|
پنجرهها را باز کنید،
آن سوی خاکستری پنجرهها بهار جاری است!
پنجرهها را باز
کنید،
آن طرفتر رنگها به جشن نشستهاند و
هدیه بهار یک گل است و آن هم اقاقیا...
آری؛
پشت پنجرهها گلها
در انتظارند؛
در انتظار یک نگاه،
نگاهی که از دیوارهای آهنین شهرها
بگذرد،
و در باغ آرزوهــا بـه مـیـهمانی شقایق
های تشنه برود...
شاید از قدمگاه این نگاه شوق پرواز کند.
پنجرهها را باز
کنید،
آه!
میبینید سبزینه لبخند در وجود کودکان
فقر به زردی گراییده است.
من میدانم که سفره خالی همسایـه ما
پر از نیاز است.
از پشت شیـشـه
پنجرهها گاه میتوان بغض شکسته یک پرستو را دید،
و میتوان صدای شکستن قلب قناریها را
شنید.
من اگر تنها یک شب
به آسمان سفر کنم،
به قدر یک زمین سوغات مـیآورم.
میآیم و ســتـارههای محبت را به
دامنهای دخترکان آرزومند شهرمان میدوزم.
و از ماه، گردنبندی
میسازم تا چـشـمـان معصوم مادران آبرو برای لحظهای به ساحل آرامش بنشیند.
و ای کـــاش خورشید با من میآمد.
میآمد به خانههایی که میزبان زمستان
بـودند تا روسیاهی به دل سرد و تاریک ما نماند.
و من اگر تنها
یکبار سری به دامنه ملکوت زنم،
شرحی مینویسم بر حاشیه سبز ایثار و
عشق .
و بر دفتر خودبینیها
و خودخواهیها مـهر اختتامیه میزنم.
و اگر در کوچه پس
کوچههای زندگی بار افتادهای دیدم از آن بال پرواز میسازم.
ای آنان که، خـانه
هـایـتـان را خـانه تکانی کردید جایی هم برای خاطرهها بگذارید.
و ای آنان که
سبزه سبز میکنید؛
در صـحن و سرای دل نیز گل و سبزه
محبت بکارید
تا ابدیت شاهد رویــش جوانههای دوستی
و صفا باشد.
و شما که ماهی
قرمز را در تنگ شیشهای زندانی کردهاید،
بــرای یک بار هم که شده است به فکر
قناریهای در قفس باشید و بــرای آزادی آنان صدقه دهید.
آیا تاکنون بر سفره
هفت سین به آیینه نــگـاه کـردهاید،
خود را ببینید شما خداوندگار عشق بر روی
زمین هستید،
بـیـایـید، خدایی بنگرید و خدایی بشنوید
و خدایی کرم کنید.
بیایید با هم
خــورشـیـد را بــاور کنیم و به ماهتاب رحمت حق دل بندیم .
بیایید به دریاها
بپیوندیم و بوسه نسیم را بر روح خـسته دردمندی احساس کنیم.
بیایید پیش از آمدن
عید، عیدی بگیریم.
سـخـن پـیـامـبر خــدا را میشنوید:
گـفـتـار او گـوش آسمانی میخواهد نه
گوش زمینی.
او که مـیفرمـاید:
المسکین رسـول الله
مسکین و مستمندی که به سوی تـو
دست نـیـاز بـر میآورد، فرستاده خداست.
اگر جویای کمال وحیات پاک هستی بـه
مسکین دل بسپار و مرهمی بــاش بر زخم نیازش.
پاسخ به او لبیک
به خداست و عیدی او حیات است، چرا که در قرآن آمده است:
یــا ایـهـا الــذین
آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم
ای مومنان آنگاه
که خدا و رسولش شما را میخوانند، اجـابـت کنید که آنها به شما حیات میبخشند.
مگر نه این که از
جاده مخلوق باید به خدا رسید،
مگر نه این که ریسمان پیوند با خدا یک
سر در زمین دارد،
پس بشتابیم و پنجرهها را برای همیشه
تاریخ باز بگذاریم
شاید دیگر هیچ نـــالهای در سرزمین
لالهها به گوش نرسد.
و اینک بـیـایـید
برای سلامتی گلهای نیکیها شمعدانی روشن کنیم!
و آواز گــــل داوودی را برای لالایی
کودکان بخوانیم.
بیائید یـــاسها را
بپرورانیم اما برای دعاهایمان یک سبد گل امید سفارش دهیم.
اگر بخواهیم میتوانیم
ناز گلها را بخریم و فاصله میان فصلها را برداریم.
شما را به حقیقت
سوگند،
بیایید پیام گل
نرگس را باور کنیم
و برای دیدار حسن
یوسف اش دعاها را از سر گیریم
و با لهجه ای حقیقی و با قلبی خالص و یکرنگ به رنگ عشق خدا او را صدا
بزنیم
که بهار و عید عاشقان و منتظران ظهورش خیلی نزدیک است...
پیشنهاد برای مطالعه (12)
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com All right reserved Translator and Developed Farsi/Persian By Joomfa Team |