|
درانتظار
دیدن رخسار زیبایت بیتابم ومشتاقانه به انتظار آمدنت نشسته ام .
شبهای
جمعه را به شوق دیدارتو به صبح می رسانیم و
هرجمعه
ندبه میخوانیم تا شاید تعجیلی در ظهورت گردد.
یوسف
فاطمه!
مولای
غریبم
میدانم
تو خود از ما منتظرتری
چرا
که می بینی
نابسامانی را و بی عدالتی را
و
تو که خود عدالت گستری چگونه می توانی تاب بیا وری
پس
درانتظار روزی هستی تا وعده الهی محقق گردد.
گل
نرگس!
چه
روز با شکوهی خواهد بود آنروز که بیایی و زمین را پر از عدل نمایی .
نمی
دانم که آیا عمرم کفاف آن را می دهد
که آمدنت را به نظاره
بنشینم
و
با ریختن اشک شوق خاک راهی را که تو از آن می آیی توتیای چشمان مشتاق و عاشق خود کنم؟
نمی
دانم و این ندانستن
شوق
دیدار تو را چندین
برابر می کند.
آشفته
و حیران می شوم
بغض
گلویم را میگیرد
و
با اندوه فراوان
زمزمه
می کنم :
ای
فرزند احمد(ص) آیا راهی به سوی دیدارت هست؟
آیا
جدایی و فراق به وصال تو می انجامد که از آن بهرمند شویم؟
و...
دیدار یار غایب دانی
چه شوق دارد ؟
ابری است که در بیابان بر تشنه ای ببارد
پیشنهاد برای مطالعه (14)
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com All right reserved Translator and Developed Farsi/Persian By Joomfa Team |