|
اى عمه بيا تا كه غريبانه بگرييم
دور از وطن و خانه ، به ويرانه بگرييم
پژمرده گل روى تو از تابش خورشيد
در سايه نشينيم و به جانانه بگرييم
لبريز شد اى عمه دگر كاسه صبرم
بر حال تو و اين دل ويرانه بگرييم
نوميد ز ديدار پدر گشته دل من
بنشين به كنارم ، پريشانه بگرييم
گرديم چون پروانه به گرد سر معشوق
چون شمع در اين گوشه كاشانه بگرييم
اين عقده مرا مى كشد اى عمه كه بايد
پيش نظر مردم بيگانه بگرييم
پیشنهاد برای مطالعه (16)
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com All right reserved Translator and Developed Farsi/Persian By Joomfa Team |