|
واى بر غفلت من از آنچه برايم پيش می آيد |
|
نیایش پنجاه و سوم:
پروردگارا، گناهانم مرا ساكت ساخته و سخنم را بريده است، پس من هيچ دليلى ندارم و از اين رو من اسير گرفتاريهايم هستم و در گرو اعمال خويشم و در گناهانم متحيرم و در نيّتم سرگردانم و در راه واماندهام.
خود را در جايگاه فرومايگان گناهكار قرار دادهام، جايگاه شقاوت پيشگانى كه بر تو جسارت ورزيدند و وعدههاى تو را سبك پنداشتند.
خدايا پاك و پيراستهاى چه جرأتى بود كه به حريم تو جسارت كردم و چه فريبى بود كه با آن خود را گول زدم؟
اى سرور من، بر با صورت به زمين خوردنم و بر لغزش گامهايم رحم كن و بر جهلم با بردباريت و بر سوء كردارم با احسانت رفتار نما. چرا كه من به گناهم اقرار دارم و به خطاى خويش معترفم و اينك اين دست من و اين موى پيشاى من است كه در كف توست، تسليمم كه مرا قصاص كنى. رحم كن بر سالخوردگيم و بر افول روزهاى عمرم و بر نزديك شدن مرگم و بر ناتوانى و نيازمندى و بيچارگيم.
اى آقاى من، بر من رحم كن آن هنگام كه اثرى از من در دنيا باقى نماند و ياد من از ميان مخلوقين تو برود و من از فراموش شدگان باشم، گويى به كلى فراموش شدهام.
و اى مولاى من، بر من رحم كن آن هنگام كه صورتم دگرگون شود و حالم عوض شود، وقتى كه بدنم متلاشى شود و اعضايم از هم جدا گردند و مفاصلم پاره شوند اى واى بر غفلت و بى خبرى من از آنچه قرار است برايم پيش آيد
اى سرور من، به هنگام برانگيخته شدن و زنده شدنم در قيامت بر من رحم كن، و جايگاه مرا در آن روز در كنار اولياء خودت و محل مرا در ميان دوستانت و مسكن مرا در جوار خودت قرار ده، اى پروردگار جهانيان.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در "ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (10) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
اى ولی نعمت من، به گدايى به درگاهت آمدهام |
|
نیایش پنجاه و دوم:
اى خدايى كه چيزى در زمين و آسمان از تو پنهان نمىماند، و اى معبود من، چگونه پنهان بماند چيزى كه تو خود خالق آن هستى؟ و چگونه قابل شمارش نباشد چيزى كه خود آن را ساختهاى؟ يا چگونه از تو غايب شود چيزى كه خود آن را تدبير مىكنى؟ يا چگونه مىتواند از تو بگريزد كسى كه زندگى او جز به روزى تو بسته نيست؟ يا چگونه مىتواند از دست تو خود را رها كند كسى كه در غير مملكت تو راهى براى او نيست؟ خدايا پاك و پيراستهاى با ترسترين بندگانت از تو، عالمترين آنان به توست و خاشعترين آنان در بارگاه تو مطيعترين آنهاست و پستترين آنان كسى است كه تو او را روزى مىدهى ولى او غير تو را مىپرستد.
خداوندا پاك و منزهى كسى كه مشرك شود و پيامبرانت را تكذيب كند از سلطنت تو چيزى نمىكاهد. و كسى كه حكم تو را ناگوار مىپندارد نمىتواند فرمان تو را بگرداند و كسى كه قدرت تو را دروغ مىشمرد نمىتواند از چنگ تو بگريزد و آن كس كه غير تو را پرستش كند از خاطر تو نمىرود و آن كس كه ديدار تو برايش ناگوار است، در دنيا براى هميشه عمر نمىكند.
خدايا پاك و منزهى چه قدر مقام تو بزرگ و سلطنت تو غالب و قدرت تو شديد و فرمان تو نافذ است پاك و پيراستهاى براى جميع بندگانت مرگ را امرى حتمى قرار دادهاى چه آنها كه تو را به يكتايى مىپرستند و چه آنها كه به تو كافرند، و همگان مرگ را خواهند چشيد و همه به سوى تو باز مىگردند. پس تو مبارك و والايى، هيچ معبودى جز تو نيست، يكتايى و هيچ شريكى براى تو نيست.
من به تو ايمان آوردم و رسولانت را تصديق كردم و كتابت را پذيرفتم و به هر معبودى غير تو كافر شدم و از هر كس كه غير تو را عبادت كند، بيزارى جستم.
خداوندا من همواره كه شب را صبح مىكنم و صبح را به شب مىرسانم عمل خودم را اندك مىبينم و به گناهانم اعتراف دارم و به خطاهايم اقرار مىكنم. من به خاطر تعدّى به خويشتن ذليلم، رفتارم مرا هلاك ساخته و هواى نفسم مرا پست و ذليل گردانيده و شهواتم مرا از توفيقات و بهرهها محروم ساخته است.
پس اى مولاى من، به گدايى آمدهام، و اين گدايى از سوى كسى است كه به خاطر آرزوهاى دراز روحش بيهوده شده و به خاطر خشكى و بى تحركى رگها جسمش غافل شده و دلش شيفته و شيداى فراوانى نعمتها گشته و فكرش نسبت به آيندهاى كه به سوى آن پيش مىرود اندك است.
گدايى كسى است كه به راستى آرزو بر او غالب آمده و هواى نفس او را فريب داده و دنيا بر او مسلط گشته و مرگ بر او سايه افكنده است.
گدايى كسى است كه گناهانش را بسيار مىداند و به خطاى خود معترف است.
گدايى كسى است كه جز تو پروردگارى برايش نيست و غير تو سرپرستى ندارد و هيچ كس او را از چنگ تو نجات نمىدهد و هيچ پناهى براى فرار از تو جز آستان خودت ندارد.
خدايا از تو درخواست مىكنم به احترام حقّى كه بر همه مخلوقاتت دارى و به اسم اعظمت كه پيامبرت را فرمان دادى تا به آن اسم تو را تسبيح گويد و به عظمت ذات بزرگت كه هرگز فرسوده و متغير نمىگردد و دگرگونى و نيستى نمىپذيرد، كه بر محمّد و آل محمّد صلّى اللَّه عليه و آله درود فرستى و در پرتو بندگى خودت مرا از هر چيزى بى نياز گردانى و با ترس از خودت علاقه به دنيا را از دل من بكنى و با رحمت خود مرا با انبوه كرامتهايت جفت و همراه گردانى.
پس من به سوى تو مىگريزم و از تو مىترسم و از تو يارى مىجويم و تنها به تو اميد دارم و تو را مىخوانم و به تو پناهنده مىشوم و تنها به تو اطمينان دارم و از تو كمك مىطلبم و به تو ايمان دارم و بر تو توكل مىكنم و بر بخشش و كرم تو اعتماد و تكيه دارم.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در "ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (8) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
چه بسيار گرفتاريهاى سخت كه از من دفع کردی |
|
نیایش پنجاه و يكم:
اى معبود من، تنها تو شايسته حمد و سپاسى و من تو را شكر مىكنم بر رفتار نيكويت در حق من، و بر وفور نعمتهايت و افزونى عطاهايت بر من، و بر رحمتى كه بواسطه آن مرا بر ترى بخشيدى و بر نعمتى كه آن را بر من نازل فرمودى، براستى تو در حق من لطفهائى نمودهاى كه من از شكر و سپاس آنها عاجزم.
و اگر احسان و ريزش نعمتهاى تو بر من نبود، من به بهره و سودى نمىرسيدم و توفيق اصلاح نفسم را پيدا نمىكردم، اما تو در حق من به احسان و نيكى آغاز كردى و كفايت در همه امورم را به من ارزانى داشتى و بلا را از من دور كردى و عواقب دردناك قضا و قدر را از من باز داشتى.
اى معبود من، چه بسيار گرفتاريهاى سخت كه از من بگردانيدى، و چه فراوان نعمتهاى بيشمار كه چشمم بدانها روشن ساختى و چه بسيار رفتارهاى بزرگوارانه كه در حق من انجام دادى.
تويى كه به هنگام بيچارگى، خواسته مرا اجابت فرمودى و به هنگام لغزشها، از خطاى من در گذشتى و انتقام مرا از ستمگران گرفتى.
خدايا من هرگز تو را به هنگام مسئلت، بخيل نمىبينم و آن هنگام كه به تو رو مىكنم، گرفته و ممسك نمىيابم، بلكه احساس مىكنم كه تو دعايم مىشنوى و خواستهام عطا مىكنى و مىيابم كه نعمتهاى تو در هر شأنى از شئون و در هر زمانى از زمانها بر من فرو مىريزد. پس تنها تو مورد ستايش منى و اين رفتار توست كه نزد من نيكوست.
جان و زبان و عقل من تو را سپاس مىگويند، سپاسى كه به حد كمال و به حقيقت شكر مىرسد، سپاسى كه نهايت رضايت تو از من است، پس مرا از خشم و غضب خودت برهان.
اى پناهگاه من هنگاميكه راهها و مسلكهاى گوناگون مرا ناتوان ساختهاند.
و اى در گذرنده از لغزشهاى من، اگر چشم پوشى تو از زشتيهايم نبود، به تحقيق من از رسوايان بودم.
و اى تأييد كننده من به يارى و نصرت، اگر يارى تو نبود، به راستى از شكست خوردگان بودم.
و اى كسى كه پادشاهان در برابر او يوغ ذلت و خوارى بر گردنهايشان افكندهاند و از هيبت و اقتدار او هراسناكند،
و اى اهل تقوى و اى كسى كه نامهاى زيبا از آن توست، از تو درخواست مىكنم كه مرا ببخشى و بيامرزى. من بى گناه نيستم كه عذرم پذيرفته باشد و داراى توانى نيستم كه پيروز گردم و راه فرارى ندارم كه بگريزم. و از تو مىخواهم كه از خطاهايم درگذرى و در آستانت بيزارى مىجويم از گناهانى كه مرا به فلاكت انداخته و احاطهام كرده و به هلاكت كشانده است.
اى پروردگار من، از آن گناهان با حال پشيمانى به سوى تو گريختهام، پس توبهام بپذير. به تو پناه آوردهام، پس پناهم ده. به تو روى آوردهام، پس خوارم مساز. دست گدايى به سوى تو دراز كردهام، پس محرومم مفرما. به ريسمان تو چنگ انداختهام پس تسليم ديگرىام مكن. تو را مىخوانم، پس نااميدم باز مگردان.
اى پروردگار من، تو را مىخوانم در حالى كه مسكينم، نالانم، ترسانم، هراسانم، بيمناكم، گدايم و بيچاره آستان توام.
اى معبود من، به تو شكايت مىآورم از ناتوانيم در اقدام سريع به آنچه كه به اوليائت وعده دادهاى، و در پرهيز از آنچه كه دشمنانت را از آنها بيم دادهاى، و از فراوانى غمها و از وسوسه دلم.
معبودا، تاكنون مرا به خاطر نيتهايم رسوا نكردهاى و به خاطر گناهانم هلاك نساختهاى. هر گاه تو را مىخوانم مرا اجابت مىكنى گرچه من در آن هنگام كه تو مرا مىخوانى كاهلم. و هر گاه من حاجتى داشته باشم از تو درخواست مىكنم و در هر كجا باشم رازم را نزد تو فاش مىگويم و جز تو را نمىخوانم و به هيچكس غير تو اميد ندارم.
خدايا اجابت، اجابت. آن كس كه به تو شكايت آورد، صدايش مىشنوى و آن كس كه بر تو توكل نمايد، به ديدارش مىروى و هر كس را كه به ريسمان تو چنگ زند نجات مىدهى و آن كس را كه به تو پناهنده شود، از گرفتارى مىرهانى.
اى معبود من، پس به خاطر كمى شكر گزاريم، مرا از خير آخرت و دنيا محروم مفرما و آنچه از گناهانم مىدانى ببخش. اگر عذابم كنى، البته منم كه ظالم و متجاوز و ضايع كننده و گناهكار و مقصر و واگذارنده و غافل از نصيب خويشم. و امّا اگر مرا ببخشى، تويى كه مهربانترين مهربانانى.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در "ادامه مطلب"
نظرات (1) پیشنهاد برای مطالعه (8) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
واى بر من از آنچه تو در نامه اعمالم نوشتهاى |
|
نيايش پنجاهم:
خدايا تو مرا باعتدال آفريدى و در طفوليت پرورشم دادى و به ميزان كفايت روزىام عطا كردى.
خداوندا من در آياتى كه بعنوان كتاب آسمانى نازل فرمودهاى و بندگانت را بدان بشارت دادهاى يافتم كه چنين فرمودى: اى بندگان من كه بر جان خويش اسراف كرده و تجاوز نمودهايد، هرگز از رحمت خدا نا اميد نشويد، چرا كه خداوند همه گناهان را مورد مغفرت و آمرزش قرار مىدهد. و در گذشته گناهانى كه تو خود از آنها آگاهى و كم و كيف آنها را از من بهتر ميدانى از من سر زده است.
پس واى بر من از آنچه تو در نامه اعمالم نوشتهاى. و اگر جاى اميدوارى به عفو تو كه همه چيز را شامل مىشود نبود، خود را هلاك مىساختم و اگر امكان مىداشت كه كسى از پروردگارش بگريزد، براستى من از همه سزاوارتر بودم كه از تو بگريزم. و هيچ چيز در زمين و آسمان از تو پنهان نمىماند و تو آن را حاضر مىكنى و مجازات و محاسبه تو در قيامت، كفايت خواهد كرد.
پروردگارا، من اگر از تو مىگريزم، تو طالب منى و اگر من از تو فرار مىكنم، تو بدنبال منى.
و اينك من با حال خضوع و ذلت و افتادگى در پيشگاه تو سر به فرمانم. اگر مرا عذاب كنى، بحق شايسته آنم و اين امر از جانب تو عين عدل است. و اگر مرا ببخشى، همچون گذشته عفوت شامل حالم شده و لباس بخششت را بر تنم پوشاندهاى.
پس اى پروردگار من، از تو درخواست مىكنم به حق اسمائى كه نزد خود پنهان دارى و به حق آن جمالى كه پردهها مانع از درخشش آن شدهاند، بر اين نفس نالان و بر اين تكه استخوان ناتوان رحم آور. نفسى كه تحمل گرماى خورشيدت را ندارد پس چگونه حرارت آتش دوزخت را تحمل تواند كرد؟ و نيز كسى كه نمىتواند صداى رعد آسمان را بشنود، چگونه تاب شنيدن صداى خشم تو را دارد؟
پس اى خداى من، بر من رحم كن، من فردى كوچك و ناچيزم، و ارزشى اندك دارم و عذاب من هرگز به مقدار مثقال و ذرهاى بر سلطنت تو نمىافزايد و اگر عذاب كردن من چيزى بر ملك تو مىافزود از تو مىخواستم كه به من صبر در اين عذاب را عطا كنى و دوست مىداشتم كه آن فزونى در ملك تو محقق گردد. ولى خدايا سلطنت تو بزرگتر و ملك تو با دوامتر از آن است كه اطاعت فرمانبران چيزى بر آن بيفزايد و يا نافرمانى گناهكاران چيزى از آن بكاهد.
پس اى مهربانترين مهربانان، بر من رحم كن و اى صاحب جلالت و اكرام، از من درگذر و توبهام بپذير كه براستى تو، توبه پذير و مهربانى.
متن اصلي صحيفه در "ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (9) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
اى معبود من، تنها تو را سپاس |
|
نیایش چهل و نهم:
خدايا تو هدايتم فرمودى و من در لهويات و غفلت ماندم، و تو مرا نصيحت فرمودى و من سنگدل شدم، و به من نيكويىهاى فراوان دادى و من مرتكب معصيت شدم و پس از اين همه در پرتو معرفتى كه به من دادى، به آنچه تو در حقم انجام داده بودى آگاه شدم و لذا استغفار كردم و تو از خطايم در گذشتى و دوباره بسوى تو باز گشتم، و تو گناهانم را پوشاندى، پس اى معبود من، تنها تو را سپاس.
من در وادى هلاكت فرو افتادهام و در راههاى تلف و نابودى وارد شدهام و در آن واديها در معرض غلبه و سلطه سخت تو هستم و با ورود در آن راهها خود را در معرض عقاب تو قرار دادهام وسيله من بسوى تو يكتاپرستى است و ابزارم اين است كه چيزى را شريك تو قرار ندادهام و معبودى را در كنار تو برنگزيدهام و با جان و دل بسوى تو گريختهام. و راه فرار گناهكار تنها بسوى توست و تويى پناهگاه كسى كه بهره جانش را ضايع ساخته و به تو پناهنده شده است.
پس چه بسا دشمنى كه شمشير دشمنيش را در برابر من از نيام بر كشيده و لبه تيغش را براى من تيز كرده و تيغهاش را براى من صيقل داده و زهرهاى مرگبارش را براى من با آب مخلوط ساخته و مرا در برابر تيرهايى كه هرگز بخطا نمىروند هدف قرار داده و چشم نگاهبانش هيچگاه از من برداشته نشده و نخفته است و در دل خواسته كه شرّ و بديم به من برسد و قصد نموده كه از آب تلخ و ناگوار آن شرّ به من بنوشاند. سپس اى معبود من، تو بر ضعف من در تحمل سختيها و بر ناتوانيم در انتقام از كسى كه قصد جنگ با من دارد و بر تنهاييم در برابر كثرت جمعيتى كه با من دشمنى مىكند و قصد دارد مرا در آنچه بدان نيانديشيدهام گرفتار سازد، نظر كردى.
پس خود به يارى من آغاز نمودى و با توانائيت پشتم را محكم ساختى و سپس تيزى حربه دشمن را در هم شكستى و او را پس از آنكه به جماعتى مبدل شده بود تنها ساختى و مرا بر او غلبه دادى و آنچه را او محكم ساخته بود به خودش بازگرداندى و در حاليكه خشمش فرو ننشسته و غضبش آرام نگرفته او را پس زدى، و او سر انگشتان خود به دندان گزيد و روى بر تافت در حاليكه ياورانش به وعدههائى كه به او داده بودند، عمل نكردند. و چه بسيار ظالمى كه با مكر و حيله بر من ستم نمود و در برابر من دام شكارش را گسترانيد و مراقبت و جستجويش را بر روى من متمركز ساخت و در كمين من نشست آنسان كه درندگان در كمين شكارشان مىنشينند و در انتظار به چنگ آوردن فرصت براى شكار طعمه خويشاند در حاليكه دشمن من در ظاهر به من روى خوش نشان مىدهد و تملق مىگويد و در عين حال با خشمى تند به من نگاه مىكند. پس تو - اى پروردگار من كه مبارك و برترى - چون فريبكارى باطن او و زشتى آنچه در ضميرش پنهان است را ديدى او را در چالهاى كه براى شكارش كنده بود با مغز سر، در افكندى و در پرتگاه چاهى كه حفر نموده بود، سرنگون ساختى و سرانجام پس از طغيان و سركشى و در اوج ذلت و خوارى در بندى گرفتار شد كه مىخواست مرا در آن گرفتار ببيند و اگر لطف تو نبود نزديك بود آنچه بر سر او آمد، بر من فرود آيد.
و چه بسا بخيلى كه بخاطر حسادت بر من غم و غصه گلوگيرش شد و خشمش چون استخوان در حنجرهاش ماند و بازبانش مرا نيش زد و با نسبت دادن عيوب خودش به من، مرا مورد غضب شديد قرار داد و حيثيت مرا آماج تيرهاى خود گرفت و صفات ناپسند را كه همواره در خودش بود همچون قلادهاى بر گردنم آويخت و با حقه و نيرنگ مرا مشمول غضب قرار داد و با فريبكارى قصد من نمود. پس - اى پروردگارم - من تو را فرياد كردم و از تو كمك خواستم، چرا كه به سرعت اجابت تو مطمئن بودم و مىدانستم كه اگر كسى در پرتو حمايت تو جاى گيرد، هرگز مغلوب نمىگردد و آن كس كه مشمول يارى و پيروزى تو قرار گيرد، هرگز به ديگرى پناه نمىبرد، و تو با قدرت خود مرا از خطر دشمن حفظ فرمودى.
و چه بسيار ابرهاى مصيبت بار كه آنها را از بالاى سر من كنار زدى و چه فراوان ابرهاى نعمت كه از آنها باران رحمت بر سرم ريختى و نهرهاى مرحمت كه بسوى من جارى ساختى و لباس عافيت كه بر من پوشاندى و چشمهاى مصيبت آفرين كه آنها را كور كردى و پردههاى مشكلات و بلاها كه از هم دريدى. و چه بسيار گمانهاى خوب كه آنها را محقق ساختى و نقص و كمبودها كه آنها را جبران فرمودى و افتادگىها كه بر پاداشتى و تنگدستىها كه به توانگرى مبدل ساختى.
همه اينها از لطف و احسان توست و در تمام آنها من در نافرمانى و معصيت تو كوشيدهام اما بدى من هيچگاه از احسان تمام تو در حق من جلوگيرى نكرده است و اين همه نعمت مرا از ارتكاب آنچه موجب خشم توست باز نداشته است. و از تو در آنچه انجام مىدهى سؤال نمىشود.
و براستى هر گاه از تو چيزى درخواست شده، عطا فرمودهاى و آنگاه هم كه چيزى درخواست نشده، خود به بخشش آغاز نمودهاى و اگر از احسانت در خواست شده، كم ندادهاى. اى مولاى من، تو جز احسان و اكرام و بخشش و انعام براى ما چيزى نمىخواهى ولى من جز فرو رفتن در محرمات و تجاوز نسبت به قوانين تو و غفلت از تهديدهاى تو كارى ندارم. پس سپاس و شكر تنها از آن توست. اى معبود من، اى قادرى كه هرگز مغلوب واقع نمىشوى و اى مهلت دهندهاى كه هرگز در عقوبت، شتاب نمىكنى.
جايگاه من، هم اينك، جاى كسى است كه به وفور نعمتهاى تو اعتراف دارد اما در برابر اين همه نعمت كوتاهى كرده و خود گواهى مىدهد كه حق تو را تضييع نموده است.
بار پروردگارا من به مقام بلند پايه محمدى صلّى اللَّه عليه و آله و مرتبت والاى علوى عليه السّلام بسوى تو تقرب مىجويم و توجهم به توست كه به حق آن دو بزرگوار مرا از شرّ اين و آن مصون بدارى كه اين امر با توجه به توانگرى تو هرگز سخت و دشوار نيست و با قدرتى كه دارى هرگز تو را رنجور نمىسازد و تو بر هر چيز توانايى.
پس اى معبود من، از رحمت و توفيق مستمر خويش آن قدر به من عطا كن كه آن را نردبانى سازم و به سوى مقام رضوان تو بالا روم و از عقاب تو در امان باشم. اى مهربانترين مهربانان.
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (9) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
بارلها تو آنی که مرا خلق وتربیت کردی مرا دریاب |
|
نیایش چهل و هشتم:
خداوندا امروز(عید قربان یا جمعه)، روز مبارک و میمونی است و مسلمانان در اين روز در جاى جاى زمين گردهم جمعاند و فقير و طالب و رغبت كننده و ترساى آنان همه حاضراند و تو بر نيازهاى آنان ناظرى.
پس اينك من از تو مسئلت دارم كه بخاطر جود و كرم و آسانى آنچه من از تو مىطلبم، بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست.
و خداوندا، اى پروردگار ما، از آنجا كه ملك و سلطنت از آن توست و سپاس و شكر تنها براى توست، هيچ معبودى جز تو نيست، اى صبور كريم، اى مهربان بخشنده و اى صاحب جلالت و اكرام، اى پديد آورنده آسمانها و زمين، آن هنگام كه بين بندگان مؤمنت قسمت مىكنى: خير يا عافيت يا بركت يا هدايت يا توفيق عمل به طاعت، يا خيرى كه با آن بر آنان منت مىنهى و هدايتشان مىكنى يا آنان را در نزد خود درجهاى بالاتر عطا مىكنى يا در پرتو آن خيرى از دنيا و آخرت به آنان ارزانى ميدارى، از تو درخواست مىكنم كه بهره و نصيب مرا از آن، زياد گردانى.
خداوندا بخاطر اينكه سلطنت و سپاس از آن توست و معبودى جز تو نيست از تو درخواست مىكنم كه درود فرستى بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله كه بنده و رسول و دوست و برگزيده و بهترين خلق توست و بر آل او كه نيكان و پاكان و برگزيدگاناند، درودى كه جز خودت كسى شمارش آن را نتواند. و از تو مىطلبم كه ما را در كار شايسته هر كسى از بندگان مؤمنات كه امروز دست دعا به سوى تو دارد شريك گردانى، اى پروردگار عالميان، و از تو مىطلبم كه ما و آنان را مورد آمرزش خود قرار دهى، براستى تو بر هر كارى توانايى.
خدايا در نيازهايم تنها تو را قصد مىكنم و امروز فقر و تنگدستى و بيچارگىام را تنها به درگاه تو آوردهام و اميد من به آمرزش و رحمت تو بيش از اميدم به عمل خودم مىباشد و بتحقيق مغفرت و لطف تو بيش از گناهان من است، پس بر محمد و آل او درود فرست و بر آوردن هر حاجتى كه من دارم را خود به عهده بگير بخاطر قدرتى كه بر رفع حاجات دارى و اين امر بر تو آسان است و بخاطر نيازمندى من به تو و بى نيازى تو از من. همانا من به هيچ خيرى نرسيدهام جز به توفيق تو و هيچكس جز تو نتواسته است بدىاى را از من دور كند و من در امور آخرت و دنيايم جز به تو اميد ندارم. خداوندا اگر كسى براى گرفتن صله و عطا و به اميد بخشش و احسان خود را مهيا سازد و بسوى بندهاى از مخلوقاتت برود، اينك من در اين روز، اى آقاى من، خود را آماده و مهيا ساخته كه بسوى تو آيم به اميد عفو و بخشش و در طلب عطا و جائزه تو.
خدايا پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و در اين روز، اميد مرا نا اميد مساز اى كسى كه درخواست گدا او را رنجور نمىسازد و عطايش چيزى از او كم نمىكند و براستى من بسوى تو نيامدهام از باب اينكه به عمل شايسته انجام يافتهام اطمينان دارم و نه از باب اميد به شفاعت مخلوقى از مخلوقاتت بجز شفاعت محمد صلّى اللَّه عليه و آله و اهلبيت او كه درود تو بر او و بر آنان باد.
من بسوى تو آمدهام در حاليكه به جرم و گناه خود نسبت به خودم معترفم، بسوى تو آمدهام در حاليكه اميدوارم به عفو عظيم تو كه با آن از خطاى خطاكاران در مىگذرى، و هرگز ايستادگى طولانى آنان بر گناهان بزرگ مانع از اين نمىشود كه تو با رحمت و مغفرت با آنان بر خورد كنى. پس اى كسى كه رحمتش وسيع و گذشتش بزرگ است، اى بزرگ و اى بزرگ، اى كريم و اى كريم، بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و با رحمتت به من توجه كن و با فضلت با من مهربان باش و باران آمرزشت را بر من افزون فرما.
خداوندا اين مقام ارجمند كه از آن جانشينان و برگزيدگان توست و اين مرتبه امناء تو كه از درجات بلندى است كه به آنان اختصاص دادهاى مورد غصب و دستبرد قرار گرفته است و تو خود چنين تقدير فرمودهاى، فرمان تو هرگز مغلوب واقع نمىشود، و از تدبير حتمى تو هرگز تجاوز نمىشود، هر گونه و هر كجا كه تو بخواهى انجام مىشود. و تو خود خواستهاى كه آنچه بدان داناترى محقق گردد و تو هرگز در آفرينش و خواستههايت مورد اتهام نيستى. و سرانجام برگزيدگان و جانشينان تو مغلوب و مقهور و مورد غضب قرار گرفتند و مىبينند كه فرمان تو تبديل يافته و كتاب تو مورد دستبرد قرار گرفته و احكام تو از راههاى شريعت تو منحرف گشته و سنتهاى پيامبرت ترك شده است.
خدايا دشمنان پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و آل او را از گذشتگان و آيندگان و همه كسانى را كه راضى به فعل آنها هستند و رهروان راه آنها و پيروانشان را مورد لعن و نفرين خود قرار ده. خدايا بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست، همانا تو ستايش شده و بزرگى، همانند درود و بركت و سلامى كه براى برگزيدگانت يعنى حضرت إبراهيم و آل إبراهيم داشتهاى و در گشايش و بشارت و يارى و قدرت بخشيدن و تأييد در حق پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و آل او شتاب كن.
خداوندا مرا از يكتا پرستان و مؤمنان به خودت و از تصديق كنندگان به پيامبرت و ائمه معصومين عليهم السّلام كه پيروى از آنان را واجب دانستهاى قرار ده، از كسانى قرار ده كه آن توحيد و ايمان بوسيله و بدست آنان محقق مىگردد. دعايم مستجاب كن اى پروردگار عالميان.
خدايا خشم تو را جز حلمت بر طرف نمىسازد و غضبت را جز عفوت فرو نمىنشاند و از عقابت نمىرهاند جز رحمت خودت و مرا از كيفر تو نمىرهاند جز تضرع بسويت و زارى بدرگاهت. پس بر محمد و آل محمد عليهم السّلام درود فرست. و اى معبود من از جانب خودت و با قدرتى كه با آن مردگان زنده ميسازى و سرزمينهاى مرده را حياتى دوباره مىبخشى، گشايشى در كار من فراهم ساز. و مرا - اى معبود من - در حال اندوه و حسرت نميران تا اينكه دعايم مستجاب كنى و اجابت خواستهام را به من بفهمانى و طعم سلامتى تا پايان عمرم را به من بچشانى. و دشمنم را نسبت به من شاد مكن و او را بر من مسلط مساز و تواناييش مده. اى خداى من، اگر تو مرا بلند گردانى، چه كسى تواند فرود آورد. و اگر تو مرا خوار و پست گردانى، چه كسى تواند بالايم برد. و اگر تو مرا بزرگ بدارى، كيست كه تواند مرا ذليل گرداند و اگر تو مرا كوچك كنى، كيست كه بتواند بزرگم بدارد. و اگر تو مرا عذاب فرمايى، چه كس بر من رحم آورد و اگر هلاكم سازى چه كسى تواند در كار تو نسبت به بندهات اعتراض و يا در باره او سؤال كند. و من مىدانم كه در حكم تو هرگز ستمى روا نمىشود و در انتقام تو هرگز شتابى نيست و شتاب فقط در كار كسى است كه مىترسد فرصت از دستش برود و تنها فرد ضعيف است كه نيازمند كار ظالمانه است و اى معبود من، تو بسيار بلند مرتبهتر از آنى كه به اين امور آلوده باشى.
خداوندا بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل محمد درود فرست و مرا هدف بلايا و در معرض تيرهاى انتقامت قرار مده و به من مهلتى عطا كن و مرا از اندوه و غم برهان و از خطايم درگذر و مرا به گرفتاريهاى پياپى دچار مكن، كه تو خود ضعف و بيچارگى و زارىام بدرگاهت را مىبينى. خداوندا امروز من از خشم تو به خودت پناه مىآورم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و مرا در پناه خودگير. و امروز از قهر و عذاب تو به آستان خودت پناهنده مىشوم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و پناهندگيم را بپذير. و از تو درخواست مىكنم كه مرا از عذابت در امان نگه دارى، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و امانم بده. و از تو طلب هدايت مىكنم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و هدايتم فرما. و از تو يارى مىجويم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و مرا يارى فرما. و از تو درخواست رحمت دارم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و بر من رحم كن. و از تو مىخواهم كه در هر امرى كفايتم كنى، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و مرا كافى باش. و از درگاهت روزى مىطلبم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و روزيم ده. و از آستانت كمك مىطلبم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و كمكم بنما. و نسبت به گناهانى كه انجام دادهام از تو طلب آمرزش مىكنم، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و مرا مورد آمرزش قرار ده. و از تو درخواست مىكنم كه مرا از لغزشها حفظ كنى، پس بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و مرا حفظ كن، براستى اگر تو مرا حفظ كنى هرگز به انجام آنچه تو از آن كراهت دارى باز نخواهم گشت. اى پروردگار من، اى پروردگار من، اى مهربان و اى صاحب احسان، اى داراى جلالت و اكرام، بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست و برايم اجابت كن همه آنچه را كه از تو مسألت نمودم و در طلب آن بسوى تو آمدم و در راه آن ميل به تو پيدا كردم. و آن را اراده كن و مقدر ساز و بدان حكم كن و به اتمام رسان و در آنچه به آن حكم مىكنى برايم خير بخواه و بر من مبارك گردان و با آن بر من تفضل فرما و با آنچه بمن عطا مىفرمايى سعادتمندم كن و از فضل و گستره آنچه نزد توست بر من افزون فرما، همانا تو گشاده دست و كريمى، و اين همه را به خير آخرت و نعمتهاى آن متصل فرما اى مهربانترين مهربانان.
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
تذكر: پس از اين دعا، به آنچه بخواهى مىتوانى دعا كنى و بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او هزار بار درود فرستى. و خود حضرت امام سجاد عليه السّلام چنين مىكردند.
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (11) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
من به گناهانم معترفم وبه بخششت امیدوار |
|
نيايش چهل و هفتم:
شكر از آن خداوند است كه پروردگار عالميان است.
خدايا سپاس تو راست اى پديد آورنده آسمانها و زمين، اى صاحب جلالت و اكرام، اى پروردگار پرورندگان و اى معبود همه معبودهاى ديگر و اى خالق همه مخلوقات و اى وارث همه اشياء كه هرگز چيزى شبيه تو نيست و علم به هيچ شيئى از تو مخفى نمىباشد و تو بر هر چيز محيط هستى و بر همه چيز نگهبانى.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، يكتايى، تنهايى، يگانهاى، بى مانندى.
و تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، كريمى، بزرگوارى، عظيم و بزرگى، نهايت كبريايى از آن توست.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، عالى و بلند مرتبهاى، انتقام و عذابت بسيار سخت و شديد است.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، رحمانى، رحيمى، داناى حكيمى.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، شنواى بينايى، قديم و آگاهى.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، كريمترين كريمانى، دائمى و پايدارى.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، و تو قبل از هر چيز، اوّلى و پس از همه اعداد، آخر تويى
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، در عين حال كه بلند مرتبهاى به همه نزديكى و در عين حال كه به همه نزديك هستى، رفيع و بلند مرتبهاى.
تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، داراى شوكت و عظمتى و كبرياء و سپاس از آن توست.
و تويى آن خدايى كه جز تو معبودى نيست، تو اشياء را بدون الگو و نمونهاى ايجاد كردى، و مخلوقات را بدون شبيه، تصوير كردى و پديدههاى نو را بدون الگوگيرى، وجود بخشيدى.
تويى كه براى هر چيزى اندازهاى مقدّر ساختى و هر امر ممكنى را ميسر نمودى و امور موجودات و مخلوقات را تدبير كردى.
تويى كه در آفرينش هيچ شريكى تو را يارى ننمود و هيچ وزيرى تو را معاضدت نكرد و هيچ كس شاهد بر كار تو و نظير تو نبود.
تويى كه اراده كردى و بلا فاصله آنچه اراده نمودى محقق شد و تويى كه به قضاوت نشستى و آنچه تو بدان قضاوت كردى عين عدل بود و حكم نمودى و حكمت بر اساس انصاف بود.
تويى كه هرگز مكان تو را فرا نمىگيرد و در برابر سلطنت تو هيچ سلطنتى تاب مقاومت ندارد و هيچ برهان و بيانى تو را عاجز نمىكند.
تويى كه عدد همه اشياء را شمارش كردهاى و براى هر چيزى پايانى قرار دادهاى و هر چيزى را به اندازهاش خلق كردهاى.
تويى كه انديشهها و اوهام از درك ذات تو قاصرند و فهمها از رسيدن به كيفيت تو عاجزند و چشمها نمىتوانند موضع و جايگاه تو را دريابند.
تويى كه حدّ و مرز ندارى تا محدودى شوى و متمثل نمىشوى تا كنه تو وجدان شود و زاييده نمىشوى تا مولود محسوب گردى.
تويى كه هرگز چيزى با تو ضد نيست تا تو را دشمنى كند و همانندى ندارى تا در رقابت با تو افزونى نشان دهد و نظيرى برايت نيست كه با تو به معارضه برخيزد.
تويى كه به آفرينش ابتدا كردى و اختراع و ابداع و نو آورى در موجودات از آن توست و چه نيكو آفريدهاى.
خدايا منزهى تو چه والاست شأن تو و چه بلند است منزلت تو و چه آشكار است حق بودن قرآن تو پاك و منزهى تو اى صاحب لطف، چقدر اهل احسان و لطفى. و اى مهربان، چه قدر مهربانى و اى دانا، چه بسيار است دانش تو پاك و منزهى تو اى پادشاهى كه چه بلند است مقام تو. و اى بخشندهاى كه چه وسيع است بخششهاى تو و اى بلند مرتبهاى كه چه رفيع است جايگاه تو اى كه ارزش و مجد و كبرياء و ستايش از آن توست. خدايا پاك و منزهى تو دست خود را در خيرات باز كردهاى و مسير هدايت از سوى تو شناخته مىشود، پس هر كه براى وصول به دين يا دنيا تو را طلب كند، تو را مىيابد پاك و منزهى تو، هر چه كه معلوم توست، در برابر تو خاضع است و آنچه فروتر از جايگاه والاى توست، در برابرت خاشع است و همه مخلوقات در برابر تو تسليم و منقادند پاك و منزهى تو به حس در نمىآيى و مورد تماس جسمانى واقع نمىشوى و كيد و مكر در تو بى اثر است و دور نمىشوى و با تو نزاع نتوان كرد و غلبه بر تو نا ممكن است و جدال و خدعه و فريب در مورد تو امكان ناپذير است پاك و منزهى تو راه تو مستقيم و هموار است و اوامر تو در راستاى رشد و هدايت است و تو زنده استوار و محكمى پاك و پيراستهاى تو سخن تو حكم و قانون است و قضاوت تو قطعى و اراده تو استوار است. پاك و منزهى تو رد كنندهاى براى مشيّت تو نيست و كسى نمىتواند كلمات تو را تبديل كند. پاك و منزهى تو اى كه آيات و نشانههايت آشكار است، اى كه خالق آسمانها و آفريننده جانهايى
حمد و سپاس مخصوص توست، حمدى كه دائم به دوام تو مىباشد و از براى توست حمدى كه جاويد است به جاودانگى نعمتهايت. و از آن توست حمدى كه موازى با آفرينش توست و از توست حمدى كه افزون بر رضايت تو مىباشد و براى توست سپاسى كه همراه با سپاس هر سپاسگزار است و شكرى كه شكر هر شكرگزارى از آن كمتر است. سپاسى كه شايسته غير تو نيست و با آن جز به سوى تو تقرب نتوان جست. سپاسى كه با آن لطف اول دوام يابد و استمرار الطاف در آينده درخواست شود حمدى كه با گذشت زمانها افزايش يابد و پى در پى بيشتر و بيشتر گردد. حمدى كه حافظان و نگاهبانان از شمارش آن عاجز شوند و از آنچه كه نويسندگان وحى در كتاب قرآن شمردهاند، بيشتر باشد. سپاسى كه برابر با عرش عظيم تو و همسنگ جايگاه بلند تو باشد. سپاسى كه ثوابش در نزد تو كامل باشد و پاداش آن همه پاداشها را شامل گردد. حمدى كه ظاهرش با باطنش موافق باشد و باطن آن همراه با صدق در نيت باشد. حمدى كه هيچ يك از مخلوقاتت مثل آن را بجاى نياورده باشد و كسى جز تو به فضيلت آن عالم نباشد. سپاسى كه هر كس در افزايش آن بكوشد از جانب خداوند يارى مىشود و هر كس در اداء كامل آن شوق بسيار داشته باشد مورد تأييد قرار مىگيرد. حمدى كه جامع همه حمدهاى مخلوق باشد و حمدهاى پس از اين را نيز منتظم سازد. حمدى كه هيچ حمد ديگرى نزديكتر از آن به قول تو نباشد و سپاسگزارى، سپاسگزارتر از آنكه بدان تو را سپاس مىگويد، موجود نباشد. حمدى كه با افزونيش موجب شود كه از راه كرم تو نعمتها افزونتر شود و تو آن را با افزايش پى در پى به عطا و بخشش متصل فرمايى. حمدى كه به خاطر كرم تو واجب گردد و برابر با بزرگى جلال تو باشد.
پروردگارا بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست، او كه برگزيده و پسنديده و مكّرم و مقرّب درگاه توست. درودى كه برترين درودها باشد و كاملترين بركاتت را بر او نازل و پر بارترين رحمتهايت را به او عطا فرما.
پروردگارا بر محمد صلّى الَّله عليه و آله و آل او درود فرست، درودى پاك كه هيچ درودى پاكتر از آن نباشد و درودى كه فزايندهتر از آن موجود نباشد و درودى همراه با خشنودى كه درودى بالاتر از آن نباشد.
پروردگارا بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست، درودى كه رضايت او و بالاتر از آن را تأمين كند، و بر او درودى بفرست كه تو را راضى گرداند و از رضايت تو نسبت به پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله افزونتر باشد. و بر او درودى فرست كه براى او جز به آن خشنود نمىگردى و جز او را شايسته آن نمىدانى.
پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست، درودى كه از رضوان تو بگذرد و استمرار آن همراه با بقاء تو باشد و همانگونه كه كلمات تو پايان ندارد، بى پايان باشد.
پروردگارا بر محمد و آل او درود فرست، درودى كه همه درودهاى فرشتگان و انبياء و رسولان و بندگان فرمانبردارت را هماهنگ سازد و مشتمل بر درودهاى بندگانت از جّن و انس و اشخاص پذيراى دعوت تو باشد و جامع درودهاى همه انواع مخلوقاتت باشد كه آنها را خلق كردهاى.
پروردگارا بر پيامبر و عترت او درود بفرست. درودى كه بر همه درودهاى گذشته و تازه احاطه داشته باشد و بر او و آل او درود فرست، درودى كه مورد خشنودى تو و غير تو باشد و منشأ درودهاى ديگرى شود كه مجموع آنها چند برابر گردد و موجب شود كه در طول ايام اين درودها به قدرى زياد شود كه جز تو كسى نتواند آنها را بشمارد.
پروردگارا بر پاكان از اهل بيت پيامبر درود فرست، همانها كه براى امر خودت انتخابشان كردى و آنها را خزانه علم و نگاهبانان دين خود قرار دادى و به عنوان جانشينان خود در زمين و حجتهاى خود بر بندگانت برگزيدى و با اراده خود آنان را از پليدى و ناپاكى، پاك ساختى و آنان را به عنوان وسيلهاى به سوى خود و راهى به سوى بهشتت برگزيدى.
پروردگارا بر محمد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست، درودى كه با آن بخششها و تكريمهايت را در حق آنان افزون گردانى و همه چيز را با عطايا و هدايايت براى آنان كامل نمايى و بهره آنان را از سودها و منفعتهايت فراوان گردانى.
پروردگارا بر او و آل او درود فرست، درودى كه آغازش را حدّى و پايان و سرانجامش را نهايتى نباشد.
اى پروردگار من، بر پيغمبر و آلش درود فرست به ميزان عرش و مادون عرشت، و به مقدار آنچه آسمانها و فوق آسمانهايت را پر كرده است، و به اندازه زمينها و آنچه در زير آنها و در بين آنهاست، درودى كه آنان را به تو نزديك سازد و موجب رضايت تو و آنها شود و به درودهاى ديگر هميشه متصل باشد.
خدايا تو در هر زمانى، دينت را بوسيله امامى تأييد كردى و او را نشانهاى براى بندگانت و علامتى در سرزمينهايت قرار دادى، پس از آنكه رشته او را به ريسمان خود وصل كردى و او را طريقى براى رضوان خود قرار دادى و طاعتش را واجب و معصيتاش را ممنوع ساختى و امر كردى كه اوامر او را امتثال كنيم و نواهى او را مرتكب نشويم و هيچكس بر او پيشى نگيرد و از او عقب نيفتد كه او پناه پناه آورندگان و جايگاه مؤمنان و مستمسك چنگ زنندگان و چشم روشنى عالميان است. خداوندا به وليت توفيق شكر نعمتهايى را كه باو دادهاى الهام كن و به ما نيز توفيق سپاس چنين ولى اى را عنايت فرما و او را از جانب خود يارى كن تا بر همگان سلطنت يابد و بآسانى اسباب پيروزى را برايش فراهم گردان و با استوانههاى محكم خود او را يارى كن و كمر او را محكم ببند و بازوانش را قوى گردان و او را به ديده خود مورد عنايت قرار ده و در كنف حفاظت خود او را حمايت و با فرشتگانت او را يارى كن و با سربازان فراوان و پيروزمندت او را امداد فرما. و بوسيله او كتاب و قوانين و شرايع و سنتهاى رسولت - كه درودت بر او و آل او باد - را بر پا دار و بواسطه او آنچه را از نشانههاى دينت كه ستمكاران آنها را نابود كردهاند، دو باره احيا كن و بوسيله او تعرض ستم پيشگان نسبت به راهت را از ميان بردار و سختى و مشقّت طريقت را توسط او بر طرف ساز و آنها را كه با پيمان شكنى از راه تو منحرف شدند از ميان بردار و آنها را كه در صدد ايجاد انحراف در مقصد تو هستند، نابود ساز. و او را نسبت به دوستانت نرم گردان و نسبت به دشمنانت دست قدرت او را بگشاى و مهربانى و رحمت و عطوفت و بخشش او را در حق ما به ما عنايت كن و ما را نسبت به او شنوا و مطيع و نسبت به جلب رضايتش كوشا گردان و ما را در يارى و دفاع از او حمايت فرما و از كسانى قرار ده كه از اين طريق به تو و به رسولت - كه درودت بر او و آل او باد - تقرب مىجويند. خداوندا و درود فرست بر دوستان امامان كه معترف به مقام والاى آنهايند و راه آنها را مىپيمايند و در پى آثار آنها مىروند و به ريسمان محكم آنان چنگ مىزنند و دست بر رشته ولايت آنان دارند و امامت آنها را پذيرفتهاند و تسليم اوامر آنها هستند و در طاعت آنها مىكوشند و در انتظار روز حكومت آنها هستند و چشم اميد بسوى آنان دارند، درودهائى مبارك و پاك و فزاينده در بامداد و شامگاه. و بر آنها و بر ارواحشان درود فرست و امور آنها را بر تقوى قرار ده و شئونشان را اصلاح كن و توبه آنها را بپذير، همانا تو بسيار تو به پذير و مهربانى و بهترين آمرزندگانى. و ما را در بهشت در زمره آنان قرار ده به رحمتت اى مهربانترين مهربانان...
ادامه متن دعا در"ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (10) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
توانى نيست مگر به قدرت او |
|
نيايش چهل و ششم:
اى كسى كه رحم مىكنى بر كسى كه بندگانت بر او رحم نمىكنند.
و اى آنكه مىپذيرى كسى را كه سرزمينها او را نمىپذيرند.
و اى كسى كه نيازمندان آستانت را خوار و كوچك نمىكنى.
و اى آنكه اصرار كنندگان درگاهت را نا اميد نمىسازى.
و اى كسى كه دست رد بر سينه روى آورندگان به بارگاهت نمىزنى.
و اى آنكه تحفههاى كوچك را مىپذيرى و در برابر كارهاى اندك، سپاس مىگويى
و اى كسى كه كار ناچيز را شكر مىگذارى و پاداشى بزرگ عطا مىكنى.
و اى كسى كه به هر كه به تو نزديك شود، نزديك مىشوى
و اى آنكه كسانى را كه به تو پشت مىكنند، خودت مىخوانى
و اى كسى كه نعمتها را تغيير نمىدهى و در انتقام و عذاب، شتاب نمىكنى
و اى آنكه حسنات را ثمر بخش مىسازى تا رشد دهى و از گناهان در مىگذرى تا پنهانشان سازى. با تأمين حاجات، آرزوها پيش از نيل به منتهاى كرم تو روا شدند و ظرف درخواستها با فيض بخششهاى تو پر گشتند و اوصاف قبل از وصول به كنه وصف تو از هم پاشيدند و محو شدند. پس برتر از هر عالى، علوّ و بلندى از آن توست و بزرگى و جلال بالاتر از هر بزرگى، مخصوص توست. هر بزرگى در نزد تو كوچك است و هر شريفى، در كنار شرافت تو حقير و ناچيز است. آنها كه بر غير تو وارد شدند بحق ضرر كردند و آنها كه به جز تو به سوى ديگران رفتند دچار خسران گشتند و آنها كه در آستان غير تو گرد آمدند، تباه شدند و همه آنها كه به دنبال كسب چيزى بودند گرفتار قحطى گشتند مگر آنها كه به دنبال كسب فضل تو بودند. درگاه تو به روى علاقهمندان گشوده وجود و بخشش تو براى گدايان آستانت جارى است و ياريت نسبت به يارى جويان نزديك است. آرزومندان هرگز از تو نا اميد نمىشوند و آنها كه به سوى تو مىآيند هيچگاه مأيوس نمىشوند و آمرزش خواهان هرگز با انتقام و عقاب تو به شقاوت گرفتار نمىگردند. روزى تو (حتى) براى كسى كه تو را نافرمانى مىكند نيز گسترده است و شكيبايى تو شامل آن كس كه با تو دشمنى نموده نيز مىشود. عادت تو نيكى به گناهكاران است و سيره و روش تو مدارا با تجاوز كاران است تا آنجا كه اين ملاحظات تو آنان را از توبه و بازگشت غافل نموده و اين مهلت دادنها ايشان را از اجتناب از گناه باز داشته است.
خدايا تو فقط از اين جهت در باره گناهكاران تأنى نمودى كه آنان به امر تو باز گردند و مهلتشان دادى چرا كه به دوام سلطنت خود مطمئن بودى. پس هر كس كه اهل سعادت باشد پايان كارش را سعادت رقم زدى و آن كس كه اهل شقاوت باشد، در جهت آن او را گرفتار خذلان ساختى. همه آنان سرانجام به حكم تو باز مىگردند و امور آنان به فرمان تو باز گشت مىكند، در طول مدت و مهلت آنان، استدلال تو از استحكام نمىافتد و به خاطر عدم شتاب در قضاوت در باره آنان، برهان تو باطل نمىگردد. دليل تو پا برجا و زايل نشدنى است و سلطه تو ثابت و پايدار است. پس عذاب دائم براى كسى است كه از تو روى بر گرداند و يأس ذلتبار از آن كسى است كه از درگاه تو نوميد شود و بالاترين شقاوت از آن فردى است كه در پيشگاه تو غرور و تكبر بورزد.
چه بسيار است تغير و تحول او در عذاب تو، و چه طولانى است درنگ حيرت آميز او در عقاب تو، و چه دور است سرانجام او از گشايش، و چه نوميد است از آسانى راحتى و رهايى همه اينها البته بر مبناى قضاوت عادلانهاى است كه هرگز در آن ظلم نمىكنى و حكم منصفانهاى است كه ابدا در آن ستم نمىنمايى. تو حجتها را آشكار ساختهاى و عذر و بهانه را از ميان بر داشتهاى و تهديد و انذار از عذاب را اعلام فرمودهاى و در تشويق و ترغيب بندگان با مهربانى اقدام نمودهاى، و مثالهاى عبرت آموز بيان داشتهاى و مهلت بسيار در اختيار آنان قرار دادهاى، و در عين حال كه در عقاب آنان مىتوانى شتاب كنى، آن را به تأخير انداختهاى و با اينكه مىتوانى در بازخواست، سرعت به خرج دهى، در آن تأنى مىكنى. درنگ تو البته از روى ناتوانى نيست و مهلت دادنت از جهت سستى نمىباشد و خوددارى تو به خاطر غفلت نبوده و انتظارت از باب مماشات نيست بلكه براى آن است كه دليل تو رساتر و كرم تو كاملتر و احسان تو فراوانتر و نعمتت تمامتر باشد.
(آرى)، همه اين امور بوده و تو اين چنين بودهاى و از اين پس اين امور هست و تو نيز پا بر جايى. دليل تو برتر از آن است كه كاملا توصيف شود و مجد و عظمت تو بالاتر از آن است كه كنه و انتهاء آن معلوم گردد و نعمت تو افزونتر از آن است كه تماما به شمارش در آيد و احسان تو بيشتر از آن است كه بتوان كمترين آن را سپاس گفت.
سكوت، مرا از ستايش تو باز داشته و امساك و خوددارى، مرا از تمجيد تو ناتوان ساخته است و نهايت تلاش من، اقرار به واماندگى است. خدايا خود رغبتى به اين حالت ندارم، اما چه كنم كه عجز مرا به اين حالت كشانده است. پس اينك، اين من عاجزم كه قصد ورود به محضر تو دارم و از تو حسن عطا و بخشش طلب مىكنم پس بر محمد و آل او درود فرست و راز و نياز مرا بشنو و دعايم مستجاب گردان و روزگار مرا با نااميدى به پايان مبر و درخواستهام دست رد بر پيشانى من مزن و رفتنم از پيشگاهت و باز گشتم به درگاهت را كريمانه مورد عنايت قرار ده. به راستى تو در آنچه اراده كنى در تنگنا قرار نمىگيرى و در اعطاء آنچه از تو در خواست شود ناتوان نمىباشى و تو بر هر كارى توانايى. و هيچ تحوّل و توانى نيست مگر به قدرت خداى بلند مرتبه بزرگ.
متن اصلی صحیفه در "ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (10) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
خداوندا اى آنكه ميل به گرفتن پاداش ندارى |
|
نیایش چهل و پنجم:
خداوندا اى آنكه ميل به گرفتن پاداش ندارى.
و اى كسى كه از عطا و بخشش پشيمان نيستى.
و اى آنكه به بندهات پاداش برابر نمىدهى.
بخشش تو، ابتدايى است و گذشت تو از باب تفضّل است و كيفرت عين عدل است و فرمانت، خير و صلاح است.
تو اگر چيزى ببخشى، همراه با منّت نيست و اگر چيزى را ممنوع كنى، ظلم و ستم محسوب نمىشود.
تو نسبت به آنكه شكر تو گويد، سپاسگزارى مىكنى و حال آنكه خود شكرت را به او الهام نمودهاى.
و عوض مىدهى به آنكه تو را بستايد و حال آنكه خود ستايش را به او آموختهاى.
عيوب كسانى را مىپوشانى كه اگر مىخواستى رسوايشان مىساختى.
وجود تو شامل حال كسانى مىشود كه اگر بخواهى مىتوانى آنها را محروم كنى.
و هر دو گروه فوق بحقّ، شايسته رسوايى و محروميّتند، امّا اين تويى كه اساس كارت را بر تفضل نهادهاى و قدرت خود را در عفو و گذشت نشان مىدهى.
با كسى كه در برابر تو سركشى مىكند، با بردبارى بر خورد مىكنى و به كسى كه (با گناه) قصد ستم بر خويش دارد مهلت مىدهى و آنان را تا لحظه رجوع و بازگشت، به مداراى خود وعده مىدهى و تا زمان توبه از شتاب در عقاب آنان خوددارى مىكنى تا هلاكت هلاك شونده از جانب تو نباشد و آن كس كه شقى است، با نعمت تو گرفتار شقاوت نشود، مگر پس از عذر بسيار و حجتهاى پى در پى و آشكار. و اينها هم از عفو توست اى كريم، و بهرهاى است از مهربانى تو اى خداى بردبار.
تويى كه براى بندگانت درى به سوى عفوت گشودهاى و آن را «توبه» نام نهادهاى. و براى راهنمايى به سوى اين در، راهنمايى وحيانى گذاشتهاى كه هرگز آن را گم نكنند و خود - كه نامت مبارك است - فرمودهاى: به سوى خدا توبه كنيد، توبهاى پاك و خالص، بدان اميد كه خداوند گناهان شما را بپوشاند و شما را در بهشتى داخل سازد كه نهرها در آن جارى است. در روزى كه خداوند پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله و آنان را كه به او ايمان آوردهاند خوار نمىگرداند، نور آنان از پيش رو و از جانب راست آنان حركت مىكند (در حاليكه) آنان مىگويند: اى پروردگار ما، نور ما را كامل گردان و ما را بيامرز، كه تو بر هر كارى توانايى .
پس عذر كسى كه از اين منزل غفلت كند - بعد از اينكه تو در آن را گشودهاى و برايش راهنما قرار دادهاى - چيست؟ و تويى آنكه به نفع بندگانت، زياد خود را به مشقت و سختى مىاندازى و دوست مىدارى كه آنان در تجارت با تو سود ببرند و با وارد شدن بر تو و زيادت خواستن از تو رستگار شوند. و لذا تو خود - كه نامت مبارك و بلند است - فرمودهاى: هر كس كار نيكى انجام دهد، ده برابر اجر مىبرد و هر آن كس كه كار ناپسندى مرتكب شود، جز به اندازه همان عمل مجازات نمىشود و نيز فرمودهاى: مثل آنها كه اموال خودشان را در راه خدا انفاق مىكنند، مثل دانهاى است كه هفت خوشه مىروياند و در هر خوشهاى صد دانه است و خداوند به هر كس كه بخواهد چند برابر پاداش مىدهد. و همچنين فرمودهاى: كيست آن كس كه به خدا قرض نيكو بدهد تا در نتيجه خدا به او چندين برابر عطا فرمايد و نيز نظير اين سخنان كه حسنات را چند برابر پاداش مىدهى در قرآن نازل فرمودهاى.
و تويى آنكه با گفتارت بندگان را نسبت به عالم غيب راهنمايى كردى و با ترغيب و تشويق، آنان را به سويى بردى كه از بهره كامل برخوردار شوند. حقايقى را به آنان نشان دادى كه اگر از آنان مىپوشاندى، چشمانشان هرگز آنها را نمىديد و گوشهاشان نمىشنيد و ذهن آنها بدان نمىرسيد. و خودت فرمودى: ما را ياد كنيد تا من نيز به ياد شما باشم و شكر مرا بجاى آوريد و كفران مكنيد. و فرمودى: اگر شكر گزار باشيد بر نعمتهاى شما مىافزايم و اگر كفران پيشه كنيد، به راستى عذاب من شديد است. و تو فرمودى مرا بخوانيد تا شما را استجابت كنم، به راستى كسانيكه با روحيه استكبار، خود را فراتر از بندگى من ببينند به زودى به آتش دوزخ داخل خواهند شد و در آن جاويد مىمانند، پس دعا و درخواست از خود را عبادت و ترك دعا را استكبار ناميدهاى و تهديد كردهاى كه ترك دعا موجب دخول هميشگى در آتش دوزخ مىشود.
پس بندگانت تو را به خاطر لطفت ياد مىكنند و با فضلت سپاس مىگزارند و به موجب فرمانت تو را مىخوانند و در راه تو صدقه مىدهند تا از تو زيادت نعمت طلب نمايند. و در اين امر براى آنان، نجات و رهايى از غضب تو و فلاح و رستگارى در پرتو رضايت تو محقّق مىشود. و اگر يكى از مخلوقات تو از جانب خودش ديگرى را مثل آنچه تو بندگانت را به آنها راهنمايى فرمودهاى، راهنمايى مىكرد، به صفت احسان و اعطاء نعمت موصوف مىشد و به هر زبانى مورد ستايش قرار مىگرفت. پس حمد و سپاس براى توست ما دام كه راهى براى حمد تو باز است و لفظى باقى است كه با آن حمد تو گفته شود و معنايى در كار است كه به ستايش تو باز گردد
اى كسى كه به سبب احسان و فضل، در نزد بندگان، شايسته ستايش شدهاى و آنان را غرق در نعمت و بخشش نمودهاى، نعمات تو در بين ما چه آشكار و پيدا و بخششهايت بر ما چه فراوان و اختصاص يافتن ما به نيكهاى تو چه زياد است تو ما را به دين برگزيده و آيين مورد رضايت و راه سهل و آسان خود هدايت نمودى و نسبت به طريقه تقرّب به خودت و رسيدن به كرامتت ما را بصيرت دادى. خداوندا و تو در زمره بر گزيده اين وظايف و اعمال ويژه از واجبات، ماه رمضان را قرار دادى، ماهى كه آن را از ساير ماهها ممتاز نمودى و از بين همه زمانها و ايّام، آن را انتخاب فرمودى و آن را بر همه اوقات سال به نزول قرآن و نور مقدّم داشتى و ايمان را در اين ماه مضاعف نمودى و روزه را در آن واجب گردانيدى و بندگان را به قيام در آن براى عبادت ترغيب فرمودى و شب قدر را كه از هزار شب بهتر است در آن تجليل نمودى.
سپس ما را براى اين ماه بر ساير امّتها مقدّم داشتى و براى فضيلت آن، ما را انتخاب فرمودى نه ساير ملّتها را، و ما به فرمان تو روز اين ماه را روزه گرفتيم و با يارى تو شب را به قيام در عبادت سپرى كرديم و با روزه گرفتن و بر خاستن براى عبادت، خود را در معرض رحمتت كه ما را در جوار آن نهادهاى، قرار داديم و آن را وسيلهاى براى دريافت ثواب تو ساختيم و خزانه تو پر است از آنچه در راهت مورد رغبت باشد. و در آنچه از فضل و عطا از تو درخواست شود، بخشندهاى و نسبت به كسى كه در راه قرب تو مىكوشد، نزديك هستى. و اين ماه به گونهاى شايسته ستايش در بين ما و همچون يارى نيكو همراه ما بود و بهترين سودهاى جهانيان را به ما رسانيد، و سپس آن هنگام كه وقتش به پايان آمد و مدّتش تمام شد و عدد روزهايش به آخر رسيد، از ما جدا شد. پس اينك ما با رمضان وداع مىكنيم، همچون وداع با كسى كه جدايى از او بر ما سخت و ناگوار است و روى گردانيدن او از ما، موجب حزن و هراس است و بر ما لازم است كه عهد محفوظ و حرمت شايسته رعايت و حقّ أدا شدنى او را نگاه داريم. پس اينك مىگوييم: سلام بر تو اى بزرگترين ماه خدا و اى عيد دوستان خدا. سلام بر تو اى ارزشمندترين اوقاتى كه با ما همراه بودى و اى بهترين ماه در بين روزها و ساعات. درود بر تو اى ماهى كه در آن آرزوها بر آورده و نزديك مىشوند و اعمال شايسته در آن فراوان است.
سلام بر تو دوستى كه وقتى هستى، ارزش تو بسيار بالاست و آن هنگام كه نيستى، فقدان تو درد آور است و نقطه اميدى هستى كه جداييت بسيار رنج آفرين است.
درود بر تو مونسى كه وقتى آمدى، با ما انس گرفتى و اسباب سرور و شادى گشتى و وقتى از كنار ما رفتى، در دل ما هراس انداختى و غمگينمان ساختى.
درود بر تو همسايه و همنشينى كه در كنار تو قلبها نرم شد و گناهان كاهش يافت.
سلام بر تو ياورى كه ما را عليه شيطان يارى نمودى و دوستى كه راههاى احسان و نيكى را آسان فرمودى.
درود بر تو كه چه فراوان است آزاد شدگان راه خدا در تو و چه خوشبخت است كسى كه به خاطر تو، احترامت را نگه بدارد.
سلام بر تو كه چقدر گناهان را مىپوشانى و انواع عيوب و زشتيها را مىزدايى.
درود بر تو كه چقدر بر مجرمان، بخشش دارى و چه اندازه در دلهاى مؤمنان هيبت و عظمت دارى
سلام بر تو ماهى كه هيچ ايّام ديگرى شايستگى رقابت با تو را ندارد.
سلام بر تو ماهى كه از هر آفت و خطرى در امان و سلامتى.
درود بر تو ماهى كه مصاحبت با تو كراهت ندارد و معاشرت با تو موجب مذمّت نيست.
درود بر تو كه بركات فراوان به ما رساندى و زنگار خطاها و گناهان را از ما شستى.
سلام بر تو كه وداع با تو از روى دلتنگى نيست و ترك روزه تو به جهت خستگى و ملال نمىباشد.
سلام بر تو كه قبل از فرا رسيدنت، مورد طلب ما هستى و پيش از فوتت، مورد حزن و اندوه ما.
درود بر تو كه چه بسيار بلاها به خاطر تو از ما دور شد و چه بسيار از خيرات، بواسطه تو به ما رسيد.
سلام بر تو و بر هر شب قدرى كه بهتر از هزار ماه است.
درود بر تو كه ديروز نسبت به تو چه بسيار حريص بوديم و فردا چه شوقى به تو داريم.
سلام بر تو و بر فضل تو كه ما از آن محروم شديم و بركات گذشتهات كه از ما سلب گرديد.
خداوندا ما اهل اين ماهى هستيم كه ما را بدان شرافت بخشيدى و با فضلت به ما توفيق درك آن را عطا فرمودى، در حاليكه شقاوت پيشگان نسبت به وقت گرانبهاى آن جاهل، و به خاطر شقاوتشان از فضل آن بى بهرهاند. خدايا تويى صاحب آنچه ما را براى آن برگزيدى يعنى شناخت اين ماه و آنچه بدان هدايتمان فرمودى يعنى آداب و اعمال اين ماه. و ما به توفيق توست كه با تقصير و كوتاهى، آن را روزه مىگيريم و عبادت را در اين ماه به پا مىداريم و در آن اندكى از بسيار را بجا مىآوريم.
خدايا تو را سپاس مىگوييم و در عين حال اقرار به بديهاى خود داريم و معترفيم كه حق تو را ضايع ساختهايم. عقده پشيمانى كه در دل داريم و صداقتى كه در مقام پوزش در زبان ماست، تنها براى توست، پس ما را در برابر آنچه بخاطر تفريط و كوتاهى به ما رسيده، اجرى عطا فرما كه با آن، فضل مورد اميد در اين ماه عزيز را جبران كنيم و از انواع ذخايرى كه همه بدان حرص دارند، چيزى به عنوان عوض دريافت نماييم.
و براى ما عذر خواهى از درگاهت را به خاطر آنچه كه در حق تو تقصير كردهايم، مقدر فرما و عمر ما را تا رمضان آينده طولانى فرما و آن هنگام كه ما را به رمضان آينده رساندى به ما كمك كن تا آنچه را كه تو اهل آن هستى يعنى عبادت، انجام دهيم و ما را به حدى رسان كه به آنچه شايسته آن ماه است يعنى طاعت، قيام كنيم و از اعمال صالح در طول ماههاى سال، آنچه را كه جبران كننده حق تو در دو ماه رمضان حال و آينده است، براى ما پيش آور.
خداوندا در اين ماه اگر به گناه كوچك يا بزرگى نزديك شديم و يا اگر در معصيتى افتاديم و يا عمدا مرتكب خطايى شديم و يا از روى فراموشى بر خود ستم نموديم و يا حريم و حرمت كسى را زير پا گذاشتيم پس تو بر محمد و آل او درود فرست و ما را در پرده عفوت بپوشان و بر ما ببخش و ما را نصب العين ملامتگران قرار مده و زبان طعنه زنندگان را بر ما باز مكن و ما را به كارى وا بدار كه سبب جبران و كفاره گناهى باشد كه در ماه رمضان از آن نهى كرده بودى، به حقّ رأفتت كه هرگز پايان ندارد و فضلت كه هرگز كاستى نمىپذيرد.
خدايا بر محمد و آلش درود فرست و مصيبت و اندوه ما را در غم رفتن اين ماه، خودت جبران كن و روز عيد فطر را بر ما مبارك گردان و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته است تا پسنديدهترين روز براى جلب عفو و بخشش و محو گناهان باشد و گناهان پنهان و نهان ما را مورد آمرزش قرار ده.
خدايا با گذشتن اين ماه، از گناهان ما در گذر و با خروج آن ما را از منجلاب گناهان خارج كن و ما را در زمره سعادتمندترين افراد به وسيله اين ماه و بهرهمندترين اشخاص در اين ماه و با نصيبترين افراد از اين ماه قرار ده.
خدايا، كسى كه به طور شايسته رعايت حق اين ماه را نموده و حرمت آن را به خوبى حفظ كرده و به شايستگى حدود و احكام اين ماه را بجاى آورده و از گناهان در اين ماه خوددارى نموده و يا به گونهاى به قرب تو راه يافته كه حتما از او راضى شدهاى و رحمت خودت را شامل حالش گردانيدهاى، پس از خزانه دارائيت مثل آن را به ما هم عطا فرما و چندين برابر آن از فضل خويش بر ما ببخشاى، كه به راستى فضل تو كاستى ندارد و خزينههاى تو كم نمىگردد بلكه افزونتر مىشود و معادن احسان تو هرگز فنا نمىپذيرد و به راستى بخششهاى تو، عطايى است خوش گوار.
خدايا بر محمد و آلش درود فرست و براى ما پاداش روزه داران و يا اجر كسانى كه اين ماه را تا روز قيامت به عبادت مشغولند ثبت فرما.
خداوندا ما به سويت توبه مىكنيم در روز عيد فطر كه آن را براى اهل ايمان روز عيد و شادى قرار دادى و براى اهل دين خود روز اجتماع و هميارى مقرر نمودى، توبه از گناهانى كه مرتكب شدهايم و از كارهاى ناپسندى كه انجام دادهايم يا نيّتهاى بدى كه در دل داشتهايم، توبهاى خالص از هر گونه شك و اضطراب. پس خداوندا اين توبه را از ما بپذير و از ما راضى شو و ما را بر اين توبه ثابت و پايدار بدار.
خداوندا به ما ترس از عقاب جهنم و اشتياق به ثواب موعود را كرم فرما تا لذّت آنچه بدان تو را مىخوانيم و ناگوارى آنچه از آن به تو پناه مىآوريم را دريابيم. و ما را از توّابين درگاهت قرار ده، آنان كه محبت خودت را در حق آنان لازم كردهاى و بازگشت آنان به طاعت و بندگيت را پذيرفتهاى اى عادلترين عدالت پيشگان.
خداوندا از تمامى پدران و مادران و اهل دين ما درگذر، چه آنها كه در گذشتهاند و چه آنها كه تا روز قيامت مىآيند و باقى مىمانند.
خدايا بر محمد، پيغمبر ما و آل او درود فرست همچنانكه بر فرشتگان مقرّب درگاهت درود مىفرستى و بر او و آل او درود بفرست آن گونه كه بر انبياء و رسولانت درود مىفرستى و همانگونه كه بر بندگان صالحت درود فرستادهاى و بلكه بالاتر از آن، اى پروردگار عالميان. درودى كه بركت آن به ما برسد و نفع آن شامل حال ما گردد و دعاى ما به خاطر آن مستجاب شود. به راستى تو كريمترين كسى هستى كه مورد رغبت و ميلى و با كفايتترين فردى هستى كه مورد توكل قرار مىگيرى و بخشندهترين كسى هستى كه از فضلت درخواست مىشود و تو بر هر كارى توانايى.
متن اصلی صحیفه در "ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (10) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
سپاس خداوندى را كه ما را براى دين خود بر گزيد |
|
نیایش چهل و چهارم:
شكر خداوندى را سزاست كه ما را به حمد و ستايش خود هدايت فرمود و ما را از سپاسگزاران قرار داد تا نسبت به احسان او سپاس گوييم و او به ما پاداش نيكوكاران را عطا فرمايد.
و سپاس خداوندى را كه ما را براى دين خود بر گزيد و آيينش را اختصاصا به ما ارزانى داشت و ما را در طريق احسانش به پيش برد تا با لطف او به سوى رضوانش حركت كنيم. ستايشى كه آن را از ما قبول فرمايد و با آن از ما خشنود گردد.
و ستايش خدايى را سزاست كه يكى از راههاى رضوانش را ماه خودش يعنى ماه رمضان قرار داد، ماه روزه، ماه اسلام، ماه طهارت، ماه پاكسازى درونى و ماه قيام، ماهى كه در آن قرآن به عنوان كتاب راهنمايى مردم همراه با حجتهاى روشن هدايت و براهين جدا كننده حق از باطل نازل شده است.
پس خداوند برترى ماه رمضان را بر ديگر ماهها از اين راه نشان داده كه در اين ماه محّرمات زياد و فضيلتهاى آشكار و مشهورى مقرر شده است. و لذا از باب بزرگداشت اين ماه، چيزهايى را كه در ديگر ماهها حلال است، در ماه رمضان حرام شمرده و به خاطر تكريم آن، خوردنيها و نوشيدنيها را ممنوع فرموده است. و براى آن وقت خاصى مشخص كرده كه نه اجازه مىدهد در اين وقت تقديمى صورت گيرد و نه تأخيرى.
و فضيلت يك شب از شبهاى اين ماه را بر فضيلت شبهاى هزار ماه ديگر ترجيح داده و نام آن را شب قدر نهاد كه در آن فرشتگان و جبرائيل در مورد هر امرى با اجازه پروردگار نازل مىشوند، شبى كه تا طلوع سپيده شب سلامت است و هنگام نزول بركات هميشگى بر هر كس از بندگانش كه بخواهد و آنچه كه حكم و فرمانش اقتضا كند.
خداوندا بر محمد و آل او درود فرست و توفيق شناخت فضيلت اين ماه و بزرگداشت حرمت آن و خوددارى از آنچه در آن ممنوع فرمودهاى را به ما الهام فرما. و ما را يارى كن كه رمضان را روزه بگيريم با نگهداشتن اعضا و جوارح از ارتكاب گناهان و بكارگيرى آنها در آنچه كه موجب خشنودى تو مىشود. تا با گوشمان به صداهاى بيهوده گوش نكنيم و با ديدگانمان به سمت لهويّات سرعت نگيريم. دست به سوى ممنوعى نبريم و قدم به سمت حرامى بر نداريم. و شكم ما پر نشود مگر از آنچه حلال فرمودهاى و زبان ما چيزى نگويد مگر آنچه خود گفتهاى. و خود را به زحمت نياندازيم مگر در آنچه ما را به ثواب نزديك مىسازد و به چيزى نپردازيم مگر آنچه كه ما را از عقاب تو مصون مىدارد. پس تمام اين امور را از رياء و سمعه (يعنى اينكه دوست داشته باشيم ديگران كارهاى خوب ما را بشنوند و تعريف كنند) خالص گردان تا غير از تو كسى را شريك نگيريم و در كارهايمان مرادى غير از تو را بر نگزينيم.
خداوندا بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و ما را بر قيام به نماز در مواقيت آن همراه با حدودى كه براى آن مشخص فرمودهاى و واجباتى كه در آن مقرّر نمودهاى و وظيفههايى كه براى آن تعيين كردهاى و اوقاتى كه براى آن در نظر گرفتهاى، موفّق بدار.
و ما را در نماز از جمله كسانى قرار ده كه به درجات آن رسيده، اركان آن را حفظ و آن را در وقتش همانگونه كه بنده و پيامبرت صلّى اللّه عليه و آله سنّت قرار داده ادا مىكنند و ركوع و سجود و همه فضيلتهاى آن را در نهايت طهارت و پاكى و با كمال خشوع و فروتنى انجام مىدهند.
و ما را در اين ماه مبارك توفيق ده كه با كار نيك نسبت به خويشان خود صله رحم بجا آوريم و با فضل و بخشش با همسايگانمان رابطه دوستى بر قرار كنيم و اموال خود را از حرام پاك كنيم و آنها را با دادن زكاتها خالص نماييم. و از كسى كه با ما قهر كرده، ديدار كنيم و نسبت به كسانى كه بر ما ستم روا داشتهاند، انصاف را رعايت نماييم و نسبت به دشمنانمان با مسالمت بر خورد كنيم، بجز آنها كه در راه و به خاطر تو مورد عداوت ما هستند، اينان دشمنانى هستند كه هرگز با آنها دوستى نمىكنيم و از حزبى هستند كه هرگز با آنها صفا و يكرنگى نداريم و به ما توفيق ده كه در اين ماه به سوى تو تقرّب جوييم با اعمال شايستهاى كه ما را از لوث گناهان پاك كنند و از اينكه دوباره عيوب و زشتيها را از سر گيريم، حفظ كنند. تا اينكه هيچ فرشتهاى از فرشتگان مأمور بندگان، چيزى از گناهمان بر تو نياورد مگر آنكه از طاعت و بندگى ما و تقرّب به درگاهت، كمتر باشد.
خداوندا به حقّ اين ماه و به حقّ كسى كه از ابتدا تا انتهاء آن، به بندگى تو پرداخته مثل فرشتهاى كه او را مقرّب درگاهت ساختهاى و يا پيغمبرى كه به رسالت مبعوث نمودهاى و يا بنده شايستهاى كه از خواصّ قرارش دادهاى، از تو درخواست مىكنم كه بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و اهلبيت او درود فرست و ما را اهل كرامتهايى قرار ده كه در اين ماه به اوليائت وعده دادهاى. و آنچه كه در حقّ ساعيان در طاعت و بندگيت لازم كردهاى، در حقّ ما نيز واجب گردان و ما را در زمره كسانى قرار ده كه در پرتو رحمت تو، شايستگى جايگاهى رفيع در نزد تو را بدست آوردهاند.
خدايا بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و ما را از انكار يكتايى خود و از كوتاهى در ستايشت و از ترديد در دينت و از كورى نسبت به راهت و غفلت نسبت به حرمتت و فريب خوردن از دشمنت يعنى شيطان رانده شده، بدور دار.
خداوندا بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و اگر در هر شب از شبهاى اين ماه، عفو تو باعث آزادى بندگانى مىشود و گذشتت آنها را مورد بخشش قرار مىدهدپس ما را نيز از زمره همان بندگان قرار ده و ما را براى اين ماه از بهترين شايستگان و اصحاب محسوب فرما.
خدايا بر محمّد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و با محو تدريجى هلال ماه رمضان، گناهان ما را نيز محو كن و با سپرى شدن روزهاى اين ماه، زشتيها و پليديها را از جان ما بكن تا اينكه اين ماه بگذرد در حاليكه در آن تو ما را از خطاها پاك و از گناهان پيراسته باشى.
خدايا بر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و عترت او درود فرست و اگر در اين ماه از راه راست منحرف شديم ما را بازگردان و اگر به بيراهه رفتيم ما را مستقيم ساز و اگر دشمنت شيطان بر ما مستولى شد، ما را از چنگ او برهان.
بار خدايا اين ماه را از بندگى ما به درگاه خودت، پر كن، و ساعات اين ماه را با طاعتمان مزّين فرما و در روزهايش بر روزه گرفتن ياريمان نما و در شبهايش به نماز و زارى بآستانت و فروتنى در پيشگاهت و خوارى در بارگاهت كمكمان كن تا روز اين ماه بر غفلت ما و شبش بر كوتاهى ما شهادت ندهند.
خداوندا در ديگر ماهها و روزها نيز تا آن هنگام كه به ما عمر مىدهى، همچنين قرارمان ده و ما را از بندگان شايستهات محسوب فرما، آنها كه بهشت را به ارث مىبرند و در آن جاويد مىمانند، و آنها كه آنچه را مىدهند، در حالى است كه دلهاشان از ياد خدا ترسان است و به سوى پروردگارشان باز مىگردند، و ما را از كسانى قرار ده كه در امور خير شتاب دارند و بر ديگران پيشى مىگيرند.
خدايا بر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله و آل او درود فرست: در هر وقت و در هر زمان و در هر حالى. درودى به تعداد همه آنها كه سلامشان دادهاىو باز هم بيش از آن، به مقدارى كه غير تو نمىتواند آن را شماره كند همانا تو آنچه را اراده كنى، انجام مىدهى.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
نظرات پیشنهاد برای مطالعه (23) لينک |
|
ادامه مطلب...
|
|
|
<< شروع < قبل 1 2 3 4 بعد > پایان >>
|
| صفحه 1 - 15 از 54 |