`
صفحه نخست arrow حسینیه
سه نقطه
صفحه نخست حسينيه
سیره اخلاقی امام حسین
مقالات
شبهات
اشعار حسيني
کرامات امام حسین
این حسین کیست ؟
پیر غلامان حسینی
احادیث دیگر ائمه درباره حضرت
سیره اخلاقی امام حسین
سخنان امام حسین
همراهان
ورود به سایت

نام کاربری :

رمز ورود :

دریافت رمز عبور
عضویت در سایت
حسینیه
عاشورا ، حماسه ای بی نظیر

در طول تاریخ، افراد آزادیخواه زیادی، قیام کردند. کشتند و کشته شدند، سالها نامشان
زبانزد عام و خاص گردید و نهایتا از یاد رفتند و جز تاریخی مکتوب از آنان نماند.
آنچه از ستمها و ظلمها بر آنان رفت، در صدای اوراق تاریخ شنیده می شود و مظلومیتشان
سینه ها را به درد می آورد و نهایت کارشان تأسف هر انسان پاک فطرتی را بر می انگیزد.
زنان و کودکان بی سلاح و بی دفاعی که در این میان قربانی مطامع دنیای پوچ عده ای قدرت
طلب شدند، آنچنان هر  مرد و زن و کودکی را می آزارد که آرزو می کند کاش می توانستم
برایشان کاری کنم.
قهرمانانی که پیروز شدند و شهره دنیای آزادیخواهان گردیدند و قلب انسانهای درد کشیده
برایشان مدالی گردید که مدتها بر سینه شان می درخشید.
تمامی این حماسه ها ماند، اما برای اندک مدتی و برای مراجعان به تاریخ آنها.
در این میان هر سال صدای چکاچک شمشیرهایی به گوش می رسد که پیام آن را تنها کسانی می
شنوند که محبتی عجیب تمام وجود آنان را مالامال از خود کرده است.
صدای ضجه کودکانی آزرده از درد تشنگی، و فراغ پدران، و اسیری خاندانشان به گوش می رسد
که هر کسی می تواند با گوش دل آنرا بشنود.
جلوه های ایثار قهرمانی که سالها در انتظار یاری مولایش لحظه شماری می کرد و به ناگاه
با شنیدن یک خواهش از لبان کوچک و خشکیده کودکی برای آوردن آب، در حسرت تمامی آرزوهایش،
"چه نمایش قهرمانی اش" و "چه برآورده کردن خواهش آن کودک" سوخت و ساخت و دم نزد.

آنچه دل را می سوزاند و فریادها را به آسمان بلند می سازد و بی تاب می کند و ضجه بر می
انگیزد و دستها را به سر و سینه می کوبد و مردمان هر کیشی را آنگونه که حتی برای
جگرگوشه خودشان آنچنان نمی کنند، برمی انگیزاند، تنها مظلومیت نیست، تنها همدردی با یک
انسان نیست، تنها ابراز احساس انسانی یک بشر برای دیگری نیست...
گمشده ای که هر کسی در پیدا کردن هدف عاشورا بدنبالش می گردد تنها در یک کلمه خلاصه می
شود و آن کلمه "محبت" است و دیگر هیچ.
این کلام از پیامبر رحمت، از دلسوزی بر سالار شهیدان رازگشایی می کند.
ایمان به من نیاورده هر کس خودش را بیش از من دوست داشته باشد(1) و ایمان به من نیاورده
هر کس فرزندانش را از فرزندان من بیشتر دوست داشته باشد(2).
اگر در گوشه کناری از این دنیای پر محنت و ظلم و ستم، مادری بر کشته فرزندش می گرید،
اگر طفلی بر پیکر بی جان مادر بی دفاعش ناله سر می دهد و اگر پدری در غم خاندانش جز
آرزوی مردن چاره ای دیگر نمی بیند، تمام اینها نمی است در برابر یمی از آنچه بر شهیدان
کربلا رفت.
پیامی که از کربلا به گوش می رسد، پیام مظلومیت است. مظلومیت آنکه محبتش در قلب و دلمان
رسوخ کرده.
اگر برویم یا بمانیم، اگر کاری حسینی کنیم یا کاری زینبی، یا حسنی، یا اگر هیچکدام را،
تنها چیزی که سرمایه معنوی و گوهر نجات بخش ماست، محبت و عشق به آن انسان آزاده ای است
که در کربلا با لب تشنه او را و اصحابش را و یارانش را کشتند و پا\مال اسبان کردند و به
اسارت بردند و کردند آنچه می خواستند از بی حرمتی به خاندان وحی که پیامبر رحمت الهی
سفارشی جز به نیکی و احسان به آنان نکرده بود.
الگوی ما در شنیدن ماجرای کربلا چیزی فراتر و عظیمتر از مبارزه بر علیه ستم و بی عدالتی
است که این را هر انسان و غیر انسانی که حیات و وجود داشته باشد می داند و می فهمد و
درک می کند. پیام "جان بر کف نهادن در دفاع از حقیقت"، به آن اندازه از ارزش نیست که
تمامی عاشورا و شهادت و اهلبیت و مظلومیت و... را فدای همین کلام نمایم. پیام عاشورا،
رسوخ گوهر محبت است در دلهای شیعیان، که این گوهر همه کار می کند. ریشه حقیقت خواهی
است، ریشه شهادت است، ریشه مبارزه بر علیه ظلم و ستم است و ریشه سعادت انسان است.
با قدم نهادن در این وادی فکری است که  گریستن و گریاندن ارزش محسوب می شود و ریشه نجات
و صفای روح و دل، و مذکر هرساله ما در این غم و اندوه، این جمله از امام سجاد علیه
السلام است بر قبر پدرشان که:
"هذا قبر حسین ابن علی ابن ابیطالب(علیه السلام) الذی قتلوه عطشانا"

پی نوشت ها:
1- آیه مرتبط: النبی اولی بالمومنین من انفسهم
2- آیه مرتبط: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی

نگارش یافته توسط عباس اخباری   

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (11) لينک

 
داغ تو اعظم است ...
بالا نرفت آنکه به پای تو پا نشد
آقا نشد هر آنکه برایت گدا نشد
مقصود از تکلم طور از تو گفتن است
موسی نشد هر آنکه کلیم شما نشد
روز ازل برای گلوی تو هیچ کس
غیر از خدای عز و جل خونبها نشد
در خلقتش زمین و مکانهای محترم
بسیار آفرید ولی کربلا نشد
گرچه هزار سال برای تو گریه کرده اند
یک گوشه از حقوق لب تو ادا نشد
ما گندم رسیده شهر ری توایم
شکر خدا که نان تو از من جدا نشد
یک گوشه می رویم و فقط گریه می کنیم
حالا که کربلای تو روزی ما نشد
داغ تو اعظم است تحمل نمی شود
در حیرتم چگونه قد نیزه تا نشد

لطیفیان

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (12) لينک

 
بیرون ندیده اید زنی ایستاده است؟
در کوچه ها نسیم بهشت محرم استاین شهر بی مجالس روضه جهنم استپیراهن سیاه عزاداری شمازیباترین تجلی عشق مجسم استشکر خدا که هیئتمان باز دایر استشکر خدا که بر سر این کوچه پرچم استبیرون ندیده اید زنی ایستاده است؟بالش شکسته قدش هم کمی خم استلبخند تلخ فاطمه بر تک تک شمایعنی خوش آمدید و همان خیر مقدم استمن که ندیدمش دم در، خب شما چطور؟صد حیف سوی چشم گنهکار ما کم استپرواز می کنیم  از این پیله های تنگفصل بلوغ شیعه یقینا محرم استدر مجلس عزای امام قتیل اشکروضه به شور و واحد و نوحه مقدم است

وحید قاسمی

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (17) لينک

 
حاصل هجران و فراق

آشنا با دل ماتم زدگان چشم تر است
آن چه از دیده رود حاصل خون جگر است
خون دل خوردن محزون شدن و غم دیدن
جملگی حاصل هجران وفراق وسفر است
شوق پرواز و به دیوار قفس کوبیدن
کار هر مرغک دل خسته و بشکسته پر است
آنکه‌حسرت‌خوردازداغ‌تماشایک‌عمر
باغبانی است که باغش همه بی برگ و بر است
بودنی همچو فنا و دم به دم جان کندن
کار آن که طلبد مرگ ولی محتضر است
رنج آوارگی و زخم زبان و طعنه ها
همه در پیش فراغ و غم تو مختصر است
ضربه کعب نی و سیلی و تازیانه‌ها
پیش اندوه تماشای سرت بی اثر است
نیلی چهره و نیلوفر تن،قدکمان
اثری از ستم دست جفا در گذر است
دست بسته و کبودی رخسارم
ارث مظلومیت حیدر و داغ کوثر است
کربلا که امتداد کوچه مدینه بود
باقی اجرت تعیین شده پیمبر است
قتل ششماهه و بشکستن پهلو هردو
قسمت دوباره اصغر و سهم اکبر است
کوفه ای که روزی از دعای او شد سیراب
در پی تلافی لطف حسین به خنجر است
خنجرو نیزه که شد بر سر آن راس حسین
هر دو تا یک اثر از تیزی مسمار در است
همه جا گریه کن کنج تنور و پای نی
مادری همسفر راس تو تا تشت زر است

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (16) لينک

 
تواضع امام حسین علیه السلام
 ابن اثير در كتاب اسد الغابه مى‏نويسد:
«كان الحسين رضى الله عنه فاضلا كثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال الخير جميعها (1) »
حسين (ع) بسيار روزه مى‏گرفت و نماز مى‏گذارد و به حج مى‏رفت و صدقه مى‏داد و همه‏ى كارهاى پسنديده را انجام مى‏داد.شخصيت حسين بن على (ع) آنچنان بلند و دور از دسترس و پر شكوه بود كه وقتى با برادرش امام مجتبى (ع)، پياده به كعبه مى‏رفتند، همه‏ى بزرگان و شخصيت‏هاى اسلامى باحترامشان از مركب پياده شده، همراه آنان راه پيمودند. (2)
احترامى كه جامعه براى حسين (ع) قائل بود بدان جهت بود كه او با مردم زندگى مى‏كرد ـ از مردم و معاشرتشان كناره نمى‏جست ـ با جان جامعه هماهنگ بود، چونان ديگرها از مواهب و مصائب يك اجتماع برخوردار بود و بالاتر از همه ايمان بى تزلزل او به خداوند او را غمخوار و ياور مردم ساخته بود.
و گرنه، او نه كاخ‏هاى مجلل داشت و نه سربازان و غلامان محافظ و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمى‏بستند و حرم رسول الله (ص) را براى او خلوت نمى‏كردند ...اين روايت يك نمونه از اخلاق اجتماعى اوست، بخوانيم:
روزى از محلى عبور مى‏فرمود، عده‏اى از فقرا بر عباهاى پهن شده‏اشان نشسته بودند و نان پاره‏هاى خشكى مى‏خوردند، امام حسين (ع) مى‏گذشت كه تعارفش كردند و او هم پذيرفت، نشست و تناول فرمود و آنگاه بيان داشت:
ان الله لا يحب المتكبرين. (3)
خداوند متكبران را دوست نمى‏دارد.
سپس فرمود: من دعوت شما را اجابت كردم، شما هم دعوت مرا اجابت كنيد.آنها هم دعوت آن حضرت را پذيرفتند و همراه جنابش به منزل رفتند، حضرت دستور داد هر چه در خانه موجود است به ضيافتشان بياورند، (4) و بدين ترتيب پذيرايى گرمى از آنان به عمل آمد و نيز درس تواضع و انسان دوستى را با عمل خويش به جامعه آموخت.
شعيب بن عبد الرحمن خزاعى مى‏گويد:
چون حسين بن على (ع) به شهادت رسيد، بر پشت مباركش آثار پينه مشاهده كردند علتش را از امام زين العابدين (ع) پرسيدند، فرمود: اين پينه‏ها اثر كيسه‏هاى غذايى است كه پدرم شبها به دوش مى‏كشيد و به خانه‏ى زنهاى شوهر مرده و كودكان يتيم و فقرا مى‏رسانيد. (5)
شدت علاقه امام حسين (ع) را به دفاع از مظلوم و حمايت‏از ستم ديدگان مى‏توان در داستان ارينب و همسرش عبد الله بن سلام دريافت، كه اجمال و فشرده‏اش را در اينجا متذكر مى‏شويم :
يزيد به زمان ولايت عهدى، با اينكه همه نوع وسائل شهوترانى و كام جوئى و كامروايى از قبيل پول، مقام، كنيزان رقاصه و...در اختيار داشت چشم ناپاك و هرزه‏اش را به بانوى شوهردار عفيفى دوخته بود.
پدرش معاويه به جاى اينكه در برابر اين رفتار زشت و ننگين عكس العمل كوبنده‏اى نشان دهد، با حيله‏گرى و دروغ پردازى و فريبكارى، مقدماتى فراهم ساخت تا زن پاكدامن مسلمان را از خانه‏ى شوهر جدا ساخته به بستر گناه آلوده‏ى پسرش يزيد بكشاند.حسين بن على (ع) از قضيه با خبر شد در برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه‏ى شوم معاويه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از يكى از قوانين اسلام، زن را به شوهرش عبد الله بن سلام باز گرداند و دست تعدى و تجاوز يزيد را از خانواده‏ى مسلمان و پاكيزه‏يى قطع نمود و با اين كار همت و غيرت الهى‏اش را نمايان و علاقمندى خود را به حفظ نواميس جامعه‏ى مسلمان ابراز داشت و اين رفتار داستانى شد كه در مفاخر آل على (ع) و دنائت و ستمگرى بنى اميه، براى هميشه در تاريخ به يادگار ماند. (6)
علائلى در كتاب «سمو المعنى» مى‏نويسد: ما در تاريخ انسان به مردان بزرگى برخورد مى‏كنيم كه هر كدام در جبهه و جهتى عظمت و بزرگى خويش را جهانگير ساخته‏اند يكى در شجاعت، ديگرى در زهد، آن ديگر در سخاوت، و...اما شكوه و بزرگى امام حسين (ع) حجم عظيمى است كه ابعاد بى نهايتش هر يك مشخص كننده‏ى يك عظمت فراز تاريخ است، گويا او جامع همه‏ى والايى‏ها و فرازمندى‏هاست. (7)
آرى مردى كه وارث بى كرانگى نبوت محمدى است، مردى كه وارث عظمت عدل و مروت پدرى چون حضرت على (ع) است و وارث جلال و درخشندگى فضيلت مادرى چون حضرت فاطمه (ع) است، چگونه نمونه‏ى برتر و والاى عظمت انسان و نشانه‏ى آشكار فضيلت‏هاى خدايى نباشد.
درود ما بر او باد كه بايد او را سمبل اعمال و كردارمان قرار دهيم.
امام حسين (ع) و حكايت زيستنش و شهادتش و لحن گفتارش و ابعاد كردارش نه تنها نمونه‏ى يك بزرگ مرد تاريخ را براى ما مجسم مى‏سازد، بلكه او با همه‏ى خويشتن، آيينه‏ى تمام نماى فضيلت‏ها، بزرگ منشى‏ها، فداكاريها، جان بازى‏ها، خداخواهى‏ها و خدا جويى‏ها مى‏باشد، او به تنهايى مى‏تواند جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را ضامن گردد.
بودن و رفتنش، معنويت و فضيلت‏هاى انسان را ارجمندنمود.
پى‏نوشتها:
1 ـ اسد الغابه ج 2 ص .20
2 ـ ذكرى الحسين ج 1 ص 152 به نقل از رياض الجنان چاپ بمبئى ص 241 ـ انساب الاشراف.
3 ـ سوره‏ى نحل آيه‏ى .22
4 ـ تفسير عياشى ج 2 ص .257
5 ـ مناقب ج 2 ص .222
6 ـ الامامة و السياسه ج 1 ص 253 به بعد.
7 ـ از كتاب سمو المعنى ص 104 به بعد نقل به معنى شده است.
كتاب: پيشواى سوم حضرت امام حسين (ع)، ص 23
نويسنده: هيئت تحريريه مؤسسه در راه حق  

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (41) لينک

 
از حسینیه تا عرش...
غم تو ارثیه سبز دو چشم ترمان

آمده سینه به سینه شده بال و پرمان

 بهترین حال عبادات بهشتی شده ها !

کشته اشک فدایت پدر و مادرمان

 زیر این سقف حسینیه نشستیم و شدیم

همنفس با نفس قدسی پیغمبرمان

 شب اول وسط  روضه به معراج رسید

صد مسیح از بغل آتش خاکسترمان

 لحظات شب قدر است که از پیش خدا

تا زمین پهن شده سفره پهناورمان

 ای همه حیثیت عالم و آدم ، آقا !

سایه پرچم تو کم نشود از سرمان

 ***تا به امروز نشد ، فاطمه اما حتما

سحر یک شب جمعه به حرم می برمان

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (16) لينک

 
شراب هيئت

 index1.jpg

از مجلس برگشته بود، خسته. به نظر خودش منبر خوبي شده بود. معروف بود و محبوب مردم. نزديك خونه كه رسيد ديد گوشه كوچه چند تا بچه خيمه‌اي زدند، سياه. تا چشمشون به حاج آقا افتاد دويدند جلو. حاج آقا يه روضه برامون مي‌خوني؟

-خسته‌ام

-تو رو خدا، فقط چند دقيقه!

-باشه ولي فقط چند دقيقه!!!

-هوراااااومد تو چادر و يه نگاه كرد، منبري نديد! صندلي هم! گفت: منبر، صندلي، چيزي؟

بچه‌ها گفتند: الان مياريم، چندلحظه بيشتر طول نكشيد كه يه پيت حلبي آوردند.به ناچار رو همون پيت حلبي نشست و مختصر روضه‌اي خوند، اما گريه شديد بچه‌ها يه كمي براش عجيب بود.به محض اينكه روضه تموم شد بچه‌اي با يه سيني چاي وارد خيمه شد. اول جلوي حاج آقا اومد و تعارف كرد. چايي رو كه برداشت با خودش گفت اينها بچه‌اند معلوم نيست ملاحظه نجس و پاكي رو مي‌كنند يا نه!!! و چايي رو طوري كه كسي نفهمه از زير چادر ريخت بيرون. حالا ديگه رسيده بود خونه، آروم آروم خواب بهش غلبه كرد، تو عالم خواب بي‌بي حضرت زهرا رو ديد، اما خانم از دستش ناراحت بود، خانم بهش گفت: چايي رو كه ريختي بيرون خودم برات ريخته بودم!!!!!!!

حالا شده بود منبري ثابت اون خيمه!!  

 

كربلا كعبه دلهاست خدا مي‌داند

ديدنش آرزوي ماست خدا مي‌داند

اولين مستمع مجلس پر فيض حسين

مادرش حضرت زهراست خدا مي‌داند

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (19) لينک

 
ما را از ديار خود بيرون راندند
امام سجاد در مورد اين آیه « ما سَمِعْنا بِهذافي ابائِنَا الْاَوَّلينَ ، اِنَّ هذا اِلَّا اِخْتِلاقٌ » فرمود:‌ «‌ اَيُّهَا النّاسُ اَصْبَحْنا مَطْرودينَ مُشَرّدينَ مُذَوّدينَ شاسِعينَ عَنِ الْاَمْصارِ كَأنّا اَولادُ تُرْكٍ وَ كابُلٍ مِنْ غَيْرِ جُرْمٍ اجْتَرَمْناهُ وَ لا مَكْروهٍ ارْتَكَبْناهُ وَ لا ثُلْمَةٍ فِي الْاسلامِ ثَلِمْناهُ ما سَمِعْنا بِهذا في ابائِنَا الْاَوّلينَ اِنْ هذَا اِلّا اِخْتِلاقْ » .
امام سجاد (ع) در مورد آیه ی بالا فرمود: « اي مردم، ما را از ديار خود بيرون راندند، از خانه و كاشانۀ‌ خود به دور افكندند، در سرزمينها و شهرها مورد بي توجهي و بي مهريمان قرار دادند. گويا كه ما زادگان ترك و كابل هستيم. و اين درحالي است كه نه جرم و گناهي مرتكب شده ايم ، نه كار ناخوشايندي انجام داديم . اين را ما از پدران پيشين خود نشنيديم و اين دروغ و آئيني ساختگي است ».
 
1- القصص /36
2- ص /7
3- بحارالانوار، 45/148

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (23) لينک

 
بترس..

حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام :
بترس‌ از ستم‌ كردن‌ بر كسى‌ كه‌ به‌ جز خدا ياورى‌ ندارد.

(بحار الانوار، ج‌ 78، ص‌ 118)

نظرات (1) پیشنهاد برای مطالعه (19) لينک

 
زمزم شدم ز گریه سر كوی ماتمت

تنها نه همچو شمع به پایت گریستم
هر جا كه دست داد برایت گریستم
در كربلای عشق تو دوشینه یك فرات
ای جان تشنه‌ام به فدایت گریستم
هر جا كه داد تشنه‌لبی پیش یار جان
بر كشتگان كرببلایت گریستم
در شام هجر از دل تنگ خرابه‌ام
هی ناله كردم و به عزایت گریستم
هر جا كه مرغ نوحه‌سرا نوحه كرد سر
پرپر زدم من و به هوایت گریستم
هر كس به سینه می‌زد و می‌گفت یاحسین
همراه او به زیر لوایت گریستم
در راه شام همره یك كاروان اسیر
بر آن سر ز جسم جدایت گریستم
زمزم شدم ز گریه سر كوی ماتمت
دل سعی كرد و من به صفایت گریستم
ای تشنه‌لب كه آبروی عشق خون تست
بر خون تو به خون خدایت گریستم
فردا كه هیچ جز غم عشقت نمی‌خرند
شاها گواه باش برایت گریستم
ای دیده خفته بودی و من از دل پناه
در ماتم حسین به جایت گریستم

 

نظرات پیشنهاد برای مطالعه (18) لينک

 
<< شروع < قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعد > پایان >>

صفحه 136 - 150 از 367
آخرین پیوندها