|
اوصاف در تو گم شدهاند و اذهان در درک بزرگى تو حيراناند |
|

نیایش سى و دوم:
خدايا، اى صاحب سلطنت جاويد و ابدى.
و اى سلطان مقتدر بدون لشگر و پشتيبان.
و اى عزيزى كه در گذر روزگار و گذشت سالها و سپرى شدن ازمان و ايّام همچنان باقى و پايدارى.
سلطنت تو برخوردار از چنان عزتى است كه نه ابتداى آن حدّى دارد و نه منتهاى آن معلوم است.
و مقام پادشاهى تو چنان عالى است كه همه چيز پيش از وصل به آن مقام، عاجز و ناتوان مىشود.
و نهايت توصيف وصف كنندگان، به پايينترين درجه مقام و مرتبت اختصاصى تو نمىرسد.
اوصاف در تو گم شدهاند و صفتها در نزد تو درهم ريختهاند و اذهان ظريف در بزرگى تو حيراناند
و اين چنين است كه تو خدائى هستى كه در اوّل بودن، اوّلى و در اين ويژگى، دائم و جاويدى و هرگز زوال نمىپذيرى و من بندهاى هستم كه در عمل ضعيفم و امّا امل و آرزويم بزرگ است، اسباب وصول به سعادت از دست من خارج شده مگر آنچه رحمت تو به دست من رسانيده است. و رشتههاى آرزوها از من گسيخته شده مگر آنچه من بدان چنگ انداختهام كه همان عفو و بخشش توست آنچه از طاعت كه بتوانم آن را به حساب آورم، در نزد من اندك است و آنچه كه بدان باز مىگردم يعنى معصيت و نافرمانى تو، زياد است و بر تو سخت و دشوار نيست كه بندهات را - گر چه بد كرده باشد - ببخشى، پس اينك از من در گذر
خداوندا علم تو بر اعمال پنهان ما اشراف دارد و در نزد آگاهى تو، هر پنهانى، آشكار است، و جزئيات امور هرگز بر تو مخفى نيست و مخفيات سريرهها هرگز براى تو مغفول نيست. و بر من غالب آمده دشمن تو (شيطان) كه براى گمراه نمودنم از تو مهلت خواست و تو به او مهلت دادى، و تا روز قيامت براى اضلال من فرصت طلبيد و تو به او فرصت دادى. و او - در حاليكه من از گناهان كوچك هلاكت آور و از اعمال بزرگ پستى آور به سوى تو مىگريختم - مرا مغلوب نمود.
همينكه به معصيت تو نزديك شدم و در اثر كردار بد خود، مستوجب خشم تو گشتم، عنان مكر و فريبش را از من گردانيد و با سخن كفر آميز با من روبرو شد و از من تبرّى جست و به من پشت نمود و روى برتافت و سپس مرا در بيابان ضلالت براى خشم تو تنها گذاشت و بى كس، و يكّه، مرا به ديار نقمتت فرستاد. در حاليكه نه شفيعى هست كه براى من در نزد تو شفاعت نمايد و نه هشدار دهندهاى كه مرا در نزد تو ايمن گرداند و نه حصار محكمى كه حاجب بين من و تو باشد و نه پناهى در كار است كه از خشم تو به او رو كنم.
اين است مقام كسى كه به تو پناه آورده و جايگاه كسى كه در برابر تو اعتراف مىكند. پس نبايد فضل تو از من دريغ آيد و عفو تو شامل حال من نگردد، و من محرومترين بندگان تائب تو و مأيوسترين آرزومندان نزد تو باشم، و مرا ببخش، كه تو بهترين آمرزندگانى.
خدايا تو مرا امر كردى و من آن را ترك كردم، و نهى كردى و من مرتكب آن شدم. و فكر نادرست، خطا را براى من جلوه داد و من كوتاهى و تقصير كردم.
و من هيچ روزى را بر روزه گيريم، گواه نمىگيرم و هيچ شبى را پناه شب زندهدارى خود سراغ ندارم و هيچ سنّت مستحبى مرا تحسين نمىكند كه آن را احياء كرده باشم، مگر واجبات تو كه هر كس آنها را زير پا گذارد، هلاك مىشود. و من هرگز با فضيلت نافله به تو متوسل نمىشوم، در حاليكه غفلت من در باره واجبات تو زياد است و من از حدود تو تجاوز كرده، محرّماتى را مرتكب شدهام و گناهان كبيرهاى را انجام دادهام كه مصون داشتن من از رسواييهاى آنها توسط تو، براى من پوششى است.
و اين مقام كسى است كه از خودش در نزد تو شرمنده شده و بر خويش، خشمگين و از تو راضى و خشنود است و از اين رو با روحى خاشع و گردنى خاضع و پشتى سنگين از بار خطاها، با تو روبرو شده، در حاليكه بر سر دو راهى اميد به تو و هراس از تو ايستاده است. و تويى شايستهترين كسى كه باو اميد داشته و سزاوارترين كسى كه بايد از او بترسد و بپرهيزد. پس بار پروردگارا، آنچه اميد دارم به من عطا كن و از آنچه مىترسم، حفظم نما، و با رحمت خود به من باز گرد، زيرا تو بهترين درخواست شدگانى.
بار خدايا، تو كه در حضور همانندهايم در دار دنيا با عفوت مرا پوشاندى و فضلت را شامل حال من گردانيدى، پس در آخرت نيز مرا از رسوائيهاى قيامت - در حضور گواهان يعنى فرشتگان مقرّب و رسولان مكّرم و شهدا و صالحان مثل همسايهاى كه گناهانم را از او پنهان مىكردم و خويشاوندى كه در كارهاى مخفيانه خود از او شرم داشتم - حفظ فرما.
خدايا من در حفظ و پوشانيدن اسرارم، اعتمادى به آنها (نزديكان) ندارم ولى در آمرزش گناهانم به تو اعتماد نمودهام، و تو شايستهترين فرد مورد وثوقى و بخشندهترين فرد مورد رغبتى و رئوفترين شخصى هستى كه از او طلب رحمت مىشود، پس بر من رحم كن.
خداوندا، تو كسى هستى كه مرا - در آن هنگام كه نطفه نا چيزى بودم - از صلب پدر كه استخوانهايى درهم فرو رفته و راههايى تنگ است به تنگاى رحم مادر كه آن را با حجابهايى پوشانيدهاى منتقل كردى، در حاليكه مرا از حالتى به حالت ديگر در مىآوردى تا اينكه صورت مرا كامل گردانيدى و در پيكر من اعضاء و جوارح قرار دادى، بدانگونه كه در كتابت قرآن توصيف فرمودهاى: نخست نطفه و سپس علقه (خون بسته) و مضغه (پاره گوشت) و استخوان و سپس استخوان را با گوشت پوشانيدى و نهايتا مرا خلقتى ويژه دادى آن گونه كه خود خواستى.
تا اينكه چون من به رزق تو محتاج بودهام و هرگز از يارى و فضل تو بى نياز نبودهام، براى من از فضل طعام و شراب، غذايى قرار دادى و آن را در اندرون كنيز خودت (مادر) جاى دادى و در جايگاه رحم او به وديعت نهادى.
پروردگارا اگر در اين حالات مرا به توان خودم وا مىگذاشتى و مرا به قدرت خودم مضطر مىساختى، قطعا نيرو و توان از من سلب مىشد و توانائى از من دور مىگشت. پس تو مرا از ره احسان همانند يك نيكوكار مهربان، غذا دادى و اين كار را همچنان تا اين زمان كه هستم از باب كرم انجام مىدهى. من هرگز نيكى تو را از ياد نمىبرم، و زيبائى رفتار تو در حق من هيچگاه اندك نمىشود. با اين همه، اطمينان من به تو راسختر نمىشود كه خود را براى انجام آنچه نزد تو براى من پر بهرهتر است مهيا سازم.
شيطان زمام مرا در سوء ظن و ضعف يقين بدست گرفته، و از بدى مجاورت شيطان با من و پيروى نفسم از وى به تو شكايت مىكنم و از سلطه او به دامن تو چنگ مىزنم و به سوى تو ناله مىكنم كه راه رزق مرا آسان كنى.
پس حمد و سپاس از آن توست در برابر نعمتهاى زيادى كه در ابتدا به من عطا كردى و در برابر سپاس و شكرى كه به خاطر احسان و انعامت به من الهام فرمودى پس بر حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و رزق را بر من آسان فرما و مرا در آنچه برايم مقدّر ساختهاى قانع كن و در آنچه قسمت من قرار دادهاى راضىام گردان و آنچه از جسم و عمرم گذشته است را در راه طاعت خودت قرار ده كه تو بهترين روزى دهندگانى.
خدايا من به تو پناه مىآورم از آتشى كه آن را بر عاصيان سخت گرفتهاى و به آن وعيد دادهاى كسانى را كه روى از رضايت تو برتابند. و از آتشى كه نورش، ظلمت است و آسانش، دردناك و دورش، نزديك است. و از آتشى كه بعضى شعلههاى آن، ديگر شعلهها را مىبلعد و پارهاى بر پاره ديگر حمله مىبرد. و از آتشى كه استخوانها را پودر مىكند و بر اهل آتش، نوشابهاى گداخته مىنوشاند. و از آتشى كه هرگز باقى نمىگذارد كسانى را كه به سوى آن تضرع مىكنند و رحم نمىآورد بر كسانيكه از آن طلب عطوفت دارند و قدرت ندارد كه تخفيفى قائل شود در حق كسى كه در آن خاشع است و تسليم آن شده است. آتشى كه با ساكنان خود با دردناكترين آنچه دارد بر خورد مىكند يعنى با انتقام درد آور و ابتلاء شديد.
و به تو پناه مىبرم از عقربهاى دوزخ كه براى آزار دوزخيان دهان باز كردهاند، و از مارهاى جهنّم كه با نيشهايشان بر جهنميان حمله مىبرند و از نوشيدنيهاى آن كه امعاء و احشاء ساكنان دوزخ را درهم مىريزد و دلهايشان را مىدرد. و من از تو هدايت مىطلبم در امرى كه آتش را از من دور كند و عقاب را تأخير اندازد.
خدايا بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست و به فضل و رحمتت مرا از دوزخ حفظ فرما، و به حسن گذشت خود، از خطاهاى من درگذر و مرا خوار مگردان، اى بهترين پناهان.
توئى كه از زشتيها باز مىدارى زيبائيها را عطا مىكنى و آنچه اراده كنى انجام مىدهى، و تو بر هر چيز توانايى.
خداوندا آنجا كه از نيكان ياد مىشود و ما دام كه شب و روز در كارند، بر محمد صلّى اللّه عليه و آله و آل او درود فرست، درودى كه ابتدا آن هرگز قطع نشود و عدد آن قابل شمارش نباشد. درودى كه فضا را پر كند و زمين و آسمان را فراگيرد.
درود بر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله تا آنجا كه راضى شود و درود بر او و آل او پس از رضايت، درودى كه حد و منتهايى برايش نباشد، اى مهربانترين مهربانان.
صحیفه سجادیه
متن اصلی صحیفه در"ادامه مطلب"
(32) وَ كَانَ مِنْ دُعَائِهِ عَلَيْهِ السَّلامُ بَعْدَ الْفَرَاغِ مِنْ صَلاةِ اللَّيْلِ لِنَفْسِهِ فِي الاعْتِرَافِ بِالذَّنْبِ:
اللَّهُمَّ يَا ذَا الْمُلْكِ الْمُتَأَبِّدِ بِالْخُلُودِ وَ السُّلْطَانِ الْمُمْتَنِعِ بِغَيْرِ جُنُودٍ وَ لا أَعْوَانٍ. وَ الْعِزِّ الْبَاقِي عَلَى مَرِّ الدُّهُورِ وَ خَوَالِي الْأَعْوَامِ وَ مَوَاضِي الْأَزمَانِ وَ الْأَيَّامِ عَزَّ سُلْطَانُكَ عِزّا لا حَدَّ لَهُ بِأَوَّلِيَّةٍ، وَ لا مُنْتَهَى لَهُ بِآخِرِيَّةٍ وَ اسْتَعْلَى مُلْكُكَ عَلُوّا سَقَطَتِ الْأَشْيَاءُ دُونَ بُلُوغِ أَمَدِهِ وَ لا يَبْلُغُ أَدْنَى مَا اسْتَأْثَرْتَ بِهِ مِنْ ذَلِكَ أَقْصَى نَعْتِ النَّاعِتِينَ.
ضَلَّتْ فِيكَ الصِّفَاتُ، وَ تَفَسَّخَتْ دُونَكَ النُّعُوتُ، وَ حَارَتْ فِي كِبْرِيَائِكَ لَطَائِفُ الْأَوْهَامِ كَذَلِكَ أَنْتَ اللَّهُ الْأَوَّلُ فِي أَوَّلِيَّتِكَ، وَ عَلَى ذَلِكَ أَنْتَ دَائِمٌ لا تَزُولُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الضَّعِيفُ عَمَلا، الْجَسِيمُ أَمَلا، خَرَجَتْ مِنْ يَدِي أَسْبَابُ الْوُصُلاتِ إِلا مَا وَصَلَهُ رَحْمَتُكَ، وَ تَقَطَّعَتْ عَنِّي عِصَمُ الْآمَالِ إِلا مَا أَنَا مُعْتَصِمٌ بِهِ مِنْ عَفْوِكَ قَلَّ عِنْدِي مَا أَعْتَدُّ بِهِ مِنْ طَاعَتِكَ، و كَثُرَ عَلَيَّ مَا أَبُوءُ بِهِ مِنْ مَعْصِيَتِكَ وَ لَنْ يَضِيقَ عَلَيْكَ عَفْوٌ عَنْ عَبْدِكَ وَ إِنْ أَسَاءَ، فَاعْفُ عَنِّي.
اللَّهُمَّ وَ قَدْ أَشْرَفَ عَلَى خَفَايَا الْأَعْمَالِ عِلْمُكَ، وَ انْكَشَفَ كُلُّ مَسْتُورٍ دُونَ خُبْرِكَ، وَ لا تَنْطَوِي عَنْكَ دَقَائِقُ الْأُمُورِ، وَ لا تَعْزُبُ عَنْكَ غَيِّبَاتُ السَّرَائِرِ وَ قَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَيَّ عَدُوُّكَ الَّذِي اسْتَنْظَرَكَ لِغَوَايَتِي فَأَنْظَرْتَهُ، وَ اسْتَمْهَلَكَ إِلَى يَوْمِ الدِّينِ لِإِضْلالِي فَأَمْهَلْتَهُ.
فَأَوْقَعَنِي وَ قَدْ هَرَبْتُ إِلَيْكَ مِنْ صَغَائِرِ ذُنُوبٍ مُوبِقَةٍ، وَ كَبَائِرِ أَعْمَالٍ مُرْدِيَةٍ حَتَّى إِذَا قَارَفْتُ مَعْصِيَتَكَ، وَ اسْتَوْجَبْتُ بِسُوءِ سَعْيِي سَخْطَتَكَ، فَتَلَ عَنِّي عِذَارَ غَدْرِهِ، وَ تَلَقَّانِي بِكَلِمَةِ كُفْرِهِ، وَ تَوَلَّى الْبَرَاءَةَ مِنِّي، وَ أَدْبَرَ مُوَلِّيا عَنِّي، فَأَصْحَرَنِي لِغَضَبِكَ فَرِيدا، وَ أَخْرَجَنِي إِلَى فِنَاءِ نَقِمَتِكَ طَرِيدا
لا شَفِيعٌ يَشْفَعُ لِي إِلَيْكَ، وَ لا خَفِيرٌ يُؤْمِنُنِي عَلَيْكَ، وَ لا حِصْنٌ يَحْجُبُنِي عَنْكَ، وَ لا مَلاذٌ أَلْجَأُ إِلَيْهِ مِنْكَ.
فَهَذَا مَقَامُ الْعَائِذِ بِكَ، وَ مَحَلُّ الْمُعْتَرِفِ لَكَ، فَلا يَضِيقَنَّ عَنِّي فَضْلُكَ، وَ لا يَقْصُرَنَّ دُونِي عَفْوُكَ، وَ لا أَكُنْ أَخْيَبَ عِبَادِكَ التَّائِبِينَ، وَ لا أَقْنَطَ وُفُودِكَ الْآمِلِينَ، وَ اغْفِرْ لِي، إِنَّكَ خَيْرُ الْغَافِرِينَ.
اللَّهُمَّ إِنَّكَ أَمَرْتَنِي فَتَرَكْتُ، وَ نَهَيْتَنِي فَرَكِبْتُ، وَ سَوَّلَ لِيَ الْخَطَاءَ خَاطِرُ السُّوءِ فَفَرَّطْتُ.
وَ لا أَسْتَشْهِدُ عَلَى صِيَامِي نَهَارا، وَ لا أَسْتَجِيرُ بِتَهَجُّدِي لَيْلا، وَ لا تُثْنِي عَلَيَّ بِإِحْيَائِهَا سُنَّةٌ حَاشَا فُرُوضِكَ الَّتِي مَنْ ضَيَّعَهَا هَلَكَ.
وَ لَسْتُ أَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِفَضْلِ نَافِلَةٍ مَعَ كَثِيرِ مَا أَغْفَلْتُ مِنْ وَظَائِفِ فُرُوضِكَ، وَ تَعَدَّيْتُ عَنْ مَقَامَاتِ حُدُودِكَ إِلَى حُرُمَاتٍ انْتَهَكْتُهَا، وَ كَبَائِرِ ذُنُوبٍ اجْتَرَحْتُهَا، كَانَتْ عَافِيَتُكَ لِي مِنْ فَضَائِحِهَا سِتْرا.
وَ هَذَا مَقَامُ مَنِ اسْتَحْيَا لِنَفْسِهِ مِنْكَ، وَ سَخِطَ عَلَيْهَا، وَ رَضِيَ عَنْكَ، فَتَلَقَّاكَ بِنَفْسٍ خَاشِعَةٍ، وَ رَقَبَةٍ خَاضِعَةٍ، وَ ظَهْرٍ مُثْقَلٍ مِنَ الْخَطَايَا وَاقِفا بَيْنَ الرَّغْبَةِ إِلَيْكَ وَ الرَّهْبَةِ مِنْكَ. وَ أَنْتَ أَوْلَى مَنْ رَجَاهُ، وَ أَحَقُّ مَنْ خَشِيَهُ وَ اتَّقَاهُ، فَأَعْطِنِي يَا رَبِّ مَا رَجَوْتُ، وَ آمِنِّي مَا حَذِرْتُ، وَ عُدْ عَلَيَّ بِعَائِدَةِ رَحْمَتِكَ، إِنَّكَ أَكْرَمُ الْمَسْئُولِينَ.
اللَّهُمَّ وَ إِذْ سَتَرْتَنِي بِعَفْوِكَ، وَ تَغَمَّدْتَنِي بِفَضْلِكَ فِي دَارِ الْفَنَاءِ بِحَضْرَةِ الْأَكْفَاءِ، فَأَجِرْنِي مِنْ فَضِيحَاتِ دَارِ الْبَقَاءِ عِنْدَ مَوَاقِفِ الْأَشْهَادِ مِنَ الْمَلائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ، وَ الرُّسُلِ الْمُكَرَّمِينَ، وَ الشُّهَدَاءِ وَ الصَّالِحِينَ، مِنْ جَارٍ كُنْتُ أُكَاتِمُهُ سَيِّئَاتِي، وَ مِنْ ذِي رَحِمٍ كُنْتُ أَحْتَشِمُ مِنْهُ فِي سَرِيرَاتِي. لَمْ أَثِقْ بِهِمْ رَبِّ فِي السِّتْرِ عَلَيَّ، وَ وَثِقْتُ بِكَ رَبِّ فِي الْمَغْفِرَةِ لِي، وَ أَنْتَ أَوْلَى مَنْ وُثِقَ بِهِ، وَ أَعْطَى مَنْ رُغِبَ إِلَيْهِ، وَ أَرْأَفُ مَنِ اسْتُرْحِمَ، فَارْحَمْنِي.
اللَّهُمَّ وَ أَنْتَ حَدَرْتَنِي مَاءً مَهِينا مِنْ صُلْبٍ مُتَضَايِقِ الْعِظَامِ، حَرِجِ الْمَسَالِكِ إِلَى رَحِمٍ ضَيِّقَةٍ سَتَرْتَهَا بِالْحُجُبِ، تُصَرِّفُنِي حَالا عَنْ حَالٍ حَتَّى انْتَهَيْتَ بِي إِلَى تَمَامِ الصُّورَةِ، وَ أَثْبَتَّ فِيَّ الْجَوَارِحَ كَمَا نَعَتَّ فِي كِتَابِكَ: نُطْفَةً ثُمَّ عَلَقَةً ثُمَّ مُضْغَةً ثُمَّ عَظْما ثُمَّ كَسَوْتَ الْعِظَامَ لَحْما، ثُمَّ أَنْشَأْتَنِي خَلْقا آخَرَ كَمَا شِئْتَ.
حَتَّى إِذَا احْتَجْتُ إِلَى رِزْقِكَ، وَ لَمْ أَسْتَغْنِ عَنْ غِيَاثِ فَضْلِكَ، جَعَلْتَ لِي قُوتا مِنْ فَضْلِ طَعَامٍ وَ شَرَابٍ أَجْرَيْتَهُ لِأَمَتِكَ الَّتِي أَسْكَنْتَنِي جَوْفَهَا، وَ أَوْدَعْتَنِي قَرَارَ رَحِمِهَا. وَ لَوْ تَكِلُنِي يَا رَبِّ فِي تِلْكَ الْحَالاتِ إِلَى حَوْلِي، أَوْ تَضْطَرُّنِي إِلَى قُوَّتِي لَكَانَ الْحَوْلُ عَنِّي مُعْتَزِلا، وَ لَكَانَتِ الْقُوَّةُ مِنِّي بَعِيدَةً.فَغَذَوْتَنِي بِفَضْلِكَ غِذَاءَ الْبَرِّ اللَّطِيفِ، تَفْعَلُ ذَلِكَ بِي تَطَوُّلا عَلَيَّ إِلَى غَايَتِي هَذِهِ، لا أَعْدَمُ بِرَّكَ، وَ لا يُبْطِئُ بِي حُسْنُ صَنِيعِكَ، وَ لا تَتَأَكَّدُ مَعَ ذَلِكَ ثِقَتِي فَأَتَفَرَّغَ لِمَا هُوَ أَحْظَى لِي عِنْدَكَ قَدْ مَلَكَ الشَّيْطَانُ عِنَانِي فِي سُوءِ الظَّنِّ وَ ضَعْفِ الْيَقِينِ، فَأَنَا أَشْكُو سُوءَ مُجَاوَرَتِهِ لِي، وَ طَاعَةَ نَفْسِي لَهُ، وَ أَسْتَعْصِمُكَ مِنْ مَلَكَتِهِ، وَ أَتَضَرَّعُ إِلَيْكَ فِي صَرْفِ كَيْدِهِ عَنِّي.
وَ أَسْأَلُكَ فِي أَنْ تُسَهِّلَ إِلَى رِزْقِي سَبِيلا، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى ابْتِدَائِكَ بِالنِّعَمِ الْجِسَامِ، وَ إِلْهَامِكَ الشُّكْرَ عَلَى الْإِحْسَانِ وَ الْإِنْعَامِ، فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ سَهِّلْ عَلَيَّ رِزْقِي، وَ أَنْ تُقَنِّعَنِي بِتَقْدِيرِكَ لِي، وَ أَنْ تُرْضِيَنِي بِحِصَّتِي فِيمَا قَسَمْتَ لِي، وَ أَنْ تَجْعَلَ مَا ذَهَبَ مِنْ جِسْمِي وَ عُمُرِي فِي سَبِيلِ طَاعَتِكَ، إِنَّكَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ.
اللَّهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ نَارٍ تَغَلَّظْتَ بِهَا عَلَى مَنْ عَصَاكَ، وَ تَوَعَّدْتَ بِهَا مَنْ صَدَفَ عَنْ رِضَاكَ، وَ مِنْ نَارٍ نُورُهَا ظُلْمَةٌ، وَ هَيِّنُهَا أَلِيمٌ، وَ بَعِيدُهَا قَرِيبٌ، وَ مِنْ نَارٍ يَأْكُلُ بَعْضَهَا بَعْضٌ، وَ يَصُولُ بَعْضُهَا عَلَى بَعْضٍ.
وَ مِنْ نَارٍ تَذَرُ الْعِظَامَ رَمِيما، وَ تَسقِي أَهْلَهَا حَمِيما، وَ مِنْ نَارٍ لا تُبْقِي عَلَى مَنْ تَضَرَّعَ إِلَيْهَا، وَ لا تَرْحَمُ مَنِ اسْتَعْطَفَهَا، وَ لا تَقْدِرُ عَلَى التَّخْفِيفِ عَمَّنْ خَشَعَ لَهَا وَ اسْتَسْلَمَ إِلَيْهَا تَلْقَى سُكَّانَهَا بِأَحَرِّ مَا لَدَيْهَا مِنْ أَلِيمِ النَّكَالِ وَ شَدِيدِ الْوَبَالِ
وَ أَعُوذُ بِكَ مِنْ عَقَارِبِهَا الْفَاغِرَةِ أَفْوَاهُهَا، وَ حَيَّاتِهَا الصَّالِقَةِ بِأَنْيَابِهَا، وَ شَرَابِهَا الَّذِي يُقَطِّعُ أَمْعَاءَ وَ أَفْئِدَةَ سُكَّانِهَا، وَ يَنْزِعُ قُلُوبَهُمْ، وَ أَسْتَهْدِيكَ لِمَا بَاعَدَ مِنْهَا، وَ أَخَّرَ عَنْهَا.
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَجِرْنِي مِنْهَا بِفَضْلِ رَحْمَتِكَ، وَ أَقِلْنِي عَثَرَاتِي بِحُسْنِ إِقَالَتِكَ، وَ لا تَخْذُلْنِي يَا خَيْرَ الْمُجِيرِينَ
اللَّهُمَّ إِنَّكَ تَقِي الْكَرِيهَةَ، وَ تُعْطِي الْحَسَنَةَ، وَ تَفْعَلُ مَا تُرِيدُ، وَ أَنْتَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، إِذَا ذُكِرَ الْأَبْرَارُ، وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، مَا اخْتَلَفَ اللَّيْلُ وَ النَّهَارُ، صَلاةً لا يَنْقَطِعُ مَدَدُهَا، وَ لا يُحْصَى عَدَدُهَا، صَلاةً تَشْحَنُ الْهَوَاءَ، وَ تَمْلَأُ الْأَرْضَ وَ السَّمَاءَ. صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ حَتَّى يَرْضَى، وَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ بَعْدَ الرِّضَا، صَلاةً لا حَدَّ لَهَا وَ لا مُنْتَهَى، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
الصحيفةالسجادية ص : 148
پیشنهاد برای مطالعه (18) لينک
|