`
صفحه نخست arrow اشعار حسيني
سه نقطه
صفحه نخست حسينيه
سیره اخلاقی امام حسین
مقالات
شبهات
اشعار حسيني
کرامات امام حسین
این حسین کیست ؟
پیر غلامان حسینی
احادیث دیگر ائمه درباره حضرت
سیره اخلاقی امام حسین
سخنان امام حسین
ورود به سایت

نام کاربری :

رمز ورود :

دریافت رمز عبور
عضویت در سایت
اشعار حسيني
محرم ، ارثیه مادری...

هر شب که بادو ديده تر گريه مي کنم

با اشک نه به خون جگر گريه مي کنم

سيني به دست در به در هييتت شديم

اين ارث مادريست اگر گريه مي کنيم

عمريست زير بيرقتان پا گرفته ايم

يک قطره اشک داده و دريا گرفته ايم

شالي که بسته ايم براي عزايتان

از ريشه هاي چادر زهرا گرفته ايم

صاحب عزا کجاست امشب شب عزاست

با گريه بين روضه تان جا گرفته ايم


moharam.jpg

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (0) لينک

 
سلامی ز دارالعماره...

"يا مسلم بن عقيل"
شبي كه ديده خود پر ستاره ميكردم
براي غربت دل فكر چاره ميكردم
به دانه هاي چو تسبيح اشك در دستم
براي آمدنت استخاره ميكردم
اگر نشد كه دوباره به پاي تو افتم
سلام بر تو ز دارالعماره ميكردم
من از محله آهنگران بي احساس
گذر نمودم و دل پر شراره ميكردم
يكي سفارش تير سه شعبه اي ميداد
وان يكاد نذر شير خواره ميكردم
غريبتر زدلم روزگار چون ميخواست
به كودكان غريبت اشاره ميكردم

ashoora01.jpg

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (1) لينک

 
شهر فريب و ننگ ...

در شهر بي وفايي
خدا كند نيايي
كه بايد از عزيزان
صرف نظر نمايي
كوچه به كوچه كوفه
شهر فريب و ننگ است
هديه براي مهمان
تيروسنان وسنگ است

كوفه اگر بيايي
مثل علي غريبي
زينب تو ندارد
جز بي كسي نصيبي
چون بام قصر كوفه
گرديده قتله گاهم
بر روي تو چو قبله
شد آخرين نگاهم
تنها و بيقرارم
خريداري ندارم
طناب دار كوفه
باشد چشم انتظارم
در تاب و در تبم من
ديگر جان بر لبم من
در كوچه هاي كوفه
به ياد زينبم من
مست مستم ز جامت
تو مولا من غلامت
از روي بام كوفه
من ميكنم سلامت
دل من بي تو سنگ است
از خونم چهره رنگ است
ازمن بگو به زينب
بر بام كوفه سنگ است

sang.jpg

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (1) لينک

 
شیرین زبانم دخترم!

roghaieh.jpg

هم بازیانم نیستند امشب کنار بسترم

قاسم، عموعباس، عبدالله، داداش اکبرم

یادت می آید من چقدر آسوده می خوابیدم آن

شبها که می خندید در گهواره ی خود اصغرم؟

امشب ولی بدخوابم و هی خواب می بینم چهل

اسب بزرگ سرخ مو رد می شوند از پیکرم

بر گونه ام جای چهار انگشت می سوزد عمو!

زخم است، تاول تاول است انگشت های لاغرم

بابا! برای من نخر آن گوشوار نقره را

حالا که هی خون می چکد از گوشهای خواهرم

بابا لبش را بسته و دیگر نمی بوسد مرا

دیگر نمی گوید به من: شیرین زبانم دخترم!

من دختر خوبی شدم آرام می خوابم فقط

امشب نمی دانم چرا هی درد می آید سرم

پانته آ صفایی بروجنی

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (32) لينک

 
مقتل حسینی

maghtal_hoseini.jpg

پرسید از قبیله که این سرزمین کجاست؟

این سرزمین غم زده در چشمم آشناست

این سرزمین که بوی نی و نیزه می دهد

این سرزمین تشنه که آبستن بلاست

گفتند: عقر بابل و طف ... شاطی الفرات

گفتند: قاضریه و گفتند: نی نواست

دستی کشید بر سر و بر یال ذوالجناح

آهسته زیر لب به خودش گفت: کربلاست!

طوفان وزید از وسط دشت ناگهان

افتاد پرده، دید سرش روی نیزه هاست

زخمی تر از مسیح در آن روشنای خون

روی صلیب دید سر از پیکرش جداست

طوفان وزید ... قافله را برد با خودش

شمشیر بود و حنجره و ... دید در مناست

باران تیر بود که می آمد از کمان

بر دوش باد دید که پیراهنش رهاست

افتاد پرده ... دید به تاراج آمده ست

مردی که فکر غارت انگشتر و عباست

برگشت اسب ... از لب گودال قتلگاه

افتاد پرده ... دید که در آسمان عزاست

مریم سقلاطونی

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (29) لينک

 
كوفه شهر فريب و ننگ...

hoseyn-01.jpg 

در شهر بي وفايي
خدا كند نيايي
كه بايد از عزيزان
صرف نظر نمايي
كوچه به كوچه كوفه
شهر فريب و ننگ است
هديه براي مهمان
تيروسنان وسنگ است
كوفه اگر بيايي
مثل علي غريبي
زينب تو ندارد
جز بي كسي نصيبي
چون بام قصر كوفه
گرديده قتله گاهم
بر روي تو چو قبله
شد آخرين نگاهم
تنها و بيقرارم
خريداري ندارم
طناب دار كوفه
باشد چشم انتظارم
در تاب و در تبم من
ديگر جان بر لبم من
در كوچه هاي كوفه
به ياد زينبم من
مست مستم ز جامت
تو مولا من غلامت
از روي بام كوفه
من ميكنم سلامت
دل من بي تو سنگ است
از خونم چهره رنگ است
ازمن بگو به زينب
بر بام كوفه سنگ است

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (21) لينک

 
غم نامه مسلم

hosetn003.jpg 

"يا مسلم بن عقيل"
شبي كه ديده خود پر ستاره ميكردم
براي غربت دل فكر چاره ميكردم
به دانه هاي چوتسبيح اشك در دستم
براي آمدنت استخاره ميكردم
اگر نشد كه دوباره به پاي تو افتم
سلام بر تو ز دارالعماره ميكردم
من از محله آهنگران بي احساس
گذر نمودم و دل پر شراره ميكردم
يكي سفارش تير سه شعبه اي ميداد
وان يكاد نذر شير خواره ميكردم
غريبتر زدلم روزگار چون ميخواست
به كودكان غريبت اشاره ميكردم

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (22) لينک

 
راس توبر روي نيزه


"راس توبر روي نيزه"

hoseyn001.jpg
بين كوفه مسلم تو
شد بلاگردان جانت
آرزومندم كه باشم
همسفر با كاروانت
اي پسر عم عشق عالم
كن به حال من نظاره
كام عطشان ميدهم جان
مقتلم دارالعماره
يابن زهرا
ميرود ازكف قرارم
در بهاري بي شكوفه
برده ازجانم رمق را
زخم كوفه زخم كوفه
كوفه اي جان بر تو مهمان
پر زحيله پر ز رنگ است
قلب او سنگ پر ز نيرنگ
بام او هم پر زسنگ است
يابن زهرا
قبله جان وامداري
شير خواره را به ناله
مشكني با هجرت خود
قلب آن طفل سه ساله
كوفه حالا بهر مولا
خالي از هر ياوري شد
دل گدازي نيزه بازي
كار هر آهنگري شد
يابن زهرا

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (19) لينک

 
نغمه غربت


ya_hoseyn0123.gif 

"نغمه غربت"

نايب خون خدايم
بي كس و بي آشنايم
بي معين و يار و ياور
در ميان كوچه هايم

بيقرار دار عشقم           يوسف بازار عشقم

ميهمان اهل كوفه
بي سر و سامان بماند
با هزاران دعوت آيد
شب چو سرگردان بماند

من كه در شور و نوايم     از غم دل آشنايم

از ديار و شهر كوفه
يا حسين جان يا حبيبي
بشنو از نايب منابت
بانگ جانسوز غريبي
يا حسين ترك سفر كن    زين سفر مولا حذر كن

"حاج رضا فلاح"

(امين)

 

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (19) لينک

 
من يار پسنديدم

barg-paiizi.jpg 

گر غير كشد نازم من يار پسنديدم
زاري نكنم هرگز كازار پسنديدم
مبهوت به هر سويم آواره به هر كويم
تا يوسف خود جويم بازار پسنديدم
هر كوچه كه شد جايم بر غربت مولايم
رخسار غريبي بر ديوار پسنديدم
با من همه بستيزند آتش به سرم ريزند
او سوختنم خواهد من نار پسنديدم

مست نگه يارم دلباخته ايي دارم
در دار غمش تنها من دار پسنديدم
كوبي به سر سنگم سازيد به خون رنگم
من يار پسنديدم من يار پسنديدم
زخمم به بدن نيكوست اينگونه پسند اوست
يك بار كه تيغ آمد صد بار پسنديدم

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (14) لينک

 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 15 از 129
آخرین پیوندها