|
اى كسى كه توبه كنندگان را دوست مىدارى... |
|
نیایش سى و هشتم:
خداوندا من از تو پوزش مىخواهم در باره مظلومى كه در حضور من مورد ستم واقع شده و من او را يارى نكردهام. و خيرى كه در حق من انجام شده و من شكر آن را بجا نياوردهام. و خطا كارى كه از من عذر خواسته و من عذر او را نپذيرفتهام و بيچارهاى كه از من چيزى طلب كرده و من به او ندادهام و حق صاحب حقّ مؤمنى كه برگردن من آمده و آن را به كمال ادا نكردهام و عيب مؤمنى كه بر من آشكار گشته و من آن را نپوشاندهام و گناهى كه از من سر زده و من آن را ترك نكردهام.
اى معبود من، از درگاه تو عذر مىخواهم نسبت به اين گناهان و نظاير آنها، عذرى كه از روى پشيمانى است و براى من در امثال اين گناهان كه پيش مىآيند، پندآموز است.
پس بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و پشيمانى مرا در خطاهايى كه انجام دادهام و تصميم مرا بر ترك گناهانى كه در آينده پيش مىآيند، به منزله توبهاى قرار ده كه موجب محبتت نسبت به من شود، اى كسى كه توبه كنندگان را دوست مىدارى.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (25) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
شاكرترين بندگانت، عاجز از انجام سپاس تواند |
|
نیایش سى و هفتم:
خداوندا هيچكس در سپاسگزارى از تو به نهايتى نمىرسد مگر اينكه از احسان تو چيزى به او مىرسد كه شكرى ديگر را بر او لازم مىكند.
و در طاعت تو هر چقدر هم كسى بكوشد، به جائى نمىرسد جز آنكه نسبت به آنچه شايسته فضل توست، مقصر خواهد بود.
پس شاكرترين بندگانت، عاجز از انجام سپاس توست و عابدترين آنان در طاعت تو مقصر است.
آمرزش نسبت به هيچكس بر حسب استحقاقش، ضرورى نيست و رضايت از احدى به لحاظ درخواستش لازم نمىباشد.
پس هر كه را ببخشى از مرحمت توست و هر كه را مورد رضايت قرار دهى، از فضل توست.
كارهاى اندك از آنچه را مىپسندى، مورد شكر قرار مىدهى و بر طاعت كم، ثواب عطا مىنمايى، گويا شكر بندگانت - كه به خاطر آن به آنان ثواب مىدهى و پاداششان را بيشتر از شكرشان عطا مىكنى - امرى است كه خود مىتوانند در آن توفيق يابند و تو فقط پاداش مىدهى و گويا سبب اين شكر به دست تو نبوده و فقط جزايشان مىدهى.
حال آنكه (اى خداى من) قبل از آنكه آنان به عبادت تو بپردازند، تو عهدهدار امور آنان بودهاى و قبل از اينكه آنان در راه طاعت تو قدم بگذارند، ثوابشان را آماده ساختهاى زيرا سنّت تو اعطا فضل و عادت تو احسان و سيره تو عفو و بخشش است. و لذا همگان معترفند كه تو نسبت به آنكه عقوبتش مىكنى ظالم نيستى.
و همه گواهى مىدهند كه تو نسبت به آنكه او را مىبخشى، با فضلت رفتار مىكنى، و هر كس به خود مىنگرد، در انجام آنچه شايسته توست اقرار به تقصير مىكند
اگر مكر و فريب شيطان نبود، هيچكس تو را عصيان نمىكرد و اگر شيطان باطل را در چهره حق جلوه نمىداد، هيچكس از راه تو منحرف نمىشد.
پس منزهى تو و چه روشن است بزرگوارى تو در رفتار با كسى كه از تو اطاعت كند و يا تو را عصيان نمايد. در حق مطيع از آنچه خود برايش فراهم ساختهاى تشكر مىكنى و در حق گناهكار، در آنچه مىتوانى به عقوبتش شتاب كنى، مهلت مىدهى.
به هر يك از مطيع و عاصى، چيزى عطا مىكنى كه برايش لازم نيست و به آنان عطايايى تفضل مىكنى كه عمل آنها كمتر از آن است و اگر در مورد اهل طاعت، نسبت به آنچه خود متولى آن بودهاى، به عدالت رفتار مىكردى، چه بسا شخص ثواب تو را از دست مىداد و نعمت تو از او زايل مىشد. اما تو با كرم خود، او را با پاداش هميشگى در برابر اعمال ناچيز دنياى فانى جزا دادى و در برابر اهداف نزديك و زوال پذير دنيا، او را به نتايج طولانى و پايدار اخروى رساندى. و در مقابل آنچه از روزيهاى تو استفاده كرده و بر طاعت تو توانايى يافته، باز خواست ننمودهاى و نسبت به ابزارى كه با آنها از تو طلب غفران كرده، مناقشه و سخت گيرى نكردهاى. و اگر چنين مىكردى، همه آنچه براى آن زحمت كشيده و تلاش نموده به عنوان جزاى لطف و منّتى كوچك از سوى تو به حساب نمىآمد و همچنان در نزد تو نسبت به ساير نعمتها بدهكار بود.
پس كى چنين بندهاى مستحق ثوابى از جانب توست؟ هرگز، هرگز
اى خداى من، اين است حال كسى كه مطيع توست و بندگى تو را دارد. و امّا تو نسبت به كسى كه امر تو را نافرمانى كرده و نهى تو را مرتكب شده نيز تعجيل در عذاب و گرفتارى نكردهاى تا او را از حال معصيت، به حال توبه و طاعت باز گردانى و حال آنكه او، در همان آغاز كه قصد معصيت تو را نمود، استحقاق همه عقابهائى را كه براى جميع بندگانت مهيا ساختهاى، داشت.
پس همه عذابهائى كه در حق او به تأخير انداختهاى و همه بلاها و عقوبتهايى كه در انجام آنها كندى كردهاى، حقّى براى تو است كه آن را ترك فرمودهاى و خشنوديى است كه بر تو لازم نبوده است.
پس اى معبود من، چه كسى كريمتر از توست و چه كسى شقىتر از آن كس است كه در مخالفت با تو به هلاكت افتد؟ آيا چه كسى؟ پس تو برتر از آنى كه جز به احسان توصيف شوى و كريمتر از آنى كه كسى جز از عدل تو بترسد. از ظلم تو بر كسى كه تو را عصيان كند، ترسى نيست و از غفلت تو در ثواب دادن كسى كه تو را خشنود سازد، هراسى نمىباشد.
پس بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و آنچه آرزو دارم به من عطا فرما و از هدايتت چندان بر من افزون نما كه توفيق عمل پيدا كنم، كه تو صاحب منّتهاى فراوان و اهل كرامتى.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (22) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
نیایش سى و ششم:
خداوندا اين دو پديده (رعد وبرق)، دو نشانه از نشانههاى تو و دو ياور از ياوران تو هستند كه تحت اطاعت تو، يا موجب رحمت نافع مىباشند و يا اسباب قهر مضر. پس بر ما بوسيله اين دو باران سوء مريز و با آن دو، لباس بلا بر ما مپوشان.
خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و نفع و بركت اين ابرها را بر ما نازل كن و اذيت و مضرّت آنها را از ما دور كن و با آنها بر ما آفتى مرسان و به معيشت ما ضررى متوجه مساز.
خداوندا اگر اين ابرها را براى نقمت و از روى غضب فرستادهاى، ما از خشمت به سوى خودت پناه مىآوريم و در درخواست بخشش به سوى خودت تضرع مىكنيم، پس غضبت را به سوى مشركين متوجه كن و چرخه نقمتت را به جانب ملحدين بگردان.
خدايا خشكى سرزمينهاى ما را به سقايت و آبيارى خودت زائل گردان و عقده دل ما را به رزق و روزيت بگشاى و ما را به غير خود مشغول مساز و رشته احسانت را از جمع ما قطع مفرما. زيرا بى نياز كسى است كه تو او را بى نياز سازى و سالم كسى است كه تو او را حفظ كنى.
غير از تو كسى توانائى دفاع ندارد و هيچ كس از سلطه و قهر تو قدرت امتناع ندارد.
بر هر كس كه بخواهى به آنچه مىخواهى حكم مىكنى و آنچه را اراده فرمائى در حق هر كس كه بخواهى، صادر مىكنى.
پس حمد و سپاس مر تو راست در بلاهائى كه ما را از آنها محفوظ داشتى و شكر و ستايش تو را سزاست در نعمتهائى كه به ما عطا فرمودى. حمدى كه سپاس سپاسگزاران ديگر را پشت سر اندازد، حمدى كه زمين و آسمان الهى را پر سازد.
همانا توئى كه با موهبتهاى بزرگ بر ما منت دارى و نعمتهاى عظيم را به ما عطا فرمودهاى. توئى كه سپاس اندك ما را مىپذيرى و شكر ناچيز ما را سپاس مىگويى، صاحب احسان و نيكى و بخشش هستى. جز تو معبودى نيست و بازگشت همه به سوى توست.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (23) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
نیایش سى و پنجم:
ستايش و سپاس از آن خدائى است كه راضى به قضاى او هستم.
گواهى ميدهم كه خداوند روزى بندگان خويش را بر اساس عدالت تقسيم كرده است و نسبت به جميع مخلوقاتش فضل و بخشش دارد.
پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست و مرا به آنچه به ديگران دادهاى مفتون و شيفته مساز و آنان را به آنچه از من منع كردهاى مبتلا مكن كه در نتيجه من به خلق تو حسد برم و نسبت به حكم تو خشمگين گردم.
خداوندا بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و اندرون مرا نسبت به حكم خويش پاك گردان و سينه مرا در موارد احكام خود فراخ ساز و به من اطمينانى عطا كن كه اقرار كنم قضاى تو جز بر نيكىها جارى نمىشود. و شكرم را در آنچه از من منع كردهاى بيشتر كن از سپاسم در آنچه به من عطا فرمودهاى.
و مرا حفظ كن كه نسبت به فقيران گمان خفّت و خوارى نزنم و يا نسبت به ثروتمندان گمان فضل و برترى نبرم.
شرافتمند كسى است كه طاعت تو او را شرافت بخشد و عزيز كسى است كه بندگى تو به او عزت دهد.
پس بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و ما را از ثروتى برخوردار ساز كه پايان نپذيرد و با عزتى تأييدمان فرما كه از دست نرود و ما را در ملك ابدى رها ساز، كه توئى آن يكتا و بى همتا و بى نيازى كه نه فرزند دارد و نه فرزند كسى مىباشد و براى او هرگز همتا و نمونهاى نيست.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (26) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
خدایا عفو و گذشت تو حجابى است كه ديگران خطاهاى ما را نبيند |
|
نیایش سی وچهارم:
خدايا شكر تو را سزاست در خطا پوشيت بعد از علمت، و درگذشتت بعد از آگاهيت. هر يك از ما به گناه و خطا نزديك شده، امّا تو او را شهره عام و خاص نكردهاى، و مرتكب كار ناپسند شده امّا تو او را مفتضح ننمودهاى و گناهان را همچون پوشش خود قرار داده امّا تو بر گناهان او كسى را راهنمايى نكردهاى.
چه بسيار از نهىهاى تو را ما مرتكب شديم و چه بسيار از اوامر تو كه ما را بر آنها آگاه ساختى امّا نافرمانى كرديم. و چه بسيار گناهان كه آنها را اكتساب كرديم و چه بسا خطاها كه مرتكب شديم. و تو بر آنها مطلع بودى امّا ناظرين ديگر نمىديدند، و تو برتر از همه قدرتمندان، مىتوانستى آنها را اعلان كنى.
عفو و گذشت تو حجابى است كه چشمان ديگران خطاهاى ما را نبيند و مانعى است كه گوش آنها نشنود.
پس آنچه را از زشتيهاى ما كه پوشانيدهاى و از كمبودها كه پنهان داشتهاى، پندى براى ما و مانعى از سوء خلق و فرو افتادن در خطا قرار ده و باعثى براى تلاش در جهت توبه محو كننده گناهان و راه نيكوى سعادت مقرر فرما.
و زمان اين بازگشت را نزديك فرما و ما را به غفلت از خودت گرفتار مساز. ما به سوى تو راغب و از گناهكاران تائب هستيم.
خدايا بر بندگان خوبت درود فرست يعنى بر پيامبر و عترت برگزيده او كه پاك و مطهرند. و ما را سامع و مطيع آنها قرار ده همانگونه كه خود امر كردهاى.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (16) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
پروردگارا من به علم و آگاهيت از تو طلب خير مىكنم |
|
نیایش سى و سوم:
پروردگارا من به علم و آگاهيت از تو طلب خير مىكنم پس بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و در حق من به خير و سعادت حكم فرما.
و به ما شناخت خير را الهام نما و اين را طريقى به سوى رضا به مقررات و تسليم در آنچه حكم مىكنى قرار بده. پس زنگار شك را از ما دور كن و ما را با يقين اهل اخلاص، تأييد فرما.
و ما را به عجز از شناخت آنچه به عنوان خير در نظر گرفتهاى، گرفتار مساز كه در نتيجه ما قدر تو را نشناسيم و در موارد رضاى تو، اكراه داشته باشيم و تمايل پيدا كنيم به چيزى كه از نيكوئى عاقبت دورتر است و به ضد عافيت و سلامت، نزديكتر.
خدايا آنچه را از احكامت كه از پذيرش آن اكراه داريم در نزد ما محبوب كن و آنچه را كه ما سخت و دشوار مىشماريم، بر ما آسان فرما.
و به ما انقياد در برابر خواست خود را الهام نما تا اينكه ما تأخير آنچه را تو در آن تعجيل دارى طلب نكنيم و نيز تعجيل آنچه را تو بتأخير انداختهاى، نخواهيم و آنچه را تو دوست مىدارى، ما مكروه ندانيم و آنچه را دوست نمىدارى، اختيار نكنيم.
خاتمه كار ما را شايستهترين عاقبتها و شريفترين سرانجامها قرار بده. زيرا توئى كه كرامت مىدهى و بزرگى عطا مىكنى و آنچه اراده كنى انجام مىدهى و تو بر هر كارى توانايى.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (14) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
اوصاف در تو گم شدهاند و اذهان در درک بزرگى تو حيراناند |
|

نیایش سى و دوم:
خدايا، اى صاحب سلطنت جاويد و ابدى.
و اى سلطان مقتدر بدون لشگر و پشتيبان.
و اى عزيزى كه در گذر روزگار و گذشت سالها و سپرى شدن ازمان و ايّام همچنان باقى و پايدارى.
سلطنت تو برخوردار از چنان عزتى است كه نه ابتداى آن حدّى دارد و نه منتهاى آن معلوم است.
و مقام پادشاهى تو چنان عالى است كه همه چيز پيش از وصل به آن مقام، عاجز و ناتوان مىشود.
و نهايت توصيف وصف كنندگان، به پايينترين درجه مقام و مرتبت اختصاصى تو نمىرسد.
اوصاف در تو گم شدهاند و صفتها در نزد تو درهم ريختهاند و اذهان ظريف در بزرگى تو حيراناند
و اين چنين است كه تو خدائى هستى كه در اوّل بودن، اوّلى و در اين ويژگى، دائم و جاويدى و هرگز زوال نمىپذيرى و من بندهاى هستم كه در عمل ضعيفم و امّا امل و آرزويم بزرگ است، اسباب وصول به سعادت از دست من خارج شده مگر آنچه رحمت تو به دست من رسانيده است. و رشتههاى آرزوها از من گسيخته شده مگر آنچه من بدان چنگ انداختهام كه همان عفو و بخشش توست آنچه از طاعت كه بتوانم آن را به حساب آورم، در نزد من اندك است و آنچه كه بدان باز مىگردم يعنى معصيت و نافرمانى تو، زياد است و بر تو سخت و دشوار نيست كه بندهات را - گر چه بد كرده باشد - ببخشى، پس اينك از من در گذر
خداوندا علم تو بر اعمال پنهان ما اشراف دارد و در نزد آگاهى تو، هر پنهانى، آشكار است، و جزئيات امور هرگز بر تو مخفى نيست و مخفيات سريرهها هرگز براى تو مغفول نيست. و بر من غالب آمده دشمن تو (شيطان) كه براى گمراه نمودنم از تو مهلت خواست و تو به او مهلت دادى، و تا روز قيامت براى اضلال من فرصت طلبيد و تو به او فرصت دادى. و او - در حاليكه من از گناهان كوچك هلاكت آور و از اعمال بزرگ پستى آور به سوى تو مىگريختم - مرا مغلوب نمود.
همينكه به معصيت تو نزديك شدم و در اثر كردار بد خود، مستوجب خشم تو گشتم، عنان مكر و فريبش را از من گردانيد و با سخن كفر آميز با من روبرو شد و از من تبرّى جست و به من پشت نمود و روى برتافت و سپس مرا در بيابان ضلالت براى خشم تو تنها گذاشت و بى كس، و يكّه، مرا به ديار نقمتت فرستاد. در حاليكه نه شفيعى هست كه براى من در نزد تو شفاعت نمايد و نه هشدار دهندهاى كه مرا در نزد تو ايمن گرداند و نه حصار محكمى كه حاجب بين من و تو باشد و نه پناهى در كار است كه از خشم تو به او رو كنم.
اين است مقام كسى كه به تو پناه آورده و جايگاه كسى كه در برابر تو اعتراف مىكند. پس نبايد فضل تو از من دريغ آيد و عفو تو شامل حال من نگردد، و من محرومترين بندگان تائب تو و مأيوسترين آرزومندان نزد تو باشم، و مرا ببخش، كه تو بهترين آمرزندگانى.
خدايا تو مرا امر كردى و من آن را ترك كردم، و نهى كردى و من مرتكب آن شدم. و فكر نادرست، خطا را براى من جلوه داد و من كوتاهى و تقصير كردم.
و من هيچ روزى را بر روزه گيريم، گواه نمىگيرم و هيچ شبى را پناه شب زندهدارى خود سراغ ندارم و هيچ سنّت مستحبى مرا تحسين نمىكند كه آن را احياء كرده باشم، مگر واجبات تو كه هر كس آنها را زير پا گذارد، هلاك مىشود. و من هرگز با فضيلت نافله به تو متوسل نمىشوم، در حاليكه غفلت من در باره واجبات تو زياد است و من از حدود تو تجاوز كرده، محرّماتى را مرتكب شدهام و گناهان كبيرهاى را انجام دادهام كه مصون داشتن من از رسواييهاى آنها توسط تو، براى من پوششى است.
و اين مقام كسى است كه از خودش در نزد تو شرمنده شده و بر خويش، خشمگين و از تو راضى و خشنود است و از اين رو با روحى خاشع و گردنى خاضع و پشتى سنگين از بار خطاها، با تو روبرو شده، در حاليكه بر سر دو راهى اميد به تو و هراس از تو ايستاده است. و تويى شايستهترين كسى كه باو اميد داشته و سزاوارترين كسى كه بايد از او بترسد و بپرهيزد. پس بار پروردگارا، آنچه اميد دارم به من عطا كن و از آنچه مىترسم، حفظم نما، و با رحمت خود به من باز گرد، زيرا تو بهترين درخواست شدگانى.
بار خدايا، تو كه در حضور همانندهايم در دار دنيا با عفوت مرا پوشاندى و فضلت را شامل حال من گردانيدى، پس در آخرت نيز مرا از رسوائيهاى قيامت - در حضور گواهان يعنى فرشتگان مقرّب و رسولان مكّرم و شهدا و صالحان مثل همسايهاى كه گناهانم را از او پنهان مىكردم و خويشاوندى كه در كارهاى مخفيانه خود از او شرم داشتم - حفظ فرما.
خدايا من در حفظ و پوشانيدن اسرارم، اعتمادى به آنها (نزديكان) ندارم ولى در آمرزش گناهانم به تو اعتماد نمودهام، و تو شايستهترين فرد مورد وثوقى و بخشندهترين فرد مورد رغبتى و رئوفترين شخصى هستى كه از او طلب رحمت مىشود، پس بر من رحم كن.
خداوندا، تو كسى هستى كه مرا - در آن هنگام كه نطفه نا چيزى بودم - از صلب پدر كه استخوانهايى درهم فرو رفته و راههايى تنگ است به تنگاى رحم مادر كه آن را با حجابهايى پوشانيدهاى منتقل كردى، در حاليكه مرا از حالتى به حالت ديگر در مىآوردى تا اينكه صورت مرا كامل گردانيدى و در پيكر من اعضاء و جوارح قرار دادى، بدانگونه كه در كتابت قرآن توصيف فرمودهاى: نخست نطفه و سپس علقه (خون بسته) و مضغه (پاره گوشت) و استخوان و سپس استخوان را با گوشت پوشانيدى و نهايتا مرا خلقتى ويژه دادى آن گونه كه خود خواستى.
تا اينكه چون من به رزق تو محتاج بودهام و هرگز از يارى و فضل تو بى نياز نبودهام، براى من از فضل طعام و شراب، غذايى قرار دادى و آن را در اندرون كنيز خودت (مادر) جاى دادى و در جايگاه رحم او به وديعت نهادى.
پروردگارا اگر در اين حالات مرا به توان خودم وا مىگذاشتى و مرا به قدرت خودم مضطر مىساختى، قطعا نيرو و توان از من سلب مىشد و توانائى از من دور مىگشت. پس تو مرا از ره احسان همانند يك نيكوكار مهربان، غذا دادى و اين كار را همچنان تا اين زمان كه هستم از باب كرم انجام مىدهى. من هرگز نيكى تو را از ياد نمىبرم، و زيبائى رفتار تو در حق من هيچگاه اندك نمىشود. با اين همه، اطمينان من به تو راسختر نمىشود كه خود را براى انجام آنچه نزد تو براى من پر بهرهتر است مهيا سازم.
شيطان زمام مرا در سوء ظن و ضعف يقين بدست گرفته، و از بدى مجاورت شيطان با من و پيروى نفسم از وى به تو شكايت مىكنم و از سلطه او به دامن تو چنگ مىزنم و به سوى تو ناله مىكنم كه راه رزق مرا آسان كنى.
پس حمد و سپاس از آن توست در برابر نعمتهاى زيادى كه در ابتدا به من عطا كردى و در برابر سپاس و شكرى كه به خاطر احسان و انعامت به من الهام فرمودى پس بر حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و رزق را بر من آسان فرما و مرا در آنچه برايم مقدّر ساختهاى قانع كن و در آنچه قسمت من قرار دادهاى راضىام گردان و آنچه از جسم و عمرم گذشته است را در راه طاعت خودت قرار ده كه تو بهترين روزى دهندگانى.
خدايا من به تو پناه مىآورم از آتشى كه آن را بر عاصيان سخت گرفتهاى و به آن وعيد دادهاى كسانى را كه روى از رضايت تو برتابند. و از آتشى كه نورش، ظلمت است و آسانش، دردناك و دورش، نزديك است. و از آتشى كه بعضى شعلههاى آن، ديگر شعلهها را مىبلعد و پارهاى بر پاره ديگر حمله مىبرد. و از آتشى كه استخوانها را پودر مىكند و بر اهل آتش، نوشابهاى گداخته مىنوشاند. و از آتشى كه هرگز باقى نمىگذارد كسانى را كه به سوى آن تضرع مىكنند و رحم نمىآورد بر كسانيكه از آن طلب عطوفت دارند و قدرت ندارد كه تخفيفى قائل شود در حق كسى كه در آن خاشع است و تسليم آن شده است. آتشى كه با ساكنان خود با دردناكترين آنچه دارد بر خورد مىكند يعنى با انتقام درد آور و ابتلاء شديد.
و به تو پناه مىبرم از عقربهاى دوزخ كه براى آزار دوزخيان دهان باز كردهاند، و از مارهاى جهنّم كه با نيشهايشان بر جهنميان حمله مىبرند و از نوشيدنيهاى آن كه امعاء و احشاء ساكنان دوزخ را درهم مىريزد و دلهايشان را مىدرد. و من از تو هدايت مىطلبم در امرى كه آتش را از من دور كند و عقاب را تأخير اندازد.
خدايا بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و به فضل و رحمتت مرا از دوزخ حفظ فرما، و به حسن گذشت خود، از خطاهاى من درگذر و مرا خوار مگردان، اى بهترين پناهان.
توئى كه از زشتيها باز مىدارى زيبائيها را عطا مىكنى و آنچه اراده كنى انجام مىدهى، و تو بر هر چيز توانايى.
خداوندا آنجا كه از نيكان ياد مىشود و ما دام كه شب و روز در كارند، بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست، درودى كه ابتدا آن هرگز قطع نشود و عدد آن قابل شمارش نباشد. درودى كه فضا را پر كند و زمين و آسمان را فراگيرد.
درود بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تا آنجا كه راضى شود و درود بر او و آل او پس از رضايت، درودى كه حد و منتهايى برايش نباشد، اى مهربانترين مهربانان.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (18) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
اينك منم كه در پيشگاهت مطيع و سر به فرمان آمدهام |
|

نیایش سى و يكم:
بار خدايا اى كسى كه توصيف وصف كنندگان، تو را وصف نمىكند.
و اى كسى كه اميد اميدواران از او فراتر نمىرود.
و اى كسى كه پاداش نيكوكاران نزد او تباه نمىشود.
و اى آنكه ترس عبادت كنندگان به او منتهى شود.
و اى آنكه نهايت بيم پرهيزكاران او است.
اين جايگاه كسى است كه بازيچه دست گناهان قرار گرفته و مهارهاى خطاها او را كشيدهاند و شيطان بر او چيره گشته از اين جهت در اجراى امر تو كوتاهى ورزيده و از سر نادانى و غرور به آنچه از آن نهى كردى جامه عمل پوشيده است. مانند كسى كه به قدرت تو بر خود ناآگاه است و يا فضل و احسانت را در باره خويش انكار مىكند تا چون ديده هدايتش گشوده شود و ابرهاى كورى از برابرش بر طرف گردد، ستمهايى كه بر خود نموده بشمرد و در امورى كه با خداى خود مخالفت كرده بينديشد آنگاه بزرگى گناهش را ببيند و به عظمت مخالفتش پى ببرد.
پس در حالى كه دل به اميد تو بسته و از حضرتت شرمسار است به سوى تو رو آورده و از روى اطمينان به تو با شوق و رغبت متوجه تو شده و از روى يقين با طمع خود آهنگ تو نموده و از روى اخلاص با توشه ترس قصد تو كرده در حالى كه جز تو به احدى طمع نداشته و از هيچ چيز غير تو نمىترسد.
پس در حضورت با حال زارى ايستاده و ديدهاش را از روى فروتنى به زمين دوخته و در برابر عزت تو با خوارى سر به زير افكنده و از سر فروتنى رازى را كه تو بهتر از او بدان آگاهى برايت آشكار ساخته و از سر خشوع گناهان خود را كه حضرتت به شمار آنها آگاهترى بر شمرده و از مهلكهاى بزرگ كه بر علمت گذشته و از كار زشتى كه به فرمان تو او را رسوا كرده، به تو پناه آورده گناهانى كه لذتهايش سپرى شده ولى پيامدهاى زيانبخشش بجاى مانده است.
الهى اگر اين بنده را عقوبت كنى عدل و داد تو را انكار نمىكند و اگر از وى بگذرى و بر او رحمت آورى عفوت را عظيم نشمرد زيرا كه تو خداى كريمى هستى كه عفو گناه بزرگ در نظرت بزرگ نيست.
بار خدايا اينك منم كه در پيشگاهت مطيع و سر به فرمان آمدهام در اينكه خود بما گفتى كه تو را بخوانيم، اكنون وفاى به وعدهاى را كه در مورد اجابت خواستهام دادهاى از تو مىخواهم. زيرا كه فرمودهاى «مرا بخوانيد تا خواسته شما را اجابت كنم»
بار خدايا پس بر محمد و آلش درود فرست و با آمرزش خود به من رو آور چنانكه من با اعتراف بر گناه به تو رو آوردم و مرا از لغزشگاههاى گناهان برگير چنانكه در برابر تو پستى گزيدم و مرا در پرده خود بپوشان چنانكه در انتقام از من درنگ فرمودى.
بار الها نيتم را در طاعتت استوار كن و بينشم را در بندگيت پا برجا فرما و مرا به اعمالى موفق كن كه به سبب آن چرك گناهان را از من بشويى و هنگام خروج از دنيا مرا بر آيين خود و پيامبرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله بميران.
بار الها در اين موقعيتى كه دارم از گناهان بزرگ و كوچكم و از گناهان پوشيده و آشكارم و از لغزشهاى گذشته و تازهام به سويت باز مىگردم مانند توبه كسى كه خيال گناه در درونش نگذرد و انديشه بازگشت به گناه را به خاطرش راه ندهد.و تو خود اى پروردگار من در كتاب محكمت فرمودهاى كه توبه را از بندگانت مىپذيرى و از زشتى گناهان در مىگذرى و توبه كنندگان را دوست دارى پس بر اساس وعده خود توبهام را بپذير و همانطور كه ضمانت نمودهاى از گناهانم بگذر و چنانكه شرط فرمودهاى محبتت را بر من لازم فرما. و من هم تعهد مىكنم كه به آنچه پسند تو نيست بر نگردم و ضمانت مىنمايم كه به كارى كه مورد نكوهش توست باز نگردم و پيمان مىبندم كه از تمام گناهان دورى كنم.
بار خدايا تو به آنچه من انجام دادهام آگاهترى پس بر من ببخش و بيامرز آنچه را از من خبر دارى و مرا با قدرت خود به سوى آنچه دوست دارى متوجه ساز.
خداوندا گرفتاريهايى بر دوشم سنگينى مىكند كه آنها را به ياد دارم و گرفتاريهايى نيز هست كه فراموش كردهام و همه آنها در برابر ديده توست كه به خواب نمىرود و نزد علم توست كه در آن فراموشى راه ندارد پس در مقابل آن گرفتاريها به صاحبانش عوض بده و گرانى آن را از من دور كن و سنگينى آن را از دوش من بردار و مرا از نزديك شدن و انجام مانند آن باز دار.
الهى جز با حفظ تو قدرت وفاى به توبه خود ندارم و جز به قوت تو توان خوددارى از گناهان ندارم پس مرا با نيروى كافى تقويت كن و خود عهدهدار نيروى باز دارنده از گناهم باش.
الهى هر بندهاى كه به سويت باز گردد و حضرتت به علم غيبى كه دارى مىدانى كه او توبه شكن و باز گردنده به گناه و خطاى خويش است پس من به تو پناه مىبرم از آنكه چنين باشم اينك اين توبه مرا چنان توبهاى قرار ده كه پس از آن نيازمند توبهاى ديگر نباشم توبهاى كه سبب نابودى گناهان گذشته و ايمنى از گناه در بقيه ايام عمر باشد.
خداوندا از نادانى خود از پيشگاهت عذر مىخواهم و در باره كردار بدم از تو بخشش مىطلبم پس از روى احسان مرا در پناه رحمت خويش در آور و از راه تفضل لباس عافيت بر من بپوشان.
الهى و از هر چه مخالف خواست تو بوده يا از گردونه محبت تو بيرون مىبرد از خاطراتى كه در قلبم گذشته و نگاههاى چشمم و گفتارهاى زبانم چنان توبهاى مىكنم كه هر يك از اندامم به سهم خود از كيفرت سالم ماند و از انتقام و قهرى كه بيدادگران از آن مىهراسند ايمن گردد.
الهى بر تنهاييم در پيشگاهت و تپيدن قلبم از ترست و لرزه اندامم از هيبتت رحم كن زيرا گناهانم - اى پروردگار من - مرا در جاى رسوايى و خوارى در پيشگاهت نشانده پس اگر سكوت كنم كسى از جانب من سخن نمىگويد و اگر شفيع و ميانجى بطلبم سزاوار شفاعت نيستم.
بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست و بزرگواريت را در باره خطاهايم شفيع من فرما و گناهانم را با گذشت خود بر من ببخش و جزايم را از عقوبت خود قرار مده و دامان احسانت را بر من بگستر و مرا در پرده عفوت بپوشان و با من بسان نيرومندى رفتار كن كه بندهاى ذليل با زارى به درگاهش رفته و او بر وى ترحم نموده يا بسان رفتار ثروتمندى رفتار كن كه فقيرى سر راهش نشسته و او از وى دستگيرى نموده. بار الها مرا از (كيفر) تو پناه دهندهاى نيست پس بايد عزّت توانائيت پناهم دهد و براى من شفيعى به سوى تو نيست پس بايد فضل و احسان تو شفيعم شود و گناهانم مرا ترسانيده است، پس بايد (گذشتت) مرا ايمن سازد.
پس آنچه بر زبان آوردم از روى نادانى به كردار زشتم و در اثر فراموشى كارهاى بد گذشتهام نيست بلكه براى آن است كه آسمان تو و هر كه در آن است و زمين تو و هر كه بر روى آن است پشيمانى را كه براى تو آشكار كردم و توبهاى را كه به سبب آن به تو پناه بردم بشنوند. تا شايد برخى از آنان در سايه رحمتت بر جايگاه بدم رحم كند يا بر پريشان حاليم بر من رقت آورد آنگاه دعايى به حال مىكند كه از دعاى خود من نزد تو به اجابت نزديكتر باشد يا شفاعتى نمايد كه از شفاعت خودم نزد تو استوارتر باشد و رهاييم از خشم تو و دستيابيم به خشنوديت در آن باشد.
الهى اگر پشيمانى در پيشگاه حضرتت توبه است پس من از همه پشيمان ترم و اگر ترك گناه توبه محسوب مىشود پس نخستين توبه كننده منم و اگر استغفار سبب ريختن گناهان است پس من در برابرت از استغفار كنندگانم.
بار الها همان گونه كه به توبه و بازگشت فرمان دادى و پذيرش آن را ضمانت فرمودى و بر دعا ترغيب نمودى و نسبت به آن وعده اجابت دادى پس بر محمد و آلش درود فرست و توبهام را بپذير و از رحمتت با نوميدى باز مگردان زيرا كه حضرتت بر گناهكاران بخشندهاى و بر خطا پيشگان كه از صميم دل به تو باز مىگردند مهربانى.
بار الها بر محمد و آلش درود فرست همچنان كه بوسيله او ما را هدايت فرمودى و بر محمد و آلش درود فرست همچنان كه به سبب او ما را رهايى كرامت كردى و بر محمد و آلش درود فرست، درودى كه در قيامت و در روز نياز به تو از ما شفاعت كند زيرا تو بر هر چيز توانايى و آن بر تو سهل و آسان است.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (17) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
كيست مرا يارى دهد هنگامى كه تو مرا تنها گذارى |
|

نيايش سىام:
بارالها بر محمد و آلش درود فرست و مرا برهان از وامى كه آبرويم را بريزد و ذهنم را پريشان كند و انديشهام را پراكنده سازد و كارم در چاره آن طول كشد.
اى پروردگارم از غصه وام و انديشه در آن و از دلى مشغول به مسأله قرض و بيخوابيش به تو پناه مىبرم. پس بر محمد و آلش درود فرست و مرا از زحمت و مشقت وام پناه ده - اى پروردگار من - از ذلت قرض در اين چند روز زندگى و از وبال آن پس از مرگ به تو پناه مىبرم پس بر محمد و خاندان او درود فرست و مرا به ثروت بسيار يا زندگى توأم با كفاف كه هميشه باشد از آن پناه ده.
بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست و مرا از اسراف و زيادهروى باز دار و در بخشش و ميانه روى استوار دار و روش نيكو در زندگى را به من بياموز و مرا به لطف خود از ولخرجى حفظ كن و روزيم را از راههاى حلال جارى ساز و خرج كردن مالم را در كارهاى نيك قرار ده و ثروتى كه مرا به كبر و خودبينى آلوده كند يا به ستم بكشاند يا از مرز عبادت و ادب درگذراند از من دور كن.
بار خدايا رفاقت و همنشينى با فقيران را محبوب من قرار ده و در نشست و برخاست با آنان مرا به صبر نيكو يارى فرما. و آنچه را از كالاى نابود شدنى دنيا از من گرفتى همان را در گنجينههاى هميشگيت برايم اندوختهكن. و آنچه از توشه ناچيز دنيا به من دادهاى و هر متاعى از آن كه در همين دنيا به من عطا فرمودهاى وسيله رسيدن به جوار خود و پيوستن به مقام قرب و سبب رسيدن به بهشتت قرار ده زيرا كه تو صاحب فضل بزرگ و بخشنده بزرگوارى.
صحيفه سجاديه
متن اصلي صحيفه در"ادامه مطلب"
نظرات (1) پیشنهاد برای مطالعه (16) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
بار خدايا به ما يقينى راسخ بخش |
|
نیایش بيست و نهم:
بار خدايا ما را در روزيهايمان به بدگمانى و در مدت زندگى به آرزوهاى دراز آزمودهاى تا اينكه روزيهاى تو را از روزى خواران خواستيم و به آرزوهاى خود در عمر كهنسالان طمع بستيم.
پس بر محمد و آلش درود فرست و به ما يقينى راسخ بخش كه بدان وسيله از رنج خواستن آسودهمان كنى و آرامشى خاص در دل ما انداز تا به آن از شدت و خستگى رنج معافمان دارى.
و آنچه در وحى خود آشكارا وعده دادهاى و از پى آن در كتابت سوگند ياد كردهاى وسيلهاى قرار ده تا ما را از دويدن دنبال آن روزيى كه رساندنش را براى ما كفالت نمودهاى باز دارد و نسبت به آنچه ضامن كفايت آن گشتهاى، مانع پريشانى خاطر ما شود.
پس چنين گفتهاى و گفته تو حق و راستترين است و سوگند خوردى و سوگندت راستترين و رساترين است «و روزى شما و آنچه به شما وعده داده شده در آسمان است».
سپس گفتهاى «پس به پروردگار آسمان و زمين سوگند همان گونه كه شما سخن مىگوييد اين سخن حق است».
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (19) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 بعد > پایان >>
|
| صفحه 16 - 30 از 54 |