قال المهدی عج الله تعالی فرجه: «انّ رحمة ربُکم وَسعت کلّ شَیء وَ انَا تلک الرّحمة»
«همانا رحمت پروردگارتان همه چیز را فراگرفته است و من آن رحمت فراگیر الهیام»
بحار الانوار ج 53 ص 11
من امام زمانم را دیدم و شیعه شدم!
آقای میرجهانی ـ كه خداوند انشاءالله رحمتشان كند و كتابهای خوبی دارند مخصوصاً دیوان اشعاری كه در مورد امام زمان(عج) دارند بسیار عالی است.ـ ایشان در نجف نویسنده مرحوم حاج سید ابوالحسن اصفهانی بودند ـ نقل میكردند كه:...
یك نفر از سنیان متعصب قصیدهای بر علیه شیعه گفته بود و به امام زمان و شیعه توهین كرده بود و امام جمعه كاظمین كه فردی سنّی بود آن قصیده را در همه جا منتشر كرده بود.
آقای میر جهانی میگفتند كه من نشسته بودم كه پستچی نامهای از حجاز آورد. نامه را باز كردم و خواندم، دیدم كه نامه یكی از علمای حجاز است كه برگه شعر آن سنی را فرستاده و در نامهاش نوشته كه جواب من را بدهید و اگر واقعاً امام زمانی دارید به من نشان دهید.
ایشان میگفت: نامه را بردم پیش آقا سید ابوالحسن و گفتم كه یكی از علمای برجسته یمن نامه داده است، جوابش را چه كنیم؟
آقا سیدابوالحسن نامه را دیدند و گفتند: به او بگو بیاید نجف تا امام زمان(علیه السلام) را به او نشان بدهم. من نامه را گرفتم، اما جواب را ننوشتم.
شب پسر و داماد آقا سید ابوالحسن به دفتر ما آمدند و من هم قضیه را برایشان گفتم.
آنها گفتند: نه این مطلب را ننویس چون ممكن است آن عالم حجازی به نجف بیاید و آنوقت آقا سید ابوالحسن چه كند؟ بلند شدیم و رفتیم خدمت آقا.
پسر ایشان جریان نامه را گفت و آقا فرمودند: میدانم. در جواب بنویسید كه به نجف بیاید تا امام زمان(علیه السلام) را به او نشان دهم.
گفتیم، اگر آمد چه میكنید؟ گفتند: مربوط به شما نیست و شما فقط همین را که گفتم بنویسید.
آقای میرجهانی میگفت: من نامه را نوشتم.
یك شب در صحن نجف بین نماز مغرب و عشا خادمی آمد و گفت كه دو نفر از یمن آمدهاند در مسافرخانه ما و میخواهند خدمت آقا برسند.
گفتم شاید بحرالعلوم یمنی باشد كه آمده خدمت آقا برسد.
بعد آقا نماز خواندند و بعد از نماز مرتب "یابنالحسن یابنالحسن" میگفت.
مدتی طول كشید و بعد دیدم مثل اینكه در مقام خورشید طلوع كرده باشد، به قدری روشن شد كه پدر من نعرهای زد و بعد نور تمام شد.
آقا سیدابوالحسن مرا صدا زدند و گفتند: بیا و پدرت را بهوش بیاور.
من هم پدرم را به هوش آوردم و او شروع كرد به پاهای آقا افتادن و بوسیدن و گفت: احكام شیعه شدن را به من بیاموزید.
من امام زمانم را دیدم و شیعه شدم.
پس انسان باید توجّهات و توسلاتش به وجود مقدس امام زمان(عج) باشد.خدایا قسمت میدهیم به عزّت محمد و آل محمد فرج امام زمان را نزدیك بگردان. موانع ظهورشان را برطرف بفرما، چشمهای آلودة ما را به جمال منورش روشن بگردان، اسامی همه ما را در طومار اصحاب و انصارشان ثبت و ضبط بفرما. همه ما را مشمول دعوات خاصه امام زمان بگردان. اللّهم صلّ علی محمد و آل محمد و عجّل فرجهم.