`
صفحه نخست arrow مناسبت ها arrow ویژه نامه فاطمیه
ورود به سایت

نام کاربری :

رمز ورود :

دریافت رمز عبور
عضویت در سایت


ویژه نامه فاطمیه
فرشته های نگران
 
 
fatemiye16.jpg
 
 
شب است ،پیروجوان می روندومی آیند

فرشته ها نگران می روند ومی آیند

شبیه ساعت سرخی دوماهی قرمز

میان حوض زمان می روندومی آیند

دری که سوخته باشد چگونه بسته شود؟

چنان که سینه زنان می روندو می آیند

گلی که خم شده از زیر چشم می بیند
           
که غنچه هاش چنان می روندومی آیند

که شانه های پدر در سکوت می لرزند

ودرد واشک نهان می روندومی آیند

زمان کم است علی جان وصیتی دارم

دوچشم خسته تان می روندو می آیند

صدای صدای تو اما غریب ومحزون است

ولحظه ها که دوان می روندومی آیند

به روی گونه ی تو رد محولبخندیست

پس آیه ها به زبان می روندو می آیند

وبعد بغض فرو خفته ای که می ترکد

ورودهای روان می روندومی آیند

به روی دوش تورا می برند تا دریا

وقرنها پس از ان می روندومی آیند
 
وقرنها پس از آن دسته دسته چلچله ها

به سوگ یاس جوان می روندو می آیند

به عشق توست اگر از زمن نمی کوچند

که عاشقان زجهان می روندو می آیند

نغمه مستشار نظامی

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (19) لينک

 
طعنه به عرش
 
 
zahra_07.jpg
 
 
زهرا همان کسی است که بیت محقرش

طعنه زده به عرش وتمامی گوهرش

اوراخدا برای خودش آفریده است

تا اینکه هر سحر بنشیند برابرش

شرط پیمبری به پسر داشتن که نیست

مردی پیمبر است که زهراست دخترش

مانند احترام خداوند واجب است

حفظ مقام فاطمه حتی به همسرش

یک نیمه اش نبوت ونیمش ولایت است

حالاعلی صداش کنم یا پیمبرش

دست توسل همه ی انبیا بود

بررشته های چادری صبح محشرش

ما بچه های فاطمه ممنون فضه ایم

ازاینکه وانشد پس در پای دخترش

مسمار در اگرچه برایش مزاحم است

امامجال نیست که بیرون بیاورش


علی اکبر لطیفیان
 
 

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (16) لينک

 
میخ کرده بالهای این کبوتر را به در

 vay_madaram.jpg

شانه بر دیوار محکم کرده و سر را به در

وای اگر دستی بکوبد کوبه ی در را به در

مثل گل در دست طوفان تکه تکه بسته است

چادری از باغ میخک های پرپر را به در

شانه دیوار از یک سو و باد از یک طرف

میخ کرده بال های این کبوتر را به در

در، دهانش از شگفتی باز مانده گوییا

مو به مو گفته است پهلو حرف آخر را به در

خون تراوش کرده و حک کرده با خطی درشت

حرفهای آتشین نام مادر را به در

باز خواهد شد پس از این از سر شرمندگی

هر زبانی تا بگوید نام حیدر را به در

مهدی رحیمی

نظرات (1) پیشنهاد برای مطالعه (20) لينک

 
سبب خلقت فاطمه

زهرا همان کسی است که بیت محقرش

طعنه زده به عرش و تمامی گوهرش

او را خدا برای خودش آفریده است

تا این که هر سحر بنشیند برابرش

شرط پیمبری به پسر داشتن که نیست

مردی پیمبر است که زهراست دخترش

مانند احترام خداوند واجب است

حفظ مقام فاطمه حتی به همسرش

یک نیمه اش نبوت و نیمش ولایت است

حالا علی صداش کنم یا پیمبرش

دست توسل همه ی انبیا بود

بر رشته های چادری صبح محشرش

ما بچه های فاطمه ممنون فضه ایم

از این که وا نشد پس در پای دخترش

مسمار اگر چه برایش مزاحم است

اما مجال نیست که بیرون بیاورش

علی اکبر لطیفیان

 

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (20) لينک

 
ناله ای در بیت الاحزان

22.jpg

می لرزد از درد هر شب جسم ضعیفی که دارد

با این که آرام بخش است نام شریفی که دارد

جبریل پر می گشاید شاید اجابت بچیند

از شاخسار بلند دست نحیفی که دارد

وقتی از درد غربت در خویش پیچید گفتم

مغلوب می گردد آخر با این حریفی که دارد

باید که حرفی از آتش در پیش این گل مگویید

شاید که آزرده گردد روح لطیفی که دارد

او می رود ناله اش را در بیت الاحزان بریزد

از دست همسایگان پست و سخیفی که دارد

رضا جعفری

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (19) لينک

 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 10 از 64
آخرین پیوندها