|
بعضش ترکید به یاد اوافتاد! |
|
هوس آش رشته های مادرش را کرده بود
نخود ، عدس ولوبیا را خیسانده بود
سبزی پیدا کن ، بخر ، پاک کن ، بشور
یعنی میشود آنقدر خوب شود که به همسایه ها هم بدهم
پیاز سرخ کرد
قابلمه
همه را بریز
جوش آمد
البته فکر نکنم این مک دانل خورها بفهمند آش رشته یعنی چه
گوشت داشت یا نه؟
مهم نیست ...
سیر سرخ کرد
نعنا تف داد
مزه میکند
یک چیزی کم دارد
کشک
مگر بی کشک میشود
کشک از کجا بیاورد
از خانه بیرون زد
...
بلاخره کشک را پیدا کرده بود
کلید را چرخاند
...
این بو
...
در قابلمه را بر داشت
...
آش رشته اش شبیه کوکو سبزی سیاهی شده بود
و بوی سوختگی تمام خانه را برداشته بود .
صدای مادرش در گوشش پیچید : صد بار نگفتنم شعله را کم کم کن.
بغضش ترکید
هوس ماه رمضون و صدای اذان و بوی کتلت و
کاسۀ داغ آش رشته و
«انّا انزلنای » مادرش را کرده بود
منبع: وبلاگ صبر هزاران ساله
پیشنهاد برای مطالعه (22) لينک
|