ماند خاکستر بجا از خيمههاي سوختــــه
سبز شد بانگ عزا از خيمههاي سوختــه
ميرود تا آسمان همراه بانگ يا حســـين
شعله شور و نوا از خيمههــاي ســـوخته
آب آب کـــودکـــان تـــشنه در ظهر عطش
رفتــــه تا عرش خدا از خيمههاي سوخته
از سفـيــر تــيـــر صيــــادان غـــزالان حرم
در بيابان شد رها از خـيـمههاي ســوخته
در شـــــرار آتــــش بــيـــداد روئـيد از جگر
شــــيون آل عـبــا از خــيـمههاي سوخته
در غــبـار آتــش و اندوه ميآمــــد بــــرون
سروهاي سر جدا از خيـمههاي ســوخته
نالهها ميداد ســـر بـيـمـار دشـــت کربلا
نــالههايي جـــانگـزا از خيمههاي سوخته
کس در آن وادي غم جز زينب(س) محزون نبود
تــا بـــرون آرد و را از خــيمــههاي سوخته
از مــيــان شعلــههاي مرگ چون آيد برون
اهــل بيت مصطفي(ص) از خيمههاي سوخته
مـيتــراود عـــطـــر مــظلوميت خون خدا
تا ابــــد در کربـــلا از خــيمههاي سوخته
پیشنهاد برای مطالعه (18)
Powered by AkoComment Tweaked Special Edition v.1.4.6 AkoComment © Copyright 2004 by Arthur Konze - www.mamboportal.com All right reserved Translator and Developed Farsi/Persian By Joomfa Team |