندارند. اما به هر حال در مورد چنین چیزهایی هم تا به حال کسی چیزی ننوشته:
1- اصلا دیدن فیلم را به هیچ کسی توصیه نمیکنم.
ته تهش با نسخه ی دست دوم گلادیاتور طرف خواهید بود. خیلی از صحنههای فیلم عملا
شبیه به صحنههای گلادیاتور بودند. داستان
فیلم هم چیز زیاد دندان گیری ندارد.
2- چیزی که بیشتر از نادرستی روایت تاریخی
فیلم آزارتان خواهد داد، تاکید احمقانه و کلیشهای فیلم روی مفاهیمی مثل آزادی و دموکراسی و این جورچیزها خواهد بود. تمام مدت فیلم
یونانی های آزاد اندیش، آزادی دوست، دموکرات منش، باحال و با صفا در باره ی
ضرورت حضور چنین چیزهایی و نابودی چیزهای بد و بیخودی مثل بردهداری و ظلم و تاریکی که طبیعتا متعلق به ایرانی هاست صحبت می کنند.
3- شاه لئونیداس، که یک جورهایی قهرمان
داستان و نقش اول و این جور چیزهاست و اصولا طبق روال چنین فیلمی خوش تیپ، شجاع، چشم آبی و باحال وبا صفاست، و بر و بچههای با معرفت ارتش
اسپارتا همه شان هیکلی تو مایههای بدن سازها و کشتی کج کارها دارند. همنانطوری که تصور حضور یک بدن کار در میادین علمی کار خیلی خیلی سخت و عجیبی
است، شنیدن کلماتی مثل
آزادی و این جور چیزها (که حداقل به پنج دقیقه فکر کردن
نیاز دارند) از نرهخرهایی مثل شاه لثونیداس و بربچههای
با صفا و ورزشکار
اسپارتی کمی عجیب است.
4- شاه لئونیداس و سپاه فداکار و جان بر کفش
با وجود تمام آزادی خواهیشان هیچ رحم و مروتی ندارند و اصولا از انسانیت فقط همین آزادی اش را چسبیدهاند و ول کن معامله هم نیستند. در
خیلی از صحنههای فیلم شاه لئونیداس و بقیه ی ارتش 300 نفره با آزادی و دوکراسی تمام مشغول جر واجر کردن سربازهای پلید و نکبت ارتش
خشایارشاه هستند. در یک صحنه از فیلم هم
ارتش جان بر کف اسپارت با لذت تمام مجروحها و زخمیهای
ارتش ایران را می کشند،
شاه لینونیداس هم بالای سرشان سیب گاز می زند.
5- یک بابای گوژپشتی هست که نه چشم آبی دارد نه قد بلند
نه شکم شیش تیکه و نه قیافهی خوب و اصولا همهی آتشها از گور این بابا بلند میشود. یک جایی از فیلم که این از حضور در ارتش
باحال اسپارت سرخورده شده راهش را کج می کند و زرتی می رود پیش خشایارشاه که توی حرمسرایش منتظر این بابا نشسته، که به لئونیداس خیانت بکند.
خشایارشاه هم برای اینکه دل این بابا را به دست بیاورد بهش وعدهی مال دنیا و دخترهای خوشگل و این چیزها می دهد. تصویری که از دخترهای خوشگل
مورد نظر خشایار شاه می بینید زیاد چیز جالبی نیست. بیشتر با یک مشت بازیگر فیلم مستهجن طرف هستید. بعد از
آن طرف درست در صحنه ی بعدی زن زیبا و با کمالات شاه لئونیداس را می بینید که در غیاب شوهرش
به هر دری می زند که
بقیه ارتش را هم بفرستد به کمک 300 دلاور شجاع. این
تفاوت بین تصویری که از زن در دو طرف ماجرا نشان داده شده
و همینطور ترتیب این صحنهها خیلی توی چشم می زند.
6- در همان صحنه بالا، وسط همه ی این
ماجراها یک قلیان هم می بینید. باز صد رحمت به معرفت کارگردان که هوای خشایارشاه را داشته و با وجود این
که قلیان در آن زمان ها
اختراع نشده بوده برایش یک قلیان چاق کرده.
این
هم لینک صوتی از رادیو زمانه.
این هم تریلر های فیلم در گوگل که می توانید ببینید:
تریلر 1
لیست تریلر ها و کلیپ ها
فیلم، بدون بزرگنمایی زیباترین و باورنکردنی ترین تصاویر متحرکی است که تا به حال دیده ام (اگر تیزر را با کیفیت
بالا ببینید می فهمید. شدیدا توصیه می کنم اگه اینترنت سریع دارید نسخه High Definition اش رو ببینید، واقعا باور نکردنیه). واقعا هر
کدام از صحنه های تیزر مثل یک تابلوی نقاشی است در عین
حال کاملا با صحنه های کتاب (کامیک) مطابقت می کند. در این شکی نیست.
متاسفانه، نکته تاثر برانگیز به تصویر کشیدن ایرانیان در فیلم و کتاب است. متاسفانه، مثل اکثر روایت های غربی
از تاریخ، ایرانیان افرادی وحشی و نادان نشان داده می شوند و دیالوگ های کتاب تا سرحد توهین پیش میروند.
مثلا یه جا که ایرانی ها
در حال افتادن از دره هستند نوشته:
Persians gasp and groan and gurgle and scream and stumble
and tumble and fall, brains splattering across briny stones, lungs sucking deep
of the deadly, satly sea.
معنی: پارسی ها نفس نفس می زنند، فریاد ناله سر می دهند،
غرغره می کنند، جیغ میزنند، تلو تلو می خورند، تعادلشان را از دست می دهند و سقوط
می کنند.
جای دیگر روی تصویری از سربازان ایرانی بر روی شتر نوشته
شده:
One hundred nations descend upon us. Snorting, snarling
desert beasts. Howling barbarians. The armies of all asia pledged to crush the
republics of greece.
to make slaves of the only free men the world has ever known.
و در آخر این مجموعه چند نکته که به نظر من (khaales@yahoo.co.in) می رسه:
- چرا دولت یا هر مسئول دیگه ای خیلی از این جور مواقع که
باید اعتراض کنه و چیزی بگه و تلویزیون باید چیزی نشون بده و بگه و اعتراض کنه،
هیچ صدایی ازش در نمی یاد و هیچ چی نمی گه. گرچه وقتی توی اون بازی های ورزشی تو
قطر دانشمندان ایرانی رو که همه به ایرانی بودنشون معترف اند رو عربی معرفی می
کنند و کسی از مقامات لام تا کام حرفی نمی زنه و چیزی نمی گه نباید الان هم در
مورد این فیلم از حرف نزدنشون تعجب کرد.
- به نظر شما نامه نوشتن و
ایمیل فرستادن و دسته جمعی امضای دیجیتالی کردن به درد می خوره در چنین موضوعاتی؟
به چه دردی؟ با ذکر سه مورد پاسخ دهید!!!
- چرا تلویزیون ما فکر می کنه
که خیلی هنرمنده و شبکه ها دارند از الان خودشون رو می کشند تا توی عید مردم بیشتر
به فیلم های اون شبکه نگاه کنند. آیا هنره که فیلم های این هالیوود رو که فیلم 300
هم تولید شده در همونه رو بگیریم و تند تند دوبله کنیم و نشون بدیم. فیلم هایی که
می دونیم پشت همشون از نیک و نیکو که دنبال مامانش می گشت و سرزمین مادریش تا همین
300 افکار صهیونیستی و مخرب هست. اصلا یک سوال شرعی دارم من. خریدن این فیلم ها و
پول ریختن تو جیب اسرائیلی ها درسته؟ اشکال نداره که به این وسیله به سازندگان اون
فیلم های هالیوودی داره کمک می شه؟
- توی تخته سیاه یاهو مخصوص
همین فیلم 300 که رفتم خیلی جالب بود. یه دختری از ایران عکس یک خواننده ایرانی رو
گذاشته بود و گفته بود This is
a Persian girl now
یعنی مثلا این دختر خوشگل ایرانی است و ایرانی ها خوشگل اند و شما چرا شکل گودزیلا
نشونشون دادی!!! یکی دیگه از خود امریکایی ها هم نوشته بود آقای میلر شما فیلم تاریخی
ساختی یا بازی برای ps2 ؟؟!!!