08 شهریور 1387 ساعت 10:19
صفحه نخست :: مهدیه :: حسینیه :: اخبار :: نقطه سرخط :: پیوندها :: انجمن سه نقطه
 
 

 
نیایش
واى بر غفلت من از آنچه برايم پيش می آيد

 2956903-md.jpg

نیایش پنجاه و سوم:

پروردگارا، گناهانم مرا ساكت ساخته و سخنم را بريده است، پس من هيچ دليلى ندارم و از اين رو من اسير گرفتاريهايم هستم و در گرو اعمال خويشم و در گناهانم متحيرم و در نيّتم سرگردانم و در راه وامانده‏ام.
خود را در جايگاه فرومايگان گناهكار قرار داده‏ام، جايگاه شقاوت پيشگانى كه بر تو جسارت ورزيدند و وعده‏هاى تو را سبك پنداشتند.
خدايا پاك و پيراسته‏اى چه جرأتى بود كه به حريم تو جسارت كردم و چه فريبى بود كه با آن خود را گول زدم؟
اى سرور من، بر با صورت به زمين خوردنم و بر لغزش گامهايم رحم كن و بر جهلم با بردباريت و بر سوء كردارم با احسانت رفتار نما. چرا كه من به گناهم اقرار دارم و به خطاى خويش معترفم و اينك اين دست من و اين موى پيشاى من است كه در كف توست، تسليمم كه مرا قصاص كنى. رحم كن بر سالخوردگيم و بر افول روزهاى عمرم و بر نزديك شدن مرگم و بر ناتوانى و نيازمندى و بيچارگيم.
اى آقاى من، بر من رحم كن آن هنگام كه اثرى از من در دنيا باقى نماند و ياد من از ميان مخلوقين تو برود و من از فراموش شدگان باشم، گويى به كلى فراموش شده‏ام.
و اى مولاى من، بر من رحم كن آن هنگام كه صورتم دگرگون شود و حالم عوض شود، وقتى كه بدنم متلاشى شود و اعضايم از هم جدا گردند و مفاصلم پاره شوند اى واى بر غفلت و بى خبرى من از آنچه قرار است برايم پيش آيد
 اى سرور من، به هنگام برانگيخته شدن و زنده شدنم در قيامت بر من رحم كن، و جايگاه مرا در آن روز در كنار اولياء خودت و محل مرا در ميان دوستانت و مسكن مرا در جوار خودت قرار ده، اى پروردگار جهانيان.

صحیفه سجادیه

متن اصلی صحیفه در "ادامه مطلب"

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (10) لينک

ادامه مطلب...
 
اى ولی نعمت من، به گدايى به درگاهت آمده‏ام

 2949002-lg.jpg

نیایش پنجاه و دوم:

اى خدايى كه چيزى در زمين و آسمان از تو پنهان نمى‏ماند، و اى معبود من، چگونه پنهان بماند چيزى كه تو خود خالق آن هستى؟ و چگونه قابل شمارش نباشد چيزى كه خود آن را ساخته‏اى؟ يا چگونه از تو غايب شود چيزى كه خود آن را تدبير مى‏كنى؟ يا چگونه مى‏تواند از تو بگريزد كسى كه زندگى او جز به روزى تو بسته نيست؟ يا چگونه مى‏تواند از دست تو خود را رها كند كسى كه در غير مملكت تو راهى براى او نيست؟ خدايا پاك و پيراسته‏اى با ترس‏ترين بندگانت از تو، عالمترين آنان به توست و خاشع‏ترين آنان در بارگاه تو مطيعترين آنهاست و پست‏ترين آنان كسى است كه تو او را روزى مى‏دهى ولى او غير تو را مى‏پرستد.
خداوندا پاك و منزهى كسى كه مشرك شود و پيامبرانت را تكذيب كند از سلطنت تو چيزى نمى‏كاهد. و كسى كه حكم تو را ناگوار مى‏پندارد نمى‏تواند فرمان تو را بگرداند و كسى كه قدرت تو را دروغ مى‏شمرد نمى‏تواند از چنگ تو بگريزد و آن كس كه غير تو را پرستش كند از خاطر تو نمى‏رود و آن كس كه ديدار تو برايش ناگوار است، در دنيا براى هميشه عمر نمى‏كند.
خدايا پاك و منزهى چه قدر مقام تو بزرگ و سلطنت تو غالب و قدرت تو شديد و فرمان تو نافذ است  پاك و پيراسته‏اى براى جميع بندگانت مرگ را امرى حتمى قرار داده‏اى چه آنها كه تو را به يكتايى مى‏پرستند و چه آنها كه به تو كافرند، و همگان مرگ را خواهند چشيد و همه به سوى تو باز مى‏گردند. پس تو مبارك و والايى، هيچ معبودى جز تو نيست، يكتايى و هيچ شريكى براى تو نيست.
من به تو ايمان آوردم و رسولانت را تصديق كردم و كتابت را پذيرفتم و به هر معبودى غير تو كافر شدم و از هر كس كه غير تو را عبادت كند، بيزارى جستم.
خداوندا من همواره كه شب را صبح مى‏كنم و صبح را به شب مى‏رسانم عمل خودم را اندك مى‏بينم و به گناهانم اعتراف دارم و به خطاهايم اقرار مى‏كنم. من به خاطر تعدّى به خويشتن ذليلم، رفتارم مرا هلاك ساخته و هواى نفسم مرا پست و ذليل گردانيده و شهواتم مرا از توفيقات و بهره‏ها محروم ساخته است.
پس اى مولاى من، به گدايى آمده‏ام، و اين گدايى از سوى كسى است كه به خاطر آرزوهاى دراز روحش بيهوده شده و به خاطر خشكى و بى تحركى رگها جسمش غافل شده و دلش شيفته و شيداى فراوانى نعمتها گشته و فكرش نسبت به آينده‏اى كه به سوى آن پيش مى‏رود اندك است.
گدايى كسى است كه به راستى آرزو بر او غالب آمده و هواى نفس او را فريب داده و دنيا بر او مسلط گشته و مرگ بر او سايه افكنده است.
گدايى كسى است كه گناهانش را بسيار مى‏داند و به خطاى خود معترف است.
گدايى كسى است كه جز تو پروردگارى برايش نيست و غير تو سرپرستى ندارد و هيچ كس او را از چنگ تو نجات نمى‏دهد و هيچ پناهى براى فرار از تو جز آستان خودت ندارد.
خدايا از تو درخواست مى‏كنم به احترام حقّى كه بر همه مخلوقاتت دارى و به اسم اعظمت كه پيامبرت را فرمان دادى تا به آن اسم تو را تسبيح گويد و به عظمت ذات بزرگت كه هرگز فرسوده و متغير نمى‏گردد و دگرگونى و نيستى نمى‏پذيرد، كه بر محمّد و آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله درود فرستى و در پرتو بندگى خودت مرا از هر چيزى بى نياز گردانى و با ترس از خودت علاقه به دنيا را از دل من بكنى و با رحمت خود مرا با انبوه كرامتهايت جفت و همراه گردانى.
پس من به سوى تو مى‏گريزم و از تو مى‏ترسم و از تو يارى مى‏جويم و تنها به تو اميد دارم و تو را مى‏خوانم و به تو پناهنده مى‏شوم و تنها به تو اطمينان دارم و از تو كمك مى‏طلبم و به تو ايمان دارم و بر تو توكل مى‏كنم و بر بخشش و كرم تو اعتماد و تكيه دارم.

صحیفه سجادیه

متن اصلی صحیفه در "ادامه مطلب"

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (8) لينک

ادامه مطلب...
 
چه بسيار گرفتاريهاى سخت كه از من دفع کردی

 2871757-md.jpg

نیایش پنجاه و يكم:

اى معبود من، تنها تو شايسته حمد و سپاسى و من تو را شكر مى‏كنم بر رفتار نيكويت در حق من، و بر وفور نعمتهايت و افزونى عطاهايت بر من، و بر رحمتى كه بواسطه آن مرا بر ترى بخشيدى و بر نعمتى كه آن را بر من نازل فرمودى، براستى تو در حق من لطف‏هائى نموده‏اى كه من از شكر و سپاس آنها عاجزم.
و اگر احسان و ريزش نعمتهاى تو بر من نبود، من به بهره و سودى نمى‏رسيدم و توفيق اصلاح نفسم را پيدا نمى‏كردم، اما تو در حق من به احسان و نيكى آغاز كردى و كفايت در همه امورم را به من ارزانى داشتى و بلا را از من دور كردى و عواقب دردناك قضا و قدر را از من باز داشتى.
اى معبود من، چه بسيار گرفتاريهاى سخت كه از من بگردانيدى، و چه فراوان نعمتهاى بيشمار كه چشمم بدانها روشن ساختى و چه بسيار رفتارهاى بزرگوارانه كه در حق من انجام دادى.
تويى كه به هنگام بيچارگى، خواسته مرا اجابت فرمودى و به هنگام لغزشها، از خطاى من در گذشتى و انتقام مرا از ستمگران گرفتى.
خدايا من هرگز تو را به هنگام مسئلت، بخيل نمى‏بينم و آن هنگام كه به تو رو مى‏كنم، گرفته و ممسك نمى‏يابم، بلكه احساس مى‏كنم كه تو دعايم مى‏شنوى و خواسته‏ام عطا مى‏كنى و مى‏يابم كه نعمتهاى تو در هر شأنى از شئون و در هر زمانى از زمانها بر من فرو مى‏ريزد. پس تنها تو مورد ستايش منى و اين رفتار توست كه نزد من نيكوست.
جان و زبان و عقل من تو را سپاس مى‏گويند، سپاسى كه به حد كمال و به حقيقت شكر مى‏رسد، سپاسى كه نهايت رضايت تو از من است، پس مرا از خشم و غضب خودت برهان.
اى پناهگاه من هنگاميكه راهها و مسلكهاى گوناگون مرا ناتوان ساخته‏اند.
و اى در گذرنده از لغزشهاى من، اگر چشم پوشى تو از زشتيهايم نبود، به تحقيق من از رسوايان بودم.
و اى تأييد كننده من به يارى و نصرت، اگر يارى تو نبود، به راستى از شكست خوردگان بودم.
و اى كسى كه پادشاهان در برابر او يوغ ذلت و خوارى بر گردنهايشان افكنده‏اند و از هيبت و اقتدار او هراسناكند،
و اى اهل تقوى و اى كسى كه نامهاى زيبا از آن توست، از تو درخواست مى‏كنم كه مرا ببخشى و بيامرزى. من بى گناه نيستم كه عذرم پذيرفته باشد و داراى توانى نيستم كه پيروز گردم و راه فرارى ندارم كه بگريزم. و از تو مى‏خواهم كه از خطاهايم درگذرى و در آستانت بيزارى مى‏جويم از گناهانى كه مرا به فلاكت انداخته و احاطه‏ام كرده و به هلاكت كشانده است.
اى پروردگار من، از آن گناهان با حال پشيمانى به سوى تو گريخته‏ام، پس توبه‏ام بپذير. به تو پناه آورده‏ام، پس پناهم ده. به تو روى آورده‏ام، پس خوارم مساز. دست گدايى به سوى تو دراز كرده‏ام، پس محرومم مفرما. به ريسمان تو چنگ انداخته‏ام پس تسليم ديگرى‏ام مكن. تو را مى‏خوانم، پس نااميدم باز مگردان.
اى پروردگار من، تو را مى‏خوانم در حالى كه مسكينم، نالانم، ترسانم، هراسانم، بيمناكم، گدايم و بيچاره آستان توام.
اى معبود من، به تو شكايت مى‏آورم از ناتوانيم در اقدام سريع به آنچه كه به اوليائت وعده داده‏اى، و در پرهيز از آنچه كه دشمنانت را از آنها بيم داده‏اى، و از فراوانى غمها و از وسوسه دلم.
معبودا، تاكنون مرا به خاطر نيتهايم رسوا نكرده‏اى و به خاطر گناهانم هلاك نساخته‏اى. هر گاه تو را مى‏خوانم مرا اجابت مى‏كنى گرچه من در آن هنگام كه تو مرا مى‏خوانى كاهلم. و هر گاه من حاجتى داشته باشم از تو درخواست مى‏كنم و در هر كجا باشم رازم را نزد تو فاش مى‏گويم و جز تو را نمى‏خوانم و به هيچكس غير تو اميد ندارم.
خدايا اجابت، اجابت. آن كس كه به تو شكايت آورد، صدايش مى‏شنوى و آن كس كه بر تو توكل نمايد، به ديدارش مى‏روى و هر كس را كه به ريسمان تو چنگ زند نجات مى‏دهى و آن كس را كه به تو پناهنده شود، از گرفتارى مى‏رهانى.
اى معبود من، پس به خاطر كمى شكر گزاريم، مرا از خير آخرت و دنيا محروم مفرما و آنچه از گناهانم مى‏دانى ببخش. اگر عذابم كنى، البته منم كه ظالم و متجاوز و ضايع كننده و گناهكار و مقصر و واگذارنده و غافل از نصيب خويشم. و امّا اگر مرا ببخشى، تويى كه مهربانترين مهربانانى.

صحیفه سجادیه

متن اصلی صحیفه در "ادامه مطلب"

نظرات (1) پیشنهاد برای مطالعه (8) لينک

ادامه مطلب...
 
واى بر من از آنچه تو در نامه اعمالم نوشته‏اى

untitled4.jpg 

نيايش پنجاهم:

خدايا تو مرا باعتدال آفريدى و در طفوليت پرورشم دادى و به ميزان كفايت روزى‏ام عطا كردى.
خداوندا من در آياتى كه بعنوان كتاب آسمانى نازل فرموده‏اى و بندگانت را بدان بشارت داده‏اى يافتم كه چنين فرمودى: اى بندگان من كه بر جان خويش اسراف كرده و تجاوز نموده‏ايد، هرگز از رحمت خدا نا اميد نشويد، چرا كه خداوند همه گناهان را مورد مغفرت و آمرزش قرار مى‏دهد. و در گذشته گناهانى كه تو خود از آنها آگاهى و كم و كيف آنها را از من بهتر ميدانى از من سر زده است.
پس واى بر من از آنچه تو در نامه اعمالم نوشته‏اى. و اگر جاى اميدوارى به عفو تو كه همه چيز را شامل مى‏شود نبود، خود را هلاك مى‏ساختم و اگر امكان مى‏داشت كه كسى از پروردگارش بگريزد، براستى من از همه سزاوارتر بودم كه از تو بگريزم. و هيچ چيز در زمين و آسمان از تو پنهان نمى‏ماند و تو آن را حاضر مى‏كنى و مجازات و محاسبه تو در قيامت، كفايت خواهد كرد.
پروردگارا، من اگر از تو مى‏گريزم، تو طالب منى و اگر من از تو فرار مى‏كنم، تو بدنبال منى.
و اينك من با حال خضوع و ذلت و افتادگى در پيشگاه تو سر به فرمانم. اگر مرا عذاب كنى، بحق شايسته آنم و اين امر از جانب تو عين عدل است. و اگر مرا ببخشى، همچون گذشته عفوت شامل حالم شده و لباس بخششت را بر تنم پوشانده‏اى.
پس اى پروردگار من، از تو درخواست مى‏كنم به حق اسمائى كه نزد خود پنهان دارى و به حق آن جمالى كه پرده‏ها مانع از درخشش آن شده‏اند، بر اين نفس نالان و بر اين تكه استخوان ناتوان رحم آور. نفسى كه تحمل گرماى خورشيدت را ندارد پس چگونه حرارت آتش دوزخت را تحمل تواند كرد؟ و نيز كسى كه نمى‏تواند صداى رعد آسمان را بشنود، چگونه تاب شنيدن صداى خشم تو را دارد؟
پس اى خداى من، بر من رحم كن، من فردى كوچك و ناچيزم، و ارزشى اندك دارم و عذاب من هرگز به مقدار مثقال و ذره‏اى بر سلطنت تو نمى‏افزايد و اگر عذاب كردن من چيزى بر ملك تو مى‏افزود از تو مى‏خواستم كه به من صبر در اين عذاب را عطا كنى و دوست مى‏داشتم كه آن فزونى در ملك تو محقق گردد. ولى خدايا سلطنت تو بزرگتر و ملك تو با دوام‏تر از آن است كه اطاعت فرمانبران چيزى بر آن بيفزايد و يا نافرمانى گناهكاران چيزى از آن بكاهد.
پس اى مهربانترين مهربانان، بر من رحم كن و اى صاحب جلالت و اكرام، از من درگذر و توبه‏ام بپذير كه براستى تو، توبه پذير و مهربانى.

متن اصلي صحيفه در "ادامه مطلب"

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (9) لينک

ادامه مطلب...
 
اى معبود من، تنها تو را سپاس

927829-lg_368.jpg 


نیایش چهل و نهم:

خدايا تو هدايتم فرمودى و من در لهويات و غفلت ماندم، و تو مرا نصيحت فرمودى و من سنگدل شدم، و به من نيكويى‏هاى فراوان دادى و من مرتكب معصيت شدم و پس از اين همه در پرتو معرفتى كه به من دادى، به آنچه تو در حقم انجام داده بودى آگاه شدم و لذا استغفار كردم و تو از خطايم در گذشتى و دوباره بسوى تو باز گشتم، و تو گناهانم را پوشاندى، پس اى معبود من، تنها تو را سپاس.
من در وادى هلاكت فرو افتاده‏ام و در راههاى تلف و نابودى وارد شده‏ام و در آن واديها در معرض غلبه و سلطه سخت تو هستم و با ورود در آن راهها خود را در معرض عقاب تو قرار داده‏ام  وسيله من بسوى تو يكتاپرستى است و ابزارم اين است كه چيزى را شريك تو قرار نداده‏ام و معبودى را در كنار تو برنگزيده‏ام و با جان و دل بسوى تو گريخته‏ام. و راه فرار گناهكار تنها بسوى توست و تويى پناهگاه كسى كه بهره جانش را ضايع ساخته و به تو پناهنده شده است.
پس چه بسا دشمنى كه شمشير دشمنيش را در برابر من از نيام بر كشيده و لبه تيغش را براى من تيز كرده و تيغه‏اش را براى من صيقل داده و زهرهاى مرگبارش را براى من با آب مخلوط ساخته و مرا در برابر تيرهايى كه هرگز بخطا نمى‏روند هدف قرار داده و چشم نگاهبانش هيچگاه از من برداشته نشده و نخفته است و در دل خواسته كه شرّ و بديم به من برسد و قصد نموده كه از آب تلخ و ناگوار آن شرّ به من بنوشاند. سپس اى معبود من، تو بر ضعف من در تحمل سختيها و بر ناتوانيم در انتقام از كسى كه قصد جنگ با من دارد و بر تنهاييم در برابر كثرت جمعيتى كه با من دشمنى مى‏كند و قصد دارد مرا در آنچه بدان نيانديشيده‏ام گرفتار سازد، نظر كردى.
پس خود به يارى من آغاز نمودى و با توانائيت پشتم را محكم ساختى و سپس تيزى حربه دشمن را در هم شكستى و او را پس از آنكه به جماعتى مبدل شده بود تنها ساختى و مرا بر او غلبه دادى و آنچه را او محكم ساخته بود به خودش بازگرداندى و در حاليكه خشمش فرو ننشسته و غضبش آرام نگرفته او را پس زدى، و او سر انگشتان خود به دندان گزيد و روى بر تافت در حاليكه ياورانش به وعده‏هائى كه به او داده بودند، عمل نكردند. و چه بسيار ظالمى كه با مكر و حيله بر من ستم نمود و در برابر من دام شكارش را گسترانيد و مراقبت و جستجويش را بر روى من متمركز ساخت و در كمين من نشست آنسان كه درندگان در كمين شكارشان مى‏نشينند و در انتظار به چنگ آوردن فرصت براى شكار طعمه خويش‏اند در حاليكه دشمن من در ظاهر به من روى خوش نشان مى‏دهد و تملق مى‏گويد و در عين حال با خشمى تند به من نگاه مى‏كند. پس تو - اى پروردگار من كه مبارك و برترى - چون فريبكارى باطن او و زشتى آنچه در ضميرش پنهان است را ديدى او را در چاله‏اى كه براى شكارش كنده بود با مغز سر، در افكندى و در پرتگاه چاهى كه حفر نموده بود، سرنگون ساختى و سرانجام پس از طغيان و سركشى و در اوج ذلت و خوارى در بندى گرفتار شد كه مى‏خواست مرا در آن گرفتار ببيند و اگر لطف تو نبود نزديك بود آنچه بر سر او آمد، بر من فرود آيد.
و چه بسا بخيلى كه بخاطر حسادت بر من غم و غصه گلوگيرش شد و خشمش چون استخوان در حنجره‏اش ماند و بازبانش مرا نيش زد و با نسبت دادن عيوب خودش به من، مرا مورد غضب شديد قرار داد و حيثيت مرا آماج تيرهاى خود گرفت و صفات ناپسند را كه همواره در خودش بود همچون قلاده‏اى بر گردنم آويخت و با حقه و نيرنگ مرا مشمول غضب قرار داد و با فريبكارى قصد من نمود. پس - اى پروردگارم - من تو را فرياد كردم و از تو كمك خواستم، چرا كه به سرعت اجابت تو مطمئن بودم و مى‏دانستم كه اگر كسى در پرتو حمايت تو جاى گيرد، هرگز مغلوب نمى‏گردد و آن كس كه مشمول يارى و پيروزى تو قرار گيرد، هرگز به ديگرى پناه نمى‏برد، و تو با قدرت خود مرا از خطر دشمن حفظ فرمودى.
و چه بسيار ابرهاى مصيبت بار كه آنها را از بالاى سر من كنار زدى و چه فراوان ابرهاى نعمت كه از آنها باران رحمت بر سرم ريختى و نهرهاى مرحمت كه بسوى من جارى ساختى و لباس عافيت كه بر من پوشاندى و چشمهاى مصيبت آفرين كه آنها را كور كردى و پرده‏هاى مشكلات و بلاها كه از هم دريدى. و چه بسيار گمانهاى خوب كه آنها را محقق ساختى و نقص و كمبودها كه آنها را جبران فرمودى و افتادگى‏ها كه بر پاداشتى و تنگدستى‏ها كه به توانگرى مبدل ساختى.
همه اين‏ها از لطف و احسان توست و در تمام آنها من در نافرمانى و معصيت تو كوشيده‏ام اما بدى من هيچگاه از احسان تمام تو در حق من جلوگيرى نكرده است و اين همه نعمت مرا از ارتكاب آنچه موجب خشم توست باز نداشته است. و از تو در آنچه انجام مى‏دهى سؤال نمى‏شود.
و براستى هر گاه از تو چيزى درخواست شده، عطا فرموده‏اى و آنگاه هم كه چيزى درخواست نشده، خود به بخشش آغاز نموده‏اى و اگر از احسانت در خواست شده، كم نداده‏اى. اى مولاى من، تو جز احسان و اكرام و بخشش و انعام براى ما چيزى نمى‏خواهى ولى من جز فرو رفتن در محرمات و تجاوز نسبت به قوانين تو و غفلت از تهديدهاى تو كارى ندارم. پس سپاس و شكر تنها از آن توست. اى معبود من، اى قادرى كه هرگز مغلوب واقع نمى‏شوى و اى مهلت دهنده‏اى كه هرگز در عقوبت، شتاب نمى‏كنى.
جايگاه من، هم اينك، جاى كسى است كه به وفور نعمتهاى تو اعتراف دارد اما در برابر اين همه نعمت كوتاهى كرده و خود گواهى مى‏دهد كه حق تو را تضييع نموده است.
بار پروردگارا من به مقام بلند پايه محمدى صلّى اللَّه عليه و آله و مرتبت والاى علوى عليه السّلام بسوى تو تقرب مى‏جويم و توجهم به توست كه به حق آن دو بزرگوار مرا از شرّ اين و آن مصون بدارى كه اين امر با توجه به توانگرى تو هرگز سخت و دشوار نيست و با قدرتى كه دارى هرگز تو را رنجور نمى‏سازد و تو بر هر چيز توانايى.
پس اى معبود من، از رحمت و توفيق مستمر خويش آن قدر به من عطا كن كه آن را نردبانى سازم و به سوى مقام رضوان تو بالا روم و از عقاب تو در امان باشم. اى مهربانترين مهربانان.

متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (9) لينک

ادامه مطلب...
 
بارلها تو آنی که مرا خلق وتربیت کردی مرا دریاب

2314.jpg

نیایش چهل و هشتم:

خداوندا امروز(عید قربان یا جمعه)، روز مبارک و میمونی است و مسلمانان در اين روز در جاى جاى زمين گردهم جمع‏اند و فقير و طالب و رغبت كننده و ترساى آنان همه حاضراند و تو بر نيازهاى آنان ناظرى.
پس اينك من از تو مسئلت دارم كه بخاطر جود و كرم و آسانى آنچه من از تو مى‏طلبم، بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست.
و خداوندا، اى پروردگار ما، از آنجا كه ملك و سلطنت از آن توست و سپاس و شكر تنها براى توست، هيچ معبودى جز تو نيست، اى صبور كريم، اى مهربان بخشنده و اى صاحب جلالت و اكرام، اى پديد آورنده آسمان‏ها و زمين، آن هنگام كه بين بندگان مؤمنت قسمت مى‏كنى: خير يا عافيت يا بركت يا هدايت يا توفيق عمل به طاعت، يا خيرى كه با آن بر آنان منت مى‏نهى و هدايتشان مى‏كنى يا آنان را در نزد خود درجه‏اى بالاتر عطا مى‏كنى يا در پرتو آن خيرى از دنيا و آخرت به آنان ارزانى ميدارى، از تو درخواست مى‏كنم كه بهره و نصيب مرا از آن، زياد گردانى.
خداوندا بخاطر اينكه سلطنت و سپاس از آن توست و معبودى جز تو نيست از تو درخواست مى‏كنم كه درود فرستى بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله كه بنده و رسول و دوست و برگزيده و بهترين خلق توست و بر آل او كه نيكان و پاكان و برگزيدگان‏اند، درودى كه جز خودت كسى شمارش آن را نتواند. و از تو مى‏طلبم كه ما را در كار شايسته هر كسى از بندگان مؤمن‏ات كه امروز دست دعا به سوى تو دارد شريك گردانى، اى پروردگار عالميان، و از تو مى‏طلبم كه ما و آنان را مورد آمرزش خود قرار دهى، براستى تو بر هر كارى توانايى.
خدايا در نيازهايم تنها تو را قصد مى‏كنم و امروز فقر و تنگدستى و بيچارگى‏ام را تنها به درگاه تو آورده‏ام و اميد من به آمرزش و رحمت تو بيش از اميدم به عمل خودم مى‏باشد و بتحقيق مغفرت و لطف تو بيش از گناهان من است، پس بر محمد و آل او درود فرست و بر آوردن هر حاجتى كه من دارم را خود به عهده بگير بخاطر قدرتى كه بر رفع حاجات دارى و اين امر بر تو آسان است و بخاطر نيازمندى من به تو و بى نيازى تو از من. همانا من به هيچ خيرى نرسيده‏ام جز به توفيق تو و هيچكس جز تو نتواسته است بدى‏اى را از من دور كند و من در امور آخرت و دنيايم جز به تو اميد ندارم. خداوندا اگر كسى براى گرفتن صله و عطا و به اميد بخشش و احسان خود را مهيا سازد و بسوى بنده‏اى از مخلوقاتت برود، اينك من در اين روز، اى آقاى من، خود را آماده و مهيا ساخته كه بسوى تو آيم به اميد عفو و بخشش و در طلب عطا و جائزه تو.
خدايا پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و در اين روز، اميد مرا نا اميد مساز اى كسى كه درخواست گدا او را رنجور نمى‏سازد و عطايش چيزى از او كم نمى‏كند و براستى من بسوى تو نيامده‏ام از باب اينكه به عمل شايسته انجام يافته‏ام اطمينان دارم و نه از باب اميد به شفاعت مخلوقى از مخلوقاتت بجز شفاعت محمد صلّى اللَّه عليه و آله و اهلبيت او كه درود تو بر او و بر آنان باد.
من بسوى تو آمده‏ام در حاليكه به جرم و گناه خود نسبت به خودم معترفم، بسوى تو آمده‏ام در حاليكه اميدوارم به عفو عظيم تو كه با آن از خطاى خطاكاران در مى‏گذرى، و هرگز ايستادگى طولانى آنان بر گناهان بزرگ مانع از اين نمى‏شود كه تو با رحمت و مغفرت با آنان بر خورد كنى. پس اى كسى كه رحمتش وسيع و گذشتش بزرگ است، اى بزرگ و اى بزرگ، اى كريم و اى كريم، بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و با رحمتت به من توجه كن و با فضلت با من مهربان باش و باران آمرزشت را بر من افزون فرما.
خداوندا اين مقام ارجمند كه از آن جانشينان و برگزيدگان توست و اين مرتبه امناء تو كه از درجات بلندى است كه به آنان اختصاص داده‏اى مورد غصب و دستبرد قرار گرفته است و تو خود چنين تقدير فرموده‏اى، فرمان تو هرگز مغلوب واقع نمى‏شود، و از تدبير حتمى تو هرگز تجاوز نمى‏شود، هر گونه و هر كجا كه تو بخواهى انجام مى‏شود. و تو خود خواسته‏اى كه آنچه بدان داناترى محقق گردد و تو هرگز در آفرينش و خواسته‏هايت مورد اتهام نيستى. و سرانجام برگزيدگان و جانشينان تو مغلوب و مقهور و مورد غضب قرار گرفتند و مى‏بينند كه فرمان تو تبديل يافته و كتاب تو مورد دستبرد قرار گرفته و احكام تو از راههاى شريعت تو منحرف گشته و سنتهاى پيامبرت ترك شده است.
خدايا دشمنان پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و آل او را از گذشتگان و آيندگان و همه كسانى را كه راضى به فعل آنها هستند و رهروان راه آنها و پيروانشان را مورد لعن و نفرين خود قرار ده. خدايا بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست، همانا تو ستايش شده و بزرگى، همانند درود و بركت و سلامى كه براى برگزيدگانت يعنى حضرت إبراهيم و آل إبراهيم داشته‏اى و در گشايش و بشارت و يارى و قدرت بخشيدن و تأييد در حق پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و آل او شتاب كن.
خداوندا مرا از يكتا پرستان و مؤمنان به خودت و از تصديق كنندگان به پيامبرت و ائمه معصومين عليهم السّلام كه پيروى از آنان را واجب دانسته‏اى قرار ده، از كسانى قرار ده كه آن توحيد و ايمان بوسيله و بدست آنان محقق مى‏گردد. دعايم مستجاب كن اى پروردگار عالميان.
خدايا خشم تو را جز حلمت بر طرف نمى‏سازد و غضبت را جز عفوت فرو نمى‏نشاند و از عقابت نمى‏رهاند جز رحمت خودت و مرا از كيفر تو نمى‏رهاند جز تضرع بسويت و زارى بدرگاهت. پس بر محمد و آل محمد عليهم السّلام درود فرست. و اى معبود من از جانب خودت و با قدرتى كه با آن مردگان زنده ميسازى و سرزمينهاى مرده را حياتى دوباره مى‏بخشى، گشايشى در كار من فراهم ساز. و مرا - اى معبود من - در حال اندوه و حسرت نميران تا اينكه دعايم مستجاب كنى و اجابت خواسته‏ام را به من بفهمانى و طعم سلامتى تا پايان عمرم را به من بچشانى. و دشمنم را نسبت به من شاد مكن و او را بر من مسلط مساز و تواناييش مده. اى خداى من، اگر تو مرا بلند گردانى، چه كسى تواند فرود آورد. و اگر تو مرا خوار و پست گردانى، چه كسى تواند بالايم برد. و اگر تو مرا بزرگ بدارى، كيست كه تواند مرا ذليل گرداند و اگر تو مرا كوچك كنى، كيست كه بتواند بزرگم بدارد. و اگر تو مرا عذاب فرمايى، چه كس بر من رحم آورد و اگر هلاكم سازى چه كسى تواند در كار تو نسبت به بنده‏ات اعتراض و يا در باره او سؤال كند. و من مى‏دانم كه در حكم تو هرگز ستمى روا نمى‏شود و در انتقام تو هرگز شتابى نيست و شتاب فقط در كار كسى است كه مى‏ترسد فرصت از دستش برود و تنها فرد ضعيف است كه نيازمند كار ظالمانه است و اى معبود من، تو بسيار بلند مرتبه‏تر از آنى كه به اين امور آلوده باشى.
خداوندا بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل محمد درود فرست و مرا هدف بلايا و در معرض تيرهاى انتقامت قرار مده و به من مهلتى عطا كن و مرا از اندوه و غم برهان و از خطايم درگذر و مرا به گرفتاريهاى پياپى دچار مكن، كه تو خود ضعف و بيچارگى و زارى‏ام بدرگاهت را مى‏بينى. خداوندا امروز من از خشم تو به خودت پناه مى‏آورم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و مرا در پناه خودگير. و امروز از قهر و عذاب تو به آستان خودت پناهنده مى‏شوم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و پناهندگيم را بپذير. و از تو درخواست مى‏كنم كه مرا از عذابت در امان نگه دارى، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و امانم بده. و از تو طلب هدايت مى‏كنم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و هدايتم فرما. و از تو يارى مى‏جويم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و مرا يارى فرما. و از تو درخواست رحمت دارم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و بر من رحم كن. و از تو مى‏خواهم كه در هر امرى كفايتم كنى، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و مرا كافى باش. و از درگاهت روزى مى‏طلبم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و روزيم ده. و از آستانت كمك مى‏طلبم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و كمكم بنما. و نسبت به گناهانى كه انجام داده‏ام از تو طلب آمرزش مى‏كنم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و مرا مورد آمرزش قرار ده. و از تو درخواست مى‏كنم كه مرا از لغزشها حفظ كنى، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و مرا حفظ كن، براستى اگر تو مرا حفظ كنى هرگز به انجام آنچه تو از آن كراهت دارى باز نخواهم گشت. اى پروردگار من، اى پروردگار من، اى مهربان و اى صاحب احسان، اى داراى جلالت و اكرام، بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و برايم اجابت كن همه آنچه را كه از تو مسألت نمودم و در طلب آن بسوى تو آمدم و در راه آن ميل به تو پيدا كردم. و آن را اراده كن و مقدر ساز و بدان حكم كن و به اتمام رسان و در آنچه به آن حكم مى‏كنى برايم خير بخواه و بر من مبارك گردان و با آن بر من تفضل فرما و با آنچه بمن عطا مى‏فرمايى سعادتمندم كن و از فضل و گستره آنچه نزد توست بر من افزون فرما، همانا تو گشاده دست و كريمى، و اين همه را به خير آخرت و نعمتهاى آن متصل فرما اى مهربانترين مهربانان.

متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"

تذكر: پس از اين دعا، به آنچه بخواهى مى‏توانى دعا كنى و بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او هزار بار درود فرستى. و خود حضرت امام سجاد عليه السّلام چنين مى‏كردند.

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (11) لينک

ادامه مطلب...
 
من به گناهانم معترفم وبه بخششت امیدوار

 927829-lg_222.jpg

نيايش چهل و هفتم:

شكر از آن خداوند است كه پروردگار عالميان است.
خدايا سپاس تو راست اى پديد آورنده آسمان‏ها و زمين، اى صاحب جلالت و اكرام، اى پروردگار پرورندگان و اى معبود همه معبودهاى ديگر و اى خالق همه مخلوقات و اى وارث همه اشياء كه هرگز چيزى شبيه تو نيست و علم به هيچ شيئى از تو مخفى نمى‏باشد و تو بر هر چيز محيط هستى و بر همه چيز نگهبانى.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، يكتايى، تنهايى، يگانه‏اى، بى مانندى.
و تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، كريمى، بزرگوارى، عظيم و بزرگى، نهايت كبريايى از آن توست.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، عالى و بلند مرتبه‏اى، انتقام و عذابت بسيار سخت و شديد است.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، رحمانى، رحيمى، داناى حكيمى.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، شنواى بينايى، قديم و آگاهى.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، كريمترين كريمانى، دائمى و پايدارى.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، و تو قبل از هر چيز، اوّلى و پس از همه اعداد، آخر تويى
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، در عين حال كه بلند مرتبه‏اى به همه نزديكى و در عين حال كه به همه نزديك هستى، رفيع و بلند مرتبه‏اى.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، داراى شوكت و عظمتى و كبرياء و سپاس از آن توست.
و تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، تو اشياء را بدون الگو و نمونه‏اى ايجاد كردى، و مخلوقات را بدون شبيه، تصوير كردى و پديده‏هاى نو را بدون الگوگيرى، وجود بخشيدى.
تويى كه براى هر چيزى اندازه‏اى مقدّر ساختى و هر امر ممكنى را ميسر نمودى و امور موجودات و مخلوقات را تدبير كردى.
تويى كه در آفرينش هيچ شريكى تو را يارى ننمود و هيچ وزيرى تو را معاضدت نكرد و هيچ كس شاهد بر كار تو و نظير تو نبود.
تويى كه اراده كردى و بلا فاصله آنچه اراده نمودى محقق شد و تويى كه به قضاوت نشستى و آنچه تو بدان قضاوت كردى عين عدل بود و حكم نمودى و حكمت بر اساس انصاف بود.
تويى كه هرگز مكان تو را فرا نمى‏گيرد و در برابر سلطنت تو هيچ سلطنتى تاب مقاومت ندارد و هيچ برهان و بيانى تو را عاجز نمى‏كند.
تويى كه عدد همه اشياء را شمارش كرده‏اى و براى هر چيزى پايانى قرار داده‏اى و هر چيزى را به اندازه‏اش خلق كرده‏اى.
تويى كه انديشه‏ها و اوهام از درك ذات تو قاصرند و فهمها از رسيدن به كيفيت تو عاجزند و چشمها نمى‏توانند موضع و جايگاه تو را دريابند.
تويى كه حدّ و مرز ندارى تا محدودى شوى و متمثل نمى‏شوى تا كنه تو وجدان شود و زاييده نمى‏شوى تا مولود محسوب گردى.
تويى كه هرگز چيزى با تو ضد نيست تا تو را دشمنى كند و همانندى ندارى تا در رقابت با تو افزونى نشان دهد و نظيرى برايت نيست كه با تو به معارضه برخيزد.
تويى كه به آفرينش ابتدا كردى و اختراع و ابداع و نو آورى در موجودات از آن توست و چه نيكو آفريده‏اى.
خدايا منزهى تو چه والاست شأن تو و چه بلند است منزلت تو و چه آشكار است حق بودن قرآن تو پاك و منزهى تو اى صاحب لطف، چقدر اهل احسان و لطفى. و اى مهربان، چه قدر مهربانى و اى دانا، چه بسيار است دانش تو پاك و منزهى تو اى پادشاهى كه چه بلند است مقام تو. و اى بخشنده‏اى كه چه وسيع است بخششهاى تو و اى بلند مرتبه‏اى كه چه رفيع است جايگاه تو اى كه ارزش و مجد و كبرياء و ستايش از آن توست. خدايا پاك و منزهى تو دست خود را در خيرات باز كرده‏اى و مسير هدايت از سوى تو شناخته مى‏شود، پس هر كه براى وصول به دين يا دنيا تو را طلب كند، تو را مى‏يابد  پاك و منزهى تو، هر چه كه معلوم توست، در برابر تو خاضع است و آنچه فروتر از جايگاه والاى توست، در برابرت خاشع است و همه مخلوقات در برابر تو تسليم و منقادند پاك و منزهى تو به حس در نمى‏آيى و مورد تماس جسمانى واقع نمى‏شوى و كيد و مكر در تو بى اثر است و دور نمى‏شوى و با تو نزاع نتوان كرد و غلبه بر تو نا ممكن است و جدال و خدعه و فريب در مورد تو امكان ناپذير است  پاك و منزهى تو راه تو مستقيم و هموار است و اوامر تو در راستاى رشد و هدايت است و تو زنده استوار و محكمى  پاك و پيراسته‏اى تو سخن تو حكم و قانون است و قضاوت تو قطعى و اراده تو استوار است. پاك و منزهى تو رد كننده‏اى براى مشيّت تو نيست و كسى نمى‏تواند كلمات تو را تبديل كند. پاك و منزهى تو اى كه آيات و نشانه‏هايت آشكار است، اى كه خالق آسمان‏ها و آفريننده جانهايى
حمد و سپاس مخصوص توست، حمدى كه دائم به دوام تو مى‏باشد و از براى توست حمدى كه جاويد است به جاودانگى نعمتهايت. و از آن توست حمدى كه موازى با آفرينش توست  و از توست حمدى كه افزون بر رضايت تو مى‏باشد  و براى توست سپاسى كه همراه با سپاس هر سپاسگزار است و شكرى كه شكر هر شكرگزارى از آن كمتر است. سپاسى كه شايسته غير تو نيست و با آن جز به سوى تو تقرب نتوان جست. سپاسى كه با آن لطف اول دوام يابد و استمرار الطاف در آينده درخواست شود  حمدى كه با گذشت زمانها افزايش يابد و پى در پى بيشتر و بيشتر گردد. حمدى كه حافظان و نگاهبانان از شمارش آن عاجز شوند و از آنچه كه نويسندگان وحى در كتاب قرآن شمرده‏اند، بيشتر باشد. سپاسى كه برابر با عرش عظيم تو و همسنگ جايگاه بلند تو باشد. سپاسى كه ثوابش در نزد تو كامل باشد و پاداش آن همه پاداشها را شامل گردد. حمدى كه ظاهرش با باطنش موافق باشد و باطن آن همراه با صدق در نيت باشد. حمدى كه هيچ يك از مخلوقاتت مثل آن را بجاى نياورده باشد و كسى جز تو به فضيلت آن عالم نباشد. سپاسى كه هر كس در افزايش آن بكوشد از جانب خداوند يارى مى‏شود و هر كس در اداء كامل آن شوق بسيار داشته باشد مورد تأييد قرار مى‏گيرد. حمدى كه جامع همه حمدهاى مخلوق باشد و حمدهاى پس از اين را نيز منتظم سازد. حمدى كه هيچ حمد ديگرى نزديكتر از آن به قول تو نباشد و سپاسگزارى، سپاسگزارتر از آنكه بدان تو را سپاس مى‏گويد، موجود نباشد. حمدى كه با افزونيش موجب شود كه از راه كرم تو نعمتها افزونتر شود و تو آن را با افزايش پى در پى به عطا و بخشش متصل فرمايى. حمدى كه به خاطر كرم تو واجب گردد و برابر با بزرگى جلال تو باشد.
پروردگارا بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست، او كه برگزيده و پسنديده و مكّرم و مقرّب درگاه توست. درودى كه برترين درودها باشد و كاملترين بركاتت را بر او نازل و پر بارترين رحمتهايت را به او عطا فرما.
پروردگارا بر محمد صلّى الَّله عليه و آله و آل او درود فرست، درودى پاك كه هيچ درودى پاكتر از آن نباشد و درودى كه فزاينده‏تر از آن موجود نباشد و درودى همراه با خشنودى كه درودى بالاتر از آن نباشد.
پروردگارا بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست، درودى كه رضايت او و بالاتر از آن را تأمين كند، و بر او درودى بفرست كه تو را راضى گرداند و از رضايت تو نسبت به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله افزونتر باشد. و بر او درودى فرست كه براى او جز به آن خشنود نمى‏گردى و جز او را شايسته آن نمى‏دانى.
پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست، درودى كه از رضوان تو بگذرد و استمرار آن همراه با بقاء تو باشد و همانگونه كه كلمات تو پايان ندارد، بى پايان باشد.
پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست، درودى كه همه درودهاى فرشتگان و انبياء و رسولان و بندگان فرمانبردارت را هماهنگ سازد و مشتمل بر درودهاى بندگانت از جّن و انس و اشخاص پذيراى دعوت تو باشد و جامع درودهاى همه انواع مخلوقاتت باشد كه آنها را خلق كرده‏اى.
پروردگارا بر پيامبر و عترت او درود بفرست. درودى كه بر همه درودهاى گذشته و تازه احاطه داشته باشد و بر او و آل او درود فرست، درودى كه مورد خشنودى تو و غير تو باشد و منشأ درودهاى ديگرى شود كه مجموع آنها چند برابر گردد و موجب شود كه در طول ايام اين درودها به قدرى زياد شود كه جز تو كسى نتواند آنها را بشمارد.
پروردگارا بر پاكان از اهل بيت پيامبر درود فرست، همانها كه براى امر خودت انتخابشان كردى و آنها را خزانه علم و نگاهبانان دين خود قرار دادى و به عنوان جانشينان خود در زمين و حجتهاى خود بر بندگانت برگزيدى و با اراده خود آنان را از پليدى و ناپاكى، پاك ساختى و آنان را به عنوان وسيله‏اى به سوى خود و راهى به سوى بهشتت برگزيدى.
پروردگارا بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست، درودى كه با آن بخششها و تكريمهايت را در حق آنان افزون گردانى و همه چيز را با عطايا و هدايايت براى آنان كامل نمايى و بهره آنان را از سودها و منفعتهايت فراوان گردانى.
پروردگارا بر او و آل او درود فرست، درودى كه آغازش را حدّى و پايان و سرانجامش را نهايتى نباشد.
اى پروردگار من، بر پيغمبر و آلش درود فرست به ميزان عرش و مادون عرشت، و به مقدار آنچه آسمان‏ها و فوق آسمان‏هايت را پر كرده است، و به اندازه زمينها و آنچه در زير آنها و در بين آنهاست، درودى كه آنان را به تو نزديك سازد و موجب رضايت تو و آنها شود و به درودهاى ديگر هميشه متصل باشد.
خدايا تو در هر زمانى، دينت را بوسيله امامى تأييد كردى و او را نشانه‏اى براى بندگانت و علامتى در سرزمين‏هايت قرار دادى، پس از آنكه رشته او را به ريسمان خود وصل كردى و او را طريقى براى رضوان خود قرار دادى و طاعتش را واجب و معصيت‏اش را ممنوع ساختى و امر كردى كه اوامر او را امتثال كنيم و نواهى او را مرتكب نشويم و هيچكس بر او پيشى نگيرد و از او عقب نيفتد كه او پناه پناه آورندگان و جايگاه مؤمنان و مستمسك چنگ زنندگان و چشم روشنى عالميان است. خداوندا به وليت توفيق شكر نعمتهايى را كه باو داده‏اى الهام كن و به ما نيز توفيق سپاس چنين ولى اى را عنايت فرما و او را از جانب خود يارى كن تا بر همگان سلطنت يابد و بآسانى اسباب پيروزى را برايش فراهم گردان و با استوانه‏هاى محكم خود او را يارى كن و كمر او را محكم ببند و بازوانش را قوى گردان و او را به ديده خود مورد عنايت قرار ده و در كنف حفاظت خود او را حمايت و با فرشتگانت او را يارى كن و با سربازان فراوان و پيروزمندت او را امداد فرما. و بوسيله او كتاب و قوانين و شرايع و سنتهاى رسولت - كه درودت بر او و آل او باد - را بر پا دار و بواسطه او آنچه را از نشانه‏هاى دينت كه ستمكاران آنها را نابود كرده‏اند، دو باره احيا كن و بوسيله او تعرض ستم پيشگان نسبت به راهت را از ميان بردار و سختى و مشقّت طريقت را توسط او بر طرف ساز و آنها را كه با پيمان شكنى از راه تو منحرف شدند از ميان بردار و آنها را كه در صدد ايجاد انحراف در مقصد تو هستند، نابود ساز. و او را نسبت به دوستانت نرم گردان و نسبت به دشمنانت دست قدرت او را بگشاى و مهربانى و رحمت و عطوفت و بخشش او را در حق ما به ما عنايت كن و ما را نسبت به او شنوا و مطيع و نسبت به جلب رضايتش كوشا گردان و ما را در يارى و دفاع از او حمايت فرما و از كسانى قرار ده كه از اين طريق به تو و به رسولت - كه درودت بر او و آل او باد - تقرب مى‏جويند. خداوندا و درود فرست بر دوستان امامان كه معترف به مقام والاى آنهايند و راه آنها را مى‏پيمايند و در پى آثار آنها مى‏روند و به ريسمان محكم آنان چنگ مى‏زنند و دست بر رشته ولايت آنان دارند و امامت آنها را پذيرفته‏اند و تسليم اوامر آنها هستند و در طاعت آنها مى‏كوشند و در انتظار روز حكومت آنها هستند و چشم اميد بسوى آنان دارند، درودهائى مبارك و پاك و فزاينده در بامداد و شامگاه. و بر آنها و بر ارواحشان درود فرست و امور آنها را بر تقوى قرار ده و شئونشان را اصلاح كن و توبه آنها را بپذير، همانا تو بسيار تو به پذير و مهربانى و بهترين آمرزندگانى. و ما را در بهشت در زمره آنان قرار ده به رحمتت اى مهربانترين مهربانان...

ادامه متن دعا در"ادامه مطلب"

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (10) لينک

ادامه مطلب...
 
توانى نيست مگر به قدرت او

927829-lg_294.jpg

نيايش چهل و ششم:

اى كسى كه رحم مى‏كنى بر كسى كه بندگانت بر او رحم نمى‏كنند.
و اى آنكه مى‏پذيرى كسى را كه سرزمينها او را نمى‏پذيرند.
و اى كسى كه نيازمندان آستانت را خوار و كوچك نمى‏كنى.
و اى آنكه اصرار كنندگان درگاهت را نا اميد نمى‏سازى.
و اى كسى كه دست رد بر سينه روى آورندگان به بارگاهت نمى‏زنى.
و اى آنكه تحفه‏هاى كوچك را مى‏پذيرى و در برابر كارهاى اندك، سپاس مى‏گويى
و اى كسى كه كار ناچيز را شكر مى‏گذارى و پاداشى بزرگ عطا مى‏كنى.
و اى كسى كه به هر كه به تو نزديك شود، نزديك مى‏شوى
و اى آنكه كسانى را كه به تو پشت مى‏كنند، خودت مى‏خوانى 
و اى كسى كه نعمتها را تغيير نمى‏دهى و در انتقام و عذاب، شتاب نمى‏كنى
و اى آنكه حسنات را ثمر بخش مى‏سازى تا رشد دهى و از گناهان در مى‏گذرى تا پنهانشان سازى. با تأمين حاجات، آرزوها پيش از نيل به منتهاى كرم تو روا شدند و ظرف درخواستها با فيض بخششهاى تو پر گشتند و اوصاف قبل از وصول به كنه وصف تو از هم پاشيدند و محو شدند. پس برتر از هر عالى، علوّ و بلندى از آن توست و بزرگى و جلال بالاتر از هر بزرگى، مخصوص توست. هر بزرگى در نزد تو كوچك است و هر شريفى، در كنار شرافت تو حقير و ناچيز است. آنها كه بر غير تو وارد شدند بحق ضرر كردند و آنها كه به جز تو به سوى ديگران رفتند دچار خسران گشتند و آنها كه در آستان غير تو گرد آمدند، تباه شدند و همه آنها كه به دنبال كسب چيزى بودند گرفتار قحطى گشتند مگر آنها كه به دنبال كسب فضل تو بودند. درگاه تو به روى علاقه‏مندان گشوده وجود و بخشش تو براى گدايان آستانت جارى است و ياريت نسبت به يارى جويان نزديك است. آرزومندان هرگز از تو نا اميد نمى‏شوند و آنها كه به سوى تو مى‏آيند هيچگاه مأيوس نمى‏شوند و آمرزش خواهان هرگز با انتقام و عقاب تو به شقاوت گرفتار نمى‏گردند. روزى تو (حتى) براى كسى كه تو را نافرمانى مى‏كند نيز گسترده است و شكيبايى تو شامل آن كس كه با تو دشمنى نموده نيز مى‏شود. عادت تو نيكى به گناهكاران است و سيره و روش تو مدارا با تجاوز كاران است تا آنجا كه اين ملاحظات تو آنان را از توبه و بازگشت غافل نموده و اين مهلت دادنها ايشان را از اجتناب از گناه باز داشته است.
 خدايا تو فقط از اين جهت در باره گناهكاران تأنى نمودى كه آنان به امر تو باز گردند و مهلتشان دادى چرا كه به دوام سلطنت خود مطمئن بودى. پس هر كس كه اهل سعادت باشد پايان كارش را سعادت رقم زدى و آن كس كه اهل شقاوت باشد، در جهت آن او را گرفتار خذلان ساختى. همه آنان سرانجام به حكم تو باز مى‏گردند و امور آنان به فرمان تو باز گشت مى‏كند، در طول مدت و مهلت آنان، استدلال تو از استحكام نمى‏افتد و به خاطر عدم شتاب در قضاوت در باره آنان، برهان تو باطل نمى‏گردد. دليل تو پا برجا و زايل نشدنى است و سلطه تو ثابت و پايدار است. پس عذاب دائم براى كسى است كه از تو روى بر گرداند و يأس ذلت‏بار از آن كسى است كه از درگاه تو نوميد شود و بالاترين شقاوت از آن فردى است كه در پيشگاه تو غرور و تكبر بورزد.
چه بسيار است تغير و تحول او در عذاب تو، و چه طولانى است درنگ حيرت آميز او در عقاب تو، و چه دور است سرانجام او از گشايش، و چه نوميد است از آسانى راحتى و رهايى همه اين‏ها البته بر مبناى قضاوت عادلانه‏اى است كه هرگز در آن ظلم نمى‏كنى و حكم منصفانه‏اى است كه ابدا در آن ستم نمى‏نمايى. تو حجتها را آشكار ساخته‏اى و عذر و بهانه را از ميان بر داشته‏اى و تهديد و انذار از عذاب را اعلام فرموده‏اى و در تشويق و ترغيب بندگان با مهربانى اقدام نموده‏اى، و مثالهاى عبرت آموز بيان داشته‏اى و مهلت بسيار در اختيار آنان قرار داده‏اى، و در عين حال كه در عقاب آنان مى‏توانى شتاب كنى، آن را به تأخير انداخته‏اى و با اينكه مى‏توانى در بازخواست، سرعت به خرج دهى، در آن تأنى مى‏كنى. درنگ تو البته از روى ناتوانى نيست و مهلت دادنت از جهت سستى نمى‏باشد و خوددارى تو به خاطر غفلت نبوده و انتظارت از باب مماشات نيست بلكه براى آن است كه دليل تو رساتر و كرم تو كاملتر و احسان تو فراوانتر و نعمتت تمامتر باشد.
(آرى)، همه اين امور بوده و تو اين چنين بوده‏اى و از اين پس اين امور هست و تو نيز پا بر جايى. دليل تو برتر از آن است كه كاملا توصيف شود و مجد و عظمت تو بالاتر از آن است كه كنه و انتهاء آن معلوم گردد و نعمت تو افزونتر از آن است كه تماما به شمارش در آيد و احسان تو بيشتر از آن است كه بتوان كمترين آن را سپاس گفت.
سكوت، مرا از ستايش تو باز داشته و امساك و خوددارى، مرا از تمجيد تو ناتوان ساخته است و نهايت تلاش من، اقرار به واماندگى است. خدايا خود رغبتى به اين حالت ندارم، اما چه كنم كه عجز مرا به اين حالت كشانده است. پس اينك، اين من عاجزم كه قصد ورود به محضر تو دارم و از تو حسن عطا و بخشش طلب مى‏كنم پس بر محمد و آل او درود فرست و راز و نياز مرا بشنو و دعايم مستجاب گردان و روزگار مرا با نااميدى به پايان مبر و درخواسته‏ام دست رد بر پيشانى من مزن و رفتنم از پيشگاهت و باز گشتم به درگاهت را كريمانه مورد عنايت قرار ده. به راستى تو در آنچه اراده كنى در تنگنا قرار نمى‏گيرى و در اعطاء آنچه از تو در خواست شود ناتوان نمى‏باشى و تو بر هر كارى توانايى. و هيچ تحوّل و توانى نيست مگر به قدرت خداى بلند مرتبه بزرگ.

متن اصلی صحیفه در "ادامه مطلب"

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (10) لينک

ادامه مطلب...
 
خداوندا اى آنكه ميل به گرفتن پاداش ندارى

927829-lg_201.jpg 

نیایش چهل و پنجم:

خداوندا اى آنكه ميل به گرفتن پاداش ندارى.
و اى كسى كه از عطا و بخشش پشيمان نيستى.
و اى آنكه به بنده‏ات پاداش برابر نمى‏دهى.
بخشش تو، ابتدايى است و گذشت تو از باب تفضّل است و كيفرت عين عدل است و فرمانت، خير و صلاح است.
تو اگر چيزى ببخشى، همراه با منّت نيست و اگر چيزى را ممنوع كنى، ظلم و ستم محسوب نمى‏شود.
تو نسبت به آنكه شكر تو گويد، سپاسگزارى مى‏كنى و حال آنكه خود شكرت را به او الهام نموده‏اى.
و عوض مى‏دهى به آنكه تو را بستايد و حال آنكه خود ستايش را به او آموخته‏اى.
عيوب كسانى را مى‏پوشانى كه اگر مى‏خواستى رسوايشان مى‏ساختى.
وجود تو شامل حال كسانى مى‏شود كه اگر بخواهى مى‏توانى آنها را محروم كنى.
و هر دو گروه فوق بحقّ، شايسته رسوايى و محروميّتند، امّا اين تويى كه اساس كارت را بر تفضل نهاده‏اى و قدرت خود را در عفو و گذشت نشان مى‏دهى.
با كسى كه در برابر تو سركشى مى‏كند، با بردبارى بر خورد مى‏كنى و به كسى كه (با گناه) قصد ستم بر خويش دارد مهلت مى‏دهى و آنان را تا لحظه رجوع و بازگشت، به مداراى خود وعده مى‏دهى و تا زمان توبه از شتاب در عقاب آنان خوددارى مى‏كنى تا هلاكت هلاك شونده از جانب تو نباشد و آن كس كه شقى است، با نعمت تو گرفتار شقاوت نشود، مگر پس از عذر بسيار و حجتهاى پى در پى و آشكار. و اين‏ها هم از عفو توست اى كريم، و بهره‏اى است از مهربانى تو اى خداى بردبار.
تويى كه براى بندگانت درى به سوى عفوت گشوده‏اى و آن را «توبه» نام نهاده‏اى. و براى راهنمايى به سوى اين در، راهنمايى وحيانى گذاشته‏اى كه هرگز آن را گم نكنند و خود - كه نامت مبارك است - فرموده‏اى: به سوى خدا توبه كنيد، توبه‏اى پاك و خالص، بدان اميد كه خداوند گناهان شما را بپوشاند و شما را در بهشتى داخل سازد كه نهرها در آن جارى است. در روزى كه خداوند پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و آنان را كه به او ايمان آورده‏اند خوار نمى‏گرداند، نور آنان از پيش رو و از جانب راست آنان حركت مى‏كند (در حاليكه) آنان مى‏گويند: اى پروردگار ما، نور ما را كامل گردان و ما را بيامرز، كه تو بر هر كارى توانايى .
پس عذر كسى كه از اين منزل غفلت كند - بعد از اينكه تو در آن را گشوده‏اى و برايش راهنما قرار داده‏اى - چيست؟ و تويى آنكه به نفع بندگانت، زياد خود را به مشقت و سختى مى‏اندازى و دوست مى‏دارى كه آنان در تجارت با تو سود ببرند و با وارد شدن بر تو و زيادت خواستن از تو رستگار شوند. و لذا تو خود - كه نامت مبارك و بلند است - فرموده‏اى: هر كس كار نيكى انجام دهد، ده برابر اجر مى‏برد و هر آن كس كه كار ناپسندى مرتكب شود، جز به اندازه همان عمل مجازات نمى‏شود و نيز فرموده‏اى: مثل آنها كه اموال خودشان را در راه خدا انفاق مى‏كنند، مثل دانه‏اى است كه هفت خوشه مى‏روياند و در هر خوشه‏اى صد دانه است و خداوند به هر كس كه بخواهد چند برابر پاداش مى‏دهد. و همچنين فرموده‏اى: كيست آن كس كه به خدا قرض نيكو بدهد تا در نتيجه خدا به او چندين برابر عطا فرمايد و نيز نظير اين سخنان كه حسنات را چند برابر پاداش مى‏دهى در قرآن نازل فرموده‏اى.
و تويى آنكه با گفتارت بندگان را نسبت به عالم غيب راهنمايى كردى و با ترغيب و تشويق، آنان را به سويى بردى كه از بهره كامل برخوردار شوند. حقايقى را به آنان نشان دادى كه اگر از آنان مى‏پوشاندى، چشمانشان هرگز آنها را نمى‏ديد و گوشهاشان نمى‏شنيد و ذهن آنها بدان نمى‏رسيد. و خودت فرمودى: ما را ياد كنيد تا من نيز به ياد شما باشم و شكر مرا بجاى آوريد و كفران مكنيد. و فرمودى: اگر شكر گزار باشيد بر نعمتهاى شما مى‏افزايم و اگر كفران پيشه كنيد، به راستى عذاب من شديد است. و تو فرمودى مرا بخوانيد تا شما را استجابت كنم، به راستى كسانيكه با روحيه استكبار، خود را فراتر از بندگى من ببينند به زودى به آتش دوزخ داخل خواهند شد و در آن جاويد مى‏مانند، پس دعا و درخواست از خود را عبادت و ترك دعا را استكبار ناميده‏اى و تهديد كرده‏اى كه ترك دعا موجب دخول هميشگى در آتش دوزخ مى‏شود.
پس بندگانت تو را به خاطر لطفت ياد مى‏كنند و با فضلت سپاس مى‏گزارند و به موجب فرمانت تو را مى‏خوانند و در راه تو صدقه مى‏دهند تا از تو زيادت نعمت طلب نمايند. و در اين امر براى آنان، نجات و رهايى از غضب تو و فلاح و رستگارى در پرتو رضايت تو محقّق مى‏شود. و اگر يكى از مخلوقات تو از جانب خودش ديگرى را مثل آنچه تو بندگانت را به آنها راهنمايى فرموده‏اى، راهنمايى مى‏كرد، به صفت احسان و اعطاء نعمت موصوف مى‏شد و به هر زبانى مورد ستايش قرار مى‏گرفت. پس حمد و سپاس براى توست ما دام كه راهى براى حمد تو باز است و لفظى باقى است كه با آن حمد تو گفته شود و معنايى در كار است كه به ستايش تو باز گردد
اى كسى كه به سبب احسان و فضل، در نزد بندگان، شايسته ستايش شده‏اى و آنان را غرق در نعمت و بخشش نموده‏اى، نعمات تو در بين ما چه آشكار و پيدا و بخششهايت بر ما چه فراوان و اختصاص يافتن ما به نيكهاى تو چه زياد است  تو ما را به دين برگزيده و آيين مورد رضايت و راه سهل و آسان خود هدايت نمودى و نسبت به طريقه تقرّب به خودت و رسيدن به كرامتت ما را بصيرت دادى. خداوندا و تو در زمره بر گزيده اين وظايف و اعمال ويژه از واجبات، ماه رمضان را قرار دادى، ماهى كه آن را از ساير ماهها ممتاز نمودى و از بين همه زمانها و ايّام، آن را انتخاب فرمودى و آن را بر همه اوقات سال به نزول قرآن و نور مقدّم داشتى و ايمان را در اين ماه مضاعف نمودى و روزه را در آن واجب گردانيدى و بندگان را به قيام در آن براى عبادت ترغيب فرمودى و شب قدر را كه از هزار شب بهتر است در آن تجليل نمودى.
سپس ما را براى اين ماه بر ساير امّتها مقدّم داشتى و براى فضيلت آن، ما را انتخاب فرمودى نه ساير ملّتها را، و ما به فرمان تو روز اين ماه را روزه گرفتيم و با يارى تو شب را به قيام در عبادت سپرى كرديم و با روزه گرفتن و بر خاستن براى عبادت، خود را در معرض رحمتت كه ما را در جوار آن نهاده‏اى، قرار داديم و آن را وسيله‏اى براى دريافت ثواب تو ساختيم و خزانه تو پر است از آنچه در راهت مورد رغبت باشد. و در آنچه از فضل و عطا از تو درخواست شود، بخشنده‏اى و نسبت به كسى كه در راه قرب تو مى‏كوشد، نزديك هستى. و اين ماه به گونه‏اى شايسته ستايش در بين ما و همچون يارى نيكو همراه ما بود و بهترين سودهاى جهانيان را به ما رسانيد، و سپس آن هنگام كه وقتش به پايان آمد و مدّتش تمام شد و عدد روزهايش به آخر رسيد، از ما جدا شد. پس اينك ما با رمضان وداع مى‏كنيم، همچون وداع با كسى كه جدايى از او بر ما سخت و ناگوار است و روى گردانيدن او از ما، موجب حزن و هراس است و بر ما لازم است كه عهد محفوظ و حرمت شايسته رعايت و حقّ أدا شدنى او را نگاه داريم. پس اينك مى‏گوييم: سلام بر تو اى بزرگترين ماه خدا و اى عيد دوستان خدا. سلام بر تو اى ارزشمندترين اوقاتى كه با ما همراه بودى و اى بهترين ماه در بين روزها و ساعات. درود بر تو اى ماهى كه در آن آرزوها بر آورده و نزديك مى‏شوند و اعمال شايسته در آن فراوان است.
سلام بر تو دوستى كه وقتى هستى، ارزش تو بسيار بالاست و آن هنگام كه نيستى، فقدان تو درد آور است و نقطه اميدى هستى كه جداييت بسيار رنج آفرين است.
درود بر تو مونسى كه وقتى آمدى، با ما انس گرفتى و اسباب سرور و شادى گشتى و وقتى از كنار ما رفتى، در دل ما هراس انداختى و غمگينمان ساختى.
درود بر تو همسايه و همنشينى كه در كنار تو قلبها نرم شد و گناهان كاهش يافت.
سلام بر تو ياورى كه ما را عليه شيطان يارى نمودى و دوستى كه راههاى احسان و نيكى را آسان فرمودى.
درود بر تو كه چه فراوان است آزاد شدگان راه خدا در تو و چه خوشبخت است كسى كه به خاطر تو، احترامت را نگه بدارد.
سلام بر تو كه چقدر گناهان را مى‏پوشانى و انواع عيوب و زشتيها را مى‏زدايى.
درود بر تو كه چقدر بر مجرمان، بخشش دارى و چه اندازه در دلهاى مؤمنان هيبت و عظمت دارى
سلام بر تو ماهى كه هيچ ايّام ديگرى شايستگى رقابت با تو را ندارد.
سلام بر تو ماهى كه از هر آفت و خطرى در امان و سلامتى.
درود بر تو ماهى كه مصاحبت با تو كراهت ندارد و معاشرت با تو موجب مذمّت نيست.
درود بر تو كه بركات فراوان به ما رساندى و زنگار خطاها و گناهان را از ما شستى.
سلام بر تو كه وداع با تو از روى دلتنگى نيست و ترك روزه تو به جهت خستگى و ملال نمى‏باشد.
سلام بر تو كه قبل از فرا رسيدنت، مورد طلب ما هستى و پيش از فوتت، مورد حزن و اندوه ما.
درود بر تو كه چه بسيار بلاها به خاطر تو از ما دور شد و چه بسيار از خيرات، بواسطه تو به ما رسيد.
سلام بر تو و بر هر شب قدرى كه بهتر از هزار ماه است.
درود بر تو كه ديروز نسبت به تو چه بسيار حريص بوديم و فردا چه شوقى به تو داريم.
سلام بر تو و بر فضل تو كه ما از آن محروم شديم و بركات گذشته‏ات كه از ما سلب گرديد.
خداوندا ما اهل اين ماهى هستيم كه ما را بدان شرافت بخشيدى و با فضلت به ما توفيق درك آن را عطا فرمودى، در حاليكه شقاوت پيشگان نسبت به وقت گرانبهاى آن جاهل، و به خاطر شقاوتشان از فضل آن بى بهره‏اند. خدايا تويى صاحب آنچه ما را براى آن برگزيدى يعنى شناخت اين ماه و آنچه بدان هدايتمان فرمودى يعنى آداب و اعمال اين ماه. و ما به توفيق توست كه با تقصير و كوتاهى، آن را روزه مى‏گيريم و عبادت را در اين ماه به پا مى‏داريم و در آن اندكى از بسيار را بجا مى‏آوريم.
خدايا تو را سپاس مى‏گوييم و در عين حال اقرار به بديهاى خود داريم و معترفيم كه حق تو را ضايع ساخته‏ايم. عقده پشيمانى كه در دل داريم و صداقتى كه در مقام پوزش در زبان ماست، تنها براى توست، پس ما را در برابر آنچه بخاطر تفريط و كوتاهى به ما رسيده، اجرى عطا فرما كه با آن، فضل مورد اميد در اين ماه عزيز را جبران كنيم و از انواع ذخايرى كه همه بدان حرص دارند، چيزى به عنوان عوض دريافت نماييم.
و براى ما عذر خواهى از درگاهت را به خاطر آنچه كه در حق تو تقصير كرده‏ايم، مقدر فرما و عمر ما را تا رمضان آينده طولانى فرما و آن هنگام كه ما را به رمضان آينده رساندى به ما كمك كن تا آنچه را كه تو اهل آن هستى يعنى عبادت، انجام دهيم و ما را به حدى رسان كه به آنچه شايسته آن ماه است يعنى طاعت، قيام كنيم و از اعمال صالح در طول ماههاى سال، آنچه را كه جبران كننده حق تو در دو ماه رمضان حال و آينده است، براى ما پيش آور.
خداوندا در اين ماه اگر به گناه كوچك يا بزرگى نزديك شديم و يا اگر در معصيتى افتاديم و يا عمدا مرتكب خطايى شديم و يا از روى فراموشى بر خود ستم نموديم و يا حريم و حرمت كسى را زير پا گذاشتيم پس تو بر محمد و آل او درود فرست و ما را در پرده عفوت بپوشان و بر ما ببخش و ما را نصب العين ملامتگران قرار مده و زبان طعنه زنندگان را بر ما باز مكن و ما را به كارى وا بدار كه سبب جبران و كفاره گناهى باشد كه در ماه رمضان از آن نهى كرده بودى، به حقّ رأفتت كه هرگز پايان ندارد و فضلت كه هرگز كاستى نمى‏پذيرد.
خدايا بر محمد و آلش درود فرست و مصيبت و اندوه ما را در غم رفتن اين ماه، خودت جبران كن و روز عيد فطر را بر ما مبارك گردان و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته است تا پسنديده‏ترين روز براى جلب عفو و بخشش و محو گناهان باشد و گناهان پنهان و نهان ما را مورد آمرزش قرار ده.
خدايا با گذشتن اين ماه، از گناهان ما در گذر و با خروج آن ما را از منجلاب گناهان خارج كن و ما را در زمره سعادتمندترين افراد به وسيله اين ماه و بهره‏مندترين اشخاص در اين ماه و با نصيب‏ترين افراد از اين ماه قرار ده.
خدايا، كسى كه به طور شايسته رعايت حق اين ماه را نموده و حرمت آن را به خوبى حفظ كرده و به شايستگى حدود و احكام اين ماه را بجاى آورده و از گناهان در اين ماه خوددارى نموده و يا به گونه‏اى به قرب تو راه يافته كه حتما از او راضى شده‏اى و رحمت خودت را شامل حالش گردانيده‏اى، پس از خزانه دارائيت مثل آن را به ما هم عطا فرما و چندين برابر آن از فضل خويش بر ما ببخشاى، كه به راستى فضل تو كاستى ندارد و خزينه‏هاى تو كم نمى‏گردد بلكه افزونتر مى‏شود و معادن احسان تو هرگز فنا نمى‏پذيرد و به راستى بخششهاى تو، عطايى است خوش گوار.
خدايا بر محمد و آلش درود فرست و براى ما پاداش روزه داران و يا اجر كسانى كه اين ماه را تا روز قيامت به عبادت مشغولند ثبت فرما.
خداوندا ما به سويت توبه مى‏كنيم در روز عيد فطر كه آن را براى اهل ايمان روز عيد و شادى قرار دادى و براى اهل دين خود روز اجتماع و هميارى مقرر نمودى، توبه از گناهانى كه مرتكب شده‏ايم و از كارهاى ناپسندى كه انجام داده‏ايم يا نيّتهاى بدى كه در دل داشته‏ايم، توبه‏اى خالص از هر گونه شك و اضطراب. پس خداوندا اين توبه را از ما بپذير و از ما راضى شو و ما را بر اين توبه ثابت و پايدار بدار.
خداوندا به ما ترس از عقاب جهنم و اشتياق به ثواب موعود را كرم فرما تا لذّت آنچه بدان تو را مى‏خوانيم و ناگوارى آنچه از آن به تو پناه مى‏آوريم را دريابيم. و ما را از توّابين درگاهت قرار ده، آنان كه محبت خودت را در حق آنان لازم كرده‏اى و بازگشت آنان به طاعت و بندگيت را پذيرفته‏اى اى عادلترين عدالت پيشگان.
خداوندا از تمامى پدران و مادران و اهل دين ما درگذر، چه آنها كه در گذشته‏اند و چه آنها كه تا روز قيامت مى‏آيند و باقى مى‏مانند.
خدايا بر محمد، پيغمبر ما و آل او درود فرست همچنانكه بر فرشتگان مقرّب درگاهت درود مى‏فرستى و بر او و آل او درود بفرست آن گونه كه بر انبياء و رسولانت درود مى‏فرستى و همانگونه كه بر بندگان صالحت درود فرستاده‏اى و بلكه بالاتر از آن، اى پروردگار عالميان. درودى كه بركت آن به ما برسد و نفع آن شامل حال ما گردد و دعاى ما به خاطر آن مستجاب شود. به راستى تو كريمترين كسى هستى كه مورد رغبت و ميلى و با كفايت‏ترين فردى هستى كه مورد توكل قرار مى‏گيرى و بخشنده‏ترين كسى هستى كه از فضلت درخواست مى‏شود و تو بر هر كارى توانايى.

متن اصلی صحیفه در "ادامه مطلب"

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (10) لينک

ادامه مطلب...
 
سپاس خداوندى را كه ما را براى دين خود بر گزيد

927829-lg_184.jpg 

نیایش چهل و چهارم:

شكر خداوندى را سزاست كه ما را به حمد و ستايش خود هدايت فرمود و ما را از سپاسگزاران قرار داد تا نسبت به احسان او سپاس گوييم و او به ما پاداش نيكوكاران را عطا فرمايد.
و سپاس خداوندى را كه ما را براى دين خود بر گزيد و آيينش را اختصاصا به ما ارزانى داشت و ما را در طريق احسانش به پيش برد تا با لطف او به سوى رضوانش حركت كنيم. ستايشى كه آن را از ما قبول فرمايد و با آن از ما خشنود گردد.
و ستايش خدايى را سزاست كه يكى از راههاى رضوانش را ماه خودش يعنى ماه رمضان قرار داد، ماه روزه، ماه اسلام، ماه طهارت، ماه پاكسازى درونى و ماه قيام، ماهى كه در آن قرآن به عنوان كتاب راهنمايى مردم همراه با حجتهاى روشن هدايت و براهين جدا كننده حق از باطل نازل شده است.
پس خداوند برترى ماه رمضان را بر ديگر ماهها از اين راه نشان داده كه در اين ماه محّرمات زياد و فضيلتهاى آشكار و مشهورى مقرر شده است. و لذا از باب بزرگداشت اين ماه، چيزهايى را كه در ديگر ماهها حلال است، در ماه رمضان حرام شمرده و به خاطر تكريم آن، خوردنيها و نوشيدنيها را ممنوع فرموده است. و براى آن وقت خاصى مشخص كرده كه نه اجازه مى‏دهد در اين وقت تقديمى صورت گيرد و نه تأخيرى.
و فضيلت يك شب از شبهاى اين ماه را بر فضيلت شبهاى هزار ماه ديگر ترجيح داده و نام آن را شب قدر نهاد كه در آن فرشتگان و جبرائيل در مورد هر امرى با اجازه پروردگار نازل مى‏شوند، شبى كه تا طلوع سپيده شب سلامت است و هنگام نزول بركات هميشگى بر هر كس از بندگانش كه بخواهد و آنچه كه حكم و فرمانش اقتضا كند.
خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و توفيق شناخت فضيلت اين ماه و بزرگداشت حرمت آن و خوددارى از آنچه در آن ممنوع فرموده‏اى را به ما الهام فرما. و ما را يارى كن كه رمضان را روزه بگيريم با نگهداشتن اعضا و جوارح از ارتكاب گناهان و بكارگيرى آنها در آنچه كه موجب خشنودى تو مى‏شود. تا با گوشمان به صداهاى بيهوده گوش نكنيم و با ديدگانمان به سمت لهويّات سرعت نگيريم. دست به سوى ممنوعى نبريم و قدم به سمت حرامى بر نداريم. و شكم ما پر نشود مگر از آنچه حلال فرموده‏اى و زبان ما چيزى نگويد مگر آنچه خود گفته‏اى. و خود را به زحمت نياندازيم مگر در آنچه ما را به ثواب نزديك مى‏سازد و به چيزى نپردازيم مگر آنچه كه ما را از عقاب تو مصون مى‏دارد. پس تمام اين امور را از رياء و سمعه (يعنى اينكه دوست داشته باشيم ديگران كارهاى خوب ما را بشنوند و تعريف كنند) خالص گردان تا غير از تو كسى را شريك نگيريم و در كارهايمان مرادى غير از تو را بر نگزينيم.
خداوندا بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و ما را بر قيام به نماز در مواقيت آن همراه با حدودى كه براى آن مشخص فرموده‏اى و واجباتى كه در آن مقرّر نموده‏اى و وظيفه‏هايى كه براى آن تعيين كرده‏اى و اوقاتى كه براى آن در نظر گرفته‏اى، موفّق بدار.
و ما را در نماز از جمله كسانى قرار ده كه به درجات آن رسيده، اركان آن را حفظ و آن را در وقتش همانگونه كه بنده و پيامبرت صلّى اللّه عليه و آله سنّت قرار داده ادا مى‏كنند و ركوع و سجود و همه فضيلتهاى آن را در نهايت طهارت و پاكى و با كمال خشوع و فروتنى انجام مى‏دهند.
و ما را در اين ماه مبارك توفيق ده كه با كار نيك نسبت به خويشان خود صله رحم بجا آوريم و با فضل و بخشش با همسايگانمان رابطه دوستى بر قرار كنيم و اموال خود را از حرام پاك كنيم و آنها را با دادن زكاتها خالص نماييم. و از كسى كه با ما قهر كرده، ديدار كنيم و نسبت به كسانى كه بر ما ستم روا داشته‏اند، انصاف را رعايت نماييم و نسبت به دشمنانمان با مسالمت بر خورد كنيم، بجز آنها كه در راه و به خاطر تو مورد عداوت ما هستند، اينان دشمنانى هستند كه هرگز با آنها دوستى نمى‏كنيم و از حزبى هستند كه هرگز با آنها صفا و يكرنگى نداريم و به ما توفيق ده كه در اين ماه به سوى تو تقرّب جوييم با اعمال شايسته‏اى كه ما را از  لوث گناهان پاك كنند و از اينكه دوباره عيوب و زشتيها را از سر گيريم، حفظ كنند. تا اينكه هيچ فرشته‏اى از فرشتگان مأمور بندگان، چيزى از گناهمان بر تو نياورد مگر آنكه از طاعت و بندگى ما و تقرّب به درگاهت، كمتر باشد.
خداوندا به حقّ اين ماه و به حقّ كسى كه از ابتدا تا انتهاء آن، به بندگى تو پرداخته مثل فرشته‏اى كه او را مقرّب درگاهت ساخته‏اى و يا پيغمبرى كه به رسالت مبعوث نموده‏اى و يا بنده شايسته‏اى كه از خواصّ قرارش داده‏اى، از تو درخواست مى‏كنم كه بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و اهلبيت او درود فرست و ما را اهل كرامتهايى قرار ده كه در اين ماه به اوليائت وعده داده‏اى. و آنچه كه در حقّ ساعيان در طاعت و بندگيت لازم كرده‏اى، در حقّ ما نيز واجب گردان و ما را در زمره كسانى قرار ده كه در پرتو رحمت تو، شايستگى جايگاهى رفيع در نزد تو را بدست آورده‏اند.
خدايا بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و ما را از انكار يكتايى خود و از كوتاهى در ستايشت و از ترديد در دينت و از كورى نسبت به راهت و غفلت نسبت به حرمتت و فريب خوردن از دشمنت يعنى شيطان رانده شده، بدور دار.
خداوندا بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و اگر در هر شب از شبهاى اين ماه، عفو تو باعث آزادى بندگانى مى‏شود و گذشتت آنها را مورد بخشش قرار مى‏دهدپس ما را نيز از زمره همان بندگان قرار ده و ما را براى اين ماه از بهترين شايستگان و اصحاب محسوب فرما.
خدايا بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و با محو تدريجى هلال ماه رمضان، گناهان ما را نيز محو كن و با سپرى شدن روزهاى اين ماه، زشتيها و پليديها را از جان ما بكن تا اينكه اين ماه بگذرد در حاليكه در آن تو ما را از خطاها پاك و از گناهان پيراسته باشى.
خدايا بر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و عترت او درود فرست و اگر در اين ماه از راه راست منحرف شديم ما را بازگردان و اگر به بيراهه رفتيم ما را مستقيم ساز و اگر دشمنت شيطان بر ما مستولى شد، ما را از چنگ او برهان.
بار خدايا اين ماه را از بندگى ما به درگاه خودت، پر كن، و ساعات اين ماه را با طاعتمان مزّين فرما و در روزهايش بر روزه گرفتن ياريمان نما و در شبهايش به نماز و زارى بآستانت و فروتنى در پيشگاهت و خوارى در بارگاهت كمكمان كن تا روز اين ماه بر غفلت ما و شبش بر كوتاهى ما شهادت ندهند.
خداوندا در ديگر ماهها و روزها نيز تا آن هنگام كه به ما عمر مى‏دهى، همچنين قرارمان ده و ما را از بندگان شايسته‏ات محسوب فرما، آنها كه بهشت را به ارث مى‏برند و در آن جاويد مى‏مانند، و آنها كه آنچه را مى‏دهند، در حالى است كه دلهاشان از ياد خدا ترسان است و به سوى پروردگارشان باز مى‏گردند، و ما را از كسانى قرار ده كه در امور خير شتاب دارند و بر ديگران پيشى مى‏گيرند.
خدايا بر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست: در هر وقت و در هر زمان و در هر حالى. درودى به تعداد همه آنها كه سلامشان داده‏اى‏و باز هم بيش از آن، به مقدارى كه غير تو نمى‏تواند آن را شماره كند همانا تو آنچه را اراده كنى، انجام مى‏دهى.

صحیفه سجادیه

متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"

 

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (23) لينک

ادامه مطلب...
 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 بعد > پایان >>

صفحه 1 - 15 از 54