`
صفحه نخست arrow سیره اخلاقی امام حسین
صفحه نخست سه نقطه
صفحه نخست حسينيه
سیره اخلاقی امام حسین
احادیث ائمه درباره حضرت
این حسین کیست ؟
سخنان امام حسین
پیر غلامان حسینی
کرامات امام حسین
اشعار حسيني
شبهات
مقالات
ورود به سایت

نام کاربری :

رمز ورود :

دریافت رمز عبور
عضویت در سایت
سیره اخلاقی امام حسین
تواضع امام حسین علیه السلام
 ابن اثير در كتاب اسد الغابه مى‏نويسد:
«كان الحسين رضى الله عنه فاضلا كثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال الخير جميعها (1) »
حسين (ع) بسيار روزه مى‏گرفت و نماز مى‏گذارد و به حج مى‏رفت و صدقه مى‏داد و همه‏ى كارهاى پسنديده را انجام مى‏داد.شخصيت حسين بن على (ع) آنچنان بلند و دور از دسترس و پر شكوه بود كه وقتى با برادرش امام مجتبى (ع)، پياده به كعبه مى‏رفتند، همه‏ى بزرگان و شخصيت‏هاى اسلامى باحترامشان از مركب پياده شده، همراه آنان راه پيمودند. (2)
احترامى كه جامعه براى حسين (ع) قائل بود بدان جهت بود كه او با مردم زندگى مى‏كرد ـ از مردم و معاشرتشان كناره نمى‏جست ـ با جان جامعه هماهنگ بود، چونان ديگرها از مواهب و مصائب يك اجتماع برخوردار بود و بالاتر از همه ايمان بى تزلزل او به خداوند او را غمخوار و ياور مردم ساخته بود.
و گرنه، او نه كاخ‏هاى مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمى‏بستند و حرم رسول الله (ص) را براى او خلوت نمى‏كردند ...اين روايت يك نمونه از اخلاق اجتماعى اوست، بخوانيم:
روزى از محلى عبور مى‏فرمود، عده‏اى از فقرا بر عباهاى پهن شده‏اشان نشسته بودند و نان پاره‏هاى خشكى مى‏خوردند، امام حسين (ع) مى‏گذشت كه تعارفش كردند و او هم پذيرفت، نشست و تناول فرمود و آنگاه بيان داشت:
ان الله لا يحب المتكبرين. (3)
خداوند متكبران را دوست نمى‏دارد.
سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت كردم، شما هم دعوت مرا اجابت كنيد.آنها هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند، حضرت دستور داد هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند، (4) و بدين ترتيب پذيرايى گرمى از آنان به عمل آمد و نيز درس تواضع و انسان دوستى را با عمل خويش به جامعه آموخت.
شعيب بن عبد الرحمن خزاعى مى‏گويد:
چون حسين بن على (ع) به شهادت رسيد، بر پشت مباركش آثار پينه مشاهده كردند علتش را از امام زين العابدين (ع) پرسيدند، فرمود: اين پينه‏ها اثر كيسه‏هاى غذايى است كه پدرم شبها به دوش مى‏كشيد و به خانه‏ى زنهاى شوهر مرده و كودكان يتيم و فقرا مى‏رسانيد. (5)
شدت علاقه امام حسين (ع) را به دفاع از مظلوم و حمايت‏از ستم ديدگان مى‏توان در داستان ارينب و همسرش عبد الله بن سلام دريافت، كه اجمال و فشرده‏اش را در اينجا متذكر مى‏شويم :
يزيد به زمان ولايت عهدى، با اينكه همه نوع وسائل شهوترانى و كام جوئى و كامروايى از قبيل پول، مقام، كنيزان رقاصه و...در اختيار داشت چشم ناپاك و هرزه‏اش را به بانوى شوهردار عفيفى دوخته بود.
پدرش معاويه به جاى اينكه در برابر اين رفتار زشت و ننگين عكس العمل كوبنده‏اى نشان دهد، با حيله‏گرى و دروغ پردازى و فريبكارى، مقدماتى فراهم ساخت تا زن پاكدامن مسلمان را از خانه‏ى شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده‏ى پسرش يزيد بكشاند.حسين بن على (ع) از قضيه با خبر شد در برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه‏ى شوم معاويه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از يكى از قوانين اسلام، زن را به شوهرش عبد الله بن سلام باز گرداند و دست تعدى و تجاوز يزيد را از خانواده‏ى مسلمان و پاكيزه‏يى قطع نمود و با اين كار همت و غيرت الهى‏اش را نمايان و علاقمندى خود را به حفظ نواميس جامعه‏ى مسلمان ابراز داشت و اين رفتار داستانى شد كه در مفاخر آل على (ع) و دنائت و ستمگرى بنى اميه، براى هميشه در تاريخ به يادگار ماند. (6)
علائلى در كتاب «سمو المعنى» مى‏نويسد: ما در تاريخ انسان به مردان بزرگى برخورد مى‏كنيم كه هر كدام در جبهه و جهتى عظمت و بزرگى خويش را جهانگير ساخته‏اند يكى در شجاعت، ديگرى در زهد، آن ديگر در سخاوت، و...اما شكوه و بزرگى امام حسين (ع) حجم عظيمى است كه ابعاد بى نهايتش هر يك مشخص كننده‏ى يك عظمت فراز تاريخ است، گويا او جامع همه‏ى والايى‏ها و فرازمندى‏هاست. (7)
آرى مردى كه وارث بى كرانگى نبوت محمدى است، مردى كه وارث عظمت عدل و مروت پدرى چون حضرت على (ع) است و وارث جلال و درخشندگى فضيلت مادرى چون حضرت فاطمه (ع) است، چگونه نمونه‏ى برتر و والاى عظمت انسان و نشانه‏ى آشكار فضيلت‏هاى خدايى نباشد.
درود ما بر او باد كه بايد او را سمبل اعمال و كردارمان قرار دهيم.
امام حسين (ع) و حكايت زيستنش و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد كردارش نه تنها نمونه‏ى يك بزرگ مرد تاريخ را براى ما مجسم مى‏سازد، بلكه او با همه‏ى خويشتن، آيينه‏ى تمام نماى فضيلت‏ها، بزرگ منشى‏ها، فداكاريها، جان بازى‏ها، خداخواهى‏ها و خدا جويى‏ها مى‏باشد، او به تنهايى مى‏تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را ضامن گردد.
بودن و رفتنش، معنويت و فضيلت‏هاى انسان را ارجمندنمود.
پى‏نوشتها:
1 ـ اسد الغابه ج 2 ص .20
2 ـ ذكرى الحسين ج 1 ص 152 به نقل از رياض الجنان چاپ بمبئى ص 241 ـ انساب الاشراف.
3 ـ سوره‏ى نحل آيه‏ى .22
4 ـ تفسير عياشى ج 2 ص .257
5 ـ مناقب ج 2 ص .222
6 ـ الامامة و السياسه ج 1 ص 253 به بعد.
7 ـ از كتاب سمو المعنى ص 104 به بعد نقل به معنى شده است.
كتاب: پيشواى سوم حضرت امام حسين (ع)، ص 23
نويسنده: هيئت تحريريه مؤسسه در راه حق  

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (50) لينک

 
قضاوت امام حسين عليه السلام

موضوع عاشورا ی اباعبدالله الحسین عليه السلام خصایص دیگر حضرت  اباعبدالله عليه السلام را تحت الشعاع قرار داده به نحوی که کمتر به فکر کسی می آید که شاید آن حضرت کاردیگری انجام داده باشد.

در صورتی که اگر کسی خوب در حالات آن حضرت دقت کند و شناخت بیشتری داشته باشد خواهد فهمید که منصب آن بزرگوار با منصب پدر بزرگوارش حضرت علی عليه السلام فرقي  ندارد بنا بر این مقام همان مقام است و نقش آن حضرت همان نقش امامتی است که در پدرگرامیشان می باشد و لذا آن حضرت منصب قضاوت را هم داشته و در واقع یکی از شعبات حکومت است. ولذا باید اعتراف کرد که امام حسینعليه السلام نیز هم چون پدربزرگوارش منصب قضاوت را داشته است.

صفوان ابن مهران می گوید: ازامام صادق عليه السلام شنیدم که می فرمود در زمان امام حسین عليه السلام دو مرد در خصوص زن وبچه اش نزاع داشتند یکی از آنها می گفت : این بچه ازمن است و دیگری می گفت : این بچه از آن من است . حضرت از نزديك آنها مي گذشت پرسید اختلاف شما در چیست؟ یکی از آنها گفت: این زن ازمن است. ودیگری گفت فرزند از من است .

حضرت به مدعی اول فرمود: بنشین و به زن فرمود: ای زن پیش آنکه خدا رازت را فاش کند راستش را بگو.

زن گفت: این شوهر من است وبچه ازآن اوست واین مرد را نمی شناسم . حضرت روبه بچه کرد وفرمود ای بچه این زن چه می گوید به اذن خدا سخن بگو فرزند گفت :من نه از او هستم و نه از این مرد پدر من چوپان ال فلان است .حضرت فرمان رجم آن زن راصادر کرد.

منبع : بحارج44ص148

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (46) لينک

 
معجزات امام حسين عليه السلام

 

یحی بن ام طویل نقل مي كند : ما نزد اباعبدالله عليه السلام بودیم که جوانی گریان وارد شد آن بزگوار فرمودند گریه شما برای چیست؟ گفت مادرم ثروتمند است و هم اکنون از دنیا رفته است و وصیت نکرده است و به من دستور داده که درکارش دخالت نکنم تا جریان را به اطلاع شما برسانم .

حضرت فرمود : بلند شو يد تابه خانه شان برویم همگی بلند شدیم و به خانه آنها رفتیم حضرت داخل شد وخدا را خواند تا او را زنده کند و وصیت کند . خداوند او را زنده کرد زن نشست و طلب شهادت کرد آنگاه به امام نظر افکند و گفت : ای مولا بفرمائید هر امری دارید انجام دهید . حضرت وارد خانه شد و به او فرمود وصیت کن تا خدا تو را رحمت کند .

زن گفت : یابن رسول الله من دارای اموال زیادی هستم در فلان جا ثلث آنرا برای شما قرار دادم که هر جا میخواهی در حق دوستانت مصرف کنی و دو ثلث آنرا برای پسرم اگر میدانی از اولیاء توست و اگراز مخالفین است همه اش از آن توست چون حقی برای مخالفین در اموال مومنین نیست پس تقاضا کرد که بر او نماز بخواند و متولی امرش شود و آنگاه مرد همانطور که قبلا مرده بود .

منبع: جلد44صفحه180

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (41) لينک

 
كمك به ديگران
نقل شده است که در روز عاشورا اثری بر پشت مبارک امام حسین عليه السلام دیده شد ازامام زین العابدین عليه السلام پرسیدند(چون جای سنگ و تیروضرب وزخم نبود) فرمودند : این جای انبان است که پدرم برپشت می گرفت و به منازل بیوه زنان وایتام می برد.

منبع: بحارج 44 ص 190

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (36) لينک

 
جود حضرت

 

روایت شده است که اسامة ابن زید روزی مریض شده بود امام حسین عليه السلام از او عيادت کرد و دید که صدایش به واغماه بلند شده است حضرت پرسیدند غم تو چیست برادر، گفت شصت هزار درهم قرض دارم حضرت فرمود برذمه من باشد گفت میترسم بمیرم و مقروض باشم حضرت فرمود تو نمی ميری تا من قرضت را ادا کنم راوی می گوید او زنده بود تا اینکه حضرت قرض او را پرداخت نمود.

منبع : بحار جلد 44صفحه189

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (36) لينک

 
به فداي كرمت پسر حضرت زهرا(س)
نقل شده است که اعرابی وارد مدینه شد و از بخشنده ترین مردم سوال کرد او را به امام حسین عليه السلام  راهنمائی کردنداعرابی یه مسجد آمد حضرت درحال نماز بودند مقابلش ایستاد و شعری خواند امام حسین عليه السلام  سلام  کرد و فرمود ای قنبر آیا از مال حجاز چیزی باقی مانده است؟ قنبرگفت : بلی چهار هزاردینار.

حضرت فرمود : آنرا بیاور کسی آمده که  او از ما به آن سزاوارتر است . آنگاه  دو لباس خود را کند و دینارها را در آن  ییچید و از حیا و شرم دست خود را از لای در بیرون کرد و شعری  خواندند اعرابی گرفت  و گریه  کرد حضرت فرمود شاید کم است اعرابی گفت نه  گریه ام برای این است که چگونه خاک جود و بخشش تو را می خورد.

منبع : بحار ج 44 ص 196

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (35) لينک

 
سخاوت امام حسين عليه السلام

 

درحاشیه نفس الهموم روایت کرده : اعرابی خدمت سیدالشهدا(ع) مشرف شد سلام کرد حاجتی طلب نمود گفت : ازرسول خدا شنیدم که می فرمود : اگرحاجتی خواستید از یکی  از چهار طایفه  بخواهید یا از عرب شریف و یا از مولای کریم و یا ازحامل قرانی و یا از صاحب وجه صبیحی .
اما عرب شریف شما مفتخرید یه جدتان پیغمبر خاتم نبیین واما کرم که ذات سیره شماست واما قران در بیت و خانه شما نازل شده است و اما وجه صبیح شنیدم ازجدتان که فرمود: اگرمی خواهید نظرکنیدبه من پس نظر نمائید به سوی حسن وحسین .

حضرت فرمود : حاجت توچیست؟ در بعضی کتب دارد حاجت خود را روی زمین نوشت و حضرت فرمود : (قیمه کل امرء یحسنه) درکتب دیگر دارد که اعرابی حاجت خود را عرضه داشت وگفت : یابن رسول الله من دیه کامل راضامن شده ام قدرت ادای آن را ندارم باخود گفتم که از کریمترین مردم بپرسم و من ازاهلبیت رسول گرامی اسلام کسی را کریمتر  از شما ندیدم .

حضرت فرمود : یا اخا العرب من از تو سه مساله می پرسم؟ اگر یکی را جواب دهی یک سوم و اگردوتا جواب دهی دوسوم و اگر همه را جواب دهی کل دیه را به تو می دهم . اعرابی عرضه داشت یابن رسول الله آیا مثل شما از من سوال بکند!و حال آنکه تو.اهل شرف وعلمی؟

حضرت فرمود :بلی من خود از جدم شنیدم که می فرمود : (المعروف بقدر المعرفه) اعرابی گفت بپرس اگر جواب گفتم که هیچ وگرنه استفاده خواهم کرد لاقوه الابالله .

امام حسین پرسید: کدامیک ازاعمال افزونتر است؟

اعرابی گفت: ایمان به خدا.

حضرت فرمود : نجات از مهلکه به چیست؟

اعرابی گفت: اعتمادو وثوق به خدا.

حضرت فرمود : زینت مرد به چیست؟

اعرابی گفت :علمی که در آن بردباری باشد.

حضرت: اگرنبود؟

اعرابی : مالی که با آن جوانمردی باشد.

حضرت: اگر نبود؟

اعرابی: اگرنبود فقری که با آن شکیبائی  باشد.

حضرت: اگرنبود؟

اعرابی : صاعقه ای از آسمان بیاید و او را بسوزاند چون مستحق آن است .

امام حسین عليه السلام تبسمی کردند و کیسه ای که درآن هزاردینار بود به او داد و انگشتر خود را به او مرحمت فرمود که قیمت نگین آن دویست درهم بود و فرمود: طلاها را به طلبکارن بده و انگشتر را صرف نفقه خودنما  اعرابی گفت : ( الله یعلم حیث یجعل رسالته) خدا داند که رسالت خود را کجا قراردهد.

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (36) لينک

 
دعاي روز عرفه

دعاهایی که از آن بزرگوار نقل گردیده بسیار است که از جمله آنها دعای روز عرفه است.

روز عرفه نهم ذی حجه که یکی از اعیاد عظیم اسلام است هرچند به اسم عید در روایات خوانده نشده است دعایی دارد پرمحتوا و مشهور که روایت شده است حضرت اباعدالله الحسین (ع) از خیمه بیرون آمدند و با نهایت تواضع و خشوع در پیشگاه خداوند دستها را به سوی آسمان برداشتند و آن دعا را خواندند. که نخست خدا را حمد وثنا می کند و می گوید (الحمدلله الذی لیس قضائه دافع ولالعطائه ولا کصنعه صنع صانع)

(حمد مخصوص خدائیست که برای قضاء او دفع کننده ای وبرای بخشش او مانع و مانند صنع او صانعی نیست) سپس او را با عبادات مختلف و حالات گوناگون از دیدگاههای بسیار ستایش می کند وآنگاه به ربوبیت خدا شهادت می دهند و سپس بدو خلقت ظاهری را بیان می کنند ومی گویند:(ابتدأتنی بنعمتک قبل أن اکون شیئا مذکوراوخلقتنی من التراب ثم اسکتنی الاصلاب ... ثم اسکتنی فی ظلمات ثلاث بین لحم وجلد ودم)

(وخدایا مرا به نعمت خود پدید آوردی پیش از آنکه من چیزی یاد شده باشم و مرا از خاک آفریدی وسپس در اصلابها اسکان دادی ... آنگاه در تاریکی های سه گانه میان گوشت وپوست وخون سکونت بخشیدی)

بعد از آن مراتب خلقت را عنوان می کنند ومی گوید: مرا تام الخلقه به دنیا آوردی و در گهواره مرا درحال صباوت وکودکی حفظ کردی و مرا از شیر گوارا تغذیه نمودی.

سپس فرمودند: (اوجبت علیَِّ حجتک باَنْ الهمتنی معرفتک )برمن حجت خود را ثابت نمودی به این که شناختن خود را بر من الهام نمودی.

(فایّ نعمتک یاالهی احصی عددا وذکرا ام ای عطایاک اقوم بها شکرا وهی یارب اکثرمن ان یحصیها العادون)(خدای من پس کدام نعمتت رامی توانم بشمارم یا کدام بخشش هایت را شکرش را به پا دارم پروردگارا!نعمتهای تو بیشتر از آن است که شمارندگان بتوانند آن را بشمارند)

آنگاه ریزه کاری های عمل و نعمت ها و وظایفشان می پردازد. مانند شنیدن با پرده صماخ و حرکت دولب وحرکات زبان وفک و فواید خون و مو وعصب و قصب و استخوان ومخ و عروق جمیع جوارح به تسبیح خدا در برابر این همه نعمت می پردازد.سپس به دعا برای نفس خویش می پردازد:(اللهم اجعلنی اخشاک کأنی اراک واسعدنی بتقواک ولا تشقنی بمعصیتک وخزلی فی قضائک وبارک لی فی قدرک حتی لا احب تعجیل ما اخرت ولا تاخیر ماعجلت)

وبعد از آن از خدا غنای در نفس و یقین دردل واخلاص در عمل و  وبصیرت در دین وتمتع جوارح وامتدادنعمت سمع و بصر و نصرت برظالم ... متذکر شده و از بدیها به خدا پناه می برد و پرودگار را باصفات مخصوص می خواند.

جداً این دعا تکان دهنده است و هرعارفی را متحیر می سازد که چقدر عمیق ایراد کرده ودر چه سطحی سخن گفته وچه زیبا سخن گفته شده است که : دعا قران صاعد است .(ایت الله شیخ عبد الکریم حائری)

علاقه مندی حضرت به عبادت ودعا وقران به حدی است که می توان شدت آن را درشب عاشورا فهمید وحتی از آن بالا تر که سر مبارکشان بالای نیزه هم از قرائت قران کوتاهی نکرد .

 

 

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (34) لينک

 
محبوب تر از همه
محدث قمی ازبعضی کتب نقل کرده است که عصام ابن مصطلق شامی گفت: وقتی که وارد مدینه معظمه شدم حسین ابن علی را دیدم که از روش نیکو منظره پاکیزه او در شگفت شدم حسد مرا بر آن داشت که بغض و عداوت خویش را آشکار سازم نزدیک رفتم از باب سرزنش به او گفتم توئی پسر ابوتراب ( تعبیر به تراب از علی(ع) به نظرآن کوته فکران یک توهین بود) حضرت فرمود بلی عصام ابن مصطلق می گوید هر چه خواستم از سب و دشنام او و پدرش گفتم ولی امام از روی عطوفت و مهربانی نظری بر من افکند و فرمود :

(اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم خذ العفو و امر بالعرف و اعرض عن الجاهلین) و سه آیه دیگر را تلاوت فرمود سپس فرمود : (خفض علیک استغفرالله لی و لک) برخود آسان گیر و برای من و خود از خداطلب آمرزش کن اگر از من یاری بخواهی یاریت کنم و اگر چیزی طلب کنی به تو ببخشم و اگرخواستار ارشاد هستی ارشادت کنم.

عصام گفت: من از تقصیر و گفته خود پشیمان شدم آن حضرت پشیمانی مرا دانست حضرت فرمود:(لاترثیب علیکم الیوم یغفرالله لکم وهو ارحم الراحمین). آنگاه حضرت فرمود: تو از اهل شامی؟عصام می گوید:گفتم بله.

حضرت فرمود (شنشنه اعرفها من اخزم) سپس فرمود:(حیانا الله وایّاک)

هرحاجتی که داری با روی باز بدون شرم و حیا از ما بخواه که مرا بهتر از آنچه گمان داری خواهی یافت.

عصام می گوید: من ازاین اخلاق کریمه درمقابل آن جسارتها و دشنامها دوست داشتم به زمین فرو روم به ناچار به نحوی که در مقابل چشم حضرت نباشم پناه به مردم بردم از لا به لای جمعیت بیرون شدم و الان کسی نزد من از او و پدرش محبوبتر نخواهد بود.

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (36) لينک

 
جود و فروتني حضرت

روزی امام حسين عليه السلام  عده ای از مساکین را دید که عباهای خود را زیر انداخته اند و نان خشکی نزدشان می باشد وقتی که آن حضرت را دیدند تعارف کردند و گفتند : بفرمائید يابن رسول الله حضرت نشستند و با آنها غذاخوردند و آنگاه تلاوت کرد:(ان الله لایحب المستکبرین)

سپس فرمودند من دعوت شما را پذیرفتم شما هم دعوت مرا بپذیرید گفتند:می پذیریم یابن رسول الله  آنگاه همگی بپا خواستند و به منزل  آن حضرت رفتند وقتی به منزل آمدند حضرت به جاریه (كنيز) خود فرمود آنچه ذخیره کردی بیرون بیاور.

منبع: بحار جلد 44 صفحه 189

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (34) لينک

 
<< شروع < قبل 1 2 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 15 از 18
آخرین پیوندها