صفحه نخست :: مهدیه :: حسینیه :: اخبار :: نقطه سرخط :: پیوندها
 
 
 

فرهنگ و هنر

مداحی یک زن به همراه شو لباس!

مداحی یک زن به همراه شو لباس!


روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

« با حضور خود در جلسه مداحي اهل بيت توسط خانم ... همراه با شو لباس كه در... برگزار مي شود ما را خشنود كنيد » .
اينهم نوع جديد كاسبي است كه با استفاده ابزاري از مذهب صورت مي گيرد. بعد از ورود بعضي مداحان به عالم سياست و لجن پراكني عليه بزرگان روحانيت و انقلاب اكنون چشممان به مداحان زني كه شو لباس را چاشني جلسات مداحي خود مي كنند روشن !

نظرات (1) | پیشنهاد برای مطالعه (22)

 
مجید سوزوکی به بهشت می‌رود...
ساخت "مجید سوزوکی به بهشت می‌رود"
«مجيد توكلي» فيلم مستند بلند «سوزوكي به بهشت مي‌رود» را به تهيه‌كنندگي مركز كسترش سينماي مستند و تجربي و بر اساس داستان واقعي «اخراجي‌ها» كليد زد.ekhrajiha.jpg
 به گزارش واحد مرکزی خبر ،فيلم مستند «سوزوكي به بهشت مي‌رود» داستان واقعي كاراكترهاي فيلم «اخراجي‌ها» است و به بررسي شخصتي واقعي شهيد مجيد خدمت مي‌پردازد.

اين فيلم با هدف بررسي علل موفقيت «اخراجي‌ها» و تاثير شخصيت شهيد مجيد خدمت در موفقيت اين فيلم كليد خورده است.

قرار است در «سوزوكي به بهشت مي‌رود» با فرماندهان و همسنگران شهيد خدمت و كساني كه با او همرزم بودند صحبت شود.

به گزارش فارس، در اين مستند بلند، عوامل زير همكاري دارند:
كارگردان: مجيد توكلي، تهيه‌كننده: مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، نويسنده: محمد زمان وفاجويي، تصويربردار: رضا موسوي، محمود جوانشير.

مجيد توكلي تاكنون مستند «ميم مثل سميرا» و دو فيلم كوتاه «دوئل» و «نفس بابا» را ساخته است.
منبع : فارس

ارسال نظر | پیشنهاد برای مطالعه (15)

 
نیویورک تایمز :سفر به ایران را از دست ندهید
نیویورک تایمز و 53 مکان دیدنی دنیا: سفر به ایران را از دست ندهید


 روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در آستانه سال نو میلادی به معرفی 53 نقطه دیدنی دنیا برای گردشگری پرداخت و به خوانندگانش توصیه کرد در طول تعطیلات سال 2008 به یکی از این نقاط سفر کنند.

نیویورک تایمز در این گزارش به معرفی جاذبه های گردشگری هر یک از این نقاط پرداخته و توصیفی کوتاه از اماکن تاریخی و گردشگری آنها را ذکر کرده است.

نکته قابل توجه در این میان قرار گرفتن نام ایران در فهرست 53 مکان برتر گردشگری دنیا از نگاه این روزنامه آمریکایی است.

در بخش مربوط به ایران به خوانندگان توصیه شده که همراه تورهای سیاحتی به ایران سفر و از گنجینه های تاریخی این کشور باستانی دیدن کنند.

نیویورک تایمز می نویسد: "در بهار سال آینده یک کشتی مجلل مسافربری با عنوان "سیلورسی" در شهر بندرعباس ایران توقف خواهد کرد و یک شرکت مسافربری واقع در کالیفرنیا نیز در حال سازماندهی دو تور 18 روزه در ایران است که این تورها از تهران آغاز شده و ضمن عبور از دشت های این کشور، توقف هایی در شهرهای شیراز و اصفهان خواهد داشت."

هزینه این تورها برای هر نفر بالغ بر 5 هزار و 390 دلار (پنج میلیون و 200 هزار تومان) است.

همچنین نیویورک تایمز در گزارش خود از سه تصویر استفاده کرده که یکی از آنها متعلق به رستوران سنتی خیام در تهران – عکس نمایه -  است.

تعدادی از نقاط دیدنی و مشهور دنیا از نگاه روزنامه نیویورک تایمز که ترکیبی از شهرها و کشورهاست به شرح زیر است:

شهرها: مونیخ (آلمان) – لیورپول (انگلیس) – پراگ (جمهوری چک) – اسلو (نروژ) – لیسبون (پرتغال) – بندر ریمی نی (ایتالیا) – دیترویت (آمریکا) – لندن (انگلیس) – لاس وگاس (آمریکا) – نیویورک (آمریکا) – بوینس آیرس (آرژانتین)

کشورها: ایران – ویتنام – الجزایر – تونس – کویت – مالدیو - لیبی

 

منبع : عصر ایران

ارسال نظر | پیشنهاد برای مطالعه (14)

 
عرضه "انیمیشن" طلاب حوزه علمیه...

طلبه ها انيميشن ساختند
انيميشن «بچه مسلمان» با موضوع آموزش اصول دين به كودكان و خردسالان، براي نخستين بار توسط جمعي از طلاب حوزه علميه قم توليد شد.

مدير موسسه نرم افزاري كوثر كه توسط طلاب هنرمند حوزه علميه اداره مي‌گردد، گفت: دراين انيمشن اصول دين به صورت ساده براي آموزش خردسالان و كودكان تدوين و توليد شده است . kartoon.jpg

 

سيد مهدي حسين زاده افزود: اين اثر شامل پنج داستان درباره اصول دين يعني "توحيد ،نبوت ،عدل ،امامت و معاد" است كه به شيوه‌اي جذاب و زباني شيوا براي خردسالان و كودكان طراحي و توليد شده است.


اين محصول به زودي با زيرنويس انگليسي و ديگر زبانها براي كودكان ديگر كشورهاي مسلمان عرضه مي شود.

منبع : جهان

ارسال نظر | پیشنهاد برای مطالعه (16)

 
دست‌نوشته‌ مقدس ايراني در معابد ژاپن

 

«شجاع نوري» و سريال دست‌نوشته‌هاي مقدس ايراني در معابد ژاپن

خبرگزاري فارس: عليرضا شجاع‌نوري گفت: قصد دارم سريالي به‌نام «كشتي شكستگان» را با مشاركت شبكه NHK ژاپن تهيه كنم.

«عليرضا شجاع نوري» در مورد ايده اصلي اين سريال گفت: چند سال پيش خبر جالبي در مطبوعات خواندم كه در آن خبر آمده بود، يك دست‌نوشته 700 ساله كه به صورت يك شييء مقدس در يكي از معابد ژاپن نگهداري مي‌شده، در واقع نسخه دست‌نويس دو شعر از فردوسي و فخر‌الدين اسعد گرگاني است كه دو بازرگان ايراني، سال‌ها پيش آن را به عنوان يادگاري به دو راهب ژاپني كه با‌ آنها همسفر بوده‌اند، هديه كرده‌اند و نواده‌هاي اين دو راهب اين دستخط را نسل به نسل در اين معبد نگهداري كرده‌اند.
وي افزود: خواندن اين خبر جرقه‌اي در ذهن من ايجاد كرد و شادمهر راستين هم بر اساس اين ماجرا، فيلمنامه‌اي با نام «كشتي شكستگان» نوشت كه طرح زيبا و جالبي است كه اين طرح مورد توجه شبكه NHK قرار گرفته تا در صورت امكان يك سريال 6 قسمتي تاريخي درباره آن بسازيم.
اين تهيه كننده سينما تصريح كرد: حس مي‌كنم تلفيق امكانات فني ژاپن با ذوق ايراني محصول جهاني خوبي باشد كه همه كشورها از آن استقبال كنند.
وي در مورد زمان احتمالي ساخت اين پروژه گفت: صحبت‌هاي اوليه با NHK انجام شده است و طبق روال شبكه‌هاي جهاني بايد ابتدا زمان پخش آن مشخص شود تا براي ساخت آن اقدام كنيم.

 

منبع : فارس

ارسال نظر | پیشنهاد برای مطالعه (18)

 
مولوی ارزش دفاع ندارد !!!

بسم الله الرحمن الرحیم

جلال الدين محمد بلخي مشهور به مولوي یکی از شعراي متصوف ايران است. وی در سال604 ه.ق در شهر بلخ که آن روزگار مرکز ادبیات ايران بوده است ، به دنيا آمد. پدر وی بهاءالدين محمد بن حسين الخطيبي از عرفاء و علمای اهل سنت شهر بلخ بوده است و جایگاه رفیعی نزد سلطان محمد خوارزمشاه داشته است و به همین جهت در شهر بلخ صاحب مسند تدريس و کرسی فتوي بود.در زمان كودكي او و همزمان با حمله مغول ها به ایران ، با توجه به اختلاف پیش آمده بین پدرش و سلطان محمد مجبور به ترک بلخ شده است.و بهاء الدين كه از سوي سلطان و مردم بلخ و مخالفان تصوف مورد آزار قرار گرفته بود همزمان با حمله مغول به همراه خانوادهاش از راه خراسان رهسپار بغداد شد.پس از عبور از شهرهای مختلف و مسافرت های گوناگون ، عاقبت در شهر قونیه رحل اقامت افکند.جلال الدين در طول اين سالها نزد پدرش به تحصيل پرداخت. تا اینکه پدرش در سال  628 ه.ق از دنیا رفت و لذا پس از آن در درس برهان الدين محقق ترمذي، كه از بزرگان صوفیه در زمان خويش بود ،شرکت جست.
سپس به ترغیب استاد عازم سفر شام شد و در شام به نزد محي الدين ابن عربي (1) _ یکی از سران صوفیه_ شتافت. پس از مدتی حضور نزد ابن عربی ، عازم قونیه گشت. پس از بازگشت، استاد خود ترمذي را خفته در خاك ديد ، لذا در سال 642 ه.ق تدریس و تعلیم را آغاز نمود. می گویند در حدود ده هزار نفر شاگرد داشت.تا اینکه با شمس تبريزي(2)ملاقات نمود و از جان و دل عاشق وی شد!
مولوي، چنان شیفته شده بود که درس و مكتب و مسند خود را رها كرد و شب و روز را به نزد شمس می شتافت. وی سه سال پيوسته نزد شمس رفت وآمد داشت و در اين دوران به كلي از اقامه نماز و مجلس وعظ و تدريس دست شست و به سماع و رقص و وجد و حال (3) روي آورد و از هيأت صاحب منبر پيشين به رندي لاابالي و مستي پيمانه به دست ، بدل گشت.
این انقلاب روحي مفتضح مولوي، خشم شاگردان و مريدان او را فراهم آورد تا آنجا که شاگردانش شمس را به ترك قونيه و رها كردن مولوي وادار ساختند. اما مهاجرت شمس تبريزي از قونيه شيدايي و آشفتگي حال جلال الدين را افزون ساخت تا آنجا که داغ فراق مراد! خود را در قالب اشعار و نواهاي شورانگيز و همراه با رقص و سماع و رباب متجلي ساخت. بيقراري او موجب شد كه شمس پس از يك سال و نيم در سال 644ه.ق از دمشق به قونيه باز گردد. اما اقامت مجدد شمس تبريزي در قونيه چندان به درازا نكشيد. وي در اين مدت بساط سماع و طرب را بي باكانه گسترد و رفته رفته ، اسرار دل خود را كه آکنده از كفر و الحاد بودند ، بيان نمود.
سرانجام در سال645 ه.ق در نقشه ای كه دشمنان شمس کشیده بودند، گروهي از شاگردان متعصب مولوی بر او شوريده و شمس تبريزي را به قتل رساندند. قتل شمس تبريزي از مولوي پنهان نگاه داشته شد و او كه از غيبت استاد خويش مضطرب گشته بود، چندي در انتظار مراد! خود به سر برد و حتي در طلب يافتن او چند بار به دمشق سفر كرد و پس از نااميدي از ديدار او كه دو سال به طول انجاميد، پريشان و آشفته حال به قونيه بازگشت.
پس از آن بطور کلی درس و بحث را رها کرد و روی به طریقت صوفیه آورد و فرقه مولویه را تاسیس نمود.
سرانجام در سال 672 ه.ق در قونیه و بر اثر بیماری تب محرقه از دنیا رفت و او را در قونیه دفن کردند.(4)
آنچه گذشت شمه ای از زندگی مولوی است که از کتبی برداشت شده است که نویسندگان آنها سعی در تطهیر وی داشته اند و هر آنچه طعن در متن مشاهده می شود ، اضافات نویسنده این مرقومه می باشد.
پس از نقل مختصری از زندگی وی بهتر است به دیدگاه ها و نظرات مولوی بپردازیم و ایرادات وارده بر وی را از نظر بگذرانیم و تنها راه دفاع از وی (البته چنانچه مایل به دفاع از وی هستید!) ارائه پاسخی منطقی و مستدل است و اینکه اثبات نمایید که نخیر!  مولوی از عرفای بزرگ ماست که می توان از کلمات وی برداشت های دینی خوبی داشت.
نکته ای که بسیار در خور توجه است ، اینکه آنچه در رد اندیشه ها و اقوال مولوی گفته می شود ، البته زمانی ثابت خواهد شد که مخاطب محترم ، اصول و فروع تشیع و روایاتی که بدانها استدلال خواهد شد ، را بپذیرند. وگرنه کسی که اصلا به امامت و ولایت و عصمت و مظلومیت امامان معصوم علیهم السلام و منفوریت دشمنان و ظالمان بر ایشان معترف نباشد و یا اندیشه ای پلورالیستی داشته باشد و همه فرق و مذاهب و مکاتب را بر حق بداند ، دیگر این دلایل ما برای او اشکالی مهم نمی باشد ، که البته بعید به نظر می رسد مخاطب شیعی محترم ، چنین دور افتاده باشند!
بنابراین ما فرض را می گذاریم که روی سخن ما با شیعه ای اثنی عشری است که طریق امامان را طراط مستقیم می داند و آن هم تنها صراط و راه نجات!
در توحید مثنوی ؛
ملای رومی داستان معروفی دارد که بسیار بر سر زبانهاست و سال هاست در دبستان ها کودکان معصوم این مرز و بوم مجبور به خواندن و حفظ آن بوده اند.
بله! داستان موسی و شبان ، که البته همه حفظیم و می خوانیم :
دید موسی یک شبانی را به راه
کو همی گفت ای خدا و ای اله
تو کجایی تا شوم من چاکرت
چارقت دوزم کنم شانه سرت
....
وحاصل این قصه همین که ، موسی ،چوپانی را که در ذهن خود خدایی ساخته بود و برایش دست و پایی و موی سری پرداخته بود ، نهی شدید می کند که اینکه گفتی کفر است به خدا و او منزه است از داشتن جسم و دست و پا و آنچه تو تصور کرده ای خدا نیست و بلکه بتی است در عالم اوهام و اندیشه خام. و پس از ارشاد موسی ، شبان توبه می کند و سر به بیابان می گذارد که وای ! چه گناهی مرتکب شدم و ...
اما از اینجا دیگر جناب مولوی ، از زبان ربوبی حضرت حق،موسی کلیم الله ، معصوم و یکی از پنج تن اولوالعزم من الرسل را به باد توبیخ می گیرد که اینکه گفتی چه بود و چرا دل نازک چوپان ما را به نیزه ملامت سفتی و خاطر آسوده اش را چرا برآشفتی؟؟؟!
تو برای وصل کردن آمدی
نی برای فصل کردن آمدی!
اما اشکالات این داستان:
الف :
این داستان که به حضرت موسی و آن شبان نسبت داده شده ، در هیچ یک از مسانید شیعی و سنی وجود ندارد و صرفا از بافته های مثنوی است.و چنانچه میدانید بنابر آموزه های دینی ما ، نسبت دروغ به ائمه و انبیاء ، کبیره ای است نابخشودنی! و آنرا خطایی میدانیم که موجب تشویش و تکذیب سنن و سیر پیامبران و معصومین علیهم السلام می گردد.حال شما را بخدا درباره این دروغ بزرگ چه می گویید؟؟؟
ب:
ای کاش که این حکایت تنها دروغی بود ، بی روایت ، اما لااقل مضمون آن مطابق بود با حقیقت و شریعت. ولی افسوس که مفاد آن نیز در تناقض با تمامی روایات است و سخنی است خلاف برهان و مخالف قرآن!
* آیا آن چوپان در حالت اول خویش ، خداوند متعال را می پرستید یا بت ذهنی خویش را ؟ آیا حدیث امام صادق علیه السلام را شنیده اید که می فرماید :
کلما میزتموه باوهامکم فهو مخلوق لکم مردود الیکم (تهذیب الاحیا، فیض کاشانی)که آنچه در وهم شما باشد خدایتان نیست بلکه مخلوق ذهنی شماست که خود او را ساخته اید و...
آیا به عقل و خرد شما ، این درست است که خداوند متعال ، نبی کلیم الله خویش را ملامت کند که چرا بنده ما را از ما جدا کردی؟
مگر موسی او را از که جدا کرده بود ؟از خدا ؟یا از بت ذهنی او؟ سبحان الله عما یقولون!
ج:
ملای رومی در ادامه می گوید:
موسیا آداب دانان دیگرند
سوخته جان و روانان دیگرند
هیچ آدابی و ترتیبی مجوی
هرچه می خواهد دل تنگت بگوی
آیا می دانید این بیت در تضاد کامل وناسازگاری صریح با آموزه های ائمه علیهم السلام است ؟ یا نمی دانید؟
امام علی ابن موسی الرضا علیهما السلام می فرمایند:
الهی لا اصفک الا بما وصفت به نفسک (خداوندا ترا توصیف نمی کنم مگر به همان اوصافی که خود، خودت را توصیف نموده ای)
سبحانک ما عرفوک و لهذا وصفوک و شبهوک...
آری همه فقها و حکیمان و متکلمان ومحدثان و راویان اخبار شیعه ، اسماء الهی را توقیفی می دانند و خواندن خدا را موقوف به استفاده و استعمال آن اسماء حسنی که خود برای خود خلق کرده می دانند و ترک اینگونه دعا را موجب گمراهی و ضلالت می دانند.
ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها و ذر الذین یلحدون فی اسمائه ... (اعراف 180)
اما مولوی مدعی است که خدا را بدون ترتیب و آداب ، با هر اسم و صفتی (هرچند که دستکش بوسی بمالی پایکش ...) بخوان!
حال بفرمائید چه کنیم آیا به دنبال مولوی روانه شویم و دست از آموزه های دین و ائمه علیهم السلام بر داریم یا نه دست از این پیر صوفی قونیه بشوئیم؟؟؟
البته این وجیزه را مجالی بیش از این نیست و اشکالات این شعر مثنوی ، چندان است که در این مختصر بیان نمی گنجد و برای آنکه همه آنها را دریابید ، نیازمند آنید که مباحث توحیدی و باب اسماءالله و صفات خدای متعال را در احادیث به نیکی بخوانید و بدانید.
سخن دیگر اینکه :
آیا اصولا مخاطب محترم ! برائت و بیزاری از خلفای جور ( از اول تا آخرشان ، از زاده ابی قحافه تا آخرین خلیفه عباسی) را بر خود فرض می دانید و از ارکان شیعی خود می دانید؟
یا معتقدید که آنها اشخاص محترم و خدمتگزاری از صحابه رسول خدا صلی الله علیه وآله بودند که از سر خیرخواهی برای اسلام و مسلمین ، امام حق را خانه نشین کردند ، خانه اش را به آتش کشیدند و جان جانان و ناموس حرم محترمش را مضروب و مجروح کردند و ... و با این حال محترمند و باید مراقبت کرد از اینکه مبادا به آنان جسارتی بشود و ...
شما براستی از کدام گروهید؟
جدا از عقیده شخصی خود ، آیا اذعان دارید که لا اقل در اعتقاد شیعه امامیه ، بیزار بودن از آن جائران غاصب ، رکن رکین دین است و شیعیان برائت از آنان و لعنت بر ایشان را از دین خود می دانند؟
شنیده اید که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند : لا یقبل ایمان عبد الا بمحبه علی ابن ابیطالب و البرائه من اعدائه.
آیا شنیده اید که صادقین علیهما السلام فرموده اند که آن دو (ابوبکر  وعمر ) طرفه العینی به خدا و پیامبرش ایمان نیاوردند و ...
آیا روایت مطاعن آنان راخوانده اید؟ آیا بدعت های فراوانشان را در دین خدا می دانید؟
اگر چنین خوانده اید و معتقدید ، اکنون ببینید که صاحب دریای حکمت ! و معرفت ! مولوی رومی ، در این دریا (مثنوی) چه موج ها که در بیان عظمت و زهادت و قداست همان ظالمان بر نینگیخته و چه ستایش ها که از آن جانیان دخترِ پیغمبر کش نکرده است.
نسبت به ابوبکر؛
صدیق خواندن او :
چشم احمد بر ابوبکری زده
او زیک تصدیق صدیق آمده
...
می دانید که ابوبکر صدیقِِ مولوی ، همان کس است که حدیث دروغ " نحن معاشر الانبیاء لا نورث درهما و لا دینارا و ماترکناه فهو صدقه للمسلمین ..." را برای غصب فدک و روایت دروغ " انا اهل بیت اختار الله لنا ... فلن یجتمعا الخلافه و النبوه فینا اهل البیت " را برای غصب خلافت جعل کرد.
این صدیق مولوی همان کس است که صدیقه کبری فاطمه زهرا سلام الله علیها در خطبه ای غرا ، رسما او را کذاب خواندند و فرمودند :" لقد جئت شیئا فریا" و نیز فرمود: این اولین بار نیست که بر پدرم دروغ می بندید!
وشما اکنون دو راه دارید ، یا آنکه حضرت زهرا سلام الله علیها را صدیقه بدانید و دشمنش ابوبکر را کذاب و یا آنکه با تکذیب حضرت زهرا سلام الله علیها ، ابوبکر را صدیق بخوانید و ستایشگر او مولوی را صادق بدانید.
نسبت به عمر ابن الخطاب؛
عمر را همه شیعیان می شناسند و می دانید که در حق او به چه معتقدند.
شما را نمی دانم ، اما لااقل ببینید که امامان ما در حق او چه ها گفته اند. حق الیقین و حدیقه الشیعه را هم گهگاهی بخوانید خالی از فائده نیست!
این روایت را از امام صادق علیه السلام بشنوید که فرموده است : اگر کسی معتقد باشد که آن دو (عمر و ابوبکر) چشم بر هم زدنی ، بخدا ایمان آورده اند ، خود بی ایمان است.
آن گاه در دریای مثنوی ! این ستایش ها را از عمر ابن خطاب بخوانید و ببینید که این بلخی رومی ، چه سنگ تمامی گذاشته در تمجید از مقام وی!
1- فاروق خواندن عمر :
چون عمر شیدای آن معشوق شد
حق و باطل را چو دل فاروق شد
چونکه فاروق آینه اسرار شد
جان پیر از اندرون بیدار شد
ضمیمه کنید این ابیات را و ابیات سروده شده در مدح ابوبکر را به روایت امیرالمومنین علیه السلام که فرمود:
من صدیق اکبر و فاروق امتم و هر که غیر از من این را بگوید ، دروغگو و کذاب است.
2- امیر المومنین خواندن عمر:
آیا می دانید که شیعه ، لقب امیرالمومنین را مختص به امام علی ابن ابیطالب علیه السلام می داند؟ حال ببینید که آن رومی چه می گوید:
عهد عُمّر آن امیرمومنان
داد دزدی را به جلاد و عوان
...
آری ! البته عمر ، امیر است ، اما بر مسلمان و مومنی چون جلال الدین محمد رومی بلخی !
3- مومن دانستن عمر از ازل :
مولوی ، عمر را نه در این دنیا که از عالم الست مومن می داند!
کجاست جعفر ابن محمد علیهما السلام که بیاید و معرفت عارفان را ببیند و دیگر عمر را منافق مسلمان نما نداند؟!
بد عمر را نام این جا بت پرست
لیک مومن بود نامش در الست
4- هتک شیعه برای دفاع از عمر :
مولوی ، خود هم می داند که شیعه چه ارادتی ! به عمر می ورزد . به همین جهت شیعه را ناسزا گفته و کر می داند :
کی توان با شیعه گفتن از عمر
کی توان بربط زدن در گوش کر!
براستی هزار آفرین بر کسانی که خود را از مریدان ادب بلخی رومی می دانند و او را از بزرگان ادب جهان می دانند و ای بسا او را مایه فخر شیعیان ایران نیز می خوانند .
و البته این مشت ، نمونه ایست از خروار و :
ناریان مر ناریان را طالبند                  نوریان مر نوریان را جاذبند
نسبت به عثمان بن عفان؛
همان که از شجره خبیثه بنی امیه است (ولعن الله بنی امیه قاطبه)، همان قاتل ابوذر غفاری و ضارب عمار یاسر ، همان که مروان ابن حکم _کسی که پیامبر او را از مدینه بیرون کرد _ را به مدینه باز گرداند و افسار اختیار خود را به او داد ...
حال ببین که عارف نامدار و مولانای شما چه می گوید:
چونکه عثمان آن عیان را عین گشت
نور فائض بود و ذی النورین گشت
نسبت به معاویه ابن ابی سفیان ؛
همان معاویه ای که فاش می گفت که آرام نخواهد نشست تا نام رسول الله صلی الله علیه وآله را دفن کند ، که روزانه نامش پنج مرتبه بر فراز ماذنه ها برده نشود.
همان معاویه ای که پیامبر او را لعن فرمود و فرمود اگر او را بر منبر من دیدید او را بکشید!
حتما می دانید این معاویه همانست که به تمام ممالک اسلامی دستور داد تا بر فراز منابر امام ما علی ابن ابیطالب علیه السلام را لعن کنند.
آری همین معاویه را جناب جلال الدین محمد بلخی رومی ، مردی مومن ، متدین و معتقد می داند.
حتی داستانی دروغین _ که مانند بسیاری از داستان های مثنوی بی سند است و در قوطی هیچ عطاری پیدا نمی شود_ می سازد ، که شیطان به سراغ معاویه می آمد و او را برای نماز اول وقت بیدار می کرد تا جایی که : نالیدن معاویه از ابلیس به حق تعالی را ساخته و و می گوید که معاویه چقدر خائف شد از اینکه شیطان به سراغ او می آید!!!
و در نهایت ببین که در قسمت تتمه اقرار ابلیس به معاویه مکر خود را ، می گوید :
گر نمازت فوت می شد آن زمان
می زدی از درد دل آه و فغان
آن تاسف و آن فغان و آن نیاز
در گذشتی از دوصد ذکر و نماز
من تو را بیدار کردم از نهیب
تا نسوزاند چنان آهی حجاب
...
مخاطب گرامی ! شما را به خدا سوگند ، معاویه ای که شما می شناسید ،
معاویه ای که دشمن علی علیه السلام است ،
معاویه ای که قاتل امام دوم من وشماست ،
معاویه ای که امام ما او را سر دسته فئه باغیه (گروه تجاوزکار)خواند و معاویه ای که ...
آیا این معاویه برای فوت شدن نماز اول وقت صبحگاهی ، آه می کشد؟؟؟
آن هم آهی که حجاب مابین او و حق تعالی را بدرد؟؟؟
و این آه چنان موثر است که شیطان دست به کار میشود تا مبادا معاویه به سبب این آه به خداوند نزدیک شود؟؟؟
آیا این شعر در مثنوی جناب بلخی ، به سخره گرفتن وجدان بیدار مسلمین و وارونه جلوه دادن شخصیت مفتضح تاریخ (معاویه) و بزک کردن چهره ننگین امیر شامیان  و دشمن شماره چهار اهل بیت ما علیهم السلام نیست؟
چه بگویم ؟ که بهتر آنست که نگویم چرا که این حکایت ، چنان مفتضح است که بیان شناعت و وقاحت آن توضیح واضحات است و آنکه شامه اش از حقیقت بویی برده باشد ، گند آلودگی این ابیات را که از آن ، محبت شدید شاعر به امویان و دشمنان اهل بیت استشمام می شود ، احساس می کند.
تاکنون دیدیم که ملای رومی ، اول و دوم و سوم و معاویه ، چهارم آن سه ظالم بر محمد و آل محمد را چگونه ستود و آفرین گفت.
مخاطب عزیز!
آیا شما زیارت عاشورا می خوانید؟
و آیا اساسا به آن اعتقادی دارید؟
آیا در آن نمی خوانید که انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم؟
براستی آیا جای سکوت است در برابر کسی که به تمجید دشمنان اهل بیت می پردازد و با این وقاحت خود را در زمره آنان وارد می سازد؟
گر مسلمانی همین است که حافظ دارد                     وای اگر از پس امروز بود فردایی
نسبت به ایمان حضرت ابوطالب علیه السلام؛
پدر بزرگوار امیرالمومنین علی علیه السلام ، وصی دودمان ابراهیم خلیل و کفیل و حامی رسول الله صلی الله علیه وآله ، که اجماع و اتفاق شیعه بر عظمت ایمان او محقق است. در دفاع از ایشان و رد اتهام مشرک بودن به حضرتش ، بزرگان از علماء ، چون شیخ مفید ، کتاب ها نوشته اند و نه تنها شیعه که برخی از سنیان (چون سیوطی و ...) نیز ، در اثبات این مهم کتاب نگاشته اند.
لابد می دانید که اتهام شرک به آن بزرگوار ، ساخته و پرداخته دربار بنی امیه و بنی العباس بوده ، که شرحش مفصل است و قصدشان هم این بوده که لابد تنقیصی به امیرالمومنین علیه السلام وارد سازند.
جالب است بدانید ، عبدالعظیم حسنی ، با آن همه جلالت و عظمت که خود از بنی الحسن و بنی الزهرا است و از یاران امام رضا و جواد الائمه علیهما السلام است ، همان کس که زیارتش ، همانند زیارت امام حسین علیه السلام در کربلاست ، نامه ای به امام رضا علیه السلام نوشته و درباره ایمان ابوطالب پرسیده تا بدینگونه حقیقت را بر مردم آشکار سازد.
امام علیه السلام اینگونه مرقوم فرمودند:
بسم الله الرحمن الرحیم ، اگر درباره ایمان ابوطالب شک کنی ، خود کافری. والسلام
اکنون این پیر قونیه و مرید شمس تبریزی را بنگرید که چگونه در توصیف کافر مردن جناب ابوطالب شعر می سراید و او را فردی بد دل می خواند که در جذب نور حق ناکام است:
خود یکی بوطالب آن عم رسول
می نمودش شنعه عربان جهول
...
گفتش ای عم یک شهادت تو بگو
تا کنم با حق خصومت بهر تو
لیک گر بودیش لطف ماسبق
کی بدی این بددلی با جذب حق
آری ما که مطیع و بنده امام رضا علیه السلام هستیم ، نسبت به این جسور که عم گرامی رسول را بد دل می داند ، بسیار بددل و بد عقیده ایم و او را بی دین و لامذهب می دانیم ، شما خود می دانید و امام رضا علیه السلام !
نسبت به امام عصر علیه السلام و مهدویت ؛
یکی دیگر از مطاعن ملای رومی مسئله مهم مهدویت است که به عقیده وی مهدویت ، نوعیه می باشد.
مهدویت نوعیه ، یعنی اینکه وجود امام لازم است ، ولی لزومی ندارد که آن امام ، حتما حجت ابن الحسن عسکری ، نهمین از ولد امام حسین علیه السلام باشد.
آیا شنیده اید که پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله فرمودند : من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه.
بفرمایید ، از ابیاتی که در پی می آید ، چه استفاده ای می شود، آیا این ابیات ، دلالت ندارند بر اینکه مولوی نسبت به امام زمانش یعنی حضرت ولی عصر علیه السلام ، شناختی ندارد؟ و ایشان را امام مفترض الطاعه نمی داند؟
می گوید :
پس به هر دوری ولیی قائم است
...
پس امام حی قائم آن ولی است
خواه از نسل عمر خواه از علی است
می دانید که این ابیات مخالفت تام و معاندت تمام با حضرت حجه ابن الحسن العسکری علیهما السلام است و اگر می فرمائید اینگونه نیست ، بفرمائید ، این ابیات سخیف را چگونه توجیه میکنید؟
استعمال الفاظ رکیک در مثنوی ؛
اما کمی هم از ادب این ملای رومی ، بگوییم تا معلوم شود که در مکارم اخلاق ، چه بیانات کریمانه ای داشته اند!!!
دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب " سرّ نی "  _ که برای تعریف و تمجید از مولوی به رشته تحریر در امده است _ معترف است ، که مولوی در مثنوی در بیش از چهل مورد، الفاظ رکیک را بصورت وقیحانه و تمثیلاتی بشدت شنیع ، بکار برده است.
دفتری از دفاتر مثنوی نیست ، مگر آنکه در آن الفاظ فحش آلود و فاحشانه همچون ...(6)... آمده است.
بطور مثال می توانید حکایت کدو و کنیز و شهید شدن بانو را (دقت کنید استعمال شهادت را در چه کار قبیحی !) در مثنوی ببینید و حظ وافر ! ببرید.
این بنده در شان خویش و نزاهت این قلم دلریش ، نمی تواند که تمامی آن یاوه ها را یاد کند و یک به یک آن ابیات را در میان آرد ، خود مراجعه فرموده ، آن اراجیف را بنگرید.
اگر ادب اینست و اینان بزرگان ادب ، که زهی بر بی ادبان !
در پایان این مختصر لازم می دانم کلامی را از مرحوم علامه مجلسی رضوان الله علیه و از کتاب مستطاب عین الحیاه ، نقل کنم ، تا ببینید ، در حق ملای رومی چه فرموده :
اگر اعتقاد به روز جزا داری ... نمی دانم بعد از ورود احادیث صحیحه از اهل بیت رسالت علیهم السلام و شهادت این بزرگواران از علمای شیعه ( شیخ مفید و سید مرتضی و علامه حلی و ...)در بطلان این طائفه (صوفیه) و طریقه ایشان ، در متابعت ایشان ، نزد حق تعالی چه عذر خواهی داشت؟ آیا خواهی گفت متابعت حسن بصری کردم ... یا متابعت غزالی (5) را عذر خود خواهی گفت که به یقین ناصبی است و می گوید در کتاب های خود ، به همان معنی که مرتضی علی امام است من هم امامم !
و می گوید هر کس یزید را لعنت کند گناهکار است و کتابها در رد شیعه نوشته است ...
یا ملای روم را شفیع خواهی کرد که می گوید : ابن ملجم را حضرت امیرالمومنین علیه السلام شفاعت می کند و به بهشت خواهد رفت و حضرت امیر به او گفت تو گناهی نداری ، چنین مقدر شده بود ...
در هیچ صفحه ای از صفحه های مثنوی نیست که اشعار به جبر یا وحدت وجود یا سقوط عبادات یا غیر آنها از اعتقادات فاسد نکرده باشد...
آری این نظر علامه مجلسی است ، نسبت به مثنوی و صاحب آن ، فاعتبروا یا اولی الابصار!
از آنجا که بنا گذاشته بودم بر وجیزه نگاری ، سخن را در همین جا به پایان می برم ، لکن حرف بسیار است و اگر بنا بر نوشتن باشد ، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود.
و اگر مخاطب گرامی طالب آن تفصیل باشد ، بنده از جان و دل حاضرم و هرگز از بذل وقت و ... دریغ نخواهم کرد.
والسلام علی من اتبع الهدی

----------------------
پی نوشتها:
(1) محی الدین ابن عربی از بزرگان متصوفه می باشد که در زمانه خود به دلیل اعتقادات و افکار خاص خود به شهرت رسید.نظرات خاص وی مانند وحدت وجود و تکفیر شیعیان ، از جمله مطاعنی است که بزرگانی چون علامه مجلسی را وادار کرده تا در رد عقائد و افکار او دست به قلم ببرند.
(2) شمس تبریزی ، او نیز یکی ازز بزرگان متصوفه و از مدعیان عرفان می باشد ، چنانچه خواندیم در اظهار لهویات و ابراز کفریات بی باک بوده است. در جایی از نوشته هایش مدعی شده است که عبادات حضرت زهرا سلام الله علیها نه از سر شناخت و عرفان خدا که از خوف عذاب جهنم بوده است! و چه جسارتی بالاتر این به مقام شامخ صدیقه کبری سلام الله علیها . جا دارد در اینجا این بیت را خطاب به جلال الدین محمد بلخی رومی بخوانیم که :
آنکه پیرش اینچنین گمره بود               کی مریدش را به جنت ره بود؟
(3) سماع و وجد و حال و رباب ، حرکاتی است که توسط صوفیان گمراه از صراط معصومین علیهم السلام بدان می پردازند ، که نوعی رقص همراه با پایکوبی است و معمولا همراه با میگساری بوده است.
(4) زندگینامه مولوی برداشت شده از :
             الف : تاریخ ادبیات در ایران ، ذبیح الله صفا
              ب  : تاریخ ادبیات ایران ، رضازاده شفق
               ج : رساله در تحقیق احوال و زندگانی مولانا جلال الدین محمد ، بدیع الزمان فروزانفر
(5) ابوحامد محمد غزالی از علمای بزرگ اهل سنت می باشد که جمله فقها و علمای شیعه به عداوت او با ائمه علیهم السلام متفقند. او کسی است که لعن یزید را حرام می داند.چنان گستاخانه پیش رفته که علمای اهل سنت را نیز به واکنش واداشته است.
(6)این الفاظ آنقدر رکیک است که نگارنده از بیان آنها شرمنده است و شما را ارجاع می دهم به کتاب شریف ! مثنوی معنوی و دیوان شمس . 

معماریان 

نظرات (3) | پیشنهاد برای مطالعه (22)

 
جشنواره فیلم های ضد ایرانی در آمریکا !
برگزاري جشنواره فيلم‌هاي مستند ضدايراني در آمريكا
مديران يك رسانه فارسي زبان قصد دارند با هماهنگي ميان دو بخش فعال اين رسانه، در پراگ و واشنگتن تا دو ماه آينده جشنواره فيلم‌هاي فارسي را در آمريكا برگزار كنند.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، آنان مدعي هستند قصد دارند در قالب و ساختاري نوين و به صورت متمركز جشنواره سينمايي گسترده اي را به منظور به نمايش گذاشتن فيلم هاي مستند، سياسي، اجتماعي، صنفي و حتي فيلم هاي غير حرفه اي كه امكان اكران آن‌ها در داخل ايران ميسر نيست يا مجوز اكران دريافت نكرده اند، با انگيزه معرفي و برجسته سازي اين آثار برگزار كنند.
منبع : جهان

ارسال نظر | پیشنهاد برای مطالعه (15)

 
راه‌اندازي نخستين راديوي اينترنتي ايران

 نخستين راديوي اينترنتي ايران راه‌اندازي مي‌شود

سايت شبكه‌ي «ايران صدا» ( راديو اينترنتي) به عنوان نخستين راديوي اينترنتي ايران دوشنبه پنجم آذر ماه راه‌اندازي خواهد شد.

به گزارش واحد مرکزی خبر، همزمان با راه‌اندازي اين راديو، سميناري نيز با مضمون راديو اينترنتي برگزار خواهد شد.

هدف راه اندازي «ايران صدا» راديويي اينترنتي، گسترش فرهنگ وانديشه ايراني عنوان شده است، هدف راديو ايران صدا رساندن پيام جمهوري اسلامي ايران به تمام مردم جهان تعامل با فارسي زبان‌ها و علاقمندان به ايران و اطلاع رساني در مورد موضوعات روز به دور از هر گونه جهت گيري است.

مسوولان اين راديو اعلام كرده‌اند: راديو «ايران صدا»، صداي رسمي جمهوري اسلامي ايران در فضاي وب است.

بر اساس اين خبر، در راديو «ايران صدا» 6 كانال 24 ساعته مستقل و زنده وجود دارد. اين كانال‌ها به شكل تخصصي توليدات راديويي كشور در عرصه موسيقي، سخنراني، قرآن، نمايش و گفتگو را عرضه خواهند كرد. كانال مجزايي نيز به محصولات توليد شده در همين راديو اختصاص خواهد داشت. در فاز يك راديو اينترنتي 9 سرويس فرهنگي، انديشه، سياسي، قرآن و معارف اسلامي، دانش و فناوري، ورزش، اجتماعي(مشاوره) ، ترجمه و موسيقي راه‌اندازي خواهد شد.

منبع : ایسنا

ارسال نظر | پیشنهاد برای مطالعه (15)

 
پرفروش‌ترین کتاب ژاپن، ایرانی است
پرفروش‌ترین کتاب ژاپن، ایرانی است
ترجمه ديوان حافظ به زبان ژاپني پرفروش ترين کتاب در ژاپن است.

 

 

به گزارش واحد مرکزی خبر ،«ماساهيچي آبه» ، رايزن فرهنگي سفارت ژاپن در ايران روز گذشته با اعلام اين خبر به جام جم گفت: تعاملات ادبي ميان ايران و ژاپن به خاطر آن که نزديکي فراوان دستور زبان 2 کشور به يکديگر اکنون در سطح بالايي قرار دارد، باعث شده مردم 2 کشور با فرهنگ يکديگر هر چه بيشتر آشنا شوند.
 او افزود: ژاپني ها علاقه زيادي به خواندن اشعار حافظ دارند و هميشه جاذبه هاي شيراز به عنوان نماد ادبي و فرهنگي ايران در ذهن ژاپني ها تداعي مي شود.
«آبه» در ادامه با اشاره به برگزاري جشنواره فيلم هاي ژاپني که نوروز سال آينده در تهران برگزار مي شود، از برگزاري کارگاه آموزشي و نمايشگاه آثار يکي از بزرگترين مينياتوريست هاي ژاپني خبر داد که قرار است تا چندي ديگر در شهرهاي ايران به نمايش درآيد.
منبع : جام جم

ارسال نظر | پیشنهاد برای مطالعه (14)

 
ناگفته‌هاي 10 سال دزدي باستان‌شناسان خارجي

يك فعال فرهنگي ناگفتني‌هايي را درباره‌ 10 سال دزدي باستان‌شناسان خارجي در طي حضور از ايران بيان كرد.

ايمان صميمي در گفت‌وگو با واحد مرکزی خبر با بيان اينكه باستان‌شناسي در بعد از انقلاب عملاً تا سال 76 تحركات ميداني چنداني نداشته است، افزود: تنها در دوره زماني 76 ـ 69 مسئله "شناسايي و ثبت آثار ملي" در جايگاه يك شأنيت ملي معرفي شد.

وي در ادامه گفت: متأسفانه ريشه‌هاي بد نهال مديريت اجرايي دهه 70 كشور در سال 76 به ميراث فرهنگي نيز رسيد و در راستاي تلاش هدف‌دار در تغيير چهره فرهنگي كشور، رئيس وقت سازمان ميراث فرهنگي در نخستين گام اقدام به بازگرداندن چهره‌هاي مطرود به سازمان ميراث فرهنگي كرد.

اين فعال فرهنگي ادامه داد: گام بعدي به صورت برنامه‌هاي وسيع براي بازگشت به اصطلاح، باستان‌شناسان خارجي دنبال شد و در نهايت ادغام دو كانون غير هم‌جنس گردشگري و ميراث فرهنگي بود. از طرفي به جاي اجازه دادن به NGOهاي مردمي و سالم در مناطق حساس قومي كشور به NGOهاي سياسي مجوز دادند كه زمينه بحران‌سازي قومي را فراهم كرد.

صميمي تصريح كرد: دوران بعدي در سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري را مي‌توان تسريع شده روند ضد فرهنگي دوران قبلي در مديريت سازمان بالاخص در زمينه باستان‌شناسان خارجي دانست. براي اين ‌منظور سازمان ميراث فرهنگي را كه مسئوليت تدوين و جهت دادن به مباحث زير‌ساختي هويتي كشور مانند هويت قومي و حل كردن آن را در هويت ملي دارد، با حضور چهره‌هاي فاقد تخصص و دانش، سازمان از حالت آكادميك و تخصصي تبديل به يك كلوپ سياسي شد امري كه در كمال تأسف تاكنون نيز ادامه دارد.

وي اظهار داشت: در اين دوره از مديريت سازمان، طي دو كنگره ورود نيروهاي مشكوك خارجي به نام باستان‌شناس به كشور مباح شد يكي كنگره پيوندهاي فرهنگي ايران و غرب آسيا مرداد 82 كه با برگزاري اين كنگره رسماً تعطيلي باستان‌شناسي ملي را ‌سبب‌ساز شدند. در اين كنگره كه 600 ميليون تا يك ميليارد تومان براي بيت‌المال هزينه داشت، وزارت فرهنگ با همكاري سازمان برگزار كننده آن بود.

صميمي ادامه داد: ‌در اين كنگره دانشجويان كارشناسي باستان‌شناسي اجازه حضور نداشتند، دانشجويان دكترا و كارشناسي ارشد براي حضور گلچين شدند و اساتيد طراز اول ايراني به هيچ عنوان دعوت نشدند و هنگامي كه اين مدعوين خارجي در اسلايدهايشان از لفظ خليج عربي استفاده مي‌كردند، مسئولان هيچ عكس‌العملي نشان نمي‌دادند و معدود اساتيد دانشگاهي ايراني هم كه اعتراض كردند، كارلوفسكي؛ باستان‌شناس آمريكايي جلوي مديران فرهنگي ايران، اين اساتيد را احمق خواند.

وي افزود: در كنگره دوم هم همين وضعيت حاكم بود. از هيچ يك از اساتيد مطرح و طراز اول براي نشست‌ها و كميته‌هاي اجرايي و حتي بيننده عادي دعوت نشد. در كميته‌هايي نيز كه عملاً مسئول تصميم‌گيري‌هاي آتي سازمان بودند، ايراني‌ها حق حضور ‌‌نداشتند و در نهايت با مشورت خارجي‌ها رئيس وقت سازمان، اعلام ‌كرد كه «دولت متولي باستان‌شناسي كشور نيست و ما بازگشت باستان‌شناسان خارجي را خواهانيم.» و عملاً با اين اظهارات و برگزاري اين دو كنگره آخرين گام براي حذف تعهد ملي دولت نسبت به تحقيقات ملي درباره ميراث فرهنگي و هويتي كشور برداشته شد.

اين فعال فرهنگي تصريح كرد: روند حضور باستان‌شناسان خارجي در كشور كاملاً برنامه‌ريزي شده است و بدين‌ وسيله زمينه براي حضور كانون‌هاي توطئه و دست‌هاي داخلي وابسته به امپرياليسم‌ فراهم مي‌شود.

وي گفت: نه من و نه هيچ كدام از فعالان در حوزه ميراث فرهنگي به هيچ وجه مخالف حضور اساتيد آكادميك و دانشگاهي خارجي به كشور و تعامل علمي نيستيم ولي بايد واقعاً نيروهايي كه به عنوان باستان‌شناس به ايران مي‌آيند كار تحقيقاتي و علمي انجام دهند.

*مؤسسات باستان‌شناسي دنيا زيرمجموعه وزارت خارجه كشورها هستند

صميمي گفت: بسيار متأسفم كه بايد بگويم اكثريت قريب به اتفاق مؤسسات خارجي كه تحت عنوان باستان‌شناس در ايران فعاليت مي‌كنند، وابسته به وزارت خارجه كشورشان هستند يعني مثلاً مؤسسه شرق‌شناسي آلمان زير نظر و بنا به دستور وزارت امور خارجه آلمان به فعاليت در ايران مي‌پردازد. معني آن اين است كه يك ديپلمات در كشورمان كار باستان‌شناسي انجام مي‌دهد. سؤال اصلي اين ‌است كه اگر اين‌ها كار علمي مي‌كنند پس چرا وابسته به دانشگاه‌هاي كشورشان نيستند؟

وي ادامه داد: در كنار اين مطالب تاكنون هيچ گزارش شفاف و روشن علمي كه مورد تأييد جامعه علمي كشور باشد از عملكرد اين مؤسسات منتشر نشده است و قراردادهاي منعقده با آن‌ها فاقد هرگونه مجوز از مجلس است.

اين فعال فرهنگي تصريح كرد: حتي سطري از قراردادهاي آن‌ها منتشر و علني نشده است تا لااقل جامعه علمي ما بداند در قبال اين قرارداها چه علمي به ما آموخته شده است.

صميمي گفت: رئيس پژوهشگاه ميراث فرهنگي بايد براي پاسخ‌گويي به اذهان عمومي لااقل يك برگ سند بياورد كه طي آن علمي را در پي اين همه هزينه به كشور وارد كرده باشد.

وي افزود: به راستي چرا انگلستان، فرانسه و آمريكا علي‌رغم دشمني كه با ايران دارند حاضرند صدها هزار دلار در زمينه‌هايي كه هيچ سود اقتصادي ندارد، سرمايه‌گذاري كنند؟ اگر مؤسسات باستان‌شناسي خارجي در ايران علمي هستند، چرا ‌به روي حتي اساتيد علمي ايراني در باز نمي‌كنند و براي ورود به يك مكان علمي نياز به موانع امنيتي است؟

وي ادامه داد: معاونت پژوهشي سازمان بايد توضيح دهد چرا علي‌رغم بي‌كار بودن بخش اعظم فارغ‌التحصيلان رشته‌هاي مرتبط‌ و در حالي كه اين دوستان خارجي در زمان جنگ ما را تحريم كردند و بعضاً به همكاري صميمانه با رژيم بعث پرداختند و عملاً بدهكار مطلق دولت و مردمند، دست تمنا به سوي آنان دراز كرده و مي‌كند؟ همين مؤسسات افرادي ايراني را بورسيه كردند، افرادي را كه از كشور ما خارج كردند از بين نخبگان علمي ما نبودند بلكه يا كارمند ركن بودند يا به آن‌ها وابستگي داشتند و از نظر بضاعت علمي هم بي‌سواد‌ند و اين افراد امروز در سازمان ميراث فرهنگي سمت گرفته‌اند و با همان مؤسسات عقد قرارداد همكاري كرده‌اند.

صميمي در خصوص مناطق مورد علاقه باستان‌شناسان خارجي گفت: روند كاري آن‌ها در كشور حاكي از آن است كه آن‌ها به فعاليت در حوزه‌هاي حساس و بحران‌زا از جمله مناطق مرزي علاقه نشان مي‌دهند. اگر آن‌ها خودشان محل كاوش را تعيين نمي‌كنند، چه كساني آن‌ها را هدايت مي‌كنند چه برنامه‌اي وجود دارد كه آن‌ها را به نقاط خاصي براي كاوش مي‌فرستند؟

وي در توضيح اين مسئله افزود: مثلاً مؤسسه شيكاگو به هيچ عنوان نهادي علمي نيست بلكه همه مي‌دانند كه بنيادي است كه اساساً براي پژوهش‌هاي تاريخي مورد نياز يهود تأسيس شده است. اين مؤسسه متعلق به بنياد «راكفلر» از خاندان‌هاي بسيار سرشناس صهيونيست است و به طور كلي فعاليت آن در كشور‌هاي خاصي است كه به اين نحو در استراتژي پيراموني اسرائيل مهم تلقي مي‌شوند مثل لبنان، عراق، مصر، ايران، اردن، سوريه و تركيه. دزدي الواح گلي از 70 سال پيش تاكنون تنها بخشي از عملكرد سياه آن است.

اين فعال فرهنگي گفت: اين مؤسسه در طول مدت كاوش در تخت جمشيد به دليل روابط حسنه با خاندان پهلوي تلاش كرد كه با امحا و تخريب آثار تمدن‌هاي پيش از ‌هخامنشيان زمينه مثلاً علمي تدوين تاريخ سلطنتي ايران هخامنشي محور را فراهم كند اين مؤسسه در يك نمونه 150 هزار متر مربع از آثار گلي تخت جمشيد را نابود كرد كه اسناد آن كاملاً در دست است. با اين همه دقيقاً در زمان جنگ ايالات متحده و عراق، ما شاهد واگذاري امتياز كاوش در خوزستان به اين مؤسسه‌ هستيم‌. روش پيمايشي آن‌ها شكي باقي نمي‌گذارد كه آن‌ها از وجب به وجب عوارض طبيعي و مصنوعي خوزستان با GPS (مختصات ياب ماهواره‌اي) ‌نقشه‌برداري كرده‌اند؛ اين نقشه‌برداري براي چه بوده است آيا اين سؤال پيش نمي‌آيد كه در صورت هرگونه تنش نظامي بين ما و نيروهاي غربي اين نقشه‌ها چه ميزان براي خارجي‌ها مي‌تواند مفيد باشد آن ‌هم در استان مهمي چون خوزستان؟

وي افزود: جالب‌تر آن‌كه دقيقاً با حضور ناتو در جمهوري آذربايجان در دشت مغان به آن‌ها مجوز كاوش مي‌دهند. اين در حالي است كه اصلاً در زمينه‌هايي كه آن‌ها فعاليت مي‌كنند ما در داخل به طور كامل خودكفا هستيم.

وي در بيان نمونه‌اي ديگر گفت: پروژه «اريسمان» محوطه‌اي است باستاني 12 هكتار در حوالي تأسيسات هسته‌اي نطنز در اصفهان كه اين منطقه براي نخستين بار توسط اساتيد دانشگاه تهران كشف شد و دقيقاً در زماني كه مباحث مربوط به NPT و مسايل هسته‌اي مطرح شد و با وجودي كه از نظر توانايي علمي داخلي هيچ مشكلي نبود، قرارداد كاوش آن را با آلمان بستند و نتيجه اين تحقيقات هم هيچ‌گاه اعلام نشد. يك برگ از نتايج تحقيقات آن در كشور چاپ نشد و تنها به برگزاري كنفرانسي در بوخوم آلمان بسنده كردند.

اين فعال فرهنگي به حضور «باربارا هلدينگ» مسئول شرق‌شناسي آلمان در هفته سوم شهريور سال جاري در ايران اشاره كرد و گفت: دقيقاً در زماني كه تحولات امنيتي در مناطق حساس شمال شرق وجود دارد به بهانه ديدن سدي در آذربايجان در اين سفر كه هيچ توجيهي نداشته همراه با دستگاه ‌GPS (مختصات‌ياب‌ ماهواره‌اي) به كردستان رفت و علاوه بر پرسش درباره ارتباط ترك‌ها و كردها، محبوبيت پژاك در بين مردم، تحركات نظامي ايران و ادوات جنگي مورد استفاده نيروهاي ايراني و ... از اهالي بومي و محلي اقدام به نقشه برداري ماهواره‌اي از برخي مناطق بسيار حساس ‌‌كرد.

صميمي با تأكيد بر اين‌كه دست‌هايي از اين افراد حمايت مي‌كنند، اظهار داشت: اگر يك ايراني اقدام به چنين عملي در خاك كشور خودمان كند، بايد به بسياري از سؤال‌ها پاسخ دهد اما يك خارجي به راحتي دست به اين كار مي‌زند.

وي خطاب به مسئولان ميراث فرهنگي كشور گفت: آيا زمان آن نرسيده است كه سازمان ميراث فرهنگي را از حالت كلوپ سياسي خارج كنيد و با اتكا به توانايي داخلي به تعامل علمي با مراكز واقعاً علمي بپردازيد؟

وي تصريح كرد: بايد به ميزباني اين موريانه‌ها پايان داد و انتظار آن است كه سازمان ميراث فرهنگي از مديران سابق اين سازمان سؤال كند چرا متن انگليسي و فارسي قراردادي كه براي بازگرداندن الواح گلي‌ امضا شده، متفاوت است و متن انگليسي هيچ الزامي را براي بازگشت الواح ندارد و حتي امضاها در يك صفحه و متن قرارداد در صفحه ديگر است؟

منبع : فارس

ارسال نظر | پیشنهاد برای مطالعه (16)

 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 بعد > پایان >>

صفحه 76 - 86 از 86

 
 
   
 
ارتباط با سه نقطه: info@3noqte.com

Copyright © 2008 3noqte.com All rights reserved.

اخبار --- نیایش --- نوا و نما --- آلبوم عکس --- واژه نامه طب اسلامی --- واژه نامه آداب معاشرت --- ارتباط با ما