|
رفتی و به دام غزلت رفتم و تو
آزادی و در بند لبت هستم و تو
همزاد منی من ز تو دورم که دمی
شعری بسرایم که شوی مستم و تو
هرگز نشدی مست و خرابم که به عکس
من مست و خراب غزلت گشتم و تو
فالی که زدی شاهد آن خوب نبود
از پیش تو چون دربدری رفتم و تو
هرگز نگرفتی ز منت هیچ سراغ
من هم در دل را به همه بستم و تو
(امین کاشانی)
|