|
اي ماه خون گرفته که امشب بر آمدي
نازم سرت، به سرکشي دخترآمدي
تو باغبان عشقي و از دشت لاله ها
در پيش يک چمن گل نيلوفر آمدي
دشمن گر فته کلبه ما را ز چهار سو
اي دلنواز من ز کدامين در آمدي
راضي به زحمت تو نبودم کاين چنين
بر ديدن رقيه خود با سر آمدي
جان مني که بر لب من آمدي پدر
عمر مني که گوشه ويران سر آمدي
يادم بود که رفتي و اصغر بدوش تو
اينک چرا بدون علي اصغر آمدي
از بزم ما خرابه نشينان دگر مرو
اي ماه خون گرفته که امشب بر آمدي
پیشنهاد برای مطالعه (12)
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com All right reserved Translator and Developed Farsi/Persian By Joomfa Team |