شق ِ دیگر شقایقی که مثلا عاشق بود

از خواب که بر می خیزم
هنوز خوابم
و حضورم هزار ساله است
در ریتم آغازین

خورشید که میتابد
پاهایم دراز می شود
در شهر دنیا و میگذرد
از مرز تمدن
با خلخالی از گل بوسه های آدمی

و آنچنان مغز ساده و بی فلسفه لم
راحت است
که همه ی قوانین کهنه را مچاله می کند

و این تلفن های دستی
با اس-ام-اس های آن
خطی دارد که ما را به کهکشان می برد
و نزدیک به خنده ی سیاره های گمشده

محبوبم بهانه است وقتی که می گویی
ساده ی غارنشینی
در هند و چین و آفریقا

عقل و هوش و گوش تو وصل است
به محله های کاخ سفید در دی- سی
و خیابانهای فلورانس
با مافیای عشق


ما فاتحانه قانون های محلی و
ریتم های تاریخی را
رسوا کرده ایم
و پارادوکس ها را در زباله پنهان

چه فرصتی است که آزادی و عشق را
با پیامهای اس-ام-اس
در اتاقک های اینترنتی امتحان کنیم
--

<  شق ِ دیگر شقایقی که مثلا عاشق بود  >

مهنازبدیهیان


پیشنهاد برای مطالعه (39) لينک

نظرات

    نام :*
    پست الکترونيکي :
    متن نظر :*

    نظرات دیگران را به من اطلاع بده

     
    < بعد   قبل >
     
    No

    ورود به سایت


    نام کاربری :

    رمز ورود :

    دریافت رمز عبور
    عضویت در سایت