|
دخترک پای نیزه رابوسید
کمرش درد راحمایل گشت
سرو راخم شد احترام آورد
السلام علیک بابا سر !
خواب درچشم دخترک خشکید
عمه اش چشمه سارزمزمه شد
لا لالایی لالا لالا نیزه
لا لالایی لالا لالا لا سر
سال هاپیش اهرمن می کوفت
بردرخانه ی علی بامشت
حال فرزند فاطمه کوبید
در دارالخلافه را با سر
کاروان رفت ونیمی از اورا
با خودش برد تا اسارت ها
کاروان رفت و نیمه ی دیگر
همه جا را گرفت سرتاسر
دشت طوفان وزید و میکاوید
چشم بی چشمه ی زمین را دست
ابر باران گرفت ومی نوشید
بر سرنیزه آسمان را سر ...
پیشنهاد برای مطالعه (17)
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com All right reserved Translator and Developed Farsi/Persian By Joomfa Team |