`
صفحه نخست arrow مناسبت ها arrow ویژه نامه فاطمیه arrow تلاشهای فاطمه (س) برای دفاع...4-اعلام نارضایتی



تلاشهای فاطمه (س) برای دفاع...4-اعلام نارضایتی

 ya4.jpg

...

4-اعلام نارضایتی از غاصبان خلافت       

  پس از تهاجم به خانه و مقابله حضرت زهرا(سلام الله علیها) با جریان نفاق، مدینه با پرسشی سنگین مواجه می شود که زهرا(سلام الله علیها) از ابوبکر و عمر ناراضی و غضبناک است. در حالیکه پیامبر رضایت خداوند را در رضایت فاطمه(سلام الله علیها)  قرار داده است و اذیت فاطمه(سلام الله علیها) را اذیت پیامبر شمرده است. این پرسش دستگاه نفاق را با چالشی سخت روبرو ساخت. آنها برای پاکسازی اذهان عمومی از شبهات تصمیم می گیرند که از زهرا(سلام الله علیها) عذر خواهی کنند و کارهای خود را در راستای مصلحت مسلمانان جلوه دهند. از حضرت زهرا(سلام الله علیها)  اجازه ملاقات  خواستند  ایشان اجازه نمی دادند. با میانجیگری علی(علیه السلام)   فاطمه زهرا (سلام الله علیها)  اجازه ملاقات دادند فاطمه(سلام الله علیها)  نخست شروع به صحبت فرمودند که: ای ابوبکر آیا شنیدی پدرم گفت :ان الله یرضی لرضا فاطمه .
  گفت: بلی یا بنت رسول الله. عمر تو هم شنیدی ؟گفت: بلی. سپس دستها را به آسمان بلند کردند و فرمودند: خدایا شاهد باش که من از این دو نفر راضی نیستم. سپس چادر را روی صورت کشیدند و دیگر سخن نگفتند.
  زهرا(سلام الله علیها)  آرام آرام ذوب می شدند و رو به شهادت بودند. دستگاه حکومت که آبروی خویش را بر باد رفته می دید، می خواست با شرکت در تشییع جنازه حضرت خود را محب و دوست دار دختر پیامبر نشان دهد، اما ایشان با وصیّت خویش این فرصت را هم از آنها گرفت.
 

5- وصیت به مخفی بودن قبر

  پس از اینکه حضرت زهرا(سلام الله علیها)   در اثر آن جراحات در خانه بستری شدند حالشان روز به روز به وخامت می نهاد. علی بن ابی طالب(علیه السلام)  را فرا خواندند و وصیت کردند:
                                        مرا شبانه غسل بده و شبانه کفن و دفن نما و کسی را هم خبر نکن.

  علی(علیه السلام)  طبق وصیّت همسرشان عمل کردند. امیر المومنین در بقیع که قبرستان عمومی مدینه است چهل صورت قبر درست کرد تا آنها مکان قبر را نیابند.
  فاطمه(سلام الله علیها)  با این وصیت خویش می خواست چراغ قیام حق طلبانه خود را تا پایان تاریخ در برابر بشر روشن نگه دارد. مخفی بودن قبر ایشان غاصبان و مدعیان خلافت را با بحران مشروعیت روبه رو ساخت. از این رو بر آن شدند که با بیرون آوردن پیکر پاک صدیقه(سلام الله علیها)  و نماز بر آن و دفن رسمی به دست حکومتیان آب رفته را به جوی بر گردانند.
  به نقل تاریخ امیر مومنان در برابر چنین حرکتی ساکت ننشستند و شمشیر از نیام برون کشیده، آنان را که برای نبش قبر به قبرستان آمده بودند تهدید به جنگ کردند.
  این سوال مطرح است چرا علی(علیه السلام)  برای دفاع از حضرت زهرا(سلام الله علیها)  دست به شمشیر نبرد اما در دفاع از مخفی ماندن قبر شمشیر کشیدند؟ دو دلیل مطرح است اول آنکه دردفاع از زهرا(سلام الله علیها)  داستان خلافت و جانشینی مطرح بود و شمشیر علی(علیه السلام)  مقابله با متصدیان حاکمیت بعد از پیامبر و مدعیان خیر خواهی و مصلحت سنجی بود پس می توانستند در  خدعه و تزویر نبرد علی(علیه السلام)  را خلاف مصالح مسلمانها نشان داده او را از میان بردارند.
  اما اینجا مخفی ماندن قبر به ظاهر حق شخصی فاطمه(سلام الله علیها)  است- که بر آن وصیت نموده اند- مسئله ارتباطی با حکومت و مصالح و مقاصد مسلمانها ندارد و حق شرعی و قانونی ایشان است. پس اصرار بر کشف قبر او برای مردم توجیهی ندارد و اگر نفاق بیش از این نیاز به دخالت مرد م داشته باشد باید علل واقعی اصرار خویش بر کشف قبر را بیان کنند و روشن سازند که اخفای قبر یعنی انهدام نفاق در آینده تاریخ و ناکامی آنان در طرح خود و این بیان مردم ر ا بیدار خواهد ساخت.
  دلیل دوم اهمیت اخفای قبر است. چرا که  بیان دائمی حرکت حضرت زهرا(سلام الله علیها)  است و ایشان با اهدای جان خویش اسلام را در طول تاریخ نجات داد و اگر این بیان از میان برود زحمات بر باد رفته فرمودند.
 

   فاطمه(سلام الله علیها)  با این پنج محور مبارزه که  در برابر دستگاه حاکم گشودند حجت را بر تمامی مسلمانان تا روز قیامت تمام فرمودند.
  زهرا(سلام الله علیها)  می بایست بنای فرو ریخته اسلام پس از رحلت پیامبر را بازسازی کند. در این راه تمامی تلاش خویش را به کار بست. دو جبهه ی یهود و مشرکان در مدینه  به جنگ و مقابله حضرت زهرا(سلام الله علیها) آمدند اما ایشان پس ا ز نود روز مبارزه و د ر گیری اسلام را بازسازی کرد و به علی بن ابی طالب(علیه السلام)   سپرد همه ی اسلام در علی بن ابی طالب(علیه السلام)   خلاصه می شود. و ایشان علی (علیه السلام)  را پاسداری کرد و هدف دشمن مبنی بر شهادت و یا حذف شخصیت حضرت از ذهن ها به شکست انجامید.
  شهادت حضرت زهرا(سلام الله علیها) و نیز دفن شبانه و مخفیانه ایشان ضربات دیگری بر دشمنان اسلام وارد کرد. مردم در مواجهه با یکدیگر می گفتند: پیامبر به جز یک دختر جانشینی باقی نگذاشت. او رحلت کرد و دفن شد و در وفات و دفن و نماز حاضر نبودید بلکه قبر او را هم نمی شناسید. ابوبکر و عمر پس از آگاهی از ماجرا به حضور علی(علیه السلام) آمدند و به شدت به وی اعتراض کردند.
 ابوبکر به شکست اقرار میکند و می گوید: یا لیتنی  لم اکتشف بیت فاطمه و لو اعلن الحرب.
برخی این سخن را دال بر محبت او به اسلام و رسول الله گرفته اند در حالی که او سر سخت ترین دشمنان رسول الله و اهل بیت بود. البته با این سخن و اظهارات دیگر در خصوص ندامتش می خواست در ظاهر اجتماع آن حدیث را پرده پوشانی کند و بگوید نمی خواستم فاطمه را غضبناک کنم، دوستدار رسول الله هستم. اما باطن این ماجرا آن است که ما شکست خورده ی این صحنه ایم و داغ ننگ کشتن فاطمه(سلام الله علیها)  تا ابد بر پیشانی ماست.
  وقتی زهرا(سلام الله علیها)  را شبانه دفن کردند و آنها نتوانستند قبر را پیدا کنند علی بن ابی طالب(علیه السلام)  وارد مرحله ی جدیدی از مبارزه با این جریان نفاق و باز سازی اجتماع اسلامی شدند.
  نکته قابل توجه در اینجا فضایی است که پس از دفن مخفیانه ی حضرت زهرا(سلام الله علیها)  در مدینه بر ضد امیر مومنان ایجاد می شود ،که این فضا در حقیقت یک اقدام انفعالی انتقام گیرانه است نه یک تصمیم سیاسی مدبّرانه. این جریان احساس کرد که علی(علیه السلام)  آنها را در این مرحله ناکام گذاشته است .
  جبهه ی نفاق نتوانست خشم خود را کنترل کند و در مدینه جوی مسموم بر ضد علی(علیه السلام)  به راه انداخت و مسئولیت همه ی وقایع پیش آمده را به امیر مومنان نسبت داد. عایشه که برخی از سخنان را از روی نادانی یا غیر آن افشا کرده ،اعتراف می کند:
        کان لعلی من الناس وجهه حیاه فاطمه فلما توفیت استنکر علی وجوه الناس
  تا هنگامی که فاطمه(سلام الله علیها)  زنده بود علی(علیه السلام)  آبرویی داشت اما پس از در گذشت فاطمه(سلام الله علیها)  مردم از او رویگردان شدند .
  این سخن کنایه از شدت تبلیغات مسموم برضد امیر مومنان است از این سخن عایشه در می یابیم که دستگاه حاکم پس از شهادت زهرا(سلام الله علیها ) اقدام به تبلیغاتی منفی بر ضد علی(علیه السلام)  کرده و شهادت حضرت را در راستای جاه طلبی علی(علیه السلام)  وا نمود کردند. رویگردانی مردم از علی(علیه السلام)  که عایشه به آن اعتراف می کند بدون دلیل نیست، و دلیل آن همان تبلیغات مسموم بر ضد علی(علیه السلام) است.
 علی(علیه السلام) درباره ی سیاست تحقیر آمیز حکومت می فرمایند:
                          آنان ارتباط و اتصال مرا با پیامبر بریدند و منزلت با عظمت مرا کوچک شمردند .
  به رغم همه ی تلاشهای دشمن در حذف علی(علیه السلام)  از ذهنها حرف روز مره ی مردم مدینه علی بن ابی طالب(علیه السلام)  بود حال یا موافق یا مخالف . در این جریان امام در ذهنها مانده و فراموش نمی شود بلکه طرفدارانی نیز پیدا می کند.
در گذشته حتی عمار هم تردید کرده بود که شاید حق با حکومتیان است اما در نهایت پی به حقیقت می برند و همراه با بسیاری دیگر تنها به اجبار بیعت می کنند بسیاری از مردم مدینه اکنون دریافته اند که حق با علی(علیه السلام)  است و به این صورت حضرت درمدینه همواره به جایگاه مثبتی دست می یابد واو را بیشتر می شناسند.      

  • برگرفته ازکتاب"مهارانحراف" بازکاوی حوادث پس ازرحلت پیامبراکرم

پیشنهاد برای مطالعه (20)

  ارسال نظر
RSS نظرها

نوشتن نظر
نام:
ايميل:
نظر:

درصورت ورود نظر جدید به من اطلاع بده

Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6
AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com
All right reserved

Translator and Developed Farsi/Persian By Joomfa Team