14 تیر 1387 ساعت 21:46
صفحه نخست :: مهدیه :: حسینیه :: اخبار :: نقطه سرخط :: پیوندها :: پیک لبخند
 
 

 
نقطه سر خط

فاطمه، فاطمه است.

 21.jpg

فاطمه منبع الهام آزادی و حق‌خواهی و عدالت‌طلبی و مبارزه با ستم و قساوت و تبعیض بوده است.

امروز سوم جماد‌ی‌الثانی است.

سال یازدهم هجرت، سال وفات پدر ...

كودكانش را یكایك بوسید: حسن، هفت ساله، حسین، شش ساله، زینب، پنج ساله و ام كلثوم سه ساله؛

و اینك لحظه‌ی وداع با علی! چه دشوار است.

اكنون علی باید در دنیا بماند.

سی سال دیگر!

 

فرستاد "ام رافع" بیاید، وی خدمتكار پیغمبر بود؛ از او خواست كه:

- ای كنیز خدا، بر من آب بریز تا خود را شست‌وشو دهم. با دقت و آرامش شگفتی، غسل كرد

و سپس جامه‌های نویی را كه پس از مرگ پدر كنار افكنده بود و سیاه پوشیده بود، پوشید، گویی از عزای پدر بیرون آمده است و اكنون به دیدار او می‌رود.

به ام رافع گفت: ـ بستر مرا در وسط اتاق بگستران. آرام و سبكبار بر بستر خفت، رو به قبله كرد، در انتظار ماند.

لحظه‌ای گذشت و لحظاتی ... ناگهان از خانه شیون برخاست.

پلك‌هایش را فرو بست و چشم‌هایش را به روی محبوبش ـ كه در انتظار او بود‌ ـ گشود.

شمعی از آتش و رنج، در خانه‌ علی خاموش شد و علی تنها ماند. با كودكانش.

از علی خواسته بود تا او را شب دفن كنند، گورش را كسی نشناسد، آن دو شیخ از جنازه‌اش تشییع نكنند و علی چنین كرد. اما كسی نمی‌داند كه چگونه؟

و هنوز نمی‌داند كجا؟

در خانه‌اش؟

یا در بقیع؟

معلوم نیست...

و كجای بقیع؟ هیچ معلوم نیست...

آنچه معلوم است،‌ رنج علی است، امشب، بر گور فاطمه.

مدینه در دهان شب فرو رفته است، مسلمانان همه خفته‌اند.

سكوت مرموز شب گوش به گفت‌وگوی آرام علی دارد.

و علی كه سخت تنها مانده است، هم در شهر و هم در خانه، بی‌پیغمبر، بی‌فاطمه.

همچون كوهی از درد، بر سر خاك فاطمه نشسته است. ساعت‌ها است.

شب ـ خاموش و غمگین ـ زمزمه‌ی درد او را گوش می‌دهد،

بقیع آرام و خوشبخت و مدینه بی‌وفا و بدبخت، سكوت كرده‌اند،

قبر‌های بیدار و خانه‌های خفته می‌شنوند.

نسیم نیمه شب كلماتی را كه به سختی از جان علی برمی‌آید،

از سر گور فاطمه به خانه‌ خاموش پیغمبر می‌برد:

" بر تو، از من و از دخترت ـ كه در جوارت فرود آمد و به شتاب به تو پیوست، سلام ای رسول خدا "

" از سرگذشت عزیز تو ـ ای رسول خدا ـ شكیبایی من كاست و چالاكی من به ضعف گرایید.

اما، در پی سهمگینی فراق تو و سختی مصیبت تو، مرا اكنون جای شكیب هست. "

من تو را در شكافه گورت خواباندم و در میانه‌ حلقوم و سینه من جان دادی،

" انا لله و انا الیه راجعون ".

ودیعه را بازگرداندند و گروگان را بگرفتند،

اما اندوه من ابدی است و اما شبم بی‌خواب، تا آنگاه كه خدا خانه‌ای را كه تو در آن نشیمن داری، برایم برگزیند.

هم‌اكنون دخترت تو را خبر خواهد كرد كه قوم تو بر ستمكاری در حق او همداستان شدند.

به اصرار از او همه چیز را بپرس و سرگذشت را از او خبر گیر.

اینها همه شد، با این كه از عهد تو دیری نگذشته است و یاد تو از خاطر نرفته است.

بر هر دوی شما سلام.

سلام وداع كنننده‌ای كه نه خشمگین است، نه ملول.

لحظه‌ای سكوت نمود، خستگی یك عمر رنج را ناگهان در جانش احساس كرد.

گویی با هر یك از این كلمات، كه از عمق جانش كنده می‌شد ـ قطعه‌ای از هستی‌اش را از دست داده است.

درمانده و بیچاره بر جا مانده؛ نمی‌دانست چه كند؛ بماند؟ بازگردد؟

چگونه فاطمه را، این‌جا، تنها بگذارد، چگونه تنها به خانه برگردد؟

شهر، گویی دیوی است كه در ظلمت زشت شب كمین كرده است.

با هزاران توطئه و خیانت و بی‌شرمی انتظار او را می‌كشد... و چگونه بماند؟ كودكان؟ مردم؟ حقیقت؟

مسؤولیت‌هایی كه تنها چشم به راه اویند و رسالت سنگینی كه بر آن پیمان بسته است؟

درد چندان سهمگین است كه روح توانای او را بیچاره كرده است.

نمی‌تواند تصمیم بگیرد، تردید جانش را آزار می‌دهد، برود؟ یا بماند؟

احساس می‌كند كه از هر دو كار عاجز است، نمی‌داند كه چه خواهد كرد؟

به فاطمه توضیح می‌دهد: " اگر از پیش تو بروم، نه از آن رو است كه از ماندن نزد تو ملول گشته‌ام،

و اگر همین جا ماندم، نه از آن رو است كه به وعده‌ای كه خدا به مردم صبور داده است بدگمان شده‌ام ".

آنگاه برخاست، ایستاد، به خانه‌ پیغمبر رو كرد، با حالتی كه در احساس نمی‌گنجید،

گویی می‌خواست به او بگوید كه این " ودیعه‌ی عزیزی " را كه به من سپرده‌ای، اكنون به سوی تو بازمی‌گردانم،

سخنش را بشنو؛ از او بخواه، به اصرار بخواه تا برایت همه چیز را بگوید،

تا آن‌چه را پس از تو دید یكایك برایت برشمارد.

فاطمه این‌چنین زیست و این‌چنین مرد و پس از مرگش زندگی دیگری را در تاریخ آغاز كرد.

در چهره همه‌ ستمدیدگان ـ كه بعدها در تاریخ اسلام بسیار شدند ـ هاله‌ای از فاطمه پیدا بود.

غصب شدگان، پایمال شدگان و همه‌ قربانیان زور و فریب نام فاطمه را شعار خویش داشتند.

یاد فاطمه، با عشق‌ها و عاطفه‌ها و ایمان‌های شگفت زنان و مردانی كه در طول تاریخ اسلام برای آزادی و عدالت می‌جنگیدند، در توالی قرون، پرورش می‌یافت و در زیر تازیانه‌های بی‌رحم و خونین خلافت‌های جور و حكومت‌های بیداد و غصب، رشد می‌یافت و همه‌ دل‌های مجروح را لبریز می‌ساخت.

این است كه همه جا در تاریخ ملت‌های مسلمان و توده‌های محروم در امت اسلامی، فاطمه منبع الهام آزادی و حق‌خواهی و عدالت‌طلبی و مبارزه با ستم و قساوت و تبعیض بوده است.

از شخصیت فاطمه سخن گفتن بسیار دشوار است.

فاطمه، یك "زن" بود، آن‌چنان كه اسلام می‌خواهد كه زن باشد.

تصویر سیمای او را پیامبر خود رسم كرده بود و او را در كوره‌های سختی و فقر و مبارزه و آموزش‌های عمیق و شگفت انسانی خویش پرورده و ناب ساخته بود.

وی در همه‌ی ابعاد گوناگون "زن بودن" نمونه شده بود.

مظهر یك "دختر"، در برابر پدرش.

مظهر یك "همسر" در برابر شویش.

مظهر یك "مادر" در برابر فرزندانش.

مظهر یك "زن مبارز و مسؤول" در برابر زمانش و سرنوشت جامعه‌اش.

وی خود یك "امام" است،

یعنی یك نمونه‌ی مثالی، یك تیپ ایده‌آل برای زن، یك "اسوه"، یك "شاهد" برای هر زنی كه می‌خواهد "شدن خویش" را خود انتخاب كند.

او با طفولیت شگفتش، با مبارزه‌ی مدامش در دو جبهه‌ی خارجی و داخلی، در خانه‌ی پدرش، خانه‌ی همسرش، در جامعه‌اش، در اندیشه و رفتار و زندگیش، "چگونه بودن" را به زن پاسخ می‌داد. نمی‌دانم چه بگویم؟

بسیار گفتم و بسیار ناگفته ماند.

در میان همه جلوه‌های خیره كننده‌ روح بزرگ فاطمه، آنچه بیشتر از همه برای من شگفت‌انگیز است این است كه فاطمه همسفر و همگام و هم‌پرواز روح عظیم علی است.

او در كنار علی تنها یك همسر نبود، كه علی پس از او همسرانی دیگر نیز داشت.

علی در او به دیده یك دوست، یك آشنای دردها و آرمان‌های بزرگش می‌نگریست و انیس خلوت بیكرانه و اسرارآمیزش و همدم تنهایی‌هایش.

این است كه علی هم او را به گونه‌ دیگری می‌نگرد و هم فرزندان او را.

پس از فاطمه، علی همسرانی می‌گیرد و از آنان فرزندانی می‌یابد.

اما از همان آغاز، فرزندان خویش را كه از فاطمه بودند با فرزندان دیگرش جدا می‌كند.

اینان را "بنی‌علی" می‌خواند و آنان را "بنی‌فاطمه".

شگفتا، در برابر پدر، آن هم علی، نسبت فرزند به مادر و پیغمبر نیز دیدیم كه او را به گونه‌ی دیگر می‌بیند.

از همه‌ی دخترانش تنها به او سخت می‌گیرد، از همه‌ تنها به او تكیه می‌كند.

او را ـ در خردسالی ـ مخاطب دعوت بزرگ خویش می‌گیرد.

نمی‌دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟

خواستم از "بوسوئه" تقلید كنم، خطیب نامور فرانسه كه روزی در مجلسی با حضور لویی، از "مریم" سخن می‌گفت.

گفت: هزار و هفتصد سال است كه همه‌ سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده‌اند.

هزار و هفتصد سال است كه همه فیلسوفان و متفكران ملت‌ها در شرق و غرب، ارزش‌های مریم را بیان كرده‌اند.

هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان در ستایش مریم همه‌ ذوق و قدرت خلاقه‌شان را به كار گرفته‌اند.

هزار و هفتصد سال است كه همه‌ هنرمندان، چهره‌نگاران، پیكرسازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی‌های اعجاز‌گر كرده‌اند؛

اما مجموعه‌ گفته‌ها و اندیشه‌ها و كوشش‌ها و هنرمندی‌های همه در طول این قرن‌های بسیار، به اندازه‌ این كلمه نتوانسته‌اند عظمت‌های مریم را بازگویند كه: "مریم، مادر عیسی است".

و من خواستم با چنین شیوه‌ای از فاطمه بگویم.

باز درماندم: خواستم بگویم، فاطمه دختر خدیجه‌ی بزرگ است.

دیدم فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه دختر محمد (ص) است.

دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه همسر علی است.

دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه مادر حسین است.

دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه مادر زینب است.

باز دیدم كه فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

فاطمه، فاطمه است.

*****

 منبع : کتاب فاطمه ، فاطمه است؛ دکتر علی شریعتی

 

 

 

نظرات (1) | پیشنهاد برای مطالعه (13) | لينک

ادامه مطلب...
 
نقشه قتل در نماز

آنها می گفتند پیغمبر (ص) از دنیا رفت و مسلمین را بی سرپرست گذاشت با نقشه های حساب شده درسقیفه جمع شدند و ابی بكر را بر تخت خلافت نشاندند و بسیاری از مردم را با تهدید و ضرب و شتم اجباراً وادار به بیعت كردند ، فدك را گرفته و مخالفان را قلع و قمع كردند ولی باز هم وجود علی (علیه السلام) برای حكومتشان سنگینی می كرد و خیال و خواب راحتی نداشتند!

درصدد برآمدند تا كار او را هم یك سره كنند!!

شب در خانه ابی بكر جمع شدند و به تبادل نظر پرداختند، و پس از بحث و بررسی برای پیاده كردن نقشه شومشان مسجد و نماز را انتخاب كردند...

نظرات | پیشنهاد برای مطالعه (13) | لينک

ادامه مطلب...
 
سایه روشن توبه
tabiyat.jpgاز آغاز خلقت انسان که توام با پیدایش مذهب برای رستگاری او بود.توبه همواره در تمام ادیان الهی مطرح ، وراه بازگشت انسان خطا کار والبته نادم به راه درست بوده است.
توبه را میتوان یکی از نعمت های خداوند بر شمرد که برای ادمی نشانی ازرحمت خداوند متعال به بندگانش است، درروایاتی که از ائمه بزرگوار نقل شده توبه ازجایگاه ویژه ای برخوردار بوده است ، که متاسفانه در جامعه شیعه امروز میتوان گفت که توبه یک امر شخصی محسوب شده وبعد اجتماعی ان کنارگذاشته شده است، به گونه ای که شخص توبه کار از یک گناه آشکار تا آخر عمر خود نمیتواند در اجتماع سر بلند کند وحتی گاها به امور عادی روزانه زندگی خود بپردازد در حالی که این فرد ازگناه خود پشیمان وچه بسا توبه اوهم در نزدخداوندمقبول شده باشد.
گذشته از بعد اجتماعی توبه بعد شخصی ان نیز دارای ظرایف ونکاتی است که درصورت رعایت نکردن برخی از این موارد میتوان گفت که توبه خاصیت خود را از دست میدهد  که همانا توبه [ 1-پشیمانی از آنچه گذشت 2- تصمیم به عدم بازگشت 3-پرداختن حقوق مردم چنان که خدارا پاک دیدار کنی که چیزی برعهده تو نباشد 4-تمام واجب های ضایع ساخته را به جا آوری 5- گوشتی که از حرام بر اندامت روئیده با اندوه فراوان آب کنی چنان که پوست به استخوان چسبیده گوشت تازه بروید 6-رنج طاعت را به تن بچشانی چنان که شیرینی گناه را به او چشانده بودی پس آن گاه بگویی: استغفر الله!]
ازدیدگاه حضرت مولی الموحدین امیر المومنین توبه را اینچنین باید انجام داد که کاری طاقت بس فرساست واین همانا توبه واقعی است،یکی از راههایی که میتواند باعث باز شدن راه توبه شود یاد آخرت ومرگ است که در روایات مختلف اهلبیت گرامی پیامبر اسلام نیز تاکید فراوانی بر آن شده است. چرا که یاد مرگ پایان دنیا را تداعی میکند وباعث ایجاد نوعی هراس در نفس انسان نسبت به جبران گناهان وانجام واجبات میشود در کل توبه را نوعی بازگشت میتوان تصور کرد که با وجود خداوند بزرگ برای این کارنیز اجر اخروی در نظر گرفته شده است، در این بین روایات فراوانی نیز وجود دارد که به عنوان نیروی محرکی به آدمی نشاط لازم را برای رفتن به سمت توبه میدهد[بر بهترین این امت از عذاب الهی ایمن مباشید زیرا که خدای بزرگ فرمود((از کیفر خدا ایمن نیستند جز زیان کاران)) وبر بدترین افراد این امت از رحمت خدا نومید مباشید زیرا که خدای بزرگ فرمود((همانااز رحمت خدا نومید نباشند جز کافران))] ویا [هیچ شفاعت کننده ای برتراز توبه  نیست]از این گذر میتوان نتیجه گرفت که تمام مواردی که ائمه هدی که درود بی پایان خداوندبر آنها باد ذکر گردیده است، برای تربیت نفس آدمی و هدایت نفس امر کننده به گناه به سوی حقیقیت وروشنی است که توبه از گناهان شوم وسیاه نیز یکی از راههای طی همین مسیر سبز است .

سوگند به عهدي كه علي بسته بيا      سوگند تو را به قبر گم گشته بيا
هر جمعه چراغاني و آب و اسپند       مولا به خدا قسم كه اين هفته بیا


نیم نگاهی به نهج البلاغه

نظرات | پیشنهاد برای مطالعه (23) | لينک

 
گپی عاشقانه با ...

ای پناهگاه تبعیدیان! گریزگاه گریزندگان! مأمن پناهندگان! مأوای سالکان!

ای امید محرومان و رانده شدگان! ای منجی به هلاک افتادگان و پای در گل ماندگان!

ای نگاهدارنده بینوایان! ای چراغ در راه ماندگان! و ای شنوای ناله فریاد در گلو ماندگان!

ای دست گیرنده دست از جان شستگان! ای سر فرا آورنده از تنها و آخرین در امید بیچارگان!

ای گنج مخفی مستمندان! ای یکتای دو تا شدگان! ای بند زننده کاسه دل در خود شکستگان!

ای مرهم زخم خوردگان! ای پناهگاه جداشدگان ! ای پشتیبان مستضعفان! ای پناه وحشت زدگان!

ای فریاد رس اندوهگینان! ای قلعه آوارگان!

خدای من !

سزای کوبنده در نگشادن نیست و سزای پناهنده، راه ندادن، نه.

جزای آنکه پای آبله و درد آلوده تا قله عز تو بالا آمده است، به دره سوق دادن نیست
...

نظرات | پیشنهاد برای مطالعه (18) | لينک

ادامه مطلب...
 
لعنت بر این شیطان

ای پیامبر خدا! امان از دست شیطان.

دانیال نبی با تعجب نگاهی به مرد کرد و گفت: «چه شده؟ شیطان چه کارت کرده؟»

مرد که انگار تازه نطق­اش باز شده بود، گفت: «هیچ! از طرفی شما انبیاء و اولیا به ما درس دیندرای و اخلاق می­دهید و از سویی شیطان نمی­گذارد رفتار ما درست باشد،کارهای خوب کرده و از بدیها به دور باشیم!»

دانیال نبی، نگاه دقیق­تری به مرد کرد و پرسید: «چگونه نمی­گذارد؟ آیا با لشکرش به جنگ شما می­آید و شما را مجبور به انجام کارهای بد می­کند؟»

نظرات | پیشنهاد برای مطالعه (18) | لينک

ادامه مطلب...
 
برداشت آزاد!
 
 
aloodegi.jpg
 

دهقان فداکارپيرشد

چوپان دروغگو عزيزشده، شنگول و منگول گرگ شدن

کوکب حوصلهء مهمون رو نداره، کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه

روباه و کلاغ دستشون توي يک کاسه اس

حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده

آرش کمانگيرمعتاد شده، شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي،

رستم و اسفنديار اسباشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي!

 

راستي سر ما ايرانيها چه آمده!!!!!!!!!!!
 
 
 
منبع :اینترنت 

 

نظرات | پیشنهاد برای مطالعه (20) | لينک

 
هستیم اما خسته

rah.jpg

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در راه زندگی ودر پستی ها وبلندی ها
فراز ونشیب ها
خسته ایم هنوز
پستی ها از انچه مینمایند پایین ترند
بلندی ها هم از انچه نشان میدهند کوتاه تر
ما خسته ایم هنوز
خسته ی خسته
شبها خسته به رخت خواب میرویم وصبح ها خسته از خواب بر می خیزیم
ما خسته ایم هنوز
دلمرده وپژمرده
بهار شکفت اما....................
کسی با بهار دو کلمه حرف حساب ننوشت
کسی به بهار که تازه از راه رسیده نامه ای ننوشت، همه پیام دادند:
.......بهار
تولدت مبارک
.......بهار
خوش آمدی
.......بهار
همیشه سبز باشی

اما من وتو

اما ما

هیچ!

امدیم وخریدیم وخوردیم وخراب کردیم ورفتیم
این ارمغان من وتوست برای بهار

ان وقت میگویی سال نو مبارک
ان وقت به هر کس که میرسی بهار تبریک میگویی

لا اقل مثل خوارهای بیابان در بهار سبز شو تا مردم حرفت را باور کنند
از چه بهاری میگویی؟
از چه عیدی سخن جاری میکنی
عمر را نمیبینی ؟

رفت ، گذشت

اما هنوز مانده تا طلوع خورشید
مانده تا شکفتن گل
هـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

>>حداقل مواظب باش تو دنده عقب کسیو زیر نگیری<<

 

نظرات | پیشنهاد برای مطالعه (14) | لينک

 
واژه نامه نوروزی
1- چهارشنبه سوری: فرصتی بسیار مناسب برای افرادی كه زیاد مایل نیستند بهار سال آینده را مشاهده كنند.
اتفاقی كه در آخرین سه شنبه سال می افتد، اما معلوم نیست به چه دلیلی به جای سه شنبه سوری به آن چهارشنبه سوری می گویند. نام یك فیلم كه موضوع آن هیچ ربطی به نام فیلم ندارد!
2- خانه تكانی: تكان خوردن خانه، نوعی زلزله بدون خسارت جانی كه البته در برخی موارد همراه با خسارتهای شدید مالی (از جمله تعویض مبلمان، پرده ها، تلویزیون و...) می باشد، نام یك نوع ورزش كه در آن مردان "كوزت"وار اقدام به شست و شوی شیشه منازل و تمیز كردن خانه می كنند.
توضیح مرتبط:ای كاش به جای این همه خانه تكانی كمی هم به خانه دلمان تكانی می دادیم...
3- خرید نوروزی: روزهای كشیدن چك، روزهای حسرت كشیدن پشت ویترین مغازه ها، روز" بابا من اینو می خوام "،"بابا من اونو می خوام"، روز درك معنی فاصله طبقاتی به كمك تك تك سلولهای بدن.
4- جلو كشیدن ساعت: سنتی قدیمی كه با توجه به روی كار آمدن دولت جدید... ببخشید با توجه به تحقیقات بعمل آمده جدید، كنار گذاشته شد.
عملی كه از 15 سال پیش با هدف صرفه جویی در مصرف برق انجام می گرفت اما امروزه برخی محققان، دریافته اند كه این عمل هیچ تأثیری دركاهش مصرف برق ندارد و مردم كشورمان هم در این 15 سال سر كار بوده اند و الكی هی ساعتها را جلو و عقب می كشیده اند!
5- مسافرت نوروزی: ترفندی برای جیم شدن از دست مهمانان نوروزی.
فرصتی طلایی برای مأموران راهنمایی و رانندگی... البته نه برای جریمه كردن بلكه برای ارشاد رانندگان خطاكار!
6- روبوسی: سخت ترین جای دید و بازدید. معمولاً بعد از دست دادن انجام می گیرد.
یك خواهش مرتبط: لطفاً در طول تعطیلات نوروزی از خوردن پیاز و سیر جداً خودداری كنید.
7- عیدی: انگیزه اصلی برای رفتن به خانه اقوام. دادنش برخلاف گرفتنش بسیار سخت است.
معیاری نامناسب برای سنجش این كه هر فرد چقدر دوستتان دارد.(این مطلب طنز است!)
8- رژیم غذایی: احتمالاً در طول تعطیلات نوروز كلاً بی خیال این مورد شده اید، موردی كه هم گرفتنش در طول تعطیلات باعث پشیمانی است و هم نگرفتنش!
9- برنامه های نوروزی تلویزیون: یك سریال عشقولانه كه در طی سیزده، چهارده قسمت در آن جوانی عاشق سعی می كند عاشق شود.
یك عالمه فیلم سینمایی شامل 3 تا ماتریكس، یك دونه مرد عنكبوتی و... همچنین پخش جومانجی برای هزارمین بار.
10- سیزده به در: روزی كه جماعت از خانه هایشان به مقصد كوه، دشت و بیابان خارج می شوند.
روز طلایی دزدان؛ روزی كه به جنگل می رویم و در آنجا آشغال می ریزیم، شاخه های درختان را می شكنیم و طبیعت را از بین می بریم. شاید به همین علت در تقویم، نام سیزده به در را "روز طبیعت" گذاشته اند.
11- چهارده فروردین: یكی از روزهای سخت سال. روزی كه پس از 20 روز خوردن و خوابیدن مجبوری دوباره صبح زود از خواب بیدارشوی...
12- روزهای بعد از تعطیلات: زمان پاس كردن چكها(برای كارمندان محترم)، نشستن پای لرز بعد از خوردن آجیل (این روزها علاوه بر خوردن خربزه خوردن خیلی چیزها باعث لرزش پا می شود!) روزهای سختی كه باید ناخواسته خوردن شیرینی و میوه را ترك كنید. روزهایی كه قبض تلفن و موبایل (مخصوصاً SMS آن) منجر به بلند شدن دود از سر شما خواهند شد.
norooz.jpg

نظرات | پیشنهاد برای مطالعه (12) | لينک

 
نوروز در فرهنگ اسلامی

در کتاب شریف بحارالانوار مرحوم مجلسی رحمه الله پیرامون عید نوروز روایات متعددی نقل شده، که در این مختصر به بخش‏هایی از آن مباحث اشاره می‏شود:
معلی بن خنیس نقل کرده است که روز نوروز بر امام جعفر صادق علیه السلام وارد شدم،
امام علیه السلام خطاب به من فرمود:
آیا این روز را می‏شناسی؟
عرض کردم، قربانت‏شوم، این روزی است که ایرانی‏ها آن را بزرگ و نیکو می‏شمارند و به همدیگر هدیه می‏دهند.
پس امام فرمودند: علت این امر را که بسی دیرینه است‏برایت تشریح خواهم کرد.
عرض کردم اگر این موضوع را از ناحیه شما فراگیرم بهتر از آن است که گذشتگانم زنده شوند و دشمنانم نابود گردند!
پس فرمودند: ای معلی! همانا نوروز روزی است که پروردگار جهان از بندگانش پیمان گرفت که او را پرستش کنند و به او شرک نورزند
و به پیامبران و امامان علیهم السلام ایمان بیاورند.
نوروز اولین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و بادهای ناگهانی وزیدن گرفت و ستاره زمین در چنین روزی ایجاد شد ...
نوروز روزی است که علی علیه السلام در نهروان خوارج را هلاک کرد؛
گل‏های زمین در آن روز خلق شد؛ در چنین روزی بود که کشتی حضرت نوح علیه السلام بر کوه جودی نشست؛
همان روزی است که جبرئیل بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد؛
همان روزی است که ابراهیم علیه السلام بت‏ها را شکست؛
در همین روز حضرت محمد صلی الله علیه و آله، علی علیه السلام را بر دوش خود حمل کرد تا بت‏های قریش را سرنگون کند...
در چنین روزی حضرت مهدی علیه السلام ظهور می‏فرماید و ما انتظار فرج آن حضرت را در چنین روزی داریم؛
برای این‏که نوروز از ما و شیعیان ماست.
نوروز برای مسافرت خوب و برای زراعت و طلب حوایج‏بسیار نیکوست،
عقد نکاح و ازدواج در چنین روزی بسیار شایسته است.(1)
همچنین در کتاب مزبور آمده است‏شیخ طوسی و سایر متاخرین برای عید نوروز اعمال مخصوصی را بیان داشته‏اند که از آن جمله است: غسل، روزه، نماز و...(2)
همچنین روایت‏شده که احمد بن فهد الحلی رحمه الله در کتاب مهذب البارع فرموده است که: نوروز، روز عزیز و بلند مرتبه‏ای است.(3)
مرحوم سید مرتضی علامه بهاءالدین علی بن حمید با استناد به فرمایش معلی بن خنیس از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که:
نوروز روزی است که در آن روز پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در آن روز برای امیر المؤمنین علی علیه السلام در غدیر خم پیمان گرفت
و آن حضرت را به امامت‏بعد از خودشان منصوب فرمود...
و نوروزی بر ما نمی‏گذرد الا این‏که ما در آن روز منتظر ظهور فرج قائم آل محمد صلی الله علیه و آله هستیم.
و نوروز از روزهای ما می‏باشد.(4)
مرحوم حاج شیخ عباس قمی رحمه الله در فصل یازدهم کتاب گرانسنگ مفاتیج الجنان اعمال ویژه‏ای برای عید نوروز آورده‏اند از جمله:
نماز، ادعیه متعدد و صدقه دادن.
و نیز از امام ششم علیه السلام روایت کرده که چون عید نوروز فرا رسد،
غسل کن و پاکیزه‏ترین جامه‏های خود را بپوش و به بهترین بوهای خوش خود را خوشبو گردان.
صله ارحام، عیادات از بیماران، بزرگان دین، علما و پدر و مادر از جمله برنامه‏های این روز است.
------------------------------------------------
پی‏نوشت‏ها:
1. علامه مجلسی، بحارالانوار، ج 59، ص 91، باب 22
2و3و4. همان، ص 116ـ117.

*****
منبع : مجله دیدار آشنا، ش10

نظرات | پیشنهاد برای مطالعه (15) | لينک

 
غم فراق بهترین پدر خیلی سخته!
خدا می داند این غم جانكاه چقدر  بر سینه امیر المونین علیه السلام تنگی می كند كه حضرتش به هنگام  تطهیر و غسل بدن پاكیزه پیامبر (صلی الله علیه و آله) اینگونه  دردمندانه ناله سر می دهد كه:

نظرات | پیشنهاد برای مطالعه (15) | لينک

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 15 از 39
 
 

ورود به سایت


نام کاربری :

رمز ورود :

دریافت رمز عبور
عضویت در سایت

 

 
 
 
ارتباط با سه نقطه:
info@3noqte.com

Copyright © 2008 3noqte.com All rights reserved.

نوا و نما --- اخبار --- لوگوهاي حمايتي --- آلبوم عکس --- نیایش --- شعر با سه نقطه --- مجله دانلود --- ارتباط با ما --- واژه نامه طب اسلامی

   
 
 
 
صفحه اصلی جرعه ای از سرچشمه